حنیف غفاری
جک استراو را همگام میشناسند، مردی مرموز در دستگاه سیاسی خارجی انگلستان که لبخندهای مصنوعی او برای همتایان او در اروپا و دیگر نقاط جهان هیچگونه تازگی و طراوتی ندارد. وزیر امور خارجه انگلستان طراح اصلی بسیاری از اقدامات و رویکردهای لندن در قبال نظام جهانی به شمار میآید. بدون شک باید اذعان کرد که افرادی مانند تونی بلر، جف هون و بسیاری از دیگر اعضای حزب کارگر طرحها و استراتژیهای تبیین شده از سوی جک استراو به عنوان الگوی رفتار خود در قبال سایر کشورها و جریانهای موجود در نظام بینالملل میشناسند و بر پایه آن گفتارهای خود را تنظیم میکنند...
هنگامی که صدای انفجار چند بمب قوی در ایستگاه متروی لندن شنیده شد و بحران امنیت سرتاسر بریتانیا را فرا گرفت در روندی خودکار چشم بسیاری از شهروندان انگلیسی به سوی جک استراو خیره شد. وزیر امور خارجه انگلستان مهمترین عامل پیروی بلر از بوش و پل ارتباطی میان این دو به شمار میآید. وی توجیهکننده جنگ افغانستان و عراق و مکمل جمهوریخواهان در راستای تحت فشار گذاشتن کشورهای خاورمیانه و سایر نقاط جهان به شمار میآید.
کابینه بلر بدون استراو در نزد جمهوریخواهان آمریکا اعتباری ندارد. وی با استفاده از ابزارهایی مانند دروغ، خندههای مصنوعی و نیز لابیهای پشت پرده در مقاطعی توانست افکار عمومی انگلستان را در راستای خواستهها و منافع ایالات متحده آمریکا فریب دهد. در این میان افرادی مانند دیوید کلی سعی کردند تا خطر وجود "جک استراو" در دستگاه سیاسی انگلستان را به صورت غیرمستقیم به افکار عمومی این کشور گوشزد کند. البته هر دوی آنها در این راستا ناکام ماندند و سرنوشتشان با مرگی مرموز گره خورد.
نامهای بلر و استراو در دستگاه سیاسی و امنیتی بریتانیا یا یکدیگر گره خورده است. بسیاری از شهروندان انگلیسی و حتی افکار عمومی سایر کشورهای جهان معتقدند که میان استراو و بلر نوعی پیوند سخت وجود دارد و وزیر امور خارجه انگلستان طراح و تئوریسین اصلی اقدامات بلر در قبال جامعه جهانی به شمار میآید.
هنگامی که مطابق نظرسنجیها محبوبیت حزب کارگر انگلستان در نزد مردم این کشور به شدت کاهش یافت بسیاری از مخالفان درون حزبی بلر از وی خواستند تا دور از افرادی مانند جک استراو را در کابینه خود خط بکشد ولی نخستوزیر انگلستان از اجرای این خواسته خودداری کرد.
یکی از طرحهایی که جک استراو به صورت مداوم نسبت به آن اصرار ورزیده و حرکت لندن در نظام بینالملل را بر مبنای آن استوار ساخته خروج از چارچوب اتحادیه اروپا و نزدیکی مفرط به واشنگتن است. وزیر امور خارجه انگلستان این دو حرکت را به صورتی ظریف و همزمان انجام داده است. البته وی و تونی بلر در سخنان خود همواره تاکید میکنند که انگلستان جزیی از اتحادیه اروپاست و هدفی به جز تبدیل اتحادیه به یک قطب و قورت قوی در جهان ندارند ولی واقعیت امر چیز دیگری است...
وقتی حادثه 11 سپتامبر 2001 به وقوع پیوست افرادی مانند بوش، رامسفلد و رایس در آمریکا تصمیم گرفتند تا با توجه به بهانه به دست آمده طرح دست درازی به جهان و دخالت در امور کشورهای دیگر را به عینیت برسانند. در این میان آنها علاوه بر متحدان اروپایی نیاز به کسانی داشتند که بتوانند با حرکات، رفتار و گفتار خود سیاستهای یونیور سالستی آمریکا را برای جهانیان توجیه کنند. در این میان جک استراو وزیر امور خارجه انگلستان نخستین گزینه کاخ سفید به شمار میرفت. در حقیقت واشنگتن هم اکنون در پشت پرده معادلات سیاست خارجی خود برای " استراو" نقشی بالاتر از بلر قائل است. جک استراو وظیفه دارد سایر کشورهای اروپایی را در راستای تعارفی مانند جنگ، تروریسم، حقوق بشر و... و آنطور که جمهوریخواهان کاخ سفید میخواهند توجیه کنند. در زمان آغاز جنگ عراق وزیر امور خارجه انگلستان با لابیهای پشت پرده خود کشورهایی مانند اسپانیا، ایتالیا و لهستان را در زمره هواداران جنگ عراق درآورد.
در جریان مذاکرات هستهای کشورهای مخالف کاخ سفید مانند ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی جک استراو وظیفه دارد که جو و بستر مذاکرات را با سخنان خود مسموم ساخته و با لابیهای پشت پرده خود زمینه را برای ما مانوز جمهوریخواهان در آژانس فراهم کند در مذاکرات سه کشور اروپایی با ایران با کارشکنی انگلستان امری ثابت بوده و رفتارهای پاریس و برلین متغیر بوده است.
جک استراو یکی از افرادی است که جهت بقا در عالم سیاست از زبانهای مختلفی استفاده میکنند. هنگامی که عدهای از شهروندان انگلیسی جک استراو را جهت دست داد با "موگابه" رییسجمهور زیمباوه مورد عتاب قرار دادند وزیر امور خارجه انگلستان با طعنهای سخت سیاه بودن رنگ پوست موگابه را بهانهای برای ندیدن و متعاقبا دست دادن با او قرار داد! این زبان تحقیر و توهین نشاندهنده ماهیت پلیدی است که جک استراو و در قالب آن قرار گرفته است. وزیر امور خارجه انگلستان یکی از مسئولین اصلی مرگ دکتر دیوید کلی به شمار میرود. وی هنوز پاسخی در این راستا نداده است و لبخندهای مصنوعی او در مقابل دوربین های تلویزیونی و رسانههای جمعی تنها پاسخ وی در این ارتباط به شمار میآید.
از مرگ دکتر دیوید کلی که بگذریم موضوع ایجاد بحران در شبکه BBC و مواردی از این قبیل جز اتهاماتی هستند که هنوز وزیر امور خارجه انگلستان نسبت به آنها پاسخی نداده است.
در این جا میخواهیم به یکی از مسائلی اشاره کنیم که جک استراو مسئولیت اصلی آن را برعهده دارد، انفجارهای لندن برخلاف آن چه در لندن و دیگر نقاط جهان شایع شده است عامل اصلی انفجارهای لندن شخص وزیر امور خارجه انگلستان است در حقیقت این انفجارها و از دست رفتن جان دهها انگلیسی واکنش بوده است و به ایجاد تنش از سوی "بار" و "استراو" در جامعه جهانی.
همانگونه که اشاره شد وزیر امور خارجه انگلستان طرح اصلی سیاستهای بلر محسوب میشود. سیاست پیروی مطلق از کاخ سفید توسط استراو بر افرادی مانند نخستوزیر بریتانیا القا شده است. انفجار در متروی لندن همانند آنچه مارس 2003 در مادرید رخ داد واکنش نسبت به اقدامات افرادی مانند بلر واسنار در قبال نظام بینالملل بوده است. در این میان باید به دنبال مقصر اصلی گشت. یعنی کسی که پیروی انگلستان از ایالات متحده آمریکا در هزاره سوم را به فعلیت رسانده است. در چنین صورتی که به یک نام آشنا میرسیم: جک استراو.
هم زمان با تخریب موقعیت سیاسی و حزبی تونی بلر، موقعیت استراو نیز تخریب شده است همانطور که از نظرتان گذشت وی در خصوص بسیاری از مسائل موجود مسئولیت دارد و در عین حال هنوز پاسخی به آنها نداده است.
وزیر امور خارجه انگلستان در خصوص تعاریف و عناوینی مانند تروریسم و جنگ با بسیاری از کشورهای موجود در اتحادیه اروپا از جمله فرانسه و اسپانیا اختلافنظر دارد. در اجلاس وزرای امور خارجه اتحادیه اروپا این اختلافها کاملا به چشم میآید.
در جریان انفجار اخیر متروی لندن مواضع انگلستان با دو کشور آلمان و فرانسه تفاوت داشت. در هر صورت لندن با هدف نزدیکی به واشنگتن حتی در برخی مقاطع از اصول و چارچوبهای ثابت اتحادیه اروپا نیز عدول کرده و موجبات خشم دیگر کشورهای اروپایی نسبت به خود را فراهم ساخته است.
در نهایت این که جک استراو پس از حوادثی مانند انفجارهای لندن از سوی افکار عمومی کشورش مورد سوال قرار گرفته است مسلما پاسخ این سوالها را دیگر نمیتوان با لبخندها تلخ یا تصنعی داد...