هر چند که هنوز تاثیر این اظهارات مهم سفیر سابق آمریکا در عراق در افکار عمومی انگلستان و نظرسنجیهای اخیر مشاهده نشده است ولی با این اعترافها اسناد رسوایی بوش و بلر تکمیل شد. در ترسیمی که "جوزف ویلسون" نموده است کاخ سفید یک "فریبدهنده" و لندن یک "فریبخورده به حساب میآید و هر دوی این صفات برای مقامات یک کشور در نظام بینالملل امروز شرمآور محسوب میشوند.
"جوزف ویلسون" را همگان میشناسند. هنگامی که خبر ارتباط همسر وی "والری پالم" با سازمان جاسوسی آمریکا (CIA) در ماه ژوئیه سال 2003 منتشر شد بسیاری از رسانههای ضد بوش دست به کار شدند و از این راه فشار زیادی را بر کابینه جمهوریخواهان در دوران اولیه ریاست جمهوری او وارد ساختند.
ویلسون هماکنون باردیگر برای بوش ویلر دردسرساز شده است. وی این بار در فضایی سخن میگوید که مسائلی مانند اظهارات پاول، انفجارهای لندن، اظهارات یکی از مقامات ارشد دفتر دیک چنی و.... به اندازه کافی موقعیت بوش و بلر را در نزد افکار عمومی کشورشان تضعیف کرده است. مطابق آخرین نظرسنجیها محبوبیت هر دو حزب کارگر و جمهوریخواه در دو کشور انگلستان و ایالات متحده آمریکا به شدت کاهش یافته است و در این میان اظهارات افرادی مانند " ویلسون" هیچ معنا و مفهومی به جز نواخته شدن مهری دیگر بر سند رسوایی بوش در عراق ندارد.
ویلسون که تا زمان جنگ اول خلیج فارس در سال 1991 به عنوان سفیر آمریکا در بغداد مشغول به کار بوده است میافزاید: بلر واقعاً فکر میکرد که در یک مبارزه برای خلع سلاح شرکت میکند اما رئیسجمهور آمریکا و کابینهاش قبلاً تصمیم خود را برای جنگ گرفته بودند. از این عبارات بیان شده توسط ویلسون میتوان یک نکته مهم را استنباط کرد: اینکه بوش و دیگر جمهوریخواهان کاخ سفید در راه سیدن به اهداف پلید خود حتی به نزدیکترین شریک فرامنطقهای تعریف شده واشنگتن یعنی بلر نیز رحم نکردهاند! آنها در راه توجیه جنگ عراق و افغانستان نسبت به بلر و استرلو نگاهی کاملاً ابزاری دارند و از این رو به عنوان مهرههایی در جهت منافع کاخ سفید استفاده میکنند. در این میان مخالفت بسیاری از اعضای حزب کارگر انگلستان با بلر و استراو عدم درک اینگونه نگاه از سوی آمریکاییهاست.
اظهارات جوزف ویلسون در حالی مطرح شدهاند که "لرد گلداسمیت" دادستان کل انگلستان اخیراً هشدار داده است که گزارشهای جدید درباره اختلاف بلر و دولت بوش درباره عراق میتواند به ارتباط لندن و واشنگتن لطمه بزند. در هر حال ویلسون بار دیگر سخن گفته است و این بار در حالی دولت بوش و بلر را هدف قرار داده است که بوش وضعیت مناسبی در بین افکار عمومی کشورش ندارد.
از سوی دیگر انتشار این گزارشها لرزه بر اندام بلر و استراو میاندازد.
هماکنون افکار عمومی بریتانیا به خوبی میدانند که نخستوزیر انگلستان از چیزی دفاع میکرده که خود نیز در جریان آن نبوده است. جنگ عراق برای بلر بسیار دردساز بوده است. رسواییهایی مانند سخنان اخیر ویلسون را اگر با انفجارهای لندن و مخالفت افکار عمومی بریتانیا با اقدامات بلر بیامیزیم نسبت به عمق فاجعهای که بلر و اعضای حزب کارگر با آن دست به گریبان شدهاند پی خواهیم برد.