تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۰  ، 
کد خبر : ۴۸۱۵۶
گفت‌وگوى «ایران» با فابیو لیبرتى، متخصص مسائل اتحادیه اروپایى

بحران هویت در اتحادیه اروپایى

حسین قنبرى مقدمه: اروپا بعد از رأى منفى ایرلندى ها به معاهده لیسبون در یک وضع دشوار واقع شده است. این اتفاق موضع گروه حامى تئورى یکپارچگى اروپا را تضعیف و موقعیت طیف مقابل آنها را دو چندان قوت بخشید. بر این اساس همه نشست هایى که بعد از شوک سیاسى ایرلند میان سران اروپایى برگزار شده است ، دستور کار اصلى شان ، آینده سیاسى اتحادیه اروپایى بوده است. اتحادیه اى که قرار بود به نماد اندیشه کثرت در عین وحدت در روابط بین الملل تبدیل شود اما واقعیت هاى ناشى از تفاوت اجتماعى و تاریخى میان ۲۷ عضو ، این مجموعه را با چالش هاى جدى روبه رو ساخت. براى تحلیل فعل وانفعالات جدید اروپا با فابیو لیبرتى متخصص مسائل اتحادیه اروپایى گفت وگو کردیم. وى دانش آموخته دانشگاه ناپل ایتالیا در رشته علوم بین الملل و دیپلماسى است ضمن آن مدارج بالاترى از تحصیلات خود را در دانشگاه هاى پاریس، میلان و برلین در رشته سیاست خارجى و امنیتى اروپا انجام داده است. لیبرتى یکى از اعضاى مرکز ترسیم استراتژى دفاعى اروپا موسوم به «باشگاه اندیشه آینده نگرى» و همچنین از اعضاى «فوروم پاریس» نهاد دائمى تقویت همکارى هاى اروپا و کشورهاى مدیترانه بوده است. این گفت وگو از نظر گرامى تان مى گذرد.

* آقاى لیبرتى چه تحلیلى از چالش هاى اتحادیه اروپا و معاهده لیسبون پس از رأى منفى ایرلندى ها به این معاهده دارید؟
** در پاسخ به سؤال شما باید بگویم که از دیدگاه حقوقى رأى منفى ایرلندى ها به معاهده لیسبون باعث تنزل این معاهده مى شود لذا در حال حاضر شوراى اروپا از نخست وزیر ایرلند خواسته است تا دلایل رأى منفى کشورش به این معاهده را توضیح دهد. از سوى دیگر باید منتظر آغاز ریاست فرانسه بر اتحادیه اروپا در اول ماه ژوئیه بود تا ببینیم
راه حلى براى این چالش ها پیدا مى شود که بتواند این معاهده را به نوعى نجات دهد. مسئله مهم این است که آیا ایرلندى ها حاضر مى شوند براى بار دوم به این معاهده رأى دهند هر چند به نظر مى رسد نخست وزیر ایرلند این امکان را رد کرده باشد. راه حل دیگر که کمى رادیکال تر مى باشد این است که کشورهاى پیشرو تئورى اتحاد اروپا در این زمینه به طور یکجانبه تصمیم بگیرند که این معاهده را در زمینه هاى سیاست خارجى و سیاست دفاعى پیش ببرند و از این راه به بازسازى اتحادیه اروپا که از سال ها پیش از مشکلات عدیده اى رنج مى برد کمک کرده باشند. اما در نهایت مى توان گفت که با رأى منفى ایرلندى ها معاهده لیسبون که منشور بنیادین اروپا شده با بحران هویت روبه رو شده است.
* بعد از شوک ایرلند به نظر مى آید دو نگاه خوشبینانه و بدبینانه نسبت به آینده اتحادیه اروپا بوجود آمده است این آرایش را چگونه توصیف مى کنید، چه گروهى بر حفظ چارچوب فعلى این اتحادیه اصرار دارند و چه گروهى خواهان تغییرات در آن هستند؟
** تمامى دولت ها و اعضاى اتحادیه اروپا بر این گفته اتفاق نظر دارند که باید تغییراتى در نهادهاى اتحادیه اروپا ایجاد شود زیرا این نهاد ها براى دوازده تا پانزده کشور اولیه این اتحادیه تعریف و ایجاد شده بود و اکنون اتحادیه اروپا داراى بیست و هفت عضو است. از میان اعضاى بدبین نسبت به روند کنونى اتحادیه اروپا مى توان ازکشورهایى مثل انگلیس و جمهورى چک نام برد. کشورهایى همچون فرانسه، ایتالیا و اسپانیا هم که به طور تاریخى بر این باور هستند که اتحادیه اروپا باید گسترش یابد. تفاوت دیگر این است که کشورهایى که از گذشته فکر اتحاداروپا را در سر داشتند امروز بیشتر به مسائل امور خارجى و دفاعى این اتحادیه مشغول شده اند در حالى که سایر اعضا به فکر ایجاد بازار آزاد و فضاى هماهنگ اقتصادى و مالى هستند.
* برخى این تضاد ها را نتیجه غلبه راستگرایان بر اروپا مى دانند. مثلاً مى گویند با روى کار آمدن نسل جدید رهبران اروپا مثل نیکولا سارکوزى در فرانسه، آنگلا مرکل در آلمان، گوردون براون در انگلیس اتحادیه اروپا دست به گریبان چالش هاى جدید شده است این نظر راقبول دارید؟
** البته این دیدگاه قابل انکار نیست هنوز گمان هاى بدبینانه اى درباره سیاست برخى از دولتمردان اروپا وجود دارد اما به طور خلاصه مى توانم بگویم که رهبران جدید به تصویب معاهده لیسبون اصرار دارند و آنها این معاهده را امضا کرده و به تصویب رسانده اند البته انگلیس از گذشته نگاهى متفاوت داشته است و در میان این رهبران نسل جدید سارکوزى تلاش بسیارى کرده است تا نظر مثبت اعضا را براى معاهده لیسبون جلب کند.
* قبول دارید که میل و گرایش به همگرایى در خانواده اروپا تضعیف شده و بسیارى از اعضا سیاست خارجى خویش را به صورت دوجانبه پیش مى برند؟
** شما بر واژه همگرایى تکیه مى کنید در این رابطه باید بگویم که از انگلیس مى توان به عنوان شاگرد بد اتحادیه اروپا نام برد که همواره بدبین ترین عضو اتحادیه اروپا بوده و میل به همگرایى ضعیفى را با سایر اعضاى اتحادیه اروپا از خود نشان داده است اما در مجموع مى توان گفت که اعضاى اتحادیه اروپا در رابطه با معاهده لیسبون همگرایى لازم را دارند و تقریباً به غیر از انگلیس نمى توان از کشورى نام برد که در مقایسه راه واگرایى از اروپا را پیش بگیرد.
این واقعیت را نیز باید لحاظ کرد که درجه همگرایى و انتظارات اعضا از اتحادیه فرق مى کند به همین دلیل با رأى منفى ایرلندى ها به معاهده لیسبون تمامى اتحادیه اروپا وارد بحران شد و همه اعضاى این اتحادیه از این رأى منفى احساس زیان کردند.
* روابط ویژه برخى اعضاى اتحادیه اروپا با امریکا چه تأثیرى مى تواند بر این تضاد ها داشته باشد؟
** روابط ویژه برخى اعضاى اتحادیه اروپا با امریکا مانند فرانسه و انگلیس بیشتر در حوزه سیاست خارجى تأثیراتش را نمایان مى سازد اما در قضیه معاهده لیسبون که مقوله اى مربوط به داخل اروپا است این تأثیرات موضوعیت ندارد. لیسبون معاهده اى است که نهادهاى موجود در اتحادیه اروپا را مورد پردازش قرار مى دهد و هدف از آن توسعه بخشیدن به این نهاد ها مى باشد و این امر نیز با توسعه اتحادیه اروپا امکان پذیر مى شود و اگر از این بعد به معاهده لیسبون و اتحادیه اروپا نگاه کنیم باید بگوییم که تلاش ویژه برخى از کشور ها همانطور که گفتم نمى تواند تأثیر چندانى بر همگرایى موجود در اتحادیه براى توسعه آن داشته باشد. زیرا همه این ها مربوط به سیاست داخلى اتحادیه اروپا مى شود.
* درباره آینده اتحادیه اروپا چگونه فکر مى کنید. به نظر شما با این وضع مبهم و پیچیده اى که پس از رأى منفى مردم سه کشور اروپایى هلند، فرانسه و ایرلند به رفراندوم هاى برگزار شده بوجود آمده است اتحادیه اروپا چه سرنوشتى خواهد داشت؟
** اتحادیه اروپا داراى چالش ها و بحران هاى متعددى است و رأى منفى هلندى ها، فرانسوى ها و اخیراً ایرلندى ها بر این چالش ها بیشتر دامن زده است اما این مسئله را نیز نباید فراموش کرد که اتحادیه اروپا اگر بخواهد رشد کند درهمین چالش ها و بحران ها باید شاهد پیشرفت باشد اما در رابطه با بحران جدیدى که با رأى منفى ایرلندى ها در اتحادیه اروپا ایجاد شده است فقط باید به انتظار فرمول ها ونسخه هایى که براى رفع اختلاف طراحى مى شود باشیم که آیا اعضاى لیدر این اتحادیه مى توانند با همگرایى لازم از این بحران عبور کنند. آنچه در این بین حائز اهمیت است این است که مدعیان رهبرى بتوانند با روش چانه زنى و اقناع به چالش هاى موجود درباره نهادهاى اتحادیه اروپا پایان دهند به عبارتى مسئله اول یافتن مسیر عبور از بحران است و مسئله دوم اجراى درست سیاست هاى تفاهم است زیرا اجراى عملى شدن تصمیم هایى که به قصد تفاهم اتخاذ مى شود بسیار مهم است بویژه که اعضاى اتحادیه اروپا طى هشت سال گذشته تنها وقت خود را به بحث و جدل در این رابطه سپرى کرده اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات