ترجمه: نیلوفر قدیری
بهبود نه چندان ناگهانی روابط اسرائیل و پاکستان که در اوایل سپتامبر و بعد از دیدار وزرای خارجه دو طرف در استانبول، آشکار شد، نشانههایی از وجود منافع و در نتیجه حمایت دو دوست قدرتمند این رژیمها یعنی واشنگتن و پکن را دارد.
براساس گزارش اخیر مرکز مطالعات بینالمللی و استراتژیک که مرکزی تحقیقاتی در واشنگتن است، این اقدام پاکستان طوری برنامهریزی شده بود که بعد از عقبنشینی اسرائیل از غزه صورت گیرد، اما این نشست در حقیقت نتیجه سالها تماسهای سطح پایین دوطرف بوده است.
در این گزارش اشاره نشد که چه عاملی تلآویو را به پیشبرد رابطهاش با پاکستان واداشته و این طور به نظر میرسد که درخواستدهنده این رابطه پاکستان بوده و تلآویو مانند عروسهای مایل به خواستگار، واکنش نشان داده است. همانطور که اکنون بیشتر روشن شده است، عقبنشینی اسرائیل از غزه کشورهای اسلامی را آنقدر ذوقزده نکرده که به دوستی با اسرائیل تشویق شوند. تصویر اسرائیل برای عربها و جهان اسلام بعد از عقبنشینی از تکهای از منطقه بزرگی که تحت اشغال دارد، چندان تغییر نیافته و بهتر نشده است.
از سوی دیگر روابط تیره کشورهای اسلامی و اسرائیل فقط بر سر فلسطین یا اختلافات مذهبی دوطرف نیست بلکه از ملاحظاتی ریشه میگیرد که هرگز مورد تأکید واقع نشدهاند. از جمله این ملاحظات ماهیت اسرائیل و نماد آن و روابط این رژیم با دیگران است.
انفجارهای انتحاری اخیر نشان داد که گشادهرویی آشکار اردن نسبت به اسرائیل با تأیید همه کشورهای عرب همراه نیست و ممکن است این کشور را به باتلاق خاورمیانه فرو ببرد. ژنرال پرویز مشرف و دولت او از نزدیک و با دقت این تحولات را زیر نظر دارند و قبل از اقدام بعدی، محاسبات جدیتری انجام میدهند.
منافع آمریکا
منافع آمریکا در برقراری رابطه دیپلماتیک میان پاکستان و اسرائیل جنبههای بسیاری دارد. اول این که هردوی این رژیمها همپیمان آمریکا هستند اما در عین حال رابطه دیپلماتیک با یکدیگر ندارند.
دوم این که پاکستان نسبت به دیگر کشورهای اسلامی پایبندی اصولگرایانه کمتری دارد و دلیلی برای ضداسرائیلی بودن ندارد. اما به دلیل این که بخشی از گروه کشورهای اسلامی است تصمیم گرفته که اسرائیل را به رسمیت نشناسد. وقتی پاکستان اسرائیل را به رسمیت بشناسد آمریکا در شکستن این دیواری که کشورهای اسلامی در مقابل اسرائیل ساختهاند، به موفقیت رسیده است.
مصر و اردن دو همپیمان نیرومند آمریکا پیش از این دیوار را شکافتهاند و به باور واشنگتن دلیلی وجود ندارد که پاکستان این کار را نکند.
از سوی دیگر تقویت روابط اسرائیل و پاکستان بعضی مشکلات سرگیجهآور واشنگتن در شبه قاره هند را برطرف میکند. مثلاً اسرائیل تا پیش از سال 1992 حضوری در شبهقاره هند نداشت. در این سال هند سرانجام اسرائیل را به رسمیت شناخت و از آن زمان روابط دو دولت بهویژه در حوزه سلاح و مهمات بهبود یافته است. پیش از این هند برای تأمین تسلیحات خود بهشدت به اسرائیل وابسته بود. اما اکنون بهدلیل روابط دوستانه هند با اسرائیل، غرب و بهویژه آمریکا منبعی برای تأمین تسلیحات هند شدهاند.
اما واشنگتن درعینحال نگران آن است که اسرائیل جدیدترین تسلیحات و تکنولوژی دفاعی را در اختیار هند بگذارد که بتواند در برابر پاکستان که دوست دیگر آمریکاست، مورد استفاده قرار دهد. دهلینو بیمیل نیست که به بقیه دنیا اینطور وانمود کند که کمک دفاعی و تکنولوژی اسرائیل به هند تاحدی براساس نگرانیهای اسرائیل از پاکستان صورت میگیرد، چرا که پاکستان یک کشور اسلامی است که دشمنی آشکاری با اسرائیل نشان میدهد.
اما واقعیت اینگونه نبوده است. هند و پاکستان که هر دو سالها برای فلسطینیها دل میسوزانند، همزمان درخفا و تحت نظارت واشنگتن با اسرائیل تماس برقرار کردهاند.
وقتی پاکستان دوست اسرائیل بشود، آمریکا منتظر منافع چشمگیری خواهد بود. نخست اینکه تسلیحات دفاعی و تکنولوژی اسرائیل از این بهبعد به پاکستان میرود و کاخ سفید دیگر لازم نیست برای ایجاد اطمینان درباره توازن تسلیحاتی در شبهقاره هند به کنگره جواب بدهد.
اسرائیل اینکار را برای واشنگتن انجام میدهد و پاکستان را هم تجهیز میکند. از این مهمتر اما موضوع تسلیحات هستهای است. درگذشته اسلامآباد ادعا میکرد که هند با کمک مخفی اسرائیل درصدد نابودی توانایی هستهای پاکستان است. اما اینبار هم واقعیت کاملاً متفاوت است. اسرائیل بههیچوجه قصد نابودی توانایی هستهای پاکستان را نداشته است.
اخیراً ریاض کوخار وزیرخارجه سابق پاکستان در گزارش خبری فاش کرد که، هنگامیکه سفیر پاکستان در آمریکا بوده با سفیر اسرائیل در آمریکا دیدار کرده است. این دیدار در زمانی انجام شده که شایعات درباره حملات پیشدستانه اسرائیل به تأسیسات هستهای پاکستان بهشدت رواج داشته است. اما اسرائیل در این دیدار تصریح کرد که چنین طرحی هیچوقت در دستور کار نبوده است. به گفته این مقام پاکستانی، در همان زمان وزیرخارجه اسرائیل در چین، تضمینهای مشابهی در این باره داده و از عدم وجود چنین طرحی ابراز اطمینان کرده است.
توسعه روابط اسرائیل و پاکستان همچنین ظرفیت تغییر معادلات دوجانبه میان اسلامآباد و دهلی را نیز ایجاد میکند. بهنوشته همان گزارش مرکز مطالعات استراتژیک و بینالملل، اسلامآباد یا واشنگتن ممکن است بر این باور باشند که بهبود روابط پاکستان و اسرائیل، تلآویو را به بازبینی در روابط نظامی با هند واخواهد داشت و همزمان موقعیت دیپلماتیک اسرائیل در جهان اسلام تقویت میشود.
منافع چین
تحریک پاکستان در نزدیک شدن به اسرائیل، البته اگر آنرا اقدامی کاملاً یکجانبه از سوی اسلامآباد بدانیم، با استقبال چین هم روبهرو میشود و این استقبال دلایل خوبی هم دارد. سیاست پکن در طرفداری از فلسطین هیچگاه از موضع حمایت از مسلمانان یا «ریشهکنی وجود نامشروع اسرائیل» نبوده است. چین در دوران جنگ سرد از فلسطینیها حمایت میکرد اما این حمایت فقط لفظی بود، چرا که اسرائیل بخشی از «امپریالیست غرب» بهحساب میآمد و بخش عمده جهان عرب، کشورهای در حال توسعه بودند.
در همین حال این موضوع مانع از آن نمیشد که چین روابط مخفیانه تسلیحاتی دهه 1960 را با اسرائیل نداشته باشد؛ اگرچه این رابطه ابعاد دیپلماتیک چندانی نداشت.
اما چین تغییر کرده است و این تغییر چشمگیرتر از هر کشور دیگری در دوران بعد از جنگ سرد بوده است. چین اکنون بهدنبال کانالهای ارتباطی قویتر با غرب و تقویت روابط دیپلماتیک، اقتصادی، مالی و نظامی است.
در این میان اسرائیل عامل مهمی است و چین هم آشکارا به این موضوع اعتراف میکند. وزیرخارجه اسرائیل در نوامبر 2004 از چین دیدار کرد.
ژوئن امسال هم وزیرخارجه چین به اسرائیل سفر کرد. این دیدارها فرصتی برای بحث درباره موضوعات مختلف از صلح خاورمیانه تا منافع جهانی دوطرف عنوان شده است. اما گزارشهایی از بیتالمقدس میرسد حاکی از اینکه اخبار مهم این رابطه را باید در فروش فنآوری نظامی اسرائیل به چین جستجو کرد چرا که روابط اسرائیل را با مهمترین همپیمانش یعنی آمریکا تیره کرده است.
آنچه خشم واشنگتن را برانگیخته فروش فنآوری هواپیمای بدون سرنشین توسط صنایع هواپیمایی دولتی اسرائیل به چین در اوایل دهه 1990 است. مقامات آمریکایی میگویند بعضی بخشهای این تکنولوژی سال گذشته برای ارتقاء کیفیت به اسرائیل بازگشته است. اسرائیل میگوید این بخشها تحت بازبینی و ارتقاء کیفیت مداوم و دورهای قرار میگیرد. اما مقامات نظامی اسرائیل کار بر روی ساخت این هواپیما را متوقف کردهاند.
منافع پکن هم مانند آمریکا در ارتقای روابط دیپلماتیک پاکستان و اسرائیل، منافعی چندجانبه و دارای ابعاد مختلف است. چین فنآوری تسلیحاتی و دفاعی اسرائیل را که طی سالها از پنتاگون بهدست آورده، بسیار مهم و قابلتوجه میداند. همچنین چین بر این باور است که میتواند «روابط ویژهای» با اسرائیل با محوریت پاکستان داشته باشد. به این ترتیب چین اسرائیل را بهسوی وابستگی کمتر به آمریکا سوق میدهد بدون آنکه خدشهای را به رابطهاش با واشنگتن وارد کند.
همه میدانند که چین به موجودیت پاکستان پایبند و متعهد است. پاکستان همواره از دوستان خوب چین بوده و چین هم درمقابل به توسعه توانایی دفاعی و هستهای پاکستان کمک کرده است. در سالهای آینده، نزدیکی فیزیکی پاکستان به حوزههای نفت و گاز کشورهای عربی و ایران، این کشور را به مسیر انتقالی مهمی برای مناطق غربی چین تبدیل میکند که بسیار پرجمعیت و ازنظر استراتژیک آسیبپذیر است. پکن هم مانند اسلامآباد نگران روابط نزدیک اسرائیل با هند و احتمال حمله به تأسیسات تسلیحات هستهای پاکستان به بهانه نابودی «بمب اتمی اسلامی» بوده است. در چنین شرایطی به باور پکن این احتمال وجود داشت که دهلی به قدرت بلامنازع نظامی منطقه تبدیل شود و آنوقت پکن نمیتوانست فنآوری دفاعی و تسلیحاتی تلآویو را جذب کند.
اگر توانایی هستهای پاکستان نابود میشد، آنوقت چین یک پاکستان ضعیف را بهعنوان دوست و همپیمان در کنار خود داشت. در چنین شرایطی بدون شک روابط خوب اسرائیل و پاکستان میتواند نگرانیهای بلندمدت چین درباره منطقه جنوبآسیا را برطرف کند.
تغییر و تحولات در روابط دوجانبه پاکستان و اسرائیل و تبدیل شدن آن به رابطه کامل دیپلماتیک، علیرغم همه این منابعی که برای کشورهای قدرتمند دارد و حمایتهایی که از جانب این کشورها صورت میگیرد، این رابطه با مخالفتهای جدی از درون پاکستان روبهروست.
احزاب قدرتمند اسلامی که در مناطق مرزی پاکستان با افغانستان پایگاه حمایت نیرومندی دارند، آشکارا اعلام کردهاند که این تصمیم حاکمان نظامی پاکستان برخلاف منافع کشورشان است.
رهبران این احزاب ازجمله حزب «متحده مجلس عمل» میگویند همه دنیا از دشمنی و خصومت اسرائیل با فلسطینیها آگاه است و نزدیک شدن به اسرائیل به معنای سیلی زدن به فلسطینیها خواهد بود.
«سازمان دانشجویان امامی» در کراچی بعد از فاش شدن نشست استانبول تظاهراتی برپا کردند و در آن پرچم اسرائیل و آمریکا را آتش زدند. تظاهرکنندگان با صدور قطعنامهای علیه دولت هرگونه اقدام دیگری را که به رسمیت شناخته شدن اسرائیل منجر شود، محکوم کردند.
جنبش مقاومت اسلامی حماس هم این نشست را محکوم کرد و از پاکستان خواست در دام طرح اسرائیل برای عقبنشینی از غزه نیافتد و این اقدام را پایان اشغال سرزمین فلسطینی قلمداد نکند.
اما علیرغم این واکنشهای شدید، منتقدان اسلامآباد محتاط بودهاند. دولت مشرف روزنامهها را پر کرده است از استدلالهای در دفاع از بهبود روابط با اسرائیل. یکی از مهمترین نکات مورداشاره تحلیلگران طرفدار دولت این است که محور سیاست اسلامآباد نزدیکی ضروری اقتصادی و سیاسی با آمریکاست. آنها اینطور استدلال میکنند که اسرائیل و لابی یهودی در واشنگتن یکی از راههای دستیابی به آمریکاست.
اما مقامات فلسطینی هم میگویند که نگران تماسهای دیپلماتیک پاکستان با اسرائیل بهعنوان یک رژیم یهودی هستند. نیبل شعث معاون وزیرخارجه فلطین در این باره گفت: «خوب نیست پیش از آنکه اسرائیل روند صلح را کامل کرده و عقبنشینی از کرانه باختری و بیتالمقدس را هم عملی کند، به این رژیم امتیاز داد.»
به گفته بعضی ناظران، تهدیدات واقعی علیه توسعه روابط پاکستان و اسرائیل شبهنظامیان اسلامی، سیاستهای آینده آمریکا درقبال کشورهای اسلامی و سیاست اسرائیل در کرانه باختری و بیتالمقدس است. مثلاً اگر آمریکا بهدنبال تغییر رژیمها در منطقه باشد، کشورهای اسلامی سایه اسرائیل در پس این طرح را نادیده نمیگیرند. در چنین شرایطی مشرف علیرغم همه منافع موجود، حرکت بهسوی برقراری روابط دیپلماتیک با اسرائیل را دشوار خواهد یافت.