سجاد سالک
«انتخابات مهم است، آزادی انتخابات مهمتر، سلامت آن از همه واجبتر» سه جمله فوق را میتوان عصاره کلام اصلاح طلبان در سالهای پس از دوم خرداد دانست که مردمسالاری و دموکراسی به واژگان مورد احترام اکثریت جامعه تبدیل شد و کار سیاست به دست اهل مدارا افتاد. اینکه چهرههای سیاسی تحولخواه و طرفداران اصلاحات سیاسی و اجتماعی روی صندوقهای رای حساب زیادی باز میکنند، ناشی از یک عادت سالانه برای حضور در کار قدرت نیست، مسئله دموکراسی است، دغدغه آزادی است و موضوع حفظ حقوق شهروندی است که مهم در سایه انتخابات شکل تحقق به خود میگیرد. تجربه انتخابات و گردش قدرت در تمام سالهای گذشته نشان داده که از برکت صندوقهای رای و برگههایی که در آن ریخته میشود، هم آزادیهای سیاسی فراهم آمده هم طیفهای سیاسی ـ فکری مجال بیشتری برای تحریک مییابند.
پس بیراه نیست که مخالفان رای و نظر مردم از انتخابات گریزانند و یا به حذف آن میاندیشند یا به بیخاصیت کردن آن. پس انتخابات مهم است؛ آن چنانکه اصلاحطلبان در داخل میگویند ما اگر دو گزاره دیگر که آزادی باشد و سلامت فراهم نیاید، در واقع پویایی انتخابات دچار خدشه میشود.
در واقع قلب حکومتهای مردمسالار همین جا میزند و تفاوت عمدهشان با دیگر حکومتها همین جاست که امکان میدهد قدرت بچرخد و در چنگ گروه خاصی به انحصار در نیاید که احتمال فساد در آن ظاهر شود. اگر انتخاباتی برگزار شود و رنگ و لعاب تبلیغات، چند مدتی در و دیوارهای شهر را بپوشاند و در نتیجه انتخابات، رای و نظر مردم حاصل نیاید نتیجه همان میشود که در کشورهای جهان سومی شاهدیم و انتخابات آنها اعتنایی بر نمیانگیزد.
چنین است که عالمان معاصر علم سیاست چاره ندارند جز آنکه وقتی از انتخابات سخن میگویند بلافاصله به آزادانه بودن و سالم بودن آن هم تاکید کنند تا مبادا صرف برگزاری انتخابات نشانه دموکراسی تلقی شود. از سویی باید در نظر داشت که طرفداران تغییرات تدریجی در حاکمیت نباید از کنار انتخابات به سادگی عبور کنند. حتی اگر مجبور باشند به نسبتی از آزادانه بودن انتخابات هم رضایت دهند چارهای نیست جز آنکه تمام و کمال در آن شرکت جویند و با شیوه اصلاحطلبانه، مطالبات دموکراتیک و آزادانه را دنبال کنند چرا که انتخابات مظهر اعلام موجودیت است.
کارزار سنجش توان و قدرت است. عرصهای است که مشخص میسازد که عملکرد حاکمان تا چه حد در نظر مردم مقبول افتاده و برنامههای طیف منتقد، نظر مردم را چقدر جلب کرده است. انتخابات باسکولی است که وزن احزاب و تشکلهای سیاسی را به روشنی مشخص میکند و امکاناتی فراهم میسازد تا دولتمردان همواره به خاطر داشته باشند به واسطه حضور در قدرت از این اختیار برخوردار نیستند تا هر طور که میخواهند با شهروندان برخورد کنند و هرگاه که لازم دانستند حقوق اساسی آنها را نقض کنند.
انتخابات عرصه تجدید پیمان است؛ تجدید یک قرار اجتماعی میان حاکمان و مردم؛ قراری که طی آن شهروندان و گروه حاکم به باید و نبایدها ملزم میشوند و هر انتخابات فرصتی فراهم میآورد تا مردم بسنجند آیا دولتمردان به قرار خود پایبند ماندهاند یا خیر. طبیعی است در این نگاه نمیتوان به مانند «هابز» اندیشید و تصور کرد که در یک قرار اجتماعی حاکمان میتوانند هر طور که میخواستند عمل کنند و مردم اختیاری در عزل و نصب آنان ندارند.
نگاه «هابز» را البته حاکمان نیک میشمارند اما اگر قرار باشد به این نگاه پایبند ماند دیگر نیازی به انتخابات و صندوق رای نیست. از این رو است که باید به رفرم اندیشید، اصلاحات را از یاد نبرد و برای تحقق تغییرات روبنایی به صندوقهای رای نگاهی ویژه داشت. این روزها البته مانند یونان باستان امکان آن نیست که مردم در «پولیس» گردآیند و شیوه دموکراسی مستقیم، منتخبان خود را برگزینند اما نباید به این بهانه فراموش کرد: «انتخابات مهم است، آزادی انتخابات مهمتر، سلامت آن از همه واجبتر.»