تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۴  ، 
کد خبر : ۴۷۸۱۶
پشت پرده جریان‌های افراطی و مشکوک

فراماسونری و نهضت مشروطیت


موسی فقیه‌حقانی
فراماسونری سازمانی نهان روش و نخبه‌گر است که سال 1717 میلادی توسط سازمان مخفی یهود و مسیحیان صهیونیست برای سلطه بر جهان در انگلستان تاسیس شد. معنی لغوی فرماسونری مترادف با بنایی آزاد است که چندان ربطی با ماهیت این جریان جهان وطن ندارد و ابراز و آلات و عناوین بنایی پوششی برای پنهان کردن ساختار توطئه‌گر و ضد‌دین چنین جریانی است. با گسترش و غلبه فراماسونری در اروپا، این جریان توطئه‌گر که در کالبد رژیم حاکم بر انگلستان به عنوان کانون قدرتمند استعماری جهان حلول کرده بود متوجه هندوستان و مشرق زمین شد و همگام با سپاهیان استعماری و میسیونرهای مذهبی به تاسیس لژ فراماسونری در مشرق زمین مبادرت ورزید. با فتح هر سرزمین بلافاصله لژهای فراماسونری تاسیس می‌شد تا با تربیت نیروهای بومی و نفوذ عوامل خود در دستگاه حاکمه زمام امور را در آن سرزمینها به دست بگیرند.
فراماسونری در ایران
سابقه ورود فراماسونری به ایران به سال 1224 قمری باز می‌گردد. در این سال سرگور اوزلی بارت به عنوان سفیر انگلستان به همراه میرزا ابوالحسن خان ایلچی سفیر یهودی‌زاده ایران در انگلستان که به عنوان اولین ایرانی وارد لژ فراماسونری شده بود به ایران آمد تا ضمن انجام ماموریتهای سیاسی به تاسیس نخستین لژ فراماسونری در ایران مبادرت نماید. گزارشها حاکی از آن است که وی موفق شده تعداد زیادی از اطرافیان فتحعلی‌‌شاه را وارد جرگه فراماسونری نماید. بعدها در 1275 قمری میرزا ملکم‌خان اولین لژ را تحت عنوان فراموشخانه در تهران تاسیس می‌نماید که فعالیت آن تا 1278 قمری تداوم می‌نماید.
افشا‌گری آیت‌الله حاج ملا‌علی کنی بساط قرار‌داد رویتر و فراموشخانه ملکم را جمع کرده و به تکاپوی علنی فراماسونری در ایران خاتمه می‌دهد. عضویت تعداد زیادی از دانش‌آموزان دارالفنون در فراموشخانه ملکم، دستاورد خوبی برای جریان فراماسونری بود که سعی داشت از طریق جذب نخبگان، اداره کشور را در دست بگیرد. فراموشخانه ملکم با توجه به ماهیت غیر‌دینی این جمعیت و اباحی‌گری حاکم بر آن، کانونی بود برای تجمع گروههای مختلف بابی، بهایی، صوفیه، طبیعی مسلک و… که حاکمیت قاجار و روحانیت شیعه را سد بزرگی در مقابل تحقق خواسته‌های نامشروع خود می‌دانستند.
با ترور ناصر‌الدین‌شاه قاجار و روی کار آمدن مظفر‌الدین‌شاه فرصت مناسبی برای گروههای ماسونی و فرق ضاله جهت گسترش تشکیلاتی آنها فراهم شد. انجمن اخوت و جامع آدمیت دو تشکلی بودند که که در خلال سالهای سلطنت مظفر‌الدین‌شاه فعالیت گسترده‌ای داشتند. این دو تشکل بعدها محمل مناسبی شدند برای تشکیل انجمنهای مخفی که اعضای اصلی آن را فراماسونها تشکیل می‌دادند. محمود عرفان از اعضای لژ مهر در مقاله‌ای که در مجله یغما منتشر شد. از نقش فعال ماسونها در مشروطیت این چنین یاد می‌کند:
«تاریخ فراماسونها در ایران با تاریخ مشروطیت ما بی‌ارتباط نیست... نه تنها فراماسونها مستقیماً در مشروطیت دخالت داشتند بلکه انجمنهای فرعی و وابسته آنها که شکل ظاهر‌یشان شباهتی با سازمانهای ماسونی نداشتند نیز علناً در مشروطیت دخالت داشتند که از همه مهم‌تر انجمن اخوت را می‌توان نام برد.»
تحولات ایران در آغاز دهه دوم قرن 14 قمری شتاب بیشتری گرفت. نفوذ زاید‌الوصف بیگانگان و عوامل آنها در ایران و شدت یافتن اعمال بی‌رویه مستبدین. دلسوزان این شکور را به چاره‌اندیشی اساس وا‌داشت. نجات ایران در گرو محدود کردن قدرت حاکمان و سد نفوذ بیگانگان بود. علمای ایران در همین راستا اعتراضاتی را نسبت به اعمال بی‌رویه قدرت اظهار داشتند که حمایت کردم را به دنبال داشت. حرکت حساب شده روحانیت با طرح عدالتخانه، ایجاد تغییرات در ساختار سیاسی کشور را هدف گرفته و مردم را به صحنۀ مبارزه‌ای اصولی کشانده بود.
منورالفکران غربگرا و اعضای مجامع ماسونی که فقط در جمع محدود خود قدرت بسیج‌گری داشتند از زمینۀ به وجود آمده، نهایت استفاده را کرده و با نفوذ در صفوف نهضت و تند‌کردن سیر نهضت، کنترل آن را به دست گرفتند. اوج تحرک را در ترتیب دادن تحصن در سفارت انگلیس مشاهده می‌کنیم که اعضای افراطی مجامع ماسونی نظیر اردشیر جی و حیدر‌خان عمواوغلی، صحنه‌گردان آن بودند. با تند شدن سیر تحولات جامع آدمیت توسط عناصر افراطی انجمن حقوق که شعبه‌ای از جامع آدمیت بود، دچار انشعاب شد و انشعابیون با کمک معلمین و مدیران مدرسه آلیانس اسرائیلیت که جهت آموزش اطفال یهودی تاسیس شده بود اقدام به تاسیس لژ بیداری ایران نمودند.
مقدمات تاسیس لژ از 1323 آغاز و اعضا در ارتباط تنگاتنگ با هم بودند. با امضای فرمان مشروطیت زمینه برای فعالیت لژ مهیاتر شد و لژ بیداری در 1325 قمری رسماً تاسیس شد. دخالت اعضای لژ در تدوین قانون اساسی بر اساس قوانین غربی و ضدیت آنان با روحانیت و اسلام در کنار افراطی‌گری ارگان مطبوعاتی فراماسونری یعنی روزنامه‌های کوکب دری، صوراسرافیل، مساوات، حبل‌المتین و… و کانونهای سیاسی نظیر انجمن غیبی، انجمن بین‌الطلوعین، انجمن ستار و... وضعیت کشور را پس از صدور فرمان مشروطیت دچار اغتشاش و هرج‌و ‌مرج کرد که نهایتاً منجر به تعطیلی مجلس و مشروطیت شد.
حضور فعال اعضای لژ بیداری در زد و خودروهای منجر به تعطیلی مجلس از آمادگی اعضای لژ برای درگیری داشت. این دخالت بعدها پس از فتح تهران نیز تداوم پیدا کرد و تمامی امور کشور در اختیار لژ بیداری ایران قرار گرفت. حضور گسترده فراماسونها در مناصب سیاسی، قضایی و مجلس از غلبه آنان بر نهضت مشروطیت را نشان می‌داد. شهادت حاج شیخ‌ فضل‌الله نوری، سیدعبد‌الله بهبهانی، شیخ علی فومنی و انزوای علمای مشروطه‌خواه نتیجه قهری این غلبه بود. نگاهی به اسناد لژ بیداری ایران سلطه فراماسونها را بر ارکان کشور انحراف نهضت مشروطیت کاملاً آشکار می‌سازد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات