سوم جولاى ۲۰۰۸ میلادى، رهبران سیاسى قبرس که در پى تهاجم ارتش ترکیه از سال ۱۹۷۴ دو پاره شده است، براى اولین بار در ۳۵ سال اخیر در حالى پشت میز مذاکره نشستند که افق اتحاد و یکپارچگى این جزیره مدیترانه اى از همیشه روشن تر است. سازمان ملل متحد در ۳۰ سال گذشته با شیوه هاى مختلف کوشید تا قبرس را به کشور یکپارچه اى تبدیل کند که اختلافات قومى آن از طریق یک نظام سیاسى- فدرالى مشتمل بر دو منطقه حل شده باشد که البته تا امروز براى رسیدن به این هدف ناموفق بوده است. بزرگترین شکست اخیر سازمان ملل در این زمینه به رفراندوم اتحاد دو قبرس در پیشنهاد موسوم به «طرح عنان» (به نام کوفى عنان دبیرکل سابق سازمان ملل) در سال ۲۰۰۴ باز مى گردد که طى آن بیش از ۷۵ درصد یونانى هاى قبرس به این طرح راى منفى دادند و مانع یکپارچگى مجدد این جزیره شدند. اما تحولات جهانى و تحولات داخلى قبرس طى چهار سال گذشته به نحوى بوده است که به نظر مى رسد یونانى هاى قبرس احتمالا دیگر در رفراندوم مشابهى راى منفى به صندوق نخواهند ریخت و دیگر سیاستمدارانى تاسوس پاپادوپولوس، رییس جمهور پیشین قبرس را به رهبرى خود انتخاب نخواهند کرد. برقرارى جو اطمینان و اعتماد دو جانبه و روى کار آمدن شخصیت هاى سیاسى نظیر دیمیتریس کریستوفیاس، رییس جمهور کنونى جمهورى قبرس که با وعده هایى متحورانه در انتخابات فوریه سال جارى میلادى به پیروزى رسید از جمله تحولاتى بودند که فضاى سیاسى این جزیره را کاملا دگرگون کرده اند. به گزارش دیپلماسى ایران بر خلاف پاپادوپولوس که به خاطر موضع سرسختانه اش در برابر اتحاد با قسمت ترک نشین قبرس به «آقاى نه» مشهور شده بود، کریستوفیاس از حزب کمونیست قبرس در حالى در انتخابات ریاست جمهورى فوریه به پیروزى رسید که اتحاد و یکپارچگى جزیره را در رأس شعارهاى انتخاباتى خود قرار داده بود.
آیا یونانىها نرمش بیشترى از خود نشان خواهند داد؟
به نظر مى رسد که تحولات جهانى و منطقه اى از چند جنبه موجب شده است که یونانى هاى قبرس در مقایسه با سال ۲۰۰۴ موضع انعطاف پذیرترى در برابر ترک هاى این جزیره داشته باشند. برخى از این عوامل عبارتند از: احساس امنیت در آغوش اتحادیه اروپا: در واقع عضویت در اتحادیه اروپا به یونانى هاى قبرس حسى از اطمینان بخشیده است و آن ها را قادر ساخته بى هیچ نگرانى بتوانند براى تنظیم قرارداد صلحى منصفانه با ترک ها بر سر میز مذاکره بنشینند. فقدان این حس اطمینان پیش از پیوستن قبرس به اتحادیه اروپا در رفراندوم ۲۰۰۴ مشهود بود. آن ها طرح عنان را که هر راى ترک را معادل دو راى یونانى در نظر گرفته بود (براى ایجاد توازن در اختلاف جمعیت یونانى ها و ترک هاى قبرس) تهدیدى جدى براى امنیت خود مى دانستند. اکنون عضویت چند ساله آن ها در اتحادیه اروپا به مثابه تضمینى امنیتى است که آن ها را قادر مى سازد به بندهایى این چنین نیز در قرار داد صلح آتى بیاندیشند.
هراس از تشکیل کوزووى جدیدى در قبرس: یونانى هاى قبرس پس از تجربه تلخى که صرب ها در شبه جزیره بالکان داشتند به درستى دریافتند که مواضع سرسختانه رهبرانى مانند پاپادوپولوس به معناى افزایش این احتمال است که جمهورى خود خوانده ترک ها در قبرس شمالى در مجامع جهانى و از سوى دیگر کشورها به رسمیت شناخته شود و به این ترتیب کوزووى دیگرى در جزیره کوچک آن ها تشکیل شود.
شکسته شدن تابوهاى تاریخى:
کریستوفیاس همچنین تابوهاى تاریخى بسیارى را شکست که تا کنون یکى از موانع اصلى در اتحاد دو قبرس به شمار مى رفت. او به عنوان رییس جمهور قبرس براى اولین بار در موضعى رسمى پذیرفت که یونانى هاى این جزیره نیز در درگیرى هایى که در نهایت منجر به تجزیه آن شد، دخیل بوده اند. اشاره او احتمالا به کودتاى جریان افراطى ناسیونال به رهبرى نیکوس سیمپسون در ۱۵ ژوئیه ۱۹۷۴ بود که با فاصله کمتر از دو هفته حمله ارتش ترکیه را در پى داشت. سیمپسون خواهان پیوستن قبرس به یونان بود که تا آن لحظه هنوز تحت حکومت دیکتاتورى سرهنگ ها اداره مى شد. علاوه بر این مسائل تاریخى کریستوفیاس پذیرفته است که ۵۰ هزار تبعه ترکى که پس از تقسیم جزیره به قسمت ترک نشین مهاجرت کرده اند، به عنوان اتباع قبرس در این جزیره بمانند. موضع سیاستمداران پیش از کریستوفیاس همیشه این بوده است که این مهاجران ترک، غیر قانونى هستند و باید به خاک ترکیه عودت داده شوند حال آن که برخى از آن ها قریب ۳۰ سال ساکن این جزیره بوده اند. دولت خود خوانده قبرس شمالى نیز این افراد را به عنوان اتباع قبرس شمالى به رسمیت شناخته است.
باز شدن دروازه هاى جدید: سوم آوریل سال جارى میلادى در حالى که چند روزى بیشتر از ریاست جمهور کریستوفیاس نمى گذشت، رویدادى نمادین نشان داد که تحقق وعده هاى او درباره اتحاد دو قبرس چندان دور نیست. این رویداد باز شدن راه عبورى جدید در خیابان لدرا، طولانى ترین و مهم ترین خیابان مرکز نیکوزیا، پایتخت قبرس بود. به این ترتیب نیکوزیا که بعد از فروریختن دیوار برلین تنها شهر اروپا به شمار مى رود که مرز آن را دو نیمه کرده، یک گام به اتحاد نزدیک تر شد. باز شدن این راه عبور به عنوان ششمین منطقه تردد در مرزى که جزیره قبرس را از شرق به غرب طى کرده است، هر چند خود محصول تغییرات دیگر در عرصه سیاسى بود اما در عمل نشان داد که یونانى ها براى یکپارچگى جزیره قبرس در مقایسه با چهار سال قبل مصمم تر شده اند و آماده اند تا از خود انعطاف بیشترى در برابر ترک ها نشان دهند.
بر سر میز مذاکره
با توجه به شرایط اقتصادى سیاسى دولت رسمى قبرس و دولت خود خوانده قبرس شمالى به رهبرى محمد على تلعت، به نظر مى رسد آن چه براى هر یک از طرفین در دو سوى میز مذاکره پنجشنبه بیش از هر چیز اهمیت دارد و براى حفظ آن خواهند کوشید، یکپارچگى جزیره قبرس به تمامى معنا از سوى طرف یونانى و حفظ خودمختارى شمال از سوى ترک هاست. در واقع در این بین یونانى ها مى کوشند تا از این پس چهره سیاسى واحدى از جزیره قبرس ارائه دهند و در مقابل ترک ها نیز تلاش مى کنند تا اختیارات و امتیازهاى خود را در حیطه تحت نفوذشان در شمال حفظ کنند. به بیان دیگر هر دو طرف به نوعى مى کوشند به رغم اتحاد کم تر در وضعیت کنونى خود خللى ایجاد کنند. البته در عین حال به هیچ عنوان نیز نمى توانند مساله اتحاد و یکپارچگى را نادیده بگیرند چرا که اتحاد دو قبرس براى بخش شمالى ترک نشین به لحاظ اقتصادى و براى دولت بخش یونانى نشین جنوبى به لحاظ سیاسى کاملا حیاتى است. عامل دیگرى که موجب مى شود امیدوارى درباره نتایج گفتگوها افزایش پیدا کند روابط رو به بهبود آتن و آنکارا است. آتن و آنکارا هر دو در موضع گیرى هاى رسمى مى گویند که دولت هاى تحت حمایت شان در پیگیرى سیاست هاى مورد نظر خود آزاد هستند و در پشت پرده نیز براى نزدیکى بیشتر ترکیه و یونان که منافع بسیارى براى دو طرف دارد، رهبران دولت قبرس و جمهورى خود خوانده قبرس شمالى را به رسیدن به نتیجه اى قطعى تشویق مى کنند. اما اختلاف که ممکن است محور اصلى گفتگوها قرار گیرد تفاوت برنامه زمان بندى کریستوفیاس و تلعت درباره یکپارچگى قبرس است. تلعت که قبرس ترک نشین شمال را دچار مشکلات متعدد اقتصادى مى بیند و اتحاد دو قبرس راه حل فورى آن ها (قبرس شمالى از زمان اعلام استقلال یکجانبه پس از حمله ۱۹۷۴ ارتش ترکیه در تحریم اقتصادى قرار دارد) مى کوشد طرف مقابل خود را به پذیرش اتحاد فورى در چارچوب طرح ۲۰۰۴ عنان متقاعد کند که در آن صورت پیش از پایان سال جارى میلادى مى توان انتظار داشت که اولین دولت مشترک یونانى ها و ترک هاى قبرس پس از ۳۴ سال تشکیل شود. رهبران سیاسى ترک ها و یونانى هاى قبرس بى شک در این مساله اختلافى ندارند که این جزیره پس از اتحاد از دید خارجى و بین المللى یک دولت داشته باشد و در داخل از دو بخش فدرال تشکیل شده باشد. اما مسائلى نظیر حضور پایگاه هاى نظامى ترکیه در بخش قبرس شمالى و این که آیا آنکارا حاضر خواهد شد نیروهاى خود را از قبرس شمالى خارج کند در کنار مشکلات اجتماعى همچنان بدون پاسخ و راه حل باقى مانده اند. براى مثال پس از اتحاد، بسیارى از یونانى هایى که در زمان حمله ترک ها به قبرس به قسمت جنوبى و یونانى نشین گریخته اند، احتمالا خواستار بازگشت به محل زندگى سابق خود خواهند شد و خواهند خواست که املاک آن ها (از جمله بسیارى از هتل ها و مراکز تفریحى بزرگ که درآمد اصلى جزیره قبرس را تشکیل مى دهند) به آن ها عودت داده شود و این در حالى است که این املاک اکنون بیش از ۳۰ سال است که در اشغال ترک ها هستند. بازگرداندن این اموال نیز بى تردید یکى از معضلات پیش روى کریستوفیاس، پس از اتحاد دو قبرس خواهد بود.