صنوبر شرماتوا/ ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی
با دیدار «ویلیام فالون» دریاسالار آمریکایی از ازبکستان بیتردید باید در انتظار تحولات جدیدی در سیاست خارجی ازبکستان باشیم، کشوری که رئیسجمهورش پس از انتخابات ماههای اخیر بار دیگر در این مقام ابقا شده است.
فرمانده ارتش آمریکا پس از آنکه از سوی رئیسجمهور ازبکستان مورد استقبال قرار گرفت مذاکرات خود با وی را آغاز کرد. برپایه گزارشهای خبرگزاری رسمی ازبکستان دو طرف طی این مذاکرات در مورد امنیت منطقه آسیای مرکزی و ثبات در کشور همسایه ازبکستان یعنی افغانستان به تبادل نظر پرداختند. از آنجایی که محور اصلی این مذاکرات مسئله افغانستان بود، فالون با جمعی از مقامات ارشد ذیربط یعنی با دبیر کل شورای امنیت ازبکستان و وزرای دفاع و خارجه این کشور و همین طور با فرمانده مرزبانان ازبکستان نیز دیدار کرد.
فالون علاوه بر ازبکستان و افغانستان به پاکستان، قرقیزستان و تاجیکستان نیز سفر کرد، اما دیدار از تاشکند بود که توجه کارشناسان منطقه را به خود جلب کرده است. به عقیده برخی از این صاحبنظران، ایالات متحده آمریکا به دنبال برقراری گفتوگوهایی فعالانه با رهبری ازبکستان است زیرا نفوذ دوباره در این جمهوری مهم و استراتژیک آسیای مرکزی برای واشنگتن از اهمیتی ویژه برخوردار است. پس از آن حادثه و گروگانگیری در شهر آندیجان در ماه می 2005 و انتقادهای شدید غرب به ازبکستان، دولت تاشکند به عنوان واکنش به این انتقادات خواستار انحلال پایگاه نظامی شهر کارشی شد و از آن زمان بود که روابط میان تاشکند و واشنگتن روزبهروز تیرهتر و محدودتر شد، اما کوتاه زمانی پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری اخیر «اسلام کریماف» به صورتی کاملا غیرمنتظره صحبت از نیروهایی به میان آورد که میان ازبکستان و غرب فاصله انداختهاند: «دامن زدن به اختلافاتی که موجب خوشحالی و بهرهمندی آن قدرتها شود دیگر پذیرفتنی نیست... ازبکستان در سپهر سیاست خارجی خود همواره طرفدار احترام متقابل و روابطی مفید برای خود و همسایگان دور و نزدیکش از جمله برای ایالات متحده و اروپا بوده است.»
اروپاییها خیلی زود متوجه این سیگنالها شدند. یک روز پس از ادای سوگند کریماف یعنی روز هفدهم ژانویه سال جاری «پیرمورل» فرستاده ویژه اتحادیه اروپایی به آسیای مرکزی اعلام کرد که «این اتحادیه ازبکستان را به عنوان همپیمانی قابل اعتماد میشناسد و خواهان تحکیم و توسعه روابط با این جمهوری است.» البته بروکسل از یک سال پیش برای به اصطلاح باز کردن دوباره باب گفتوگو میان ازبکستان با آمریکا پیشقدم شده بود و به خاطر این مسئله تحریمهایی را که غرب به دلیل رویدادهای آندیجان علیه ازبکستان برقرار کرده بود تا اندازهای کاهش داد. ازبکستان نیز به عنوان پاسخی به این حرکت اروپا، بسیاری از فعالان حقوق شهروندی را عفو و در روز اول ژانویه 2008 مجازات اعدام را لغو کرد و علاوه بر آن اختیارات دادگاهها را برای تعدیل احکام بازداشت افزایش داد. بدین ترتیب بود که تاشکند علاقه و تمایل خود به عادیسازی روابط با اتحادیه اروپایی را آشکار کرد. بدین صورت معلوم شد که تاشکند به هیچ عنوان نمیخواهد نقش یک غیرخودی را در عرصه بینالملل ایفا کند و اروپاییها هم در سال گذشته استراتژی جدیدی به کار گرفتند که بر پایه آن منافع اروپا در عرصه انرژی در اولویت نخست قرار دارد و مسئله پیشبرد روند دموکراتیزاسیون در آسیای مرکزی در اولویت دوم قرار میگیرد. با این حال وقتی که پای همپیمان قدری چون تاشکند در میان است، کارها آن طور هم که به نظر میآید ساده نیست.
گزینههای نخست سیاست خارجی ازبکستان مسئلهای از پیش تعیین شده به شمار میآید. این گزینهها عبارتند از آلمان در غرب و ژاپن در شرق یعنی همان دو کشوری که تقریبا هیچ گاه ازبکستان را مورد انتقاد قرار ندادند. سربازهای آلمانی از وضعیت خود در پایگاه هوایی ترمس در مرز افغانستان بسیار راضی هستند. یکی از کارشناسان با نفود ازبک که ارتباط نزدیکی با وزارت خارجه ازبکستان دارد برای نگارنده توضیح داد که حتی مسکو هم هیچ مخالفتی با وجود پایگاه نظامی آلمان در آن منطقه نداشته و برلین هم نسبت به موافقت مسکو اشراف کامل دارد. رابطه با ژاپن و اصولا حضور غیرمستقیم این کشور در آسیای مرکزی برای تاشکند از اهمیتی فوقالعاده برخوردار است زیرا این حضور و رابطه کاهش نفوذ چین را امکانپذیر میسازد، چین یعنی همان کشوری که نقشی مهم در چارچوب سازمان همکاریهای شانگهای ایفا میکند. حضور ژاپن برای ازبکستان که علاوه بر روسیه و سازمان همکاریهای شانگهای به شرکای دیگری نیز دارد، موقعیتی مثبت به شمار میآید.
در این واقعیت هم تردیدی نیست که آمریکاییها دیگر نخواهند توانست منافع خود در ازبکستان را به صورتی پیروزمندانه تامین کنند. علت این مسئله هم البته این نیست که موقعیت امروزی منطقه آسیای میانه اساسا با پایان دهه 90 یعنی با دوران آغازین رابطه آمریکا با ازبکستان متفاوت است. در آن زمان ازبکستان به شدت از سوی بنیادگرایانی که از سوی افغانستان و تاجیکستان پشتیبانی میشدند مورد تهدید قرار داشت. تاشکند از طریق کانالهای مخصوص دریافته بود که در صورت حمله بنیادگرایان نمیتواند روی کمک رهبری مسکو حساب کند و بدین ترتیب بود که (با وجود انتقادهای شدید مسکو) از پیمان امنیت مشترک با روسیه خارج شد و با این امید که در جنگ علیه بنیادگرایان از پشتیبانیهای ایالات متحده برخوردار میشود رفتهرفته به واشنگتن نزدیک شد. حمله آمریکا به افغانستان و متلاشی شدن هسته اصلی گروههای بنیادگرا در آن کشور، واقعیتی بود که برای رهبری ازبکستان یک موفقیت بزرگ به شمار میآمد.
اما امروز فرمول امنیتی دیگری در این منطقه به کار گرفته میشود. در حال حاضر نقش اصلی در این عرصه بر عهده سازمان پیمان امنیتی مشترک و سازمان امنیت آسیای میانه است یعنی همان دو سازمانی که روسیه و چین از نفوذی خاص در آنها برخوردار هستند. سیستم امنیتی ازبکستان نیز بر اساس همین ساختار بنا شده است، به عنوان مثال: رهبری ازبکستان با تلاشهای فراوان موفق شد تا مقر اصلی سازمان منطقهای امنیت آسیای مرکزی با ساختار ضدتروریستی به جای بیشکک (پایتخت قرقیزستان) در تاشکند باشد. پارلمان ازبکستان هم چند روز پیش لوایحی را به تصویب رساند که بر مبنای آنها روند عضویت این کشور در سازمان پیمان امنیتی مشترک مراحل نهایی خود را طی خواهد کرد. بیتردید این بازگشت ازبکستان بدون موافقت و مساعدتهای مسکو به هیچ روی امکانپذیر نبود. بدین ترتیب نه تنها دو جنبش مخالف دولت ازبکستان یعنی «حرکت اسلامی» و «حزب التحریر» در لیست سیاه روسیه قرار گرفتند بلکه با تلاش لابیهای دیپلماتهای روسی، نام این دو حزب به عنوان دو سازمان تروریستی در پروندههای کشورهای عضو آن دو سازمان امنیتی نیز ثبت شد.
حال دیگر برای ازبکستان دلیلی وجود ندارد که در سیستم موجود روابط مبتنی بر همپیمانی و همکاری که به تازگی به آن وارد شده است تجدیدنظر به عمل آورد و جالب آنکه این مسئله به هیچ عنوان برای احیای دوباره ارتباط با ایالات متحده یک تابو به شمار نمیآید. موقعیت وخیم افغانستان که در تاشکند نیز نگرانیهای جدی را موجب شده است، میتواند دلیلی قانعکننده برای شروع دوباره روابط دوجانبه میان ازبکستان و ایالات متحده باشد، اما در این میان یک تفاوت اساسی نیز وجود دارد که البته به موقعیت آمریکا مربوط میشود. در پایان دهه 90 و آغاز قرن جدید ایالات متحده آمریکا برای ازبکستان حکم متحد شماره یک را داشت، اما امروزه این کشور بر خلاف گذشته تنها یکی از بازیگران مطرح در منطقهای است که روسیه، چین و اتحادیه اروپایی از پیش حضور خود در آن را تثبیت کردهاند.