* آقای روانبخش، از کدام بخش آغاز کنیم
** از هر بخشی که دوست دارید
* پس از عمل کرد دولت نهم شروع میکنیم.
** اشکالی ندارد
* کارشناسان معتقدند دولت آقای احمدینژاد از زمانی که روی کار آمده در زمینه تحقق شعارها، به ویژه شعارهای اصلیاش ناکام مانده، بعضیها نیز تغییرات در کابینه را در این راستا ارزیابی میکنند، اما به گفته کسانی که دولت را نقد میکنند وضعیت اقتصادی، نسبت به گذشته سیر نزولی داشته است، شما با توجه به اینکه از همفکران و نزدیکان دولت هستید، تحلیلی از وضعیت اقتصادی دولت، انتقاداتی که به این دولت وارد است و افقهای اقتصادی پیش آن را بیان کنید؟
** تخصص من اقتصاد نیست، اخیرا مناظره مدیر مسئول پرتو و آقای دکتر سبحانی از نمایندگان مجلس راجع به برنامه اقتصادی دولت در دانشگاه کرمان برگزار شد که بسیار مورد پسند دانشجویان واقع شده بود. در این مناظره آقای دهقانی اثبات کرده بود که دیدگاههای دولت در مورد مسایل اقتصادی درست است و رقیب ایشان نتوانسته بود نقد جدی به سیاستهای اقتصادی دولت وارد کند. از سوی دیگر مقام معظم رهبری که خودشان 8 سال ریاست قوه مجریه را بر عهده داشتند، 17 سال رهبری نظام را بر عهده دارند، بر مسایل کشور و جهان اشراف کامل دارند. حمایتهای ایشان از دولت بویژه از گزارش اقتصادی دولت دلیل موفقیت سیاستهای دولت است.
مقام معظم رهبری طبق منش حضرت امام(ره) از هر دولتی که روی کار بیاید حمایت و دفاع میکنند ولی در شاهرود، سمنان و گرمسار با به کار بردن تعابیری همچون دولت کار، تلاش و کارآمد بر حضور مثبت آقای احمدینژاد تاکید کردند و تعابیر ایشان کاملا حساب شده و دقیق است. گزارشهای دولت هم که بر این موضوع تاکید دارد، این گزارشها واقعبینانه بوده و حتی دشمنان ما هم به این موضوع اعتراف کردند. در این زمان که همه چشمها باز است، نمیتوان گزارشی ساختگی درست کرد و سر مردم کلاه گذاشت. بنده فکر میکنم اگر ما نگاهی به عقب بیندازیم، یک سری مسایل روشن میشود. در مقایسه با دولتهای قبلی طی یکسال اخیر عملکرد اقتصادی دولت مثبت بوده است.
و عدههایی که در استانها داده است یا کاملا عملی شده و یا 70 - 80 درصد آنها تحقق پیدا کرده است. اخیرا در سالگرد سفر استانی رئیسجمهوری به خراسان شمالی 1200 طرح افتتاح شد. در قم هم بعد از سفر استانی رئیسجمهور تحولات بسیار زیادی روی داده است. اکثریت قریب به اتفاق طرحهای متوقف شده فعال شده و طرحهایی نیز شروع شده است در این بین کسانی هستند که از روی غرضورزی میگویند دولت کار نکرده و ضعیف است.
* میگویند حمایت رهبری به خاطر این است که وضع دولت از این بدتر نشود؟
** وقتی به تعابیر رهبری نگاه میکنیم بسیار عجیب است و ریز مسایل را در نظر گرفتهاند. در دولت آقای هاشمی که کارگزاران شکل گرفت، سالی 30 درصد افزایش قیمت رسمی داشتیم، اینها را یادمان نرود، وقتی به بهمنماه میرسیدیم میگفتند گرانی دارد میآید و یکی دو ماه قبل از عید کالاها گران میشد و تا تیرماه ادامه داشت و در آبان ماه به ثبات میرسید. حتی در دولت آقای خاتمی یکسال بنزین 2 بار گران شد یکبار اول سال 30 درصد و یکبار هم وسط سال 20 درصد گران شد و گفتند که بودجه کم آوردیم. در 3 سال اخیر مجلس با طرح تثبیت قیمتها جلوی افزایش قیمتها را گرفت، دولت آقای احمدینژاد هم طرفدار تثبیت قیمتهاست.
در بحث عمرانی هم وعدههای دولت تحقق پیدا کرده است. در دوره آقای خاتمی 2 میلیارد وام به قم دادند و بعد از گذشت 3 سال، 3 میلیارد و 600 تومان پس دادیم. الان وام 20 میلیارد تومانی احمدینژاد برای حرم جمکران در عرض 3 ماه به ما داده شده، و عملیات تملک بلوار بزرگ پیامبر اعظم(ص) آغاز شده است. تمام مشکلات کشور را احمدینژاد نمیتواند حل کند، حتی حضرت امیرالمومنین با این که میتوانستند از معجزه استفاده کنند، از راه عادی مسایل را حل میکردند. اگر دولت بتواند جلوی پولهای کلانی را که عدهای در این چند سال خوردند، بگیرد و تکلیف بخور بخورهای 600 و 800 میلیاردی را روشن کند، خیلی از مشکلات حل میشود.
اگر همین 800 میلیارد را به قم بدهند قم را میتوان به زیبایی ساخت. همچنین در دولت احمدینژاد برای اولین بار وزیری که عملکردش ضعیف است توسط خود رئیسجمهور کنار گذاشته میشود و شخص کارآمدتری را روی کار میآورند دیگر احتیاج به استیضاح در مجلس نیست. به عنوان مثال همین سازمان مدیریت شده بود محل چانهزنی نمایندگان مجلس برای این که با رفاقت برای استانشان پول بیشتری بگیرند که آقای احمدینژاد ساختار آن را تغییر داد. دولت قبلی هم به این نتیجه رسیده بود، ولی جرات این که سازمان مدیریت را بردارد نداشتند ولی احمدینژاد این جرات را داشت و توانست این موضوع را حل کند.
طی یکسال اخیر یکی از مراکز فعال دیپلماسی در دنیا ایران است، دائما هیاتهای خارجی به ایران میآیند، یا خود رئیسجمهور در سفر است و وزیر امور خارجه در سفرها امور را ساماندهی میکنند و هر فرصتی هم پیدا کنند به سفرهای استانی میروند. همین غیر منتظره بودن سفرهای استانی باعث میشود مسئولان استان خودشان را آماده کنند و برنامهریزی داشته باشند و یکی از مزیتهای دولت این است که جناحی نیست در دولت همه دست به دست هم دادهاند تا مملکت را بسازند.
اگر ساعت 12 شب به وزارتخانه بروید وزیر مشغول کار است و خود آقای احمدینژاد تا ساعت یک شب مشغول کار کردن هستند. الان یکی از طلاییترین دورانی است که برای انقلاب پیش آمده است. دولتی که حزب تشکیل نداده و نباید هم تشکیل دهد. عدهای میگویند اگر حزب تشکیل داده بود تشتتهایی استانی در انتخابات به وجود نمیآمد، خوب به وجود بیاید، باعث رشد فکری مردم میشود، حزب دولتی با پول مردم به وجود آوردن خیانت به مردم است.
* برخی از سخنان آقای احمدینژاد را آرمانی، تبلیغاتی و پوپولیستی میدانند، مثلا ورود بانوان به استادیوم و یا صحبت در مورد جمعیت 120 میلیونی و چون مسایل یکدفعه مطرح میشود بعضی از کارشناسان شوکه میشوند و میگویند تفکر آقای احمدینژاد میخواهد، مقابل 27 سال گذشته بایستد؟
** احمدینژاد شخصیتی است که بر اساس واقعیتها کار میکند، هنرش هم این است که در چارچوبی که برایش ترسیم کردهاند، حرکت نکند، رئیسجمهور اگر در کانالی که برایش ترسیم کردهاند حرکت کند به درد نمیخورد. در اول انقلاب جمیعت به صورت سرسامآور افزایش یافت، در آن زمان شعار کنترل موالید مطرح میشود که 2 بچه کافی است، اتفاقاً در آن زمان مردم این بحث را زیر سوال بردند که شاه گفته 2 بچه کافی است، شما چرا این حرفها را میزنید. به سراغ علما آمدند که بچه زیادی خوب نیست و موجب وهن جهان اسلام و کشور اسلامی میشود، ولی آیا شما یک مورد از مقام معظم رهبری دارید که ایشان دستوری بر کنترل موالید داشته باشند.
این یک شخصیت واقعگرا است، آیا ما زمانی که 30 میلیون جمیعت داشتیم به اندازه الان امکانات داشتیم. در آن موقع حتی میوه به اندازه جمیعت آن زمان نبود ولی الان در 4 فصل مردم هر نوع میوهای را استفاده میکنند. اینها را نیروی انسانی ایجاد میکند. آقای احمدینژاد هم میگوید توسعه با موالید گره خورده است. از طرفی باید واقعگرایانه بنگریم اگر کسی میتواند 6 تا بچه داشته باشد، داشته باشد و اگر نمیتواند یک بچه هم زیادی است. بحث ورزشگاه هم یک شعار آرمانی نبود، واقعا به دنبال این بود که مشکل را حل کند، آقای خاتمی هم به دنبال حل این موضوع بودند، آقای هاشمی هم در آستانه انتخابات گفتند که من اگر رئیسجمهور شوم ورود بانوان برای حضور در ورزشگاه را آزاد میکنم.
اگر این موضوع اشکال داشت، چرا این دو نفر گفتند؟ در نامه احمدینژاد به علیآبادی نوشته شده بود که ورود بانوان به ورزشگاهها در چارچوب شرع باشد. اولین تذکر را آقای مصباح به ایشان دادند که از نظر شرعی اشکال دارد و چون پای بازیکنان لخت است و زن مستقیما نگاه میکند مشکل شرعی دارد. آقای احمدینژاد گفته بود خوب در تلویزیون هم خانمها میبینند که آیتالله مصباح گفته بودند در تلویزیون نگاه مستقیم نیست. این فتوای تمام مراجع کشور بود. ایشان از مقام معظم رهبری نیز فتوا گرفتند که مقام معظم رهبری گفته بودند که نظر مراجع اعمال شود.
دولت هم پذیرفت و حالا کسانی در این یک سال و نیم همین یک موضوع را دائما دامن میزنند که اصلا چرا ایشان این بحث را مطرح کردند. در حالی که همین افراد نسبت به عملکرد فرهنگی منفی برخی رؤسای جمهوری قبلی ساکت بودند!
* برخی میگویند آقای احمدینژاد خیلی دید مثبتی جز «آقای مصباح» به روحانیت ندارند، چقدر این موضوع حقیقت دارد؟
** با توجه به شناختی که من از ایشان دارم انسان واقعگرایی است، علاقه خاصی به مراجع تقلید و علما دارند و روحانیت اصیل و پاک را دوست دارند و به روحانی منحرف علاقه ندارند. و ما هم همین طور فکر میکنیم. این طور نیست که هر کسی عمامه بر سر دارد بگوییم شخصیت درستی است، چون افرادی هستند که طی این 27 سال در این لباس انحراف داشتهاند. زمانی که بنده در شورا بودم و ایشان شهردار تهران بودند،. در جلساتی که داشتیم، میدیدیم که احترام زیادی برای روحانیت قائل بودند.
* شنیده میشود وزرای آقای احمدینژاد را بعضی از مراجع به حضور نمیپذیرند؟
** نشنیدهام، اما در موضوع ورزشگاه اصطکاکهایی را بعضیها ایجاد کردند. ولی آیتالله آقا میرزا جواد تبریزی که بیمار بودند، ایشان به عیادتشان آمدند. در حال حاضر همت آقای احمدینژاد به پایه دیدگاه مراجع نسبت به ساختن قم میباشد. اما در این واسط عدهای مشکلاتی ایجاد میکنند و میدانند که اگر رابطه مرجعیت و دولت تقویت شود کارهای زیادی را میتوان انجام داد و دولت از پشتوانه بیشتری برخوردار میشود. مثلا در مورد همین مسائل قطر و بحث رقاصی برخیها تیترهایی زدند که آقای احمدینژاد در آن جا است، سایت بازتاب هم فیلمی را مونتاژ کرده بود، در همین ماجراها یک سری، تسویه حساب میکنند.
عدهای نیز برای حفظ جایگاهشان شیطنت میکنند. در سفرهایی که احمدینژاد به قم داشتهاند فقط یکبار به موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) برای دیدار با آیتالله مصباح آمدند، در آن جلسه هم آیتالله مصباح گفتند: دوستان ما تشخیص دادند و در زمان انتخابات برای شما تبلیغ کردند، ما الان انتظاری از شما نداریم. فقط در راه اسلام و امام حرکت کنید، هر روز یک صفحه از وصیتنامه امام(ره) را بخوانید و این را ترک نکنید. الان مقام معظم رهبری میفرمایند: آقای احمدینژاد احیاکننده شعارهای امام(ره) است. رئیسجمهوری که 17 سال بعد از رحلت امام(ره)، حرفهای امام (ره) را میزند.
* پس معتقدید دولتهای قبل در راه امام(ره) نبودند؟
** در راه امام(ره) بودهاند اما شعارهای امام (ره) را دقیق اجرا نمیکردند. بعضیها شعارهای امام (ره) را میدهند ولی عملکردشان صددرصد مخالف آن است. آقای روحانی مصاحبه میکنند و میگویند اگر آن روشی قبلی «دیپلماسی دولت قبل» بود پرونده ایران به شورای امنیت نمیرفت. بله، اگر روش قبلی بود پرونده ایران به شورای امنیت نمیرفت، ولی هنوز هم دوربینهای غربیها روی سایتهای ما مستقر شده بود هنوز هم به غنیسازی اورانیوم نرسیده بودیم. بله، اگر انقلاب هم نکرده بودیم.
آمریکا با ما کاری نداشت. مثل شاه سلطان حسین که نمیخواهیم حکومت کنیم، این طوری که حکومت کردن نمیشود، مردم رئیسجمهور تعیین میکنند که از منافعشان دفاع کنند. 20 سال دیگر که نفتمان تمام شد، منابع انرژیمان را از کجا میخواهیم تامین کنیم. با آمریکا مذاکره کنیم که به ما برق هستهای بدهد، این گونه که درست نیست. ضربالاجل به ایران 10 مرداد 84 بوده است، 2 روز قبل از این که مراسم تنفیذ رئیسجمهوری صورت بگیرد، الان یک سال و نیم گذشته است، هیچ کاری نتوانستهاند بکنند. ما کارمان به جلو میرود و به سوخت هستهای هم دست پیدا میکنیم. ملت ایران تحقیر را نمیپذیرد.
* در رابطه با نامههایی که آقای احمدینژاد میفرستند و جوابی دریافت نمیکنند در دنیا و روابط بین کشورها پاسخ ندادن به نامهها موضوع جالبی نیست؟
** به قدری محتوای نامههای احمدینژاد قوی و منطقی است که جوابی ندارند به آنها بدهند. اگر پاسخ بدهند پاسخ ضعیفی است و مجبور هستند سکوت کنند ایشان در نامهای که به مردم آمریکا نوشت مردم آمریکا که نمیتوانند جواب دهند. ولی به گفته یکی از دوستان که در آمریکا است از قول مردم آمریکا میگوید که آن زمانی که احمدینژاد رئیسجمهوری ایران شد با تبلیغات شدیدی او را فردی نظامی، دیکتاتور، بدون منطق و استدلال و اهل کشت و کتشار معرفی کرده بودند.
ولی با گذشت زمان و پخش سخنرانیهای احمدینژاد و نامه به مردم آمریکا، آنها فهمیدهاند که آن چیزی که دولتمردان آمریکا معرفی کردهاند، تفاوت بسیار زیادی با شخصیت واقعی آقای احمدینژاد دارد. با حرکتی که احمدینژاد میکند دو حزب دموکرات و جمهوریخواه در آمریکا حذف میشوند. آیا کسی فکر میکرد احمدینژاد بعد از بوش برای مردم آمریکا نامه بنویسد، کارهای احمدینژاد را نمیتوان پیشبینی کرد.
* اگر رئیسجمهور دیگری مثل هاشمی یا خاتمی این نامهها را مینوشتند باز هم شما تایید میکردید؟
** اگر این گونه مینوشتند تایید میکردیم، اگر نامهای از موضع ضعف مینوشتند، محکوم بود، ولی اگر از موضع قدرت بود همه باید میپذیرفتند، این موضوعی نیست که بگویم چون آقای خاتمی نوشت، بد است و آقای احمدینژاد نوشته، خوب است. این در حالی است که ما با آمریکا پشت درهای بسته مذاکره نمیکنیم. به صورت شفاف و علنی حرفهایمان را میزنیم، با بوق و بلندگو مذاکره میکنیم نه با تلفن و پشت درهای بسته.
* بحث را مقداری عوض میکنیم شما به عنوان سخنگوی ائتلاف نخبگان حوزه و دانشگاه در انتخابات خبرگان از لیست منهای هاشمی و روحانی نام بردید، آقای روحانی در مورد این موضوع گفتهاند که این تبلیغ نیست و تخریب است هر کسی می تواند لیستش را ارائه کند و بگوید این اشخاص در لیستمان حضور دارند. ضمن این که در این لیست نه تنها من و آقای هاشمی حضور نداریم بلکه 6 یا 7 نفر از اعضای جامعتین نیز نیستند؟
** خود این جملهای که آقای روحانی میگویند تخریب است. یعنی لیست نخبگان حوزه و دانشگاه را به اتهام تخریب، تخریب میکند. قضیه این بود خبرنگاری از من سوال کرد، شاخص لیست شما چیست؟ بنده هم گفتم که آقای هاشمی و روحانی که در همه لیستها هستند در لیست ما حضور ندارند و این شاخص لیست ماست، با توجه به این که این دو چهره مشهورند گمان میشد که در لیست ما باشند ولی این موضع تخریب نیست.
وقتی جلوتر رفتیم گفتیم لیست ما سه شاخص دارد، آیتالله مصباح، آیتالله مشکینی و آیتالله خوشوقت. با مطالعات گستردهای که کردیم و با معیارهایی که داریم 11 نفر را اعلام کردهایم و دیگران با معیارهای ما منطبق نبودند، از مجموع لیست جامعه مدرسین 8 نفر در لیست نخبگان حوزه و دانشگاه حضور دارند البته لیست ما 12 نفر بود که آیتالله فیاضی به زنجان منتقل شد.
* آیا با غرویان که از نزدیکان آیتالله مصباح و از اساتید موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی«ره» است دچار اختلاف شدهاید؟
** در موسسه دوستان با فکری واحد مشغول به کار هستند، ولی ممکن است افرادی باشند که یک نوع نگرشهای فکری داشته باشند که زیاد با هم هماهنگ نباشیم.
* ظاهرا آقای مرتضی آقای تهرانی گفتهاند ما موافق لیست منهای فلان و فلان نیستیم؟
** آقای تهرانی گفتهاند کسانی که از لیست منهای فلان و فلان دم میزنند، خودزنی میکنند، منظورشان کسانی بودند که لیست منهای فلان فلان را این طور مطرح میکنند مثل آقای روحانی که الان به این موضوع پرداخته است و میخواهد مظلومنمایی کند.
* شعار اساسی آقای احمدینژاد مبارزه با مفاسد اقتصادی است آن طور که آقای احمدینژاد با آن انرژی میگفتند که جلوی مفاسد اقتصادی را میگیریم، خبری نشده است. چرا؟
** مبارزه با مفاسد اقتصادی کار یک روز و دو روز نیست کار بسیار سنگینی است، اختاپوس مفسدان اقتصادی بر خیلی جاها سایه انداخته است و عقبه هم دارند. همکاری دستگاه قضایی باید با دولت بیشتر شود تا دولت بتواند کار اساسی انجام دهد، باید گلوگاه را ببندیم، مفسدانی هستند که 800 میلیارد تومان پول گرفتهاند. اگر مفسدان را بتوانیم مهار کنیم مشکلات کشور حل میشود.
* میگویند آقای احمدینژاد خلاف برنامه توسعه حرکت میکند؟
** این حرفها را کسانی میگویند که در کانال حرکت میکند. آقای احمدینژاد مرد تحول و ابتکار است و درعین حال معتقد به سند چشمانداز 20 ساله است.
* همسر آقای الهام، خانم رجبی نقدهایی بیپروا و صریحی دارند و دیگر به آن نقد نمیتوان گفت، مثلاً وی گفته چون آقای خاتمی به آمریکا میرود باید خلع لباس شود، از آن طرف شما در جریان هستید که سفر ایشان به آمریکا و یا سفر دیگر با هماهنگی دستگاه دیپلماسی و در راس کل نظام، رهبری انقلاب است بعضی از صحبتها واقعا نقد و اعتراض نیست تخریب است، اینها را شما تایید میکنید؟
** قبل از این که خانم رجبی همسر آقای الهام سخنگوی دولت باشد، یک نویسنده و محقق هستند، صاحب فکر است، کتابهای متعددی نوشته است، ایشان در ماهنامه صبح مقالات عالمانهای مینوشتند، اهل محافظهکاری هم نیست، ممکن است بیانش تند باشد ولی آدم دلسوزی است. متاسفانه یکی از ویژگی نشریات، تحریف حقایق است.
رسالت مطبوعات این شده، به جای این که حقایق را به مردم بگویند، خلاف آن را به مردم میگویند، نامه ایشان وجود دارد، هیچ کجا ایشان تعبیر خلع لباس را به کار نبرده است. بلکه از حوزههای علمیه خواستهاند که تکلیف آقای خاتمی که کارتر را تطهیر کرده است روشن کنند. مگر امام«ره» کارتر را به معاویه تشبیه نکردند؟ مگر دست کارتر تا موفق به خون جوانان ما آغشته نیست آیا چنین فردی قابل احترام است؟
* پدرش عذرخواهی کرد ولی خودش تکذیب نکرد؟
** تکذیب کرد، وقتی از مکه برگشت، گفت، من کی این را گفتم. خانم رجبی گفته بود وقتی که آقای خاتمی میخواهد با کارتر ملاقات کند آیا حوزه علمیه نباید در این مورد تصمیم بگیرد.
* منظورشان چه بود؟
** چون آقای خاتمی روحانی است، حوزه علمیه باید در این مورد تصمیم بگیرد. آیا آقای خاتمی به عنوان یک روحانی در آمریکا باید چنین رفتاری داشته باشد؟!
* به نظر میرسد خانم رجبی به اصطلاح رایج قصاص قبل از جنایت کردهاند؟
** نخیر، در روزنامه آینده نو که منتسب به خود آقای خاتمی است، آقای خاتمی صراحتا گفته بود که من به نظرات آقای کارتر احترام میگذارم و همچنین کارتر را چهرهای صلحطلب معرفی کرده بود. سئوال من این است: چه کسی دانشجویان ما را به خاک و خون کشید، همین کارتر بود. حالا صلحطلب شده است. آقای خاتمی بپذیرد اشتباه کرده است. پذیرش اشتباه نشانه رشد است. البته بیان خانم رجبی شاید تند باشد، ولی خوب بود جراید و رسانهها به جای محکوم کردن خانم رجبی یک بار هم حرکت آقای خاتمی را محکوم میکردند!
* اگر کسی برعکس در مورد آیتالله مصباح این گونه صحبت کند شما باز هم با این سعه صدر پاسخ میدهید؟
** اگر واقعا اشتباهی کرده باشند، آقای مصباح خودشان میپذیرند. ایشان شخصیت علمی و منطقی و مستدل هستند طی 9 سال گذشته بیشترین تهاجم و تهمتها را نسبت به آقای مصباح داشتند. ولی آیا جز منطق و استدلال از ایشان شنیدهاند.
* جریان سوم که منتسب به نزدیکان آقای مصباح است در انتخابات خبرگان چه تدابیری دیدهاند.
** جایگاه مجلس خبرگان در قانون اساسی مشخص است، نباید آن را خلط کرد. نقش مجلس خبرگان برای روز بحران است. خبرگان اول در کمتر از 24 ساعت بهترین رهبر را انتخاب کردند که سیدحسن نصرالله افتخار میکند سرباز این رهبر است. در مورد نظارت بر شرایط رهبری که کمیسیونهای مختلفی در مجلس خبرگان وجود دارد، نتایج کمیسیونها هر 6 ماه به صحن علنی میآید که در این 6 ماه عملکرد رهبری چگونه بوده است و الان میبینید که هر 6 ماهی که میگذرد بهتر از قبل شده است. البته ممکن است در انتخابات خبرگان افراد جدیدتری وارد مجلس شوند. و جوانترها در مجلس خبرگان در کنار علما تجربیات جدیدتری کسب کنند.
* موافق حضور جوانان در مجلس خبرگان هستید؟
** بله. جوانانی که واقعا اهمیت این کار را داشته باشند باید حضور داشته باشند ولی بزرگان ما باید در مجلس خبرگان باشند، در لیست ما 8 نفر از بزرگان هستند، باید کسانی وارد مجلس خبرگان شوند که دید درستی داشته باشند. مجلس خبرگان، مجلسی است که کشف رهبری میکند. تمایز نظام ما با نظامهای دمکراتیک دنیا در آسمانی بودن آن است. ولی فقیه نزدیکترین فرد به امام معصوم است. مردم هم با انتخاب نمایندگان خبرگان در تعیین رهبری نقش دارند، مردم پاکترین و متخصصترین خبرهها را انتخاب و خبرگان رهبر را انتخاب میکنند.
* چرا تخصصهای دیگر در مجلس خبرگان حضور ندارند ضمن این که بسیاری از شرایط رهبری خارج از فقاهت و عدالت میباشد؟
** چون حکومت دینی میخواهد تشکیل شود و پیامبر یا امام معصوم در راس آن هستند و در نبود امام معصوم فقیه اسلامشناس در راس نظام باید قرار گیرد. باید کسی باشد که نزدیکترین فرد به امام در آشنایی به مبانی اسلام و آگاه به مسایل سیاسی، حکومتی، اقتصادی و نظامی باشد، فقه اسلام را بفهمد. رهبری باید سرکار بیاید که خودش مجتهد باشد که نیازی به پرسش از دیگران نداشته باشد. برای شناخت چنین فقیهی کسانی که در مجلس خبرگان جمع میشوند باید شرایط اجتهاد را داشته باشند و در مسایل دیگر باید تا حدودی آشنایی داشته باشند.
* تصور کنید در دورهای همزمان مجلس خبرگان بخواهند رهبر را عزل کنند یا رهبر تصمیم بگیرد مجلس خبرگان را منحل کند، تقدم با کدام یکی است؟
** با توجه به این که شما فرمودید رهبری مشروعیت الهی و مجلس خبرگان مشروعیت مردمی دارد. این یک فرض همزمانی نادر و قریب به محال است، مثلا اگر رهبری راس ساعت 9 مجلس خبرگان را منحل کند و خبرگان هم راس ساعت 9 رهبری را عزل کردند در صورتی که یکی از آنها مقدم باشد همان مقدم است. این موضوع در کشورهای دیگر که خبرگان ندارند نسبت به رئیسجمهور و پارلمان ممکن است پیش بیاید، تا حالا کسی نشسته فکر کند که اگر همزمان همدیگر را عزل یا منحل کنند باید کرد؟ آن قدر نادرست که جای بحث ندارد.
* در قانون اساسی نیامده است؟
** چنین بحثی در قانون اساسی نیامده، چون فرض بسیار نادری است.
* اگر اتفاق بیافتد، با توجه به دیدگاه آیتالله مصباح در مورد تقدم زمانی و همچنین این موضوع که رهبر مشروعیت الهی دارد، بنابراین میتواند مجلس خبرگان را عزل کند؟
** اگر تقدم و تاخر داشته باشد که قطعا دارد، نظر آقای مصباح هم بر تقدم زمانی است، اگر ملاک داشته باشد، عزل میشود اما این نکته را باید در نظر بگیریم که رهبر اصلا عزل نمیشود. رهبر منعزل میشود. رهبر اگر شرایط رهبری را از دست داد، منعزل میشود. امام راحل«ره» میفرمودند: اگر رهبر گناه کبیرهای را انجام دهد، به خودی خود منعزل میشود، رهبری تا الان شرایط را داشته ولی الان شرایط را از دست داده است و مجلس خبرگان انعزال رهبر را اعلام میکند.
* مجلس خبرگان چه ابزاری برای مخالفت با تصمیمات رهبری دارد؟
** بهتر است بگویید نظارت بر تصمیمات رهبری ابزارها همان کمیسیونها هستند.
* رئیس کمیسیون تحقیق آیتالله مقتدایی در مصاحبهای گفته است که مجلس خبرگان نمیتواند با تصمیمات رهبری مخالفت کند.
** بهتر است با مثالی پاسخ شما را بدهم، مثلاً رهبری تصمیم گرفت که رابطه با آمریکا عادی نشود و با این موضوع مثلا در مجلس خبرگان مخالفت شود. بررسی میکنند، کمیسیون مربوطه به محضر آقای مشرف میشوند، یا قانع میشوند و یا نمیشوند. اگر رهبر حرف آنها را شنید و دید آنها درست میگویند، حرفشان را میپذیرد.
* فقط از باب النصیحه لائمه المسلمین؟!
** خیر، نصحیت به معنای کوچه و بازاری نیست، نصیحت یعنی خیرخواهی برای امام مسلیمن قطعا در تصمیماتی در کمیسیون مربوطه گرفته میشود، از باب خیرخواهی است، میروند و مطرح میکنند و رهبری آنها توضیح میدهد که شما مثلا ریز مسائل را اطلاع ندارید. هر دو طرف اهل تقوا هستند. تاکید امام بر این بود که خبرگانی را انتخاب کنید که هوای نفس و رفیق بازی را ذرهای ملاک عمل قرار ندهد.
* گفته میشود که آیتالله مصباح اعتقادی به جمهوریت نظام ندارد و دولتی هم که سر کار آمده است دنبال پیاده کردن حکومت اسلامی است، دیدگاه شما در این مورد چیست؟
** این یک پارادوکس است، کسانی میگویند آیتالله مصباح جمهوری اسلامی را قبول ندارد از آن طرف میگویند، دولت نهم را ایشان سرکار آورده است. اگر دولت را ایشان سرکار آورده است، پس رای مردم را قبول دارد، آیتالله مصباح میگویند رای دادن مثل نماز صبح واجب است، پس جمهوری اسلامی را قبول دارد، الان میگویند آقای مصباح میخواهد خبرگان و شوراها را بگیرد با چه چیزی، با انتخابات و رای مردم پس مردم را قبول دارد.
از این طرف این اتهام را میزنند، از آن طرف میگویند جمهوری اسلامی را قبول ندارد. شما به کتاب نظریه سیاسی مصباح مراجعه کنید. ایشان عمل به قانون اساسی و قوانین جمهوری اسلامی را واجب میداند. آقای مصباح حتی حاضر نیست عقد بدون دفترچه بخواند. چنانکه شخص مقام معظم رهبری هم همینطورند تمام مواردی که عقد میخوانند باید قبلا عقدشان محضری شده باشد.
* چرا آقای مصباح را خشونتطلب معرفی میکنند؟
** مقام معظم رهبری درباره این اهانتها نسبت به ایشان فرمودند هر کجا فکر سازنده باشد دشمن همان جا را نشانه میگیرد. با شهید بهشتی و مطهری چگونه برخورد میکردند؟ از طرفی میگویند انجمن حجتیه، از طرفی میگویند آقای مصباح دولت تشکیل دادهاند همه اینها تناقض در تناقض است. مقام معظم رهبری فرمودند، شما عقبه تئوریک نظام هستید، اینها عقبه تئوریک نظام را میخواهند بزنند. آقای مصباح خلاء امثال علامه طباطبائی و شهید مطهری را پر میکنند.
آقای دکتر تهرانی تعریف میکردند که وقتی در آمریکا بودند یک استادی پیش من آمد و گفت شما ایرانیها وحشی هستید، گفتم: نه، آقای این طور نیست، دلیل شما چیست؟ استدلالش این بود که روزنامهها را آورد راجع به مواضعی که نسبت به آیتالله مصباح در روزنامهها مطرح شده بود، گفت شما با بزرگترین اندیشمند خود این طور برخورد میکنید، کجای دنیا با اندیشمند بزرگ خود این گونه برخورد میکنند. طرف مسیحی بوده است، ولی آیتالله مصباح را میشناخته است.
* چرا آقای مصباح با دکتر سروش مناظره نمیکنند؟ آقای سروش میگویند من آیتالله مصباح را در فلسفه اسلامی از آیتالله جواد آملی جلوتر میدانم ولی در سیاست نه؟ بالاخره چه باید کرد؟
** بنده همین الان از طرف آیتالله مصباح اعلام آمادگی میکنم، شما آقای سروش را آماده کنید، آیتالله مصباح آمادگی منظره تلویزیونی مستقیم دارد. ایشان با احسان طبری مناظره کردند، وقتی آقای طبری شکست خورد کسی مشکل امنیتی برایش ایجاد نکرد. تا به حال کسی نتوانسته آقای سروش را آماده کند. یک بار گفته آیتالله مصباح، انصار حزبالله را محکوم کند. بعد مناظره می کنم.
خوب، این چه ربطی به آیتالله مصباح دارد شما میخواهید بحث علمی بکنید. یک بار هم گفتند، آقای مصباح کتاب ندارد، مناظره فکری ربطی به کتاب ندارد. در حالی که آیتالله مصباح قریب به یک صد جلد کتاب علمی دارد. سروش خودش میداند اگر با آیتالله مصباح مناظره کند، وضعیتش بیش از آن که هست برای مردم روشن میشود. آیتالله مصباح آماده مناظره است.