ری تیکه
ترجمه لطفالله میثمی
رای آژانس بینالمللی انرژی هستهای در شهریورماه در مورد نقض تعهدات ایران در قبال پیمان منع گسترش تسلیحات هستهای موجب شد که آمریکا در مورد ارجاع ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد اندکی درنگ کند. تهران پافشاری میکند که خواستار استفاده از انرژی هستهای به منظور گسترش نیروی برق است. با وجود این سیاستگذاران واشنگتن و همتایان اروپایی آنها ادعا میکنند که نقض این پیمان در گذشته توسط ایران، نشاندهنده انگیزه این کشور در سرنگونی کشورهای همسایه و صدور انقلاب اسلامی است.
چنین توجهی به خطرات احتمالی موجب میگردد که واقعیات ایران نادیده گرفته شود. در دهه گذشته، ایران با تغییری اساسی در جهتگیری بینالمللی خود، منافع ملی را به عنوان عامل تعیینکننده در نزدیکی به جهان مورد توجه قرار داده است. با وجود عدم تعادل در میزان قدرت محافظهکاران و اصلاحطلبان، سیاست خارجی ایران براساس اصول ثابتی که در میان تمامی نخبگان سیاسی آن مشترک است، مشکل میگیرد.
مبارزات جناحی فشردهای که دولت ایران در طول دهه گذشته گرفتار آن بوده است، مانع بروز یک سیاست خارجی واحد شده است. در سطح خارجی ایران ائتلافی شکل گرفته است که این تفکر را در سر میپروراند که ایران نمیتواند به دستور جهانی در انزوا باقی بماند. تهران با ایجاد روابط مطلوب با عناصر مهم بینالمللی نظیر چین، روسیه و اتحادیه اروپایی، درصدد به وجود آوردن ائتلاف مورد نظر خویش است و سعی میکند آمریکا را از چند جانبه کردن برخورد با ایران باز دارد.
به رغم این که جمهوری اسلامی همچنان به حمایت روز افزون خود از سازمانهای فلسطینی ادامه میدهد و با استفاده از برنامه هستهای خود در حال پیشرفت است، سیاست خارجی آن دیگر سیاست یک کشور انقلابی نیست. نمودار پیچیده قانونگذاران در کشور در حال تغییر است. همچنان که انقلاب ایران رشد میکند، سیاستمدارانی که در شکلگیری جمهوری اسلامی حضور داشتهاند به تدریج از صحنه خارج میشوند و یک نسل انقلابیتر قدرت را در دست میگیرد.
محمود احمدینژاد، رییسجمهور جدید و کابینه وی در پاسخ به مشکلات متعدد ایران، از عدم قابلیت گذشتگان در تحمیل محدودیتهای اسلامی و فساد شایعی که کشور را فرا گرفته است، انتقاد میکنند. آنها مصمم هستند تا در شیوههای اجتماعی و فرهنگی حاصل از دوره اصلاحگرایی تغییراتی ایجاد کنند و سیاستهای اقتصادی برابرطلبانه اعمال کنند.
با وجود این، رییسجمهور جدید در زمینه سیاست خارجی، همچنان پارامترهای سیاست بینالمللی غالب ایران را اتخاذ کرده است. احمدینژاد در سخنرانی ماه اوت خود در مجلس وجود توافق موجود را بیان کرد و به اهمیت ایجاد روابط سازنده با «دنیای اسلام» منطقه خلیجفارس، منطقه دریای خزر، آسیای مرکزی، منطقه اقیانوس آرام و اروپا اشاره نمود. علاوه بر این، مهمترین عملکرد وی در خصوص سیاست خارجی، انتصاب علی لاریجانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی بوده است که وی نیز همین مطالب را بیان کرده است.
با وجود این، ناسونالیستهایی که تحت فرمان بخش اجرایی ایران بودهاند علاقه چندانی به برقراری رابطه با آمریکا نشان نمیدهند. به نظر نمیرسد که آنها تمایلی داشته باشند تا موفقیتهای چند جانبهای را که تنها دستآورد دوران اصولگرایی است به مخاطره اندازند.
در خصوص مساله هستهای، ایران همچنان مدعی است که براساس پیمان NPT از حق غنیسازی اورانیوم برخوردار است و حتی پیشنهاد ورود یک گروه بازرسی را نیز پذیرفته است، در حالی که اروپاییها پافشاری میکنند که ایران باید به دلیل نقض پیمان در گذشته مجازات گردد و فعالیتهای غنیسازی خود را به صورت دایمی به حالت تعلیق درآورد. در نهایت، ظاهراً حل این اختلافات غیر ممکن است. گرچه لازم است به این نکته اشاره گردد که بروز اختلاف میان اروپاییان و ایرانیان به پیش از زمان انتخاب احمدینژاد بازمیگردد.
این مساله حاکی از وجود یک هماهنگی نگران کننده در افکار سیاسی ایران در طول دو سال گذشته است. باید گفت که در نتیجه حس ضرورت محض دستیابی به چرخه سوخت هستهای، سیاست جدید ایران نامشخص شده است. اهداف هستهای ایران، جامعه جهانی را خشمگین کرده است. اما باید گفت که دیگر آن شور انقلابی دهه 60 بر کشور حاکم نیست و اکنون معیارهای تعریف شده منافع ملی بر سیاست خارجی ایران حاکم شده است.
به رغم وجود نگرانیهای بسیار، رییسجمهور جدید ایران هیچ علاقهای به تغییر طرح سیاست بینالمللی ایران نشان نداده است و دیگر مقامات عالی رتبه کشور نیز تقریباً با وی همعقیده هستند. در هر حال و با توجه به آن چه گفته شد باید گفت که تصور این که سیاست خارجی ایران در حال وارد شدن به یک وضعیت جدید افراطی است، سوءتعبیری از جمهوری اسلامی و مسایل متناقض و متعدد آن است.