ترجمه: سیدسعید علوی
مقدمه:
همان گونه که تقاضای فزاینده انرژی جهانی بر سامانه عرضه آن تا حد زیادی فشار وارد آورده، قیمتهای بالای آن هم اضطراب عمومی را در مورد توانایی جهان برای ارضای نیازهای انرژی به نحو قابل اطمینان و قابل پرداخت افزایش داده شده است. چند سال گذشته بیشتر صرف تمرکز دوباره بر نقش بحرانی و حساسی که انرژی در صحنه اقتصادهای ملی و جهانی بازی میکند، شده است. افزایش تقاضای جهانی برای نفت، نگرانیها در مورد کافی بودن، قابل اطمینان بودن و قیمتگذاری منابع عرضه انرژی را سبب شده است. معانی ضمنی زیستمحیطی افزایش مصرف سوختهای فسیلی (سنگوارهای)، هزینههای منابع عرضه برای اقتصادهای کشورهای توسعهیافته و توسعه یابنده به طور مساوی، بازرگانی و جریان سرمایه و جغرافیای سیاسی (ژئوپلیتیک) موضوعاتی هستند که کسب و کار و دولتهای اطراف جهان را به خود مشغول کردهاند.
">ترجمه: سیدسعید علوی
مقدمه:
همان گونه که تقاضای فزاینده انرژی جهانی بر سامانه عرضه آن تا حد زیادی فشار وارد آورده، قیمتهای بالای آن هم اضطراب عمومی را در مورد توانایی جهان برای ارضای نیازهای انرژی به نحو قابل اطمینان و قابل پرداخت افزایش داده شده است. چند سال گذشته بیشتر صرف تمرکز دوباره بر نقش بحرانی و حساسی که انرژی در صحنه اقتصادهای ملی و جهانی بازی میکند، شده است. افزایش تقاضای جهانی برای نفت، نگرانیها در مورد کافی بودن، قابل اطمینان بودن و قیمتگذاری منابع عرضه انرژی را سبب شده است. معانی ضمنی زیستمحیطی افزایش مصرف سوختهای فسیلی (سنگوارهای)، هزینههای منابع عرضه برای اقتصادهای کشورهای توسعهیافته و توسعه یابنده به طور مساوی، بازرگانی و جریان سرمایه و جغرافیای سیاسی (ژئوپلیتیک) موضوعاتی هستند که کسب و کار و دولتهای اطراف جهان را به خود مشغول کردهاند.
نگرانیها در مورد توانایی مداوم برای تأمین منابع عرضه انرژی از مناطق گوناگون جهان که دسترسیناپذیر، پرخطر یا کمتر قابل اطمینان هستند، سیاستگذاران را بر آن داشته تا بار دیگر ایده تمایل فراوان برای رسیدن به استقلال انرژی را مطرح سازند. در واقع، تمرکز بر «استقلال انرژی»، گرچه از لحاظ سیاسی جذاب است اما یک تلاش و جستوجوی به غلط راهنمایی شده است که میتواند در حقیقت انحراف از هدف مهمتر مدیریت مرحلهگذار را به سوی آیندهای مطمئن و پایدار برای انرژی سبب شود. چالش پیش رو، مدیریت پیچیدگی فزاینده جهانی است که از لحاظ انرژی به هم وابسته است.
روندهای انرژی جهانی
بخشی از درخواستها برای استقلال انرژی منشعب از روندهای بالقوه نگرانکننده در بازار جهانی انرژی است؛ یعنی آیا انرژی کافی برای ارضای تقاضا وجود دارد و از کجا آن انرژی تأمین خواهد شد؟ تقاضای جهانی انرژی بر اساس برآوردها، قرار است بین سالهای 2004 و 2030 حدود 50 درصد افزایش یابد که 70 درصد رشد آن در اقتصادهای توسعه یابنده و 20 درصد تنها از چین خواهد بود. در حقیقت، برآورد میشود تقاضای انرژی از سوی کشورهای غیر OECD (سازمان همکاری و توسعه اقتصادی) بین سالهای 2010 و 2015، از مصرف انرژی در جهان توسعه یافته بیشتر شود. طی همان دوره، انتظار میرود این تقاضا با همان ترکیب سوختی که امروز بیشتر کشورها به آن وابستهاند یعنی سوختهای سنگوارهای، بر آورده شود. عوامل جغرافیای سیاسی نیز احتمالا محیطی را به چالش میکشند که صنعت انرژی در آن کار میکند. مصرفکنندگان و تولیدکنندگان اصلی جدیدی وارد بازار انرژی میشوند که احتمالا پویایی آن را مطابق منافع خود تغییر داده تا بیشترین قدرت نفوذ را به دست آورند. قیمتهای بالاتر سبب خیزشهای ملیگرایانهای شده که اغلب دسترسی به منابع نفت و گاز را محدود ساخته و عدم قطعیت بیشتری را در سرمایهگذاریها ایجاد میکنند. در نتیجه این عوامل و قیمتهای بالاتر، دولتها به طور فزاینده نگران امنیت انرژی کوتاه مدت و درازمدت خود هستند.
علاوه بر این، با نگرانیهای امنیت انرژی که در راه است، کشورها و شرکتها متوجه اثرات بالقوه تغییرات اقلیمی جهان و ظهور یک جهان محدود شده با کربن شدهاند. هنگامی که شما تصمیمگیریها در زمینه فناوری، مقررات و سرمایهگذاری لازم را برای پاسخگویی به نیازهای یک جمعیت جهانی در حال رشد در نظر میگیرید و سرگرم مدیریت انتشار دیاکسید کربن و سبک کردن تأثیر آن بر تغییرات اقلیمی هستید، با چالشی عظیم روبهرو هستید که زمان زیادی را همراه با تعهد جهانی و هماهنگیهای پایدار میطلبد تا بتواند بر آنها چیره شود.
تخریب و بازسازی ساختار استقلال انرژی
نکته منفی شعار عامهپسند «استقلال انرژی» در این است که یک موضوع پیچیده را به خاطر یک هدف سؤالبرانگیز، زیاد از حد ساده میسازد تا جایی که مفهوم استقلال انرژی تمرکزش بر تنوع فزاینده عرضهکنندگان و نیز انتخاب سوختهای مختلف است و کارآیی بیشتر را سبب میشود و از جهاتی میتواند یاریرسان باشد با این حال، این عبارت در تشریح و توجیه چهارچوب زمانی، فناوری، هزینهها و بدهبستانهایی که برای رسیدن به امنیت انرژی لازم است، شکست میخورد.
بخشی از مسئله این است که استقلال انرژی معنایش برای افراد مختلف متفاوت است؛ هم از لحاظ روح آن و هم از نظر کاربردش. در کوتهبینانهترین حالت، استقلال، خودکفایی کامل انرژی را میرساند؛ یعنی آمریکا از منابع داخلیاش تمام انرژی لازم را برای نیازهای خود تولید کند. براساس یک تعبیر وسیعتر، متمرکز بر گزینههای بدون محدودیت سیاست خارجی، استقلال به معنای کاهش وابستگی آمریکا به واردات نفت تا جایی است که این کشور بتواند از یک قحطی عرضه پایدار، بدون لطمه اقتصادی غیرضروری یا مشکلات جغرافیای سیاسی، خود را نجات بخشد. برخی طرفداران استقلال انرژی به ویژه بر محدودسازی میزان نفت وارداتی به آمریکا به کشورهایی تکیه کردهاند که بیثبات تلقی شده، غیرقابل اطمینان شناخته شده یا نسبت به منافع آمریکا متخاصماند.
گفتمانهای استقلال انرژی معمولا تنها بر موضوعات امنیت عرضه تکیه میکنند، بدون آنکه به تدارکات عرضه، جریانهای داد و ستد و موضوعات اقتصادی و زیستمحیطی توجه کافی بکنند.
همان گونه که نفوس و جمعیت رشد کرده و تقاضای انرژی افزایش مییابد، سرمایهگذاریهای تولید و ظرفیتهای اضافی باید خود را نشان دهند. اما گسترش ظرفیت اضافی مبتنی بر آرزوی خودکفایی به جای گزینههای دقیقا متعادل برای توسعه منابع انرژی پاک، اقتصادی و امن، اغلب به عواقب پیشبینی نشده میانجامد. تولید داخلی عرضههای نفت و گاز غیرمتعارف، برای مثال، میتواند گرانتر، سبب تخلیه بیشتر منابع یا ناسازگارتر از لحاظ زیستمحیطی نسبت به نفت و گاز به دست آمده از بازارهای بینالمللی باشد. در حال حاضر، تولید یک بشکه نفت از «سنگهای نفتزا» در آمریکا به نام تولید «اویل شیل» 55 دلار هزینه برمیدارد در حالی که تولید همان میزان نفت در عربستان 5 دلار هزینه دارد. تولید «اویل شیل» مقدار بسیار زیادی آب میبرد و به طور بالقوه عواقب وخیم و منفی زیستمحیطی دارد. زغال سنگ که شاید فراوانترین منبع طبیعی داخلی در کشورهای مهم مصرفکننده انرژی مانند آمریکا، چین و هند است، گزینه خوبی بر مبنای امنیت و اقتصاد است؛ اما عواقب عملیات معدن کاری و نیز انتشار گازهای گلخانهای و موضوعات کیفیت هوا همراه با استفاده از زغال سنگ برای تولید نیروی برق یا مصرف آن به عنوان سوخت مایع بینهایت زیانبار است، اگر به ملاحظات اقلیمی توجه کنیم. استقلال انرژی حتی نمیتواند به قول و قرارهای خود در زمینه امنیت وفادار بماند. در زمانهای قطع عرضه، اعتماد به نفس در سطح ملی و عرضه انرژی خودی همیشه امنیت انرژی بیشتر به همراه نمیآورد. اگر پاسخگویی عرضه جهانی پس از توفانهای کاترینا و ریتا در سال 2005 نبود، ضربه وارده به قیمتهای انرژی در آمریکا میتوانست بسیار بدتر باشد. تمام تولیدکنندگان و صادرکنندگان انرژی و مصرفکنندگان و واردکنندگان آن با یک به هموابستگی متقابل، به یکدیگر متصلاند. تمام آنان نسبت به هر رخدادی، در هر کجا و در هر زمان که بر عرضه و تقاضا تأثیرگذار باشد، آسیبپذیرند. آینده انرژی آمریکا احتمالا با رخدادهایی شکل خواهد گرفت که خارج از کنترل و فراسوی نفوذ آمریکاست. در خواستها برای استقلال انرژی با آرزوی پیشرفتهای مهم فناوری و ایجاد یک حلقه تعهد ملی در کوتاهمدت هر دو غیرواقعی و دستنیافتنی است.
گرچه کاهش وابستگی آمریکا به واردات، ما (آمریکا) را امنتر خواهد کرد، اگر دوباره اعمال کردن کنترل قیمتها از داخل کشور رخ ندهد، آمریکا هنوز نسبت به افزایش قیمت جهانی نفت آسیبپذیر خواهد بود؛ حال میخواهد وابستگی به واردات 20 درصد با 60 درصد باشد.
وابستگی متقابل بین کشورهای مصرفکننده و میان مصرفکنندگان و تولیدکنندگان باید به عنوان وسیلهای برای یافتن راهحلهای مشترک برای مسائل انرژی سهیم شده جهانی شامل ملاحظات زیستمحیطی، امنیتی و اقتصادی باشد.
واقعیت به هم وابستگی
با وجود این تنشهای داخلی و فطری و شماری از قطع شدنهای چشمگیر عرضه، داد و ستد انرژی به نحوی شایسته به جهان خدمات ارائه کرده است. طی دههها، بخشهای عمومی و خصوصی کار کردهاند تا بازرگانی انرژی را در زمینه کالا و خدمات افزایش دهند و برای مصرفکنندگان کمهزینهترین منابع انرژی را فراهم سازند. تا جایی که به بازارهای مالی و کاری جهان مربوط میشود، توانایی حرکت انرژی از مرزها یک منبع امنیت و پسانداز ارز بوده و یک مبنای روابط تجاری و دیپلماتیک خارجی است.
متن کامل را در www.hamshahrionline.ir بخوانید