تاریخ انتشار : ۱۳ مهر ۱۳۹۱ - ۰۹:۱۸  ، 
کد خبر : ۴۷۸۴۸

گفت‌وگو با اسدالله اطهری(بخش آخر)


 مریم مهدوی
*این مسئله چه تاثیری می‌تواند روی قدرت هژمونیک ایران که توسط غرب جلوگیری شده، بگذارد؟

**تاثیری که 11 سپتامبر روی ایران داشت، باعث شد که فضا امنیتی شود. همسایه شدن ایران با عراق و افغانستان، خود به خود باعث شدند که دموکراسی و مردم سالاری در ایران از اولویت خارج شود. می‌دانید که وقتی آمریکا یک قدرت هژمون است دستور کارش اگر اقتصادی باشد، دستور کار دنیا نیز اقتصادی می‌شود. اگر دستور کارش سیاسی، حقوق بشری، امنیتی و... هم باشد باز هم دستور کار دنیا متناسب با دستور کار آمریکا خواهد بود و...
*خوب در شرایطی که دستور کار آمریکا امنیتی است، یوشکا فیشر، وزیر خارجه سابق آلمان به عنوان یک مقام غیردولتی به ایران آمدند و عنوان کردند که اگر قرار است مسئله پرونده هسته‌ای ایران حل شود، نخست باید رابطه ایران و آمریکا حل شود؟
**این درست است، ولی من در مورد خود فیشر حرف دارم، زیرا فیشر زمانی به ایران آمد که دیگر یک استاد دانشگاه و عضو شورای روابط خارجی آمریکا شده است و برای دولت ایران پیام آورده بود. حالا وی می‌خواهد که در سمت یک استاد دانشگاه ما را بترساند و بگوید که «ما حاضریم 2 الی 3 زمستان سرد را پشت سر بگذاریم». بعد هم می‌ورود با مقامات مسوول ایران صحبت می‌کند. اگر موضوع «دیپلماسی عمومی» است که اول از هم وی باید با نهادهای مدنی صحبت کند، ضمن اینکه باید در تهران هم دستور کار داشته باشد، زیرا الان فاز کاری فیشر با گذشته که به عنوان یک مقام دولتی آلمان مورد پرونده هسته‌ای به ایران می‌آمد، فرق می‌کند.
*فیشر مقام دولتی آلمان نیست، ولی گفتید از سوی آمریکا برای ایران پیام آورده است؟
**منظور من این است که با «دیپلماسی عمومی» یا «دیپلماسی غیر دولتی» به این صورت برخورد نمی‌شود. ضمن اینکه آنها به رغم تحریم‌هایی که کرده‌اند، نمی‌خواهد با ما نسبت به تکنولوژی که خود ایرانی‌ها بدون کمک خارجی‌ها دست پیدا کرده‌اند و قدرت ما قبل هسته‌ای هستیم، در شان و مقام خودمان صحبت کنند. این در حالی است که مسئله بی‌اعتمادی مطلق نیز وجود دارد. ایرانی‌ها چگونه می‌توانند به اروپایی‌ها اعتماد کنند در حالی که اروپا 50 سال است که به ترکیه قول داده که در صورت تعویض و تغییر چند هزار صفحه قوانین، سیاست، اقتصاد، فرهنگ و ... آن را عضو اتحادیه اروپا کند. اروپا 5 دهه است که دارد با تمام این خواسته‌هایش مدام ترکیه را بازی می‌دهد. پس نکته مهمی را که من می‌خواهم عرض کنم این است که آیا واقعا مشکل نظام بین‌الملل، برنامه هسته‌ای ایران است؟ آیا در صورت حل مشکل هسته‌ای ایران، بقیه مسائل دنیا حل می‌شود؟
*و آیا موضوع بحران منطقه خاورمیانه حل خواهد شد؟
**واقعیت همین است. ما باید درک کنیم که آنها دنبال چه چیزی هستند؟ آیا آنها دارند از برنامه اتمی ایران به عنوان یک ابزار و اهرم فشار برای تغییر ماهیت، رفتار، ذات یا تغییر جوهره نظام ایران استفاده می‌کنند؟ اگر مشکل واقعا مشکل هسته‌ای ایران است، پاکستان، اسرائیل، هند و کره‌شمالی هم که معضل هسته‌ای هستند. پس باید در این رابطه فکرهای جدیدی دیگر ایجاد شود.
*یعنی اگر ایران معاهده «منع سلاح‌های کشتار جمعی» یا «NPT» را امضا نکرده بود، آیا برنامه امروزی که علیه ایران است، وجود نداشت؟
**بله، این امکان وجود داشت که این برنامه نباشد، ولی باز‌هم ایران تحت فشار بود، زیرا دومین مسئله‌ای که خیلی برای آنها مهم است، این است که آنها از ایرانی که می‌گوید اسرائیل باید محو شود و نظام بین‌المللی را عادلانه نمیداند، می‌ترسند.
*چین و روسیه با نگاه به شرق، ایران را در این مورد چگونه ارزیابی می‌کنید؟
**برای چین، تایوان مهم است. برای روسیه نیز استفاده از ایران به عنوان برگه‌ای برای استفاده‌های تجاری، ورود به «WTO»، عضویت در گروه صنعتی 8 و مسائل اقتصادی و نفتی مهم است. بنابراین نگاه به شرق کجا رفت؟ وزن، اعتبار، مقام و موقعیت این کشورها کجاست؟ آنها فهمیده‌اند که پوتینیزم چگونه روسیه‌ای را که در حال فروپاشیدگی بود به مرحله فعلی آورده است. چینی‌ها به افزایش توان و رشد اقتصادی خود فکر می‌کنند.
*یعنی روسیه در طی این سه سال در پرونده هسته‌ای ایران به گونه‌ای در نظام بین‌الملل بازی کرد که بتواند از این ابزار، وزنی را برای خودش به دست آورد؟
**بله، روسیه توانست این کار را انجام دهد. در حالی که آمریکا می‌گفت: «روسیه به عنوان کشور ناقص حقوق بشر است و دموکرات نیست». تنها چین و روسیه نیستند. هند هم بو کشیده و فهمیده که دیگر عصر غیر متعهدها و نمایندگان جهان سوم نیست و در مورد مسئله‌ هسته‌ای خود به آمریکا پیوسته است. پاکستان نیز حاضر شد به خاطر منابع ملی خود، طالبان را قربانی کند و نقشه پایگاه‌های آنها را به آمریکایی‌‌ها تحویل دهد تا آنجا را بزنند. به طور کلی باید گفت که تمامی این کشورها تغییر مسیر و جهت داده‌اند. زرنگی دیپلماسی نیز در همین تغییر مسیر و تغییر جهت است. چه کسانی 11 سپتامبر را به وجود آوردند؟ اعراب، پاکستانی‌‌ها، تندرو‌های افراطی افغانستان، کشورهای خاورمیانه مثل عربستان، مصر، امارات، ولی چه کسانی ‌توانستند از این مسیر فرار کنند؟ همین کشورهایی که نام بردم. آنها فهمیدند که باید، هژمون چه کار کنند و بعد هم ایران را جلو انداختند.
*و آمریکا می‌خواهد با خاورمیانه چه کار کند؟
**آمریکایی‌‌ها دوست دارند از خاورمیانه تصویر اروپای شرقی و اروپای غربی نشان دهند دنیای بسته و دنیای آزاد.
*دنیای بسته آنها شامل چه کشورهایی هستند؟
**دنیای بسته حماس فلسطین، سوریه و ایران و... هستند که شامل رژیم‌های اروپای شرقی می‌شوند.
*و دنیای آزاد شامل چه کشورهایی هستند؟
**دنیای آزاد یا اروپای غربی آنها نیز شامل کشورهایی است که آمریکایی‌‌ها می‌خواهند مدل دموکراسی را در آنها ایجاد کنند مثل عراق. در واقع آمریکا می‌خواهد چنین سیستمی را در خاورمیانه ایجاد کند.
*اما آمریکا الان با پارادوکس مواجه شده است. این امر چه تاثیری را روی پرونده هسته‌ای ایران خواهد گذاشت؟ ضمن اینکه شورای امنیت قطعنامه اخیر خود را هم در مورد ایران صادر کرده است؟
**به نظر من تمام این جنگ‌ها و خشونت‌هایی که در منطقه خاورمیانه روی می‌دهد، همانطور که اشاره کردم به دلیل این است که موقعیت طبیعی ایران بعد از ترکیه، عراق و اسرائیل قرار گرفته است. اگر ایران نقش طبیعی خود را بازی کند، می‌تواند براساس موقعیتش، بازیگر خرد‌‌مند،‌ صلح‌ساز و ایجاد کننده ثبات در منطقه شود. اما آمریکا سعی ‌می‌کند چهره سیاسی مخربی از ایران نشان دهد و بی‌اعتمادی را گسترش دهد.
*ولی بهانه‌ای است که می‌تواند روی سرنوشت ایران و منطقه تاثیر بگذارد؟
**بله، اما تجربه نشان داده که کشورهای چند قومی ـ مذهبی مثل عراق که دارای پایه‌های فرهنگی متفاوت هستند، نمی‌توانند براساس تفکر آمریکایی سرنوشت خود را معین کنند. در واقع آمریکا باید به ملت‌ها اجازه دهد که خودشان سرنوشت خود را تعیین کنند. آمریکا با بهانه پرونده هسته‌ای می‌خواهد ایران را به اروپای شرقی تبدیل کند و یا منجر به عقب راندن ایران از فلسطین، عراق و لبنان که مناطق استراتژیک ایران هستند، شود. در حالی که عراق و افغانستان متحد طبیعی ایران هستند و آسیای مرکزی و قفقاز نیز حوزه نفوذ و حیاتی خلوت ایران هستند. بنابراین ایران پسا هسته‌ای، دارای موقعیتی است که نمی‌توان به شکل ساده‌ای با آن برخورد کرد. ضمن اینکه اصلا مسئله، مسئله اتمی ایران نیست، زیرا در بازنگری قدرت دهی بزرگ در مورد NPT، آنها نتوانسته‌اند به توافقی دست یابند و این معضل در منشور سازمان ملل متحد وجود دارد که برزیل، ژاپن، هند، پاکستان و اسرائیل نیز با مسئله هسته‌ای درگیر هستند و مسئله هسته‌ای آنها نیز باید به شکل پکیج یا بسته‌بندی حل شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات