ژانویه سال 2006 میلادی را باید یکی از مراحل بسیار حساس و سرنوشت ساز حیات مردم فلسطین تلقی کرد , زیرا قرار است دو رویداد کم بدیل در این کشور اشغال شده رخ دهد که عدم وقوع هریک از آنها به خلق تحولات جدید و غیرقابل پیش بینی منجر خواهد شد.
نخست ـ پایان دوران توافق « آرام سازی » یک ساله ای که میان گروههای فلسطینی و تشکیلات خودگردان با نظارت مصر به امضا رسید.
دوم ـ برگزاری انتخابات مجلس قانونگذاری فلسطین که قرار است در 25 ژانویه (5 بهمن ) انجام شود.
پیش از تبیین حساسیت , اهمیت و تاثیر هر یک از رویدادهای بالا در تحولات آتی فلسطین , ارائه تصویری شفاف از موقعیت بازیگران داخلی و خارجی قضیه فلسطین ضروری به نظر می رسد.
موقعیت کنونی بازیگران تحولات فلسطین
الف ـ تشکیلات خودگردان و جنبش فتح:
صحنه سیاسی فلسطین در آستانه انتخابات پارلمانی و پایان دوران توافق شده « آرام سازی » در وضعیتی ناهمگون شبیه به نوعی سردرگمی سیاسی به سر می برد. تشکیلات خودگردان فلسطین از یک سو دارای دیدگاه مستقلی در خصوص آینده فلسطین نیست و حزب حاکم بر این تشکیلات (فتح ) نیز دچار دو دستگی بلکه چند دستگی است.
در آستانه انتخابات سرنوشت ساز پارلمانی فلسطین , فتح هم اکنون در درون خود با چند جریان مختلف روبروست که عبارتند از:
1 ـ جوانان فتح یا همان گروه مقاومت در قالب گردانهای شهیدان الاقصی که رهبری معنوی آن را مروان البرغوثی بر عهده دارد , کسی که هم اکنون در زندانهای اسرائیل به سر می برد.
2 ـ جریان حامی ابومازن که عمدتا سیاست مدارانی هستند که هم اکنون دارای مناصبی در تشکیلات خودگردان یا مجلس قانونگذاری بوده و ضمن آنکه از سوی جریان اول (مقاومت ) متهم به فساد سیاسی و مالی شده اند , به دلیل افت محبوبیت , برگزاری انتخابات آینده را به نفع خود نمی دانند.
3 ـ جریان قدیمی ها یا حامیان عرفات که عمدتا یا در خارج از فلسطین به سر می برند و یا پس از به قدرت رسیدن ابومازن از ساختار قدرت خارج شده و در سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف ) تجمیع یافته اند. این جریان بر حسب شرایط به جریان اول (جوانان یا مقاومت ) تمایل بیشتری دارد.
در آستانه انتخابات پارلمانی فلسطین حزب حاکم (فتح ) با چند دستگی های بالا روبروست و انتخابات سراسری این حزب در ماه نوامبر گذشته موقعیت بسیار خوب جریان اول را تایید کرد.
ب ـ جنبش جهاد اسلامی:
در این میان گروههای جهادی و اسلامی فلسطین نظیر جهاد اسلامی و حماس نیز مواضعی متفاوت در قبال روند سیاسی آینده این کشور اتخاذ کرده اند. جنبش جهاد اسلامی قویا حضور در انتخابات آینده را مردود دانسته و بر از سرگیری انتفاضه تاکید دارد.
جهاد اسلامی انتخابات و مشارکت سیاسی را بخشی از « دموکراسی » تلقی می کند که در یک کشور دارای دولت مستقل و دارای حاکمیت و در یک جامعه دارای توانایی آزادانه تامین حیات اجتماعی , اقتصادی و سیاسی برگزار می شود.
از سوی دیگر این جنبش , انتخابات بهمن ماه آینده پارلمان فلسطین را بخشی از عملیات سازش با رژیم صهیونیستی می داند و مجلس قانونگذاری (پارلمان ) فلسطین را زاییده قرارداد اسلویی قلمداد می کند که در واشنگتن به انجام رسید. این جنبش اسلامی دلایل و عواملی که موجب شد تا رهبران جهاد با مشارکت در انتخابات آتی پارلمان مخالفت کنند را مجموعه ای از ملاحظات مربوط به منافع و اصول خود اعلام کرده است.
ج ـ آمریکا:
در این بین , جرج بوش رئیس جمهور آمریکا نسبت به انتخابات آتی فلسطین نوعی سکوت پیشه کرده است , زیرا از یک سو نتایج آن را با توجه به موقعیت عالی جنبش حماس با منافع خود همسو نمی بیند و از سوی دیگر ادعای برقراری دموکراسی اینک وی را با نوعی سردرگمی با تحولات فلسطین و حضور حماس در انتخابات مواجه کرده است . اگر مانع از حضور حماس در انتخابات شود ادعای دموکراسی او با تردید بیش از پیش افکار عمومی فلسطین و منطقه روبرو خواهد شد و اگر حماس با همین شرایط حضور یابد اکثریت اعضای مجلس قانونگذاری فلسطین رااز آن خود خواهد کرد. مجلسی که اکثریت آن اکنون در دست اعضای جنبش فتح است . این در حالی است که آمریکا هم اکنون با مشکلات عدیده ای در عراق روبروست و پیروزی حماس در انتخابات فلسطین می تواند پیش بینی های واشنگتن را برای آینده فلسطین نقش بر آب کند.
د ـ اتحادیه اروپا:
هرچقدر مواضع ایالات متحده سردرگم و دوگانه می نماید , اتحادیه اروپا اما آشکارا خواستار عدم حضور حماس در انتخابات آتی است . خاویر سولانا هماهنگ کننده ارشد سیاست خارجی این اتحادیه و تمامی نمایندگان اروپایی اعلام کرده اند چنانچه حماس در انتخابات حضور یابد کمک های اقتصادی به فلسطین را متوقف خواهند کرد.
مخالفت اروپایی ها با حضور حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین با توجیه « تندرو بودن حماس » در حالی است که آنها نه تنها هرگز تلاشی برای ممانعت احزاب نژادپرست و تندروی یهودی از حضور در انتخابات اسرائیل صورت نداده اند , بلکه نسبت به ورود خاخام افراطی یهود « عفادیا یوسف » و تشکل متبوعش به کنیست این رژیم کوچکترین واکنشی بروز ندادند. تشکلی که همواره از فلسطینی ها به عنوان « حشرات موذی » یاد کرده و خواستار اخراج اجباری آنها از فلسطین شده است.
این در حالی است که مخالفت اروپا با حضور حماس با این توجیه صورت می گیرد که این جنبش مشروعیت اسرائیل را به رسمیت نمی شناسد و خواستار نابودی آن است.
با این وجود , از دید فلسطینی ها اگر حماس و دیگر گروههای جهادی به دلیل اصرار بر گزینه مقاومت گناهکار و متهم به تلاش برای نابودی اسرائیل هستند , اما در حال حاضر این رژیم اسرائیل است که از طریق ساخت دیوار حائل , توسعه شهرک سازی در کرانه باختری به ویژه بیت المقدس و تشدید محاصره اقتصادی کمر به نابودی دولت فلسطین بسته است . از این رو آیا اروپاییان نباید مجازاتهایی علیه رژیم صهیونیستی به سبب نقض آشکار قوانین بین المللی اعمال کنند؟
و ـ جنبش حماس:
مهمترین بازیگر تحولات فلسطین حماس است . در بین بازیگران یادشده تنها جنبش حماس است که خواستار برگزاری انتخابات آتی است , چرا که به خوبی موقعیت خود را در رقابت با دیگر گروههای فلسطینی درک کرده است . اقبال بالای این جنبش اسلامی در انتخابات اخیر شوراهای شهر فلسطین تقریبا تمامی بازیگران تحولات فلسطین را با توجه به شرایط دیگر رقبا متقاعد کرده است که پیروز قاطع انتخابات 25 ژانویه جنبش حماس با تمسک به گزینه مقاومت است.
هـ ـ دولتهای عربی :
سفر اخیر ابومازن به مصر و چند کشور عربی دیگر به عنوان آخرین بازیگران تحولات فلسطین نشان از تردید آنها (حداقل در شرایط فعلی ) از حضور حماس در انتخابات آتی دارد هر چند که آنها (به ویژه مصر) برای متقاعد کردن این جنبش برای ورود به روند سیاسی بسیار تلاش کردند. این امر تا حدودی مربوط به تحولات ناشی از پیروزی اخیر جنبش اخوان المسلمین (به عنوان عقبه فکری حماس ) در مصر و بخشی نیز روابط نزدیک دولت قاهره با فتح و ابومازن است . بر خلاف تردید قاهره دمشق اما بر حضور حماس تاکید دارد و خواستار حضور پرقدرت حماس در روند سیاسی فلسطین است , امری که ابومازن را در دستیابی به تصمیمی قاطع دچار مشکل می کند.
مرحله سرنوشتساز:
بر این اساس , اولین ماه سال آینده میلادی را باید یکی از مراحل بسیار سخت و حساس حیات مردم فلسطین تلقی کرد , زیرا در این ماه با پایان یافتن مدت زمان توافق « آرام سازی » مواضع گروههای فلسطینی در خصوص آینده « آتش بس » نمایان خواهد شد و از دیگر سو نخستین انتخابات آزاد در فلسطین نیز باید برگزار شود.
این دو رویداد مهم در ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر هستند. برگزاری انتخابات آزاد به معنای سیطره حماس , جریان مقاومت فتح و کاندیداهای مستقل بر بخش اعظم کرسی های آینده مجلس قانونگذاری فلسطین است . امری که در صورت تحقق به تشکیل حکومتی ملی براساس اصول آرمانی فلسطین منجر خواهد شد. اما عدم برگزاری انتخابات یقینا به پایان توافق آتش بس و آزاد شدن جنبش های حماس و جهاد و دیگر گروهها از تعهد آرام سازی و بازگشت انتفاضه خواهد انجامید. امری که براساس داده های موجود بیشترین احتمال را دارد.
بر این اساس , ابومازن رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین در دو راهی سخت تصمیم گیری قرار دارد. چنانچه به برگزاری انتخابات پارلمانی آزاد و عادلانه رضایت دهد در واقع به فلسفه وجودی تشکیلات متبوعش پایان داده است و اگر انتخابات برگزار نشود در واقع در راه ایجاد جنگ داخلی گام برداشته است.