رسول سناییراد
در حالی که شورای امنیت از صدور قطعنامهای برای پایان دادن به جنایات اسراییل علیه مردم مظلوم لبنان عاجز است و حتی پس از فاجعه دردناک قانا و جنایت آشکار صهیونیستها هم تنها به ابراز تاسف بسنده شد.
قطعنامهای که قبلا پیشنویش آن توسط کشورهای اروپایی آماده شده بود، علیه فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی ایران تصویب شد و انتشار یافت. براساس این قطعنامه به ایران مهلت داده شده تا نهم شهریور ماه کلیه فعالیتهای غنیسازی خود را در تمام سطوح تعطیل کرده و با توسل به بند 41 فصل 7 منشور سازمان ملل تهدید کرده است که در غیر این صورت با تحریمهای اقتصادی روبهرو خواهد شد.
همزمانی این قطعنامه با جنایات صهیونیستها و پس از فاجعه قانا جای هیچ تردیدی در سیاسی بودن آن باقی نمیگذارد و در واقع میتوان آن را اقدامی همسو با خواستههای اسراییل تلقی کرد که همراه با حامیان آمریکایی و اروپایی خویش در روزهای اخیر با موج تنفر ملتها و بیزاری افکار عمومی مواجه شدهاند.
این قطعنامه که تنها با مخالفت یک کشور عربی و با آرای اکثریت اعضا به تصویب رسیده میتواند اقدامی برای پوشش ضعف حاکم بر شورای امنیت نیز به حساب آید که به رغم برگزاری چند نشست نتوانسته تصمیمی علیه جنایات اسراییل اتخاذ کند و هر باره با فشار آمریکاییها بینتیجه پایان یافته است. اما از سوی دیگر چنین اقدامی استفاده ابزاری آمریکا و اروپاییها از محافل بینالمللی و بیاعتباری مضاعف سازمان ملل و اجزای وابسته به آن میباشد. زیرا که:
1ـ خواستههای مطرح شده در قطعنامه 1696با مفاد NPT و حق مسلم توسعه و پیشرفت ملت و کشور ایران مغایرت دارد و فلسفه وجودی آژانس بینالمللی انرژی اتمی را زیر سوال میبرد.
2ـ بر اساس ادعاهای اولیه اروپاییان در زمان ارایه بسته هستهای به جمهوری اسلامی هیچ نیازی به تعیین ضربالاجل زمانی برای پاسخ ایران نبوده و از سوی دیگر مسوولان ایرانی نیز اعلام کرده بودند تا پایان مرداد ماه پاسخ خود را ارایه خواهند داد.
3ـ پیش از این مسوولان پرونده هستهای جمهوری اسلامی ایران اعلام داشته بودند، بازگشت پرونده به شورای امنیت و فشار علیه ایران برای محرومسازی از حق مسلم هستهای میتواند تبعاتی چون تجدید نظر در سیاستهای هستهای را داشته باشد و مجلس شورای اسلامی نیز قطع همکاری را به تصویب رسانده بود که حاکی از وجود خط قرمز قطعی برای هرگونه تصمیمگیری نسبت به این پرونده میباشد.
اما به رغم صراحت مسوولان ایرانی و شفافیت سابقه همکاری برای انجام نظارتهای بینالمللی بر فعالیتهای هستهای و اجازه انجام دو هزار نفر ساعت بازرسی و بازدید از 53 مرکز ایران، صدور چنین قطعنامهای میتواند ادامه همان برخورد سیاسی شورای امنیت با پرونده لبنان و فاجعه دردناک قانا و جنایات صهیونیستها علیه بشریت به حساب آید.
اما سپری شدن سه هفته از مقاومت اسلامی باید این درس را به آمریکا و اروپا داده باشد که دوران تصمیمات یکجانبه زورگویانه به سر آمده و روزگار بیداری ملتها فرا رسیده و نمیتوان انحصار کثیف و آپارتاید عملی و توسعهای را حتی با ابزاری چون شورای امنیت بر ملتها تحمیل کرد.
همانگونه که سکوت شورای امنیت در برابر آپارتاید نژادی و قومی صهیونیستها و جنایت علیه لبنان نتوانسته مقاومت مردمی را بشکند و حمایت آمریکا از اسراییل توسط امثال برژینسکی عامل افزایش نفرت از آمریکا و اسراییل شمرده میشود که مشروعیت مبارزه و شورش علیه آنان را تشدید میکند.
امروز مردم ایران اسلامی چنین اقدامی را تاوان حمایت خویش از مظلومان لبنان و فلسطین دانسته و از سوی دیگر آماده پرداخت هرگونه هزینهای برای دفاع از حقوق مسلم خویش و مقابله با هرگونه آپارتاید عملی و توسعه نیز میباشند؛ ما نیز در برابر این زیادهخواهی و زورگویی آمریکا اروپا میتوانیم بایستیم همانگونه که حزبالله در برابر آپارتاید قومی صهیونیستها مقاومت کرده و پرچم عزبت و سرافرازی را در جنوب لبنان به اهتزاز درآورده است.
البته دلیل تاکید مکرر اعضای شورای امنیت بر این که صدور این قطعنامه به معنای استفاده از زور نمیباشد و به برخی سفارش شده تا ایران اسلامی را دعوت به خویشتنداری نمایند، نیز نگرانی از وقوع شرایط و وضعیت نامعلومی است که یک طرف آن خشم مقدس ملت همیشه سرافراز ایران اسلامی نسبت به لحن جبارانه مخالفان پرونده هستهای خویش میباشد.