نفت فردا تمام نمیشود ولی نفت گرانقیمت میتواند کوتاه باشد. در راه استخراج طلای سیاه مشکلات بیشتر سیاسیاند تا فنی. امروزه نفت بیشاز هر زمان دیگری ابزاری است برای بازیهای سیاسی صاحبان قدرت.
اگر نفت فردا تمام میشد جهان ما بسیارزیبا میشد. عصر مولدهای بادی، باطریهای خورشیدی و انرژی امواج فرامیرسد. مطمئن نیستیم که همه این موارد به وقوع میپیوست یا خیر ولی شکی نیست که افقهای جدیدی گشوده میشد و هوا لطیفتر میگشت. اگر نفت فردا تمام شود دیگر در عراق و جنوب نیجریه شاهد خونریزی نخواهیم بود. خودروهای برقی بدون ایجاد سروصدا در خیابانهای شهرهایمان رفتوآمد خواهند کرد بیآنکه ردی از دود از خود بهجای بگذارند.
این قبیل رویاها به مزاج کسانی که پیوسته حداکثر تولید را توصیه میکنند، خوش نمیآید. البته دوران پس از نفت به این زودیها فرا نمیرسد. هنوز نفت خام در زیرزمین جاری است. براساس آمارهای مؤسسه زمینشناسی آمریکا تاکنون بشر تنها یکسوم نفت قابل استخراج بهوسیله فناوریهای امروزین را از دل زمین خارج کرده است. این رقم بدون احتساب منابع نفتی غیرمتعارف میباشد. این برآوردها حتی اگر خوشبینانه باشند، نشان میدهند که هنوز نفت زیادی در زیرزمین انباشته شده است. قطعاً نفت تمام خواهد شد ولی تا آن زمان چندین دهه زمان لازم است و احتمالاً تولید تا قبل از سال 2025 کاهش نخواهد یافت. در حال حاضر دغدغه ما استخراج نفت خام است. این مسأله گاهی جنبه فنی دارد ولی نباید از جنبههای دیگر غافل بود. به اعتقاد دانیرگین مشکل عمده بحثهای زمینشناسی نیست بلکه برمیگردد به سیاست در کشورهای صادرکنندهها. نبرد میان کشورهای صنعتی تشنه نفت و کشورهای صاحب ذخایر عظیم نفتبی که شیفته طلای سیاهند، آغاز شده است. این نبرد از روزهای سختی خبر میدهد.
درحالحاضر کسی که نفر اول میادین نفتی است، وزیر نفت قدرتمند عربستان سعودی، علی النعیمی میباشد. وی عادت دارد هنگام پیادهروی با ارباب جراید مصاحبه کند. البته تنگی وقت برای یک وزیر نفت چیز عجیبی نیست. تقریباً بیشتر واردکنندگان نفتخام چشم به علی النعیمی دوختهاند. جهان محتاج نفت است، او هم نفت دارد. در حدود یکچهارم ذخایر جهانی نفت در عربستان انباشته شده است. چاههای نفت عربستان همه شرکتهای نفتی بینالمللی را وسوسه میکنند. میدان نفتی غوار در شرق عربستان بهتنهایی روزانه 5 میلیون بشکه نفتخام تولید میکند که معادل دو برابر مصرف کشور فرانسه است. کسی حق ندارد به خون ملت چشم طمع بدوزد. خارجیها فقط اجازه دارند در میدانهای گازی سرمایهگذاری کنند. این امکان هم اخیراً میسر گشته است. ناتالی آلازارد- تو، مدیر مطالعات اقتصادی در انستیتو نفت فرانسه شرح میدهد که عربستان یک منطق موروثی- ملی دارد. هیچ دلیلی وجود ندارد که این کشور سرمایهاش را حیفومیل کند. به اعتقاد سدریک دولسترانژ، از نویسندگان کتاب «ژئوپلیتیک نفت» افکار عمومی در قلمرو ملک عبدالله نیز نظر مساعدی با حضور بیگانگان ندارد. نظام سلطنتی خود را نگهبان اماکن مقدس اسلام و میادین نفتی تلقی میکند! عربستان خود نفت را استخراج میکند ولی در اینکار عجلهای از خود نشان نمیدهد. از دیدگاه کلود ماندیل مدیر آژانس بینالمللی انرژی، آخرین قطره نفت از خاک عربستان خارج خواهد شد و ناتالی آلازارد- تو تصریح میکند که بهمنظور حفظ فشار بر بازار و استحصال هرچه بیشتر نفت از یک چاه، نباید تلمبهها سریع کار کنند. این همان شیوه یک پدر خوب در خانواده است.
صد میلیارد دلار سود
عربستان یک گاوصندوق است. مشکل اینجاست که رقبا نیز وجود دارند. کویت هم منطق حجاز را پیش گرفته است. مکزیک هم همینطور. قانون اساسی کشور اخیراً تصریح میکند که منابع نفتی نمیتوانند در اختیار خارجیها قرار بگیرند. شاید مکزیک بستهترین کشور در اینخصوص باشد. به اعتقاد یک کارشناس نفتی این امر طبیعی است چرا که در غیر اینصورت مکزیک پنجاهویکمین ایالت آمریکا میشد. البته کشورهایی چون لیبی و الجزایر دروازههای نفتی خود را گشودهاند. اما ذخایر آنها قابلتوجه نیستند. در کنار کشورهای نفتخیزی که نظام نفتی بستهای دارند کشورهای نفتخیز دیگری وجود دارند که دارای مشکلاتیاند. ونزوئلا، کشوری که نفت در آن به هوگوچاوز این شهامت را میدهد که آشکارا آنچه را در مورد آمریکا میاندیشد به زبان بیاورد، بهمثابه یک زمین بازی پیچیده برای شرکتهای نفتی است. به قول سدریک دولسترانژ، نفت یعنی استقلال. ایران نیز کشوری است با نرخ ریسک بالا. در صورت بالا گرفتن بحثیهای مربوط به برنامه هستهای ایران، چه خواهد شد؟ در ماه نوامبر محمود احمدینژاد، رئیسجمهور ایران تهدید کرد که در صورت ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت، ایران به طرق مختلف واکنش نشان خواهد داد، مثلاً با تعلیق فروش نفت خام. در مورد روسیه که برای سالهای متمادی سرزمین تجارتهای پرسود بود، باید گفت که این کشور یک دوره ملیسازی دوباره را تجربه میکند. دو شرکت نفتی یوکوس و سیبنفت به آغوش کرملین بازگشتند. یوکوس با توسل به زور و و سیبنفت با وعدههای مالی تن به این کار دادند و بالاخره عراق. سقف تولید نفت خام عراق کمتر از دو میلیون بشکه در روز است درحالیکه درصورت راهاندازی کامل صنایع نفت، سقف تولید این کشور به 4 و حتی 6 میلیون بشکه در روز قابل افزایش است. انفجار روزانه لولههای نفت در این کشور بحرانزده نشان میدهد که تا چه اندازه نفت اسیر جنگ قدرت بین کردها، سنیها و شیعههاست.
این شکست سنگینی برای آمریکاست. این روند در واقع عمیقاً با دکترین سنتی کاخ سفید تر تضاد است. براساس این دکترین ایالات متحده میبایست به هر طریق ممکن نفت خاورمیانه را تصاحب کند تا بتواند اقتصادش را تغذیه کند. در سال 1992، جیمز شلزینگر، وزیر انرژی سابق آمریکا در کابینه کارتر، این استراتژی را چنین خلاصه میکرد: «آنچه ملت آمریکا از جنگ خلیجفارس دریافت این است که حمله به ملتهای خاورمیانه بسی آسانتر از پول خرج کردن برای کاهش وابستگی آمریکا به واردات نفت میباشد». اکنون دو سال پس از دومین جنگ خونین در عراق، ثابت شده که این دکترین راه به جایی نبرده است و غلط از آب درآمده است. غرب در تلاش برای رسیدن به نفت شکست سنگینی خورده است. سدریک دو لسترانژ چنین شرح میدهد: «در سال 2000 همه گمان میکردند عربستان سعودی دروازههای خود را خواهد گشود. در مورد عراق، کویت و ایران همه خوشبین بودند و روسیه سرزمین بکری بود. ولی پنج سال بعد...» غربیها اشتباه کردند و آن هم در بدترین شرایط زمانی ممکن. چرا که در سالهای 2005-2000 جهان با انفجار تقاضا برای نفتخام روبهرو گشت. دلیل این وضعیت نیاز شدید اقتصاد آمریکا بهخصوص چین و هند به نفت خام میباشد. از عوارض رشد اقتصادی در چین و هند این است که 4/2 میلیارد هندی و چینی رویای زندگی به شیوه آمریکایی را دارند: یک آپارتمان 16 مترمربعی، یخچال سایدبایساید و تهویه مطبوع در تمام طبقات. آنها تمایل دارند از همه مزایای دنیا برخوردار باشند. روزبهروز میزان عرضه و تقاضا در بازار نفت به هم نزدیکتر میشوند اما یک طوفان کوچک در تگزاس، یک اعتصاب کوچک در ونزوئلا و یا یک حمله کماهمیت شورشیان نیجریه به خطوط انتقال نفت توازن بین عرضه و تقاضا را به لرزه درمیآورند.
نکته مهم در اینجاست که این خطا در محاسبه، سود کلانی عاید شرکت های نفتی بینالمللی کرده است. به دلیل بالا رفتن قیمت نفت، پنج شرکت نفتی اول دنیا سودی بالغ بر 100 میلیارد دلار در سال جاری به جیب میزنند. از آنجا که از پروژههای سرمایهگذاری خبری نیست، این شرکتها توانستند سهام سهامداران را بازخرید کنند که البته سهامداران نیز سود زیادی بردند. شرکتهای بزرگ نفتی به نوعی انتظار میکشند و یا بهتر بگوییم محتاطانه عمل میکنند. آنها سال 1998 را از یاد نبردهاند که قیمت نفت حولوحوش 10 دلار برای هر بشکه بود. و امروز با احتساب 23 تا 25 دلار بابت هر بشکه، سرمایهگذاری میکنند. البته این شرکتها محتاطند ولی بههرحال ناچار به سرمایهگذاری در عرصه نفت میباشند و این نه به خاطر راضی کردن دولتها بلکه برای حفظ ارزش سهامشان میباشد. تحلیلگران امور مالی برای ارزشیابی یک شرکت، ابتدا به بررسی ذخائر آن شرکت میپردازند. درصورتیکه این ذخایر تجدید نشوند و سرمایهگذاریهای جدید صورت نگیرد، ارزش سهام شرکت مذکور تنزل میکند.
بهمنظور افزایش ذخائرشان، این شرکتها در قدم اول یک امکان دارند و آن بهبود سطح فناوریشان میباشد چرا که بزرگترین منابع نفتی جهان در میادین نفتی موجود نهفتهاند.
هرچه سطح فناوری بالاتر رود بر مقدار ذخایر اثباتشده اضافه میشود. در سالهای اخیر نوآوریهای بسیاری صورت گرفته است که بهعنوان مثال میتوان به سیستم حفاری چندجهته، تزریق بخار و گاز اشاره کرد. با کمک فنون لرزهنگاری پیشرفته، مهندسین میتوانند جریانهای خروشان نفت خام را در یک میدان نفتی ردیابی کنند و نفت بیشتری استخراج کنند.
یک امکان دیگر اکتشاف در مناطق صعبالعبور میباشد که برای مثال میتوان به سرزمینهایی در قطب شمال اشاره کرد. در این مناطق سکوهایی که احداث میشوند باید بتوانند در برابر کوههای یخی مقاومت کنند و هزینه احداث چنین سکوهایی بسیار بالاست ولی مهم نیست، وقتی نفت اینقدر گران است، ارزش سرمایهگذاری را دارد. حتی دستنیافتنیترین میادین نفتی سودآور میشوند اگر قیمت نفت روند صعودی داشته باشد. زمینشناسی، فنآوری و اقتصاد از عوامل مؤثر در بهبود وضعیت ذخائر نفتی میباشند. حتی درصورتیکه میادین جدید کشف نشوند، میتوان به میزان نفت خام ذخایر موجود با استفاده از فنون جدید افزود. سیسال پیش عمر ذخایر نفت خام سیسال پیشبینی میشد، امروزه پیشبینی میشود تا 40 سال دیگر نفت در این ذخایر وجریان داشته باشد. بدینترتیب ذخایر عظیم نفتی موسوم به ذخایر غیرمتعارف تولد یافتند. بهدلیل افزایش قیمت نفت خام و پیشرفتهای فنی، نفت فوق سنگین تبدیل به منبعی باارزش و معتبر شده است. ذخایر نفت سنگین ونزوئلا و شنهای قیرگون رودخانه آتاباسکا در کانادا با ذخایر خاورمیانه قابلمقایسهاند. چهبسا کانادا عربستان سالهای آینده باشد. درصورتیکه کانادا بتواند نفت سنگین این ماده روغنی، را که استخراجش بسیار مشکل است، مهار کند، این پیشبینی محقق میشود، به اعتقاد کریستیان بسون، نویسنده تحقیقی درباره فناوریهای نفتی، با کمک فناوریهای نو میتوان بر مشکلات فائق آمد. برای مثال شرکت توتال اخیراً اقدام به یک سرمایهگذاری 1/1 میلیارددلاری در میدان نفتی دیگر گریک در کانادا کرده است. زاویه پریل، از مسئولین توتال تأکید کرده است که این اقدام توتال منطقی است. چرا که با درنظر گرفتن قیمتی معادل 20 تا 25 دلار بابت هر بشکه، این معامله برای شرکت مذکور سودآور میباشد. گفتنی است که توتال در ونزوئلا نیز فعال است.
نفت: کالای همه فن حریف
به منظور تسریع امور و بهبود وضعیت استحصال نفتخام، شرکتهای نفتی برای دستیابی به فناوریهای جدید با یکدیگر در رقابتند. آنها امیدوارند که سیستمهای تولید گرم یعنی تزریق بخار، آنها را به مقصودشان برساند. تنها یک نگرانی وجود دارد و آن این که این شیوه نیاز به انرژی فراوان دارد. البته شاید بتوان این مقدار انرژی را با استفاده از گاز طبیعی موجود در مناطق قطبی کانادا تأمین کرد که البته برای اینکار نیاز به احداث یک خط لوله گاز از میان یخها میباشد. راهحل دیگر احداث یک نیروگاه هستهای در منطقه میباشد. راهحلی که نیاز به جسارت دارد ولی غیرممکن نیست. با این همه سنگینی سرمایهگذاریها و فقدان نیروی کار متبحر، از سرعت بهرهبرداری از این ذخایر عظیم نفت خام سنگین میکاهند. زاویه پریل برآورد میکند که در سال 2020، 5% تولید جهانی متعلق به نفت خام سنگین کانادا و ونزوئلا خواهد بود، با توجه به میزان ذخایر موجود، این رقم بسیار ناچیز است.
هیچکدام از این پیشبینیها عربستان را نگران نمیکند. شایان ذکر است که استخراج نفت در خاورمیانه دو تا سه برابر ارزانتر از جاهای دیگر هزینه دارد. عربستان با بستن مرزهای خود به روی شرکتهای خارجی، از هرگونه ریسکی دوری میجوید. عربستان این فرصت را دارد که مانع از توسعه سریع رقبای نفت خام یعنی نفت سنگین و انرژیهای جایگزین بشود. سدریک دولسترانژ توضیح میدهد که عملکرد عربستان سعودی در چارچوب منطق بازار قابل فهم است. آنها تلاش میکنند که سطح درآمدهایشان پایین نیاید. در همین راستاست که علی النعیمی مدام از تعهد کشورش برای افزایش ظرفیت تولید تا 5/1 میلیون بشکه در روز سخن میگوید. سعودیها امیدوارند در سال 2008 روزانه 5/12 میلیون بشکه نفت خام تولید کنند.
البته مطابق قوانین اوپک، هیچ کشور عضوی مجاز نیست بیش از سهمیهاش تولید کند.
علی النعیمی پیوسته به غربیها توصیه میکند که با ساخت پالایشگاه نیمی از مشکل خود را حل کنند. به خصوص در خاورمیانه ظرفیتهای مازاد تولید به طور انبوه وجود دارند. مشکل اینجاست که استخراج و پالایش منابع زیادی از نفت سنگین و نفت دارای گوگرد زیاد، بسیار پیچیدهتر از استخراج و پالایش نفت خام سبک میباشند. بسیاری از کشورهای صنعتی از جمله آمریکا از کمبود امکانات پالایش رنج میبرند و بنابراین منطقی است که پالایشگاهها بیشتر بر روی نفت سبک تمرکز کنند و نتیجه اینکه قیمت نفت سبک که تقاضا برای آن رو به افزایش است، سیر صعودی پیش میگیرد. شاخصهای شناختهشدهای همچون نفت برنت دریای شمال و نفت وستتگزاس اینترمدییت، از جمله نفت خام سبک میباشند. افزایش ناگهانی قیمت این دو شاخص تا حدی ناشی از بحران پالایش میباشد. اگر پالایشگاههای بیشتری در دنیا وجود داشت، نفت خام سنگین به بازار میآمد و باعث تعدیل قیمتها میشد. با این همه سرمایهگذاریهای بسیار ناچیز در بخش احداث پالایشگاه صورت گرفته است.
یکی از دلایل کمبود پالایشگاهها مسائل زیستمحیطی است. در سالهای اخیر قوانین مربوطه در غرب سختتر شدهاند و مخالفتهای زیادی علیه احداث پالایشگاههای جدید ابراز میشوند. برای مثال در ایالات متحده از حدود 30 سال پیش تا امروز هیچ پالایشگاهی ساخته نشده است. پس ستاره سهیل بودن پالایشگاه میتواند از دلایل افزایش قیمتها باشد. در چنین شرایطی چهبسا اقبال عمومی به سمت اقسام دیگر انرژی سوق یابد.
به هر حال نخستین شرط ظهور انرژیهای جایگزین این است که قیمت نفت بالا بماند. ولی هنوز تا یک شوک نفتی فاصله هست. حتی اگر قیمت نفت به 70 دلار در هر بشکه برسد هنوز تا قیمتهای واقعی نفت در پی دومین شوک نفتی فاصله دارد. البته در آن زمان نفت همچنان جایگاه خود را به عنوان یک منبع انرژی حفظ کرد. در آن زمان غرب شروع به ایجاد تنوع در منابع انرژی خود نمود و از جمله به توسعه انرژی هستهای روی آورد تا مجبور نباشد برای تولید برق نفت بسوزاند. شوکهای نفتی سالهای 1974 و 1979 عملاً به بقای سلطنت نفت کمک کردند چرا که مصرف نفت خام در بخشهایی نظیر حمل و نقل و پتروشیمی که جایگزین کردن نفت با منبع انرژی دیگر بسیار مشکل است، متمرکز شد. به احتمال قریب به یقین بحران فعلی نیز اثری مشابه خواهد داشت. به اعتقاد ما، نفت خام حتی اگر گران باشد همچنان یک منبع انرژی غیرقابل مقایسه باقی میماند: حملونقل آن آسان است (به دلیل مایع بودن) و دارای پتانسیل انرژیزایی بالایی میباشد. نفت خام، این معجزه کوچک طبیعت، مایعی همهفنحریف است. از کودهای شیمیایی گرفته تا لوح فشرده (CD) همگی از محصولات نفت خاماند. بشریت مدیون نفت است و بدون آن اتومبیل، این رویای طلایی نسل امروز، وجود نمیداشت. در حال حاضر هیچ منبع انرژی دیگری نمیتواند چنین نقشی را ایفا کند.
دوران حکمرانی نفت هنوز به پایان نرسیده ولی دوران نفت ارزان قطعاً دستخوش تحولاتی شده است. نفت خام گران خواهد بود. باید به وزیر نفت عربستان، علی النعیمی حق دارد چرا که بازی نفت هر روز پیچیدهتر میشود و جهان را هر از چند گاهی شوکه میکند. نماینده سبز «ایو کوشه» بر این باور است که نفت یعنی جنگ. این گفته غلط نیست. نفت همچنین سرمنشاء بدبختیهای دیگریست: فساد مالی، خشونت در همه اشکالش، آلودگی دریا، آلودگی هوا و نیز آلودگی به وجود آمده توسط زبالههای پلاستیکی. بنابراین آیا نباید نفت خام را پیش از تمام شدنش رها کنیم و به فکر منابع انرژی جدیدی باشیم؟ چه رویای شیرینی!