سعدالله زارعی
«ما به زودی سمیر قنطار را در بیروت ملاقات خواهیم کرد.» این جمله ای بود که سیدحسن نصراله در اردیبهشت ماه سال 1385 در جریان یک سخنرانی عمومی در بیروت اظهار کرد.
آن روز محافل سیاسی لبنان و نیز محافل سیاسی رژیم صهیونیستی تردیدی نداشتند که این اتفاق خواهد افتاد چرا که پیش از آن بارها شاهد تحقق وعده های دبیرکل صاحب نام حزب الله لبنان بودند. اما اینکه این آزادی چگونه تحقق می یابد، سؤالی بود که خیلی ها پاسخ روشنی برای آن نداشتند. طولی نکشید که چریک های ورزیده حزب الله در یک عملیات مرزی در حوالی روستای لبنانی «عیقا الشعب» حدود 12 نفر از صهیونیست ها را به هلاکت رساندند. دو نفر از آنان- ریگیف و گولد فاسر- را به اسارت خویش درآوردند. در این عملیات چند خودرو نظامی رژیم تل آویو نیز منهدم گردیدند. البته بلافاصله پس از آن جنگنده های رژیم صهیونیستی در آسمان بی دفاع لبنان به پرواز درآمدند و نقاط حساسی از این کشور را بمباران کردند. بسیاری از ناظران سیاسی و نظامی با نگاه به تجربه های قبلی در انتظار بودند که عملیات تدافعی اسرائیل در روز 21 تیرماه 85- یعنی همان روز گروگانگیری حزب الله- به پایان برسد ولی فردا و روز پس از آن نیز اقدامات نظامی اسرائیل ادامه پیدا کرد. وقتی طلیعه یک جنگ همه جانبه پدیدار گردید، تحلیلگران دریافتند که دغدغه اسرائیل نه آزاد کردن دو اسیر خود که ریشه کن کردن مقاومت از لبنان است. اسرائیلی ها برای اینکه بین مردم لبنان شکاف اندازند و آنان را از حمایت حزب الله بازدارند، دامنه حملات پی درپی و سنگین خود را به مناطق شیعه نشین- در بیروت، صور، بعلبک و... محدود کردند. ولی این اقدام نتوانست حزب الله را منزوی کند. لبنانی ها بخصوص طایفه مسیحی تحت رهبری میشل عون در کنار مقاومت ایستادند و مانع تحقق نقشه رژیم صهیونیستی شدند.
جنگ 33 روزه این رژیم علیه مقاومت در پایان راه خود به قطعنامه 1701 شورای امنیت سازمان ملل ختم شد و اسرائیل بدون آنکه مقاومت را تضعیف کرده و یا به رهاسازی دو اسیر خود نایل آمده باشد، دست ها را بالا برد و پیروزی درخشان مقاومت را به نظاره نشست.
پس از پایان جنگ، موجی از نارضایتی- نیروهای سیاسی، رده های میانی ارتش و شهروندان اسرائیلی- ارکان رژیم صهیونیستی را به لرزه درآورد چرا که حالا دیگر اسطوره اطلاعاتی، نظامی و سیاسی اسرائیل که طی 6 دهه روی آن مانور می کردند و عرب ها را می ترساندند، شکسته شده بود.
در این بین صهیونیست ها برای آنکه از گسترش دامنه فروپاشی بکاهند یک کمیته تحقیق قضایی- حقوقی 60 نفره مرکب از احزاب و طیف های مختلف این رژیم به ریاست کمیسر صاحب نام قضایی «وینوگراد» تشکیل دادند که بعدها با همین نام- کمیته وینوگراد- مشهود شد. این کمیته پس از حدود شش ماه فعالیت اولین گزارش رسمی خود را منتشر کرد و در آن رئیس ستاد مشترک ارتش- دان حالوتس- وزیر دفاع- امیر پرتز- فرمانده نیروی هوایی- گالانسکی، فرمانده عملیات شمال و نخست وزیر- ایهود اولمرت- را به عنوان مسئول شکست از حزب الله معرفی کرد.
پس از قرائت گزارش اول کمیته وینوگراد در بهمن ماه سال 1385 در پارلمان120 نفره رژیم صهیونیستی (کنست) و عبور کابینه اولمرت از شدت بحران، اولین زمزمه های گفت وگوی سیاسی غیرمستقیم میان رژیم تل آویو و حزب الله لبنان برای رهاسازی دو اسیر رژیم صهیونیستی آغاز گردید و البته طرفین توافق کردند که تا رسیدن به یک دستور کار مشترک آن را علنی نکنند.طرفین پیش از این در جریان مذاکرات سال های 1996 و 2004 با میانجیگری دولت آلمان به مبادله اسیران و اجساد کشته شده ها اقدام کرده بودند. آزادی شیخ عبید و مصطفی درانی از بند رژیم صهیونیستی در سال 2004 نتیجه این روند بود.
در این بین سیدحسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان که به هوشمندی سیاسی مشهور است در قبال پایان دادن به مسئله دو اسیر اسرائیلی جنگ تموز 2006 و انجام تحقیقات درباره «رون آراد» خلبانی که در سال 1986 در جنوب لبنان ناپدید شده بود، چندین مطالبه اساسی را روی میز مذاکرات غیرمستقیم قرارداد که شامل 1- آزادی پنج اسیر لبنانی که قدیمی ترین آن اسیر دروزی (سمیر قنطار) است 2- ارائه پاسخ روشن رژیم صهیونیستی درباره سرنوشت چهار دیپلمات ایرانی که در سال 1361 توسط فالانژها ربوده شده و به نیروهای اسراییلی تسلیم شده اند 3- آزادی حدود 200 اسیر عرب از جمله اسیران فلسطینی 4- ارائه نقشه مناطق مین گذاری شده جنوب لبنان از سوی دولت تل آویو 5- تحویل بقایای اجساد شهدای لبنانی که در جنگ 33 روزه و پیش از آن به داخل فلسطین اشغالی منتقل گردیده اند، می شد.
در جریان مذاکرات غیرمستقیم طرفین، رژیم تل آویو به چهار خواست حزب الله تن داد ولی در مورد آزادی اسیران فلسطینی با ارائه این دلیل که این موضوع مستقلا موضوع مذاکرات غیرمستقیم تل آویو و دولت فلسطینی حماس است، همکاری نکرد.
مذاکرات غیررسمی و محرمانه میان «عوفر دیکل» مسئول کمیته اسیران و مفقودان اسرائیل و نماینده حزب الله؛ «کنواد» حدود یک سال به طول انجامید و در نهایت توافق های اساسی که به طور جدی با شروط حزب الله «انطباق کامل» دارد، به دست آمد. در همان حال حزب الله بدون آنکه زنده یا مرده بودن «ریگیف» و «فاسر» که در نزدیکی عیتا الشعب به اسارت مقاومت درآمده بودند را مشخص کند، پایان دادن به این مسئله را پذیرفت و از این رو بحث درباره زنده یا مرده بودن این دو در اسرائیل بالا گرفت. «مئیردگان» رئیس سازمان امنیتی اسرائیل (موساد) با قاطعیت از مرده بودن آنان خبر داد ولی «دیکل» یک مقام دیگر ارشد اطلاعاتی این رژیم اظهارات رئیس موساد را به باد انتقاد تند گرفت و بر زنده بودن اسیران تأکید کرد.
اما از آن طرف با پایان یافتن مذاکرات غیررسمی و محرمانه طرفین، ایهود اولمرت نخست وزیر شکست خورده اسرائیل در جلسه فوق العاده کابینه خود به تلخی از تصمیم دولت خود برای تن دادن به شروط حزب الله خبر داد و گفت: نمی دانم که در روز تبادل اسیران لبنانی ها جشن پیروزی برپا می کنند و مردم در اینجا به سوگ خواهند نشست ولی چاره ای جز این نیست سخنان اولمرت از هر 10 شبکه تلویزیونی اسرائیل پخش شد تا در مردم آمادگی این مبادله نابرابر فراهم شود.
برابر آنچه سیدحسن نصرالله اعلام کرده است، مبادله اسیران در دومین سالگرد روزهای آغازین جنگ 33 روزه در نقطه مرزی «ناقوره» انجام می شود. شاید زمان آزادی اسیران طرفین براساس یک برنامه از پیش تعیین شده نباشد ولی برای طرف پیروز در جنگ، بهترین زمان است. حزب الله لبنان اینک می تواند روی نتایج جنگ مانور کند و پیروزی فرزندان صور- مرکز استان شیعه نشین جنوب- بر اراده نظامی، امنیتی و سیاسی تل آویو را جشن بگیرد.