ایمان رهنما
هر پدیده سیاسی واحد وجوه مختلفی است. بسیاری از سیاست شناسان برای تحلیل بهتر وقایع سیاسی توأمان به عوامل خرد و کلان میپردازند. از نظر آنها متغیرهای یک جامعه به وجود آورنده یک پدیده سیاسی هستند. شکلگیری جنبش دانشجویی نیز از این قاعده مستثنی نیست.
کنشگران ساختار را میسازند و ساختار کنشگران را هدایت میکند. در تحلیل جنبش دانشجویی ایران علاوه بر توجه به فعالان و ساختارها میبایست به زمان و مکان وقوع این جنبش نیز توجه داشت. این جنبش در محدوده جغرافیایی – تاریخی ایران واقع است. تاریخ معاصر ایران از مشروطه تا به امروز شاهد خیزشهای پرفراز و نشیبی برای استقلال، آزادی، عدالت و ... بوده است. اما دانشجویان ایرانی از خلال بازاندیشی در هویت خویش با مطالبات دیگری غیر از آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و عدالت اجتماعی مواجه می شوند که عموماً تلاش برای ارتقای سطح زندگی روزمره آنان را در بر میگیرد.
در این وضعیت جنبش دانشجویی بیانگر علایق و نگرانیهای خود در ارتباط با ماهیت دانشگاه، همراه با نقد نسبت به وضعیت اخلاقی حاکم بر جو عمومی محل وقوع جنبش است. از این رو نسبت به ساختارهای بوروکراتیک فعلی بدگمان و تلاش میکند از طریق عمل در جامعه، افکار عمومی را نسبت به خواست خود متحول سازد. سیاست اعتراض سمبلیک و عمل به شیوههای باز و غیررسمی به همراه عدم توجه به سلسله مراتب و اتکای به رسانههای جمعی از دیگر وجوه جنبش دانشجویی با «نگاه به زندگی بهتر» است.
در این نگاه مطالباتی نظیر توجه به اقلیتها و خرده فرهنگهای اجتماعی و سیاسی از طریق برقراری ارتباط با آنها جهت آگاه کردنشان نسبت به امکان بهبود کیفیت زندگیشان مطرح میشود. ایجاد و گسترش فضاهای دموکراتیک جهت گفتگو، توجه به کیفیت زندگی صنف دانشجو، اعتراض به قوانین تبعیضآمیز میان دختران و پسران، اعتراض به برخوردهای حذفی و امنیتی با فعالان دانشجویی، اعتراض به پائین بودن سطح کیفی زندگی روزمره، اعتراض به پائین بودن کیفیت آموزشی در دانشگاهها، اعتراض به قوانین دست و پاگیر آموزشی و محدودیتهای بوروکراتیک و اعتراض به نبود آزادی در داخل و خارج دانشگاه از مصادیق مطالبات دانشجویی است. در وجه جنبش دانشجویی با «نگاه به زندگی بهتر». محدودیتهای سازمانی رنگ میبازد و عموم دانشجویان خود را با مسأله جنبش درگیر و همراه مییابند و در نتیجه به آن میپیوندند.
به طور کلی اعتراضات صنفی دانشجویان را میتوان تحلیل کرد. در تحلیل جنبش دانشجویی ایران باید به مطالبات تاریخی و آنچه در حیطه مطالبه زندگی بهتر قرار میگیرد که ویژگی شاخص جنبش دانشجویی ایران است توجه کرد.
در نگاه ترکیبی، جنبش دانشجویی در جایگاه یکی از اجرای عرصه عمومی با ترکیب مطالبات صنفی و سیاسی، شکل نوینی از روابط دموکراتیک را در تمامی وجوه زندگی و فعالیتهای دانشجویی رقم میزند. در این نگاه شاهد کم توجهی به جنبش دانشجویی توسط احزاب و دولت نخواهیم بود، چرا که جنبش در کنار نگاه به زندگی بهتر فقط برای تسهیل در پیگیری مطالبات تاریخی خود در پی برقراری ارتباط متوازن با احزاب و گروههای سیاسی خارج از دانشگاه بر میآید.
این ارتباط نه در عرضه نابرابر قدرت و سیاست که در عرصه عمومی شکل میگیرد. در نگاه ترکیبی به هیچ وجه مطالبات صنفی و نگاه به زندگی بهتر مغفول نمیماند، چرا که تلاش برای ارتقای کیفیت زندگی دانشجویی به صورت فزایندهای جایگاه خویش را در جنبش باز مییابد.
طرح مطالبات فزاینده و متنوع دانشجویان، جنبش دانشجویی را از پشتوانه لازم جهت کنش سیاسی برخوردار میکند. فعالیت دانشجویی در زمینههای صنفی و اجتماعی با نگاه به زندگی بهتر به ارتقای امر سیاسی نزد آن دسته از دانشجویانی که در وهله نخست نسبت به مطالبات سیاسی جنبش اهتمامی نمیورزند، میانجامد. در جامعهای که حاکمیت قدرت بسیاری در هدایت آرا و افکار مردم دارد، طبیعی است که طرح موضوعات اجتماعی و صنفی توسط دانشجویان ناگزیر آنان را به انتقاد از حوزه سیاسی و قدرت وا میدارد.
در اینجاست که نقادی جنبش دانشجویی از هر چیز، نه برای نقد و نه نقدی آکادمیک در حیطه آنچه که در آموزشهای رسمی میآموزد، بلکه صورت نقد برای فراتر رفتن از مرحله اجتماعی خاصی به سوی مرحلهای تکامل یافتهتر که همان نیل نهایی به جامعهای بهتر و ایدهآلتر میباشد را به خود میگیرد. در نقد از این منظر ساختارهای سنتی و منحط اجتماعی و سیاسی مورد چالش جدی واقع و برای رفع مشکلات و مسائل به جای پرداختن به ظاهر قضایا و ترمیم نما به ریشههای آنها پرداخته میشود.