رسول سناییراد
همزمان با عقبنشینی فراکسیون اقلیت مجلس از استیضاح وزیر دفاع، یکی از نمایندگان این فراکسیون به بهانه مخالفت با لایحه صندوق حمایت اجتماعی جوانان (صندوق مهررضا) به تردیدآفرینی علیه نیروهای نظامی پرداخت و در قالب سوال اعلام داشته بود: چه کسی میتواند از نهادهایی که وابسته به نیروهای نظامی هستند سوال کند یا بر کار آنها نظارت کند، کدام یک از آنها تاکنون به نتیجه رسیده است؟ اگرچه مخالفت با اصل این لایحه از جمله اختیارات نمایندگان مجلس به حساب آمده و جای هیچ بحثی ندارد، اما نباید این وظیفه قانونی به محملی برای حمله به نیروهای مسلح و شبههآفرینی علیه مدافعان مظلوم میهن اسلامی به حساب آید. چنین هجمه بیموردی حتی اگر در شرایطی غیر از شرایط فعلی کشور و تهدیدات سران صهیونیستی و بوش کوچک هم صورت میگرفت، جفا بر این خیل عظیم به حساب میآید که خود بخشی از ملت و حافظان امنیت مرزها و آسایش مردم به حساب میآیند، به ویژه اینکه سوابق این نوع تهاجمات نشانگر سیاسی بودن و دور زدن منطق و آگاهی عمومی از سوی بانیان آن است. اقدامی نه از سر خیرخواهی برای مردم و ایفای وظایف بلکه نوعی بحث انحرافی و شاید هم تسویه حساب سیاسی و جابهجا حساب میآید که برخی نشانههای آن را میتوان بهشرح ذیل برشمرد: 1- طرح استیضاح وزیر دفاع به صورت شتابزده و پیش از هرگونه بررسی مقدماتی صورت گرفت و درحالیکه جامعه رسانهای و نظامی کشور داغدار قربانیان این حادثه بودند، همفکران این فراکسیون یعنی انجمن صنفی روزنامهنگاران به بهانه برگزاری مراسم بزرگداشت خبرنگاران شهید با طرح برخی ابهامات به تحریک عواطف و احساسات خانوادهها رو آورده و بهدنبال بهرهبرداری سیاسی از این حادثه برآمدند که البته با بیتوجهی خانوادهها مواجه شد. 2- قراین مربوط به بحث این نماینده فراکسیون مدعی اصلاحات نشان میدهد که منظور وی صندوقهای قرضالحسنه بسیجیان میباشد که قبلاز این نیز در پرداخت وام ازدواج در دوران حضور رئیسجمهور جدید در شهرداری تهران بهعنوان ابزار مالی پرداختها بهکارگیری شده بود و بهزعم مدعیان اصلاحات در توجه افکار عمومی به شهرداری مؤثر بوده است. حال آنکه این همکاری در دوران شهردار جدید نیز ادامه یافته و با استقبال جوانان نیز مواجه بوده است. آیا از دیدگاه مدعیان اصلاحطلبی که هنوز طنین شعارهای جوانگرایی آنان در گوشها زنگ میزند، کمک و مساعدت به جوانان یک جرم نابخشودنی است؟ حال آنکه ارایه این خدمات و همکاریها هیچگاه مقید به گروه و جناح خاصی نبوده است. 3- مگر همین جریان سیاسی در زمان مجلس ششم، وزیر دفاع را به بهانه انتشار یک هفتهنامه داخلی از سوی یکی از نیروهای مسلح مورد سوال قرار نداد و یا به بهانه ساختوساز در محدوده کاخهای سعدآباد به تحقیق و تفحص برنخاست؟ مگر بسیاری از مراکز نظامی مورد بازرسی و تحقیق حضرات قرار نگرفت؟ اما جالب اینکه غالباً جواب بررسیها متفاوت از ادعاها و سوالات اولیه از آب درمیآمد. جالبتر اینکه سوال «چه کسی میتواند از نهادهای وابسته به نیروهای نظامی سوال کند؟» زمانی مطرح میشود که بالاترین سطح نظامیگری یعنی وزیردفاع کشور از سوی این مدعیان استیضاح شده است! بهنظر میرسد دوران اینگونه بهانهجوییها سپری شده است و تفکر مدعیان اصلاحات نیازمند اصلاحات جدی است. عدم اقبال مردم و بیتوجهی افکار عمومی به ترفندهای تبلیغاتی اصلاحطلبان علت دیگری دارد و آن هم فاصله بین ادعاها و خواستههای شبهروشنفکری و جنجالی اصلاحطلبان با مطالبات واقعی مردم است. مگر وسعت مشارکت اجزای مختلف نیروهای مسلح کشور در پروژههای عمرانی در دولت قبلی کمتر از دولت فعلی بوده است یا برخی مراکز و ظرفیتهای متعلق به سپاه و بسیج مثل صندوقهای قرضالحسنه بسیجیان منع و محدودیتی برای همکاری با دولتهای قبلی جهت پرداخت مساعدت و کمک مالی به جوانان قائل بودهاند؟ این نماینده وابسته به فراکسیون اقلیت و همفکران وی باید باور کنند نیروهای نظامی امروز بخشی از خانواده بزرگ ملت بهحساب میآیند و هرگونه توهین به آنان، توهین به مردم به حساب میآید که برازنده هیچ جریان سیاسی نمیباشد. کسانی که مدعی خردورزیاند نبایستی برای مخالفت با یک لایحه دولت بهصورت مدافعان امنیت ملی و فرزند غیرتمند این آبوخاک چنگ انداخته و بهخاطر دستمالی، قیصریه را به آتش کشند. بهنظر نمیرسد چنگ انداختن به صورت برادران و اعضای هم خانواده شجاعت بهحساب آید. مردم انتظار دارند که نماینده شجاع از پسر شجاع متفاوت باشد و در اعلام نظر و موضعگیری مصالح خود و منافع جامعه خویش را نیز مدنظر قرار دهد.