رضا جلالی
سخنگوی دولت اصلاحات در اظهارات اخیرش ادعا کرد که:
«من هنوز معتقدم که دولت آقای خاتمی بهترین دولت مدرن ایران بوده است».
باید اذعان کرد که در آغاز قرن بیستم از آن هنگام که دولت مدرن با انقراض سلسله قاجار و ساخت سنتی قدرت متولد شد، ویژگی اصلیاش تمرکز و انحصار قدرت و به عبارتی دولت مطلقه میباشد که در پرتو متغیرهایی نظیر ضعف بورژوازی، افزایش درآمدهای نفتی و بهرهگیری از ایدئولوژی رشد و تقویتیافته است.
دولت هرچند در مقاطعی سیاستهای آگاهانهای در جهت توسعه سیاسی و اقتصادی اتخاذ کرد اما به دلیل ضعف ساختار و مقاومت در مقابل برخی از جنبهها و الزامات توسعه و ادغام در سیاست جهانی با ناکامی و حتی فروپاشی مواجه گردید. نتایج و پیامدهای ضعف ساختاری دولت در این فرایند، افزایش شکاف بین دولت و جامعه عدم رشد و ضعف نهادهای مدنی در حوزههای مختلف، نهادینه شدن اقتصاد تکمحصولی مبتنی بر درآمدهای خدادادی نفتی، گسترش شدید بروکراسی، رشد فشار اقتصادی و رانتخواری و... بوده و میباشد. این پیامدها به طور طبیعی زمینهساز ناکارآمدی کارکردی دولت در عرصههای سیاسی و اقتصادی به ویژه در اصلاحات ساختاری گردیده است.
در نتیجه، اصل اساسی در اقتصاد در حال جهانی شدن یعنی رقابتپذیری در اقتصاد ایران نمود نیافته و این، ادغام ضعیف و ناکارآمد ایران را در اقتصاد جهانی موجب شده است. دولت در ایران همواره به عنوان قویترین، بزرگترین و موثرترین نهاد سیاسی- اجتماعی در مدیریت ادغام ایران در فرایند چرخه قدرت ناکارآمد بوده است.
ناکارآمدی دولت مدرن در ایران معاصر را باید در دو بعد کلان ضعف ساختاری و ضعف کارکردی جستجو کرد.
در بعد ساختاری، عوامل و زمینههای ثابت و متغیری در طول قرن بیستم بر نهاد دولت و ماهیت آن تاثیر گذاشته است به این دلیل دولت به لحاظ ساختاری علیرغم ویژگی غالب و ثابت آن یعنی تمرکز و انحصار قدرت در اشکال مختلف پارتریمونیالی، مطلقه و ایدئولوژیک یک تبلور یافته است.
بدون تردید در همه مقاطع تاریخی ایران در طول یکصدسال گذشته بهویژه دهههای اخیر بالندگی و رونق اقتصادی و درنتیجه پیوند ایران در جهت منافع قدرت حاکم تعریف شده و تا اندازهای گسترشیافته که خطری برای منافع طبقه حاکمه نداشته باشد، دولت در ایران به دلیل ماهیت اقتدارگرایانه و تمامیتخواهانه و ضعف نهادهای مدنی بهطور کامل ساختار اقتصادی و منابع تأمین درآمد (نفت) را در اختیار داشته است.
در آغاز قرن بیستویکم دولت در فراهم ساختن زمینههای داخلی و خارجی ادغام کارآمد و مؤثر ایران- در مقایسه با بسیاری از کشورهای درحالتوسعه نظیر مالزی و سنگاپور ضعیف جلوهگر شده و چشمانداز مطلوبی نیز در صورت تداوم شرایط کنونی نخواهد داشت بنابراین لازمه کارآمدی و نهادینه شدن دولت مدرن پایهگذاری بنیادهای دولت در شکل مدیریت و نظارت بر برنامههای توسعه میباشد که بر سه محور متمرکز است:
1- توانایی بالا برای هماهنگی و ارزیابی کارآمدی سیاستگذاریها: این تواناییها در شکل اولویتهای استراتژیک و متناسب با منافع ملی و امکانات عمومی کشور تجلی مییابد و لازمه آن اتخاذ سیاستهای آگاهانه، برنامهریزیشده، هدفمند و قابلانعطاف میباشد.
2- سیستمهای ارائه کارآمد کالا و خدمات: در این زمینه برقراری موازنه بین انعطافپذیری، مسوولیتپذیری و قابلیت رقابت محور اصلی میباشد.
3- نیروهای انسانی با انگیزه و توانا: وجود چنین عناصری باعث تقویت و توانمندی نظام اجرایی میشوند.
محورهای اساسی فوق به متغیرهایی همچون بالا رفتن ظرفیتهای نهادی و ساختاری و سیاستگذاریهای استراتژیک ایجاد سیستمهای مسوولیتپذیری، نهادینه شدن ارتباطات درون و برونسیستمی بهویژه پیوند با نهادهای مدنی و سازمانهای غیردولتی (NGO)ها و کارآمدی سازوکارهای تنبیه و تشویق منجر میشود. به امید روزی که ساخت دولت در ایران از سنت تا مدرنیسم را مبتنی بر مفاهیم واقعی دولت مدرن بپیماییم و در راه صعبالعبور و پیچوخم، مناسبترین مسیر را برای عبور و مرور چرخه دولت مدرن انتخاب نماییم.