پدیده جنبش دانشجویى از دو منظر «شکلى» و «محتوایى» قابل بررسى است. آنچه که تاکنون غالباً در بررسى هاى این جنبش موردتوجه و اعمال نظر قرار گرفته و به آن پرداخته شد، بررسى شکلى آن هم با سبقه تاریخ نگارى است. اگرچه پرداختن به آن از این منظر شکلى لازم است ولى نمى تواند باعث تجویز غفلت یا تغافل از پرداختن به منظر محتوایى که فلسفه وجودى جنبش را مى نمایاند، باشد. از این رو بر نخبگان این جریان پویاست که با پرداختن به ابعاد محتوایى و فلسفه وجودى جنبش، نگذارند جریاناتى با اهداف اپورتونیستى با تکیه و حتى تحریف بر روند شکلى، قداست و پویایى این جنبش را مخدوش نموده و از آن استفاده ابزارى نمایند.
بیدارى دانشجویى که موجب خیزش و جنبش دانشجویى در ایران گردید، منشأ اسلامى و دینى دارد که نطفه این خیزش ها از شکل گیرى و اعلام موجودیت انجمن هاى اسلامى و تشکل هاى دانشجویى دانشکده هاى دانشگاه تهران و... است. جنبش دانشجویى در ایران با آرمانگرایى اسلامى آغاز گردید و حتى گروه هایى که در مسیر این جریان پویا قرار گرفتند و نام اسلامى را هم به دنبال خود نداشتند مثل: کمیته هاى صنفى دانشجویى، کمیته نهضت ملى، مقاومت دانشکده فنى دانشگاه تهران و... در اعلامیه ها، بیانیه ها و اعلام مواضع خود همواره با ادبیات اسلامى و دینى سخن مى گفتند.
با این که در اوایل دهه ۱۳۲۰ که حزب توده توسط شاخه دانشجویى خود تمامى مساعى خود را به کار بست تا مبانى حرکت این جنبش در ایران را به سوى مارکسیسم و کمونیسم تغییرجهت دهد و در این حرکت، اشغال ایران توسط سربازان شوروى و انگلستان، فضاى سیاسى جامعه را به نفع این حزب رقم مى زد، این جریان مارکسیستى به رغم همه مساعى خویش نتوانست جهت اصلى و بنیادى حرکت جنبش دانشجویى را از مسیر دینى تغییر دهد و بعد از چند صباحى مى بینیم همان جریان اصیل دینى جنبش در قالب تشکل هاى انجمن اسلامى در جهت مبانى حرکتى جنبش طى طریق مى نماید و مهمتر این که با توجه به وجود نظام حکومتى غیر دینى در ایران که در جهت سکولار نمودن جامعه تمام همت خویش را به کار مى بست، این جریان اصیل دانشجویى از مسیر دینى خویش خارج نشد، اگرچه حرکات مشکوک و تأمل برانگیز برخى از منتقدین در این جریان، در مخدوش نمودن پروسه همگرایى این جنبش با علما و مراکز حوزوى و دینى به طور نسبى بعضاً مؤثر واقع مى شد، ولى جهت گیرى کلى این جریان همواره دینى و ضد استکبارى بوده و هست.
جنبش دانشجویى در طول حیات خویش دو نقطه اوج در قبل و بعد از انقلاب دارد، یکى از این دو نقطه اوج در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ با صدور بیانیه و برپایى تظاهرات در اعتراض به ورود نیکسون، معاون ریاست جمهورى امریکا و بازگشایى مجدد سفارت انگلستان بود که با هجمه سنگین نظامیان و سرکوب وحشیانه اعتراضات دانشجویى به وقوع پیوست که در جریان این هجمه سنگین، سه نفر از دانشجویان دانشکده فنى دانشگاه تهران به شهادت رسیدند و نقطه اوج دیگر پس از پیروزى انقلاب اسلامى در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ با تسخیر سفارت امریکا در ایران توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در اعتراض به مواضع براندازانه و تحرکات جاسوسى امریکا در ایران بود که با گروگان گرفتن دیپلمات هاى امریکایى در ایران و کشف اسناد جاسوسى و براندازانه این سفارتخانه به عنوان لانه جاسوسى امریکا در ایران به جهانیان معرفى گردید.
وجه اشتراک این دو حرکت جریان اصیل جنبش دانشجویى، رویکرد ضداستکبارى بود که به حق، نماد استکبار جهانى را در هیأت حاکمه امریکا متبلور دیدند، همان که حضرت امام خمینى (ره) با بینش عمیق سیاسى خویش، از آن به شیطان بزرگ یاد کردند و بیان داشتند که هرچه فریاد دارید بر سر امریکا بکشید.
رویکرد دینى و ضد استکبارى جریان اصیل جنبش دانشجویى در ایران سبب گردید که در طول تاریخ این جنبش، مخصوصاً پس از پیروزى انقلاب اسلامى، جریان پیچیده استعمارى استکبار سعى نماید در این جنبش اصیل به قصد به انحراف کشاندن از مسیر اصلى، نفوذ نموده و از قبل این انحراف، به مقاصد استکبارى خویش نایل آید ولى به دلیل ویژگى ها و مؤلفه هاى آرمانگرایى در این جنبش، ناکام ماند.
مکانیزم نفوذ در این جنبش در مقاطع مختلف اشکال خاص خود را داشته است. در دو دهه اخیر شکل نفوذ، در قالب ایجاد انحراف از مبانى و باورهاى دینى و فرهنگى از مشرب سوق دادن آن از مسیر دینمدارى و مردم سالارى دینى به «لیبرال دموکراسى» است که به سکولاریسم ختم مى شود. در جهت نفوذ و انحراف در این جریان اصیل، استکبار به لحاظ ابزارى نیاز به حلقه واسطى داشت که در این مقطع زمانى یک جریان مشکوک و نفوذى که بعضى از اعضاى آن سابقه جاسوسى براى امریکا داشتند را به دلیل ویژگى هاى سیاسى و غیرقانونى بودن، حلقه واسط مناسبى یافت. از این رو شاهدیم که در این دو دهه، جریان مشکوک به صورت فعال و هدایت شده در جهت نفوذ در این جریان اصیل دانشجویى تلاش نمود. اگرچه توانست با نفوذ دادن مهره هایى به بعضى از تشکل هاى دانشجویى که خود را به جنبش اصیل دانشجویى آویزان کردند، تعداد اندکى از وادادگان سیاسى بعضى از تشکل هاى دانشجویى را به خود متمایل سازد و با تحریک این تعداد اندک، به جامعه القا نماید که در مواضع جریان اصیل جنبش دانشجویى پارادوکس به وجود آمده است، ولى بنیان حرکت اصیل جنبش دانشجویى در ایران برخلاف خواسته هاى این گروهک غیرقانونى و تعداد اندک متمایل به آن در جهت تحکیم مبانى و باورهاى اصیل جامعه دین مدار ما رو به جلو است. وانگهى، حافظه تاریخى جامعه دانشجویى ما فراموش نکرده که این جریان سیاسى مشکوک، همانى است که زمانى که خود را در مسند قدرت یافت (دولت موقت) با تمام قوا به ستیز با جنبش عظیم و اصیل دانشجویى پرداخت و در مقابل حماسه سرنوشت ساز و تاریخى تسخیر لانه جاسوسى امریکا بیشترین حملات خویش را متوجه جنبش عظیم دانشجویى نمود.
به موازات آن، جریانات مشکوک سیاسى دیگرى که از طیف هاى همسوى جریان نفوذى یادشده است، ظلمى دیگر را به این جنبش اصیل دانشجویى روا داشتند و آن انتساب دروغین سناریوى استکبارى غائله ۱۸ تیر ۱۳۷۸ به این جنبش مى باشد.
این درحالى است که هرکسى الفباى تحولات سیاسى جامعه را بداند به راحتى درک مى کند که غائله ۱۸ تیر ۱۳۷۸ قبل از هر چیز یک سناریوى از پیش طراحى شده براى براندازى نظام جمهورى اسلامى ایران بود تا یک حرکت معترضانه دانشجویى.
دلیل عمده این واقعیت این است که تصور برخورد قهرآمیز جنبش دانشجویى ایران با مؤلفه هاى اصلى آرمانخواهى دینى و ضداستکبارى جمهورى اسلامى ایران از سوى نظام دینى و ضد استکبارى یک پارادوکس و تصور باطل است. این پارادوکس و همچنین برخوردهاى قیم مآبانه جریان مشکوک و جریانات همسو با آن که سعى در هدایت تحولات مجامع دانشجویى از بیرون از دانشگاه را داشتند سبب گردید که بسیار زودتر از زمانى که انتظار مى رفت، این جریانات و گروهها از سوى همان طیف هاى دانشجویى با بى اعتنایى و «نافرمانى» روبه رو شوند.
دلیل دیگر، نوع نگاه نظام جمهورى اسلامى ایران و رهبرى آن به این جنبش اصیل دانشجویى است. بدین گونه که مى فرمایند: «من به این پدیده (جنبش دانشجویى) به عنوان یک پدیده مثبت و مبارک علاقه مندم. منشأ هاى آن را هم از نزدیک شناسایى کرده ام. مى دانم منشأها، منشأهاى پاکى است.» (۱) و در یک تحلیل عمیق و محققانه،(۲) خصوصیات جنبش دانشجویى در ایران را آرمانگرایى در مقابل مصلحت گرایى، صدق و صفا و خلوص، آزادى و رهایى از وابستگى هاى حزبى و سیاسى و نژادى، حرکت مبتنى بر اشخاص نبودن نفى آنچه که از نظر فطرت انسانى زشت است (مثل ظلم، زورگویى، تبعیض، بى عدالتى، تقلب، دورویى و نفاق)، حرکت براساس منطق و تفکر و بینش و تحصیل و میل به فهمیدن و تدقیق و همچنین آفات جنبش را، نفوذ عناصر و مجموعه هاى ناباب، دور شدن از آرمان ها، سطحى شدن و سطحى اندیشیدن، به دام احزاب و گروه ها افتادن عنوان مى نمایند. گو این که رهبرى نظام در متن حرکت دانشجویى قرار داشته و با نگاه از درون، به جنبش دانشجویى مشفقانه و متعهدانه و مسئولانه آن را راهنمایى نموده و چشم امید به آن دوخته اند.
دلیل دیگر حضور فعال و نقش آفرینى تأثیرگذار توده عظیم دانشجویان و جنبش دانشجویى در خلق حماسه سوم تیر ۱۳۸۴ مى باشد. گفتمان غالب و سوپر گفتمان جریان فکرى سوم تیر «عدالت و آزادى» با درونمایه هاى دینى، انقلابى و درونى و اصولگرایى بود. نقش بى نظیر و بى بدیل دانشجویان در خلق این حماسه، بیانگر نوع نگاه درونى و کنش سیاسى - اجتماعى جنبش عظیم دانشجویى ایران است. همدلى، همنوایى و همراهى جنبش عظیم دانشجویى ایران با جریان فکرى سوم تیر و شاخص این جریان (جناب آقاى دکتر احمدى نژاد ریاست محترم جمهور) که خود برخاسته از دل جنبش دانشجویى است، نشان و حکایت از هویت و ماهیت جریان اصیل و عظیم جنبش دانشجویى ایران دارد.
جنبش دانشجویى جریانى فراطیفى و فراگروهى است که شاید در مقاطع مختلف، گروه هایى با انگیزه هاى خاص خود خواستند وانمود کنند که این جنبش را نمایندگى مى نمایند، ولى پس از فروکش کردن بحران هاى ساختگى و شفاف شدن صحنه ها، مشخص مى شد که این جنبش جریانى اصیل، گسترده و پویاست و هرگز محدود به یک یا چند طیف و گروه خاص نمى باشد.
جنبش دانشجویى به دلیل جایگاه والاى خویش و همچنین آفاتى که آن را تهدید مى کند لازم است همواره با دید آسیب شناسى به درون و پیرامون خود نگاهى ژرف اندیشانه داشته باشد.
با عبور از فرازها و فرودها در این «هفت دهه» و پشت سر گذاشتن موفقیت آمیز بحران هاى تحمیل شده از بیرون، زمان آن فرا رسیده است که تشکل ها و طیف هاى مختلف جنبش دانشجویى ایران با تکیه بر اشتراکات و نقاط همگرایى با نگاه از درون، در تعامل و تعاطى فکرى، فرهنگى و سیاسى - اجتماعى پیرامون سه محور عمده «آرمانگرایى»، «عدالت طلبى» و «جنبش نرم افزارى و تولید علم» به تعیین استراتژى کلان جنبش دانشجویى فکر کنند و همه اختلاف نظرها و اختلاف سلیقه ها که اتفاقاً لازمه و ممیزه حرکت دانشجویى است را تحت الشعاع این استراتژى کلان قرار دهند. این حرکت کارى مشکل ولى قابل تحقق و شدنى است.