تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۱  ، 
کد خبر : ۴۸۰۹۲
یادی از واقعه خونین نهم و دهم دیماه سال 1357 مشهد مقدس

انتقام رژیم طاغوت از مبارزات مردمی


دکتر سیدحسین فتاحی معصوم / دانشیار دانشگاه علوم پزشکی مشهد
بیان وقایع و نگارش آنها اگر زمان چندانی از آن نگذشته باشد , ذهن بیدار جامعه به آسانی میتواند صحت و سقم مطالب را با یاد و خاطره خودش تلفیق نموده نکات مثبت واقعه را دریابد و از نکات منفی آن عبرت گرفته و یا به فراموشی بسپارد و اگر واقعه ملی و گسترده باشد که بایستی با دیدی وسیع تر و عمیق تر بدان بنگرد. مثلا واقعه حزن انگیز و عظیم زلزله بم را همگان بیاد دارند و هر کس به فراخور حال و روز و درک خود از واقعه و رخدادی این چنین بزرگ و ملی خاطره و یادی را در ذهن دارد , ولی اگر واقعه و خاطره مربوط به گذشته ها باشد , مثلا زلزله طبس , وقایع انقلاب ..... کسانی که در آن ایام حضوری فعال در صحنه داشته اند شاید نکاتی را در ذهن داشته باشند ولی عمده نسل جوان و اقشار کم سن و سال جامعه اصلا چیزی را بیاد نمی آورند (مگر بزرگان آنها مطلبی و یا خاطره ای را برایشان نقل کرده باشند)
با این مقدمه میتوان به وقایع و حوادث دوران انقلاب اسلامی و ظلم و ستمی که به این ملت مبارز و مومن رفته است پرداخت تا فرزندان این ملت بدانند که بزرگان و پدران آنها با چه مجاهدتها و خون دل خوردنها و بشهادت رسیدن بهترین جوانان این مرز و بوم و مجروح و مصدوم و اسیر شدن خیل عظیم حامیان اسلام و انقلاب توانسته اند نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را برپا دارند و از دستاوردهای آن با چنگ و دندان پاسداری نمایند و این میراث گرانقدر امام امت (ره ) و شهدای والامقام را به نسل جدید و تازه نفس تحویل دهند. اکنون وظیفه این نسل مومن , جوانان پرشور و آگاه , دانش آموزان و دانشجویان و همه اقشار جامعه است که در برابر زیاده خواهی های استکبار و ایادی مزدور آن در منطقه و بعضا در ایران اسلامی بایستند و از شرف , دین و استقلال و آزادی خود دفاع نمایند. بیان گذشته های نه چندان دور از انقلاب اسلامی به مناسبتهای گوناگون میتواند این ارتباط قلبی و روانی نسل انقلاب را با نسل های پس از انقلاب اسلامی پیوند زده و مستحکم کند , تا بتواند در این دنیای زور و تزویر همچون کوهی استوار و « بنیانی مرصوص » به ایستد و موجبات افتخار و سربلندی کشور و اسلام عزیز را فراهم آورد.
اکنون از واقعه دردناک و خونین دهم دیماه سال 1357 که در یک ربع قرن قبل اتفاق افتاده باید سخن گفت. از روزهای سرد زمستان آن سال ولی ملتهب و گرم مبارزه با رژیم ستمگر طاغوت گفتن و نوشتن نیاز به کاوش در زوایای ذهن بایگانی شده جریان نهضت امام خمینی (ره ) دارد. بایستی به بیست و هفت سال قبل برگشت و تصویری از آن ایام ارائه داد و سخن گفت که لحظه لحظه هایش خاطره است . از رشادتها , همدلی و همبستگی ها , وحدت و یکپارچگی ملتی خداجو و مبارز حرف زد که به امام و رهبر خود اقتدار کرده و با دستان خالی و با سلاح « الله اکبر » پای در میدان مبارزه با توپ و تانک و مسلسل دژخیمان حکومت نظامی وابسته به آمریکا و صهیونیستی ستم شاهی گذاشته است , ایامی که نسل میلیونی جوان امروز اکثرا از آن بی خبرند و بی اطلاع . نوشتن از آن ایام و روزگاران پر از حادثه های ناگوار شهادتها و شیرین پیروزیها , گرچه شادی پژواکی از صدای درونی تو که در آن ایام در صحنه های مختلف بوده ای و بر فداکاری این ملت بزرگ شاهد و ناظر بوده ای و بر جراحات حاصل از گلوله های دشمن بعنوان پزشک با یاری سایر همکارانت مرحمی نهاده ای , باشد و نمی دانی در این دنیای امروزی رایانه و اینترنت و بوقهای تبلیغاتی دشمنان جدید و چهره های منافقانه آنان در پشت ماسک دروغین حقوق بشر و دموکراسی و آزادی غرب گونه و.... صدای تو و یا بیان خاطرات دوران مبارزه تاثیری خواهد گذاشت ولی صدای وجدان و ضمیر آگاهت به تو نهیب می زند که چرا نگویی و ننویسی رنجنامه ملتی سترگ را که با دستان تهی از سلاح توانسته معجزه قرن را در این منطقه ثروتمند دنیا خلق کند و دنیای استکبار و دشمنان قسم خورده دین و ملتش را به شکست و رسوایی بکشاند و قلبهای میلیونها انسان تحت ظلم و ستم را شاد نماید و نقطه امید و چراغ هدایت همه مظلومان جهان امروز گردد و پیام رسان تفکر و اعتقادی باشند که اگر ملتهای دیگر می خواهند رهایی یابند به این مردم بزرگوار و قدرتمند و مقتدای این ملت و رهبر کبیر آن حضرت امام خمینی (ره ) و رهبری معظم فعلی آن حضرت آیت الله خامنه ای , اقتدا نموده و قیام نمایند و از شیوه , روش و منش این مردم فرابگیرند که چگونه توانست پیروز گردد.
جریان کشتار بی‌رحمانه مزدوران حکومت نظامی در روزهای نهم بویژه دهم دیماه خونین سال 57 مشهد مقدس و شهادت جمع کثیری از مردم بی دفاع و بیگناه نشانه‌ای از نهایت درماندگی و استیصال رژیم طاغوت بوده است که نیاز به ریشه‌یابی و تحلیل گسترده دارد ولی به اجمال چنین میتوان گفت:
واقعه خونین دهم دیماه 57 را بایستی با بررسی وقایع قبل از آن در مشهد و ضرباتی که مردم بر پیکره پوسیده حکومت نظامی وارد کرده و پیروزیهائی بدست آورده بودند بررسی کرد , بیان فهرست وار وقایع میتواند علت این حرکت ددمنشانه ایادی رژیم ستمگر را بیان نماید.
پس از کشتار و تخریب مسجد کرمان بخاطر حمایت از مبارزات مردم تحصن و اعتصاب غذای دو روزه دانشگاهیان , روحانیون و مردم در محل باشگاه دانشگاه در محل بیمارستان قائم (عج ) در هفتم و هشتم آبانماه سال 57 شروع شد که با تصرف و گشودن باشگاه دانشگاه با حضور حضرت آیت الله خامنه ای و سایر بزرگان , اساتید دانشگاه و دانشجویان و مردم به کانون اعتصاب , مبارزه و سخنرانیهای پرشور و افشاگرانه تبدیل شده بود , تجلی همبستگی و وحدت مردم و رسوایی رژیم ستم شاهی را بدنبال داشت.
تظاهرات و راهپیمائی مردم به مناسبتهای مختلف در نقاط مختلف شهر مشهد
تظاهرات و راهپیمائی پزشکان , پرستاران و کارکنان دانشگاه در بیمارستان امام رضا(ع ) که منجر به دستگیری دو نفر از اساتید دانشگاه در روز 30 آذر ماه 57 گردید و با اعلام تحصن در محل کتابخانه بیمارستان و حضور گسترده روحانیون و مردم و دانشگاهیان , آنان آزاد شدند و شعار « نصر من الله و فتح قریب » طنین افکن شد و اعلام پیروزی برای تحصن کنندگان رسوایی دیگر برای ایادی حکومت نظامی , که در همان روز 30 آبانماه بعدازظهر به حرم مطهر حضرت امام رضا(ع ) حمله ور شده و تیراندازی به روی مردم کرد و صحن و سرای حضرت را نیز تیراندازی نموده و موجبات خشم و غضب مردم را بیشتر کرد.
اعلام عدم پذیرش دفترچه های بیمه ارتش بعنوان اعتراض به کشتار و تخریب مسجد کرمان و کشتار مردم توسط نظامیان وابسته ستم شاهی از طرف پزشکان و جامعه پزشکی مشهد.
تعویض تابلو و نام بیمارستان 6 بهمن مشهد به بیمارستان 17 شهریور که یادآور واقعه خونین هفدهم شهریور 57 میدان شهدای تهران بود که به سبب آن چماقداران مزدور و طرفدار قانون ستم شاهی به آن بیمارستان حمله ور شده و در پناه سربازان حکومت نظامی موجبات ضرب و شتم و مجروح کردن پزشکان وبیماران و کارکنان بیمارستان در 22 آذرماه 57 را فراهم کردند و پزشکان و مردم و روحانیون اعلام تحصن نمودند و در خیابان جلوی بیمارستان نماز جماعت برپا شد و حضور مردم ضربه دیگری بر رژیم وارد کرد.
اعلام همبستگی پزشکان و اساتید دانشگاه و پزشکان بیمارستان قائم و امام رضا(ع ) در تحصن بیمارستان 17 شهریور در روز 23 آذر ماه سال 57 که سبب خشم و کینه مزدوران حکومت نظامی و چماقداران وابسته شد وآنان با حمله گسترده به بیمارستان امام رضا(ع ) در همان روز 23 آذرماه سال 57 و تخریب بخشهای اطفال , داخلی و تیراندازی بسوی بیماران , پزشکان و پرستاران و مردم داخل بیمارستان , سبب مجروح ومصدوم شدن بیماران و تعدادی از پزشکان ومردم گردید.
حضور دلگرم کننده حضرت آیت الله خامنه ای و سایر روحانیون و علمای طراز اول مشهد و مردم و دانشگاهیان برای حمایت از شکسته شدن حریم مقدس بیمارستان , وسپس اعلام تحصن تا رفع محاصره و عذرخواهی عوامل حکومت نظامی (که خود واقعه ای است بزرگ و تحلیل و بیان خود را می طلبد) و تبدیل بیمارستان امام رضا(ع ) به کانون خبر و آگاهی و افشا کننده ماهیت پلید و خائن رژیم ستم شاهی در داخل وخارج ایران گردید.
تشییع پیکر پاک شهید محمد منفرد که بیاری بیماران آمده بود در روز بیست و هفتم آذر ماه سال 57 و راهپیمایی جامعه پزشکی برای اولین بار با روپوش سفید در پیشاپیش مردم و همراه با روحانیت که بیانگر همبستگی ووحدت بود , بار دیگر پیروزی جبهه انقلاب را بر علیه رژیم نمایان ساخت (که به سفیدپوشان انقلاب مشهور شد.
کشتار بی رحمانه مردم در دوم دیماه 57 در میدان شاه (سابق ) بدست مزدوران حکومت نظامی و بدستور فرمانده جدید حکومت نظامی که سبب تغییرنام میدان به « میدان شهدا » مشهد گردید. مردم پیکر شهدا را که شبانه در تیراندازی مزدوران به شهادت رسیده بودند به محل تحصن در بیمارستان امام رضا(ع ) آوردند و غوغایی بود , شعار میدادند « رهبران ما را مسلح کنید » و شعارهای انقلابی و فریاد « مرگ بر شاه » ساختمان محل تحصن را بلرزه درآورده بود.
اعلام راهپیمایی از طرف رهبری تحصن کنندگان در بیمارستان امام رضا(ع ) یعنی حضرت آیت الله خامنه ای و حضور پرشور و چشمگیر مردم در محل بیمارستان امام رضا(ع ) در روز پنجم دیماه 57 که با سخنرانی معظم له از روی آمبولانس بیمارستان (بعنوان تریبون ) و حضور خبرنگاران داخلی و خارجی و اعلام نتایج موفقیت آمیز دو هفته ای تحصن علما , دانشگاهیان و مردم و سپس اعلام پایان تحصن بقدری رسوایی برای حکومت نظامی و پیروزی برای مردم ایجاد نمود که مقدمات حرکتی خشن و خون خواهانه را در رژیم مستاصل طاغوت ایجاد کرد.
چند روزی از پایان موفقیت آمیز و پیروزمندانه تحصن نگذشته بود که روز نهم بهمن ماه مردم برای راه پیمائی جمع شده و بسوی استانداری در خیابان بهار حرکت کردند که با هجوم تانکهای حکومت نظامی روبرو شدند , تانکها بروی مردم بی دفاع بویژه زنان آتش گشودند و تعداد زیادی از آنان را در زیر چرخها له کردند. ما که در بیمارستان امام رضا(ع ) نشسته بودیم ومنتظر اخبار راهپیمایی یکباره با بدنهای پاره پاره وچشمهای از حدقه درآمده مردم بویژه زنان روبرو شدیم , راهروهای بیمارستان پر از مجروحین شد و خبر حمله تانکها و مزدوران شهر را پر کرد. مردم از این حرکت خون آشام رژیم طاغوت به خشم آمده بودند و اخبار مختلفی از درگیری مردم با نظامیان می رسید , مصادره تانکها , آزادی زندانیان زندان زنان , حمله به کلانتریها و بطرز مشکوکی , فروشگاه لشکر به آتش کشیده شد و اموال و مواد خوراکی را مردم برای حفظ امانت به محوطه بیمارستان آوردند , وسینمائی را نیز در میدان نقی آباد (بنا بقولی توسط خود رژیم ) به آتش کشیده شد. مجموعه حوادث نهم دیماه مشهد سبب شد که از اوایل شب بیمارستان امام رضا(ع ) که دیگر کانون مبارزه مردمی شده بود را به رگبار مسلسل به بندند و تانکها تمامی اطراف بیمارستان را محاصره و تا نیمه های شب تیراندازی ادامه داشت که بناچار همه بیماران را در زیر تختها بستری کرده و چراغهای بیمارستان بکلی خاموش شده بود. شب عجیبی بود که داستانها دارد.
بالاخره ضربات وارده از تظاهرات و مبارزات مردم تاثیر خود را گذاشت , از صبح زود روز دهم دیماه ایادی و مزدوران حکومت نظامی با تانکها و سربازان مسلح به صفوف و مکانهای تجمع مردم (صف نفت , صف نان و...)حمله ور شده و با کشتار بی رحمانه خود انتقام شکستهای وارده از سوی مردم را گرفتند , کشتار مردم بی دفاع , شهدای زیادی را بر جای گذاشت.
مجروحین را آمبولانسها در محوطه داخل بخش جراحی و سوانح بیمارستان امام رضا(ع ) تخلیه می کردند و سردخانه بیمارستان مملو از پیکر شهدا شده بود به طوریکه دیگر یارای پذیرش مجروحین و شهدا نبود و به سایر بیمارستانها ارجاع می شدند.
آمار دقیقی از مجروحین وشهدا در دسترس نیست به قولی حدود 500 نفر مجروح و شهید از این واقعه خونین بر جای مانده است.
بیان مفصل این واقعه خونین نیاز به زمان وجمع آوری اطلاعات دقیق تر از بازماندگان آن شهیدان گلگون کفن دارد.
جوانانی که هنوز ایام شباب را سپری نکرده بودند قلبهایشان آماج گلوله شده بود. پیرمردانی که در صف نان جمجمه شان متلاشی شده بود. زنان و حتی کودکان مصدوم و شهید شده بودند و تحلیل آن واقعه دردناک فرصت دیگری را طلب میکند.
ضمن بزرگداشت روز دهم دیماه سال 57 در خاتمه بایستی این نکته را متذکر شد که بیان خاطرات از وقایع انقلاب اسلامی یک ضرورت ملی است و بایستی دستگاههای فرهنگی ملی و مردمی , و رسانه های کشور , این وقایع را به نحو مطلوبی منعکس نمایند تا نسل امروز کشور فراموش ننمایند که این گوهر گرانبهای انقلاب اسلامی چگونه بدست آنها افتاده است و چگونه بایستی آنرا پاسداری نمایند.
امید است خداوند متعال توفیق دهد که با پاسداری از خون شهدا و دستاوردهای انقلاب بزرگ اسلامی زمینه حکومت جهانی و انقلاب اصلی حضرت ولی عصر(عج ) فراهم گردد و دنیای پر از عدل و داد اسلامی به ظهور برسد انشاالله.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات