مجید قاسمی/ دبیر کمیسیون اقتصاد کلان مجمع تشخیص مصلحت

اشاره:

منطقه آسیای جنوب غربی در گستره جغرافیایی حدود 12 میلیون کیلومتر مربع شامل 25 کشور با جمعیتی حدود 530 میلیون نفر، 5 حوزه ژئوپلتیک مهم جهان (آسیای مرکزی، قفقاز، شبه قاره هند، خلیج فارس و خاورمیانه) را در بر می‌گیرد. این منطقه شامل کشورهای ایران، قزاقستان، پاکستان، ترکیه، افغانستان، یمن،‌ ترکمنستان، ازبکستان، عراق، عمان، قرقیزستان، سوریه، تاجیکستان، اردن، آذربایجان، امارت متحده عربی، گرجستان، ارمنستان، فلسطین، ‌کویت، قطر، لبنان، قبرس و بحرین است. در این مقاله با استفاده از 2 رویکرد، وضعیت اقتصادی منطقه آسیای جنوب غربی مورد توجه قرار گرفته است: ‌نخست وضعیت موجود منطقه آسیای جنوب غربی از لحاظ اقتصادی با یک نگاه خارج از منطقه‌ای مورد مطالعه قرار گرفته است و در رویکرد دوم به بررسی وضعیت اقتصادی با یک نگاه درون منطقه‌ای و مقایسه کشورها اهتمام ورزیده شده است. 

"> اقتصاد در آسیای جنوب غربی
تاریخ انتشار : ۰۷ مهر ۱۳۸۷ - ۰۷:۲۳  ، 
کد خبر : ۴۸۲۲۷
نگاهی از بیرون و درون منطقه

اقتصاد در آسیای جنوب غربی

مجید قاسمی/ دبیر کمیسیون اقتصاد کلان مجمع تشخیص مصلحت

اشاره:

منطقه آسیای جنوب غربی در گستره جغرافیایی حدود 12 میلیون کیلومتر مربع شامل 25 کشور با جمعیتی حدود 530 میلیون نفر، 5 حوزه ژئوپلتیک مهم جهان (آسیای مرکزی، قفقاز، شبه قاره هند، خلیج فارس و خاورمیانه) را در بر می‌گیرد. این منطقه شامل کشورهای ایران، قزاقستان، پاکستان، ترکیه، افغانستان، یمن،‌ ترکمنستان، ازبکستان، عراق، عمان، قرقیزستان، سوریه، تاجیکستان، اردن، آذربایجان، امارت متحده عربی، گرجستان، ارمنستان، فلسطین، ‌کویت، قطر، لبنان، قبرس و بحرین است. در این مقاله با استفاده از 2 رویکرد، وضعیت اقتصادی منطقه آسیای جنوب غربی مورد توجه قرار گرفته است: ‌نخست وضعیت موجود منطقه آسیای جنوب غربی از لحاظ اقتصادی با یک نگاه خارج از منطقه‌ای مورد مطالعه قرار گرفته است و در رویکرد دوم به بررسی وضعیت اقتصادی با یک نگاه درون منطقه‌ای و مقایسه کشورها اهتمام ورزیده شده است. 


در پی تغییر و تحولاتی که در سال‌های اخیر در مباحث نظری و علمی در عرصه‌های سیاست و اقتصاد در سطوح داخلی و بین‌المللی رخ داده است، رویکرد اقتصاد سیاسی که مبتنی بر تعامل اقتصاد و سیاست است، ‌رواج گسترده‌ای در مطالعات اقتصادی و سیاسی یافته است. در کنار آن، جهانی شدن، ‌تحولات سریع و عمیق در ساختار مناسبات جهانی و شکل‌گیری قطب‌ها و الگوهای توسعه منطقه‌ای در جهان به ویژه در نیم قرن گذشته، جست‌وجوی تعریف و رهیافت جدیدی از تعاملات سازنده و مؤثر در روابط و همکاری‌های منطقه‌ای را ضروری کرده است. در چنین شرایطی، هر کوششی برای برنامه‌ریزی و توسعه اقتصادی در سطح واحد ملی به گونه‌ای اجتناب‌ناپذیر،‌ تنها در تعامل با محیط‌های بزرگتر بین‌المللی و منطقه‌ای معنا و مفهوم پیدا می‌کند. بنابراین برنامه‌ریزی اقتصادی الزاما نمی‌تواند یک امر داخلی باشد و رابطه مستقیمی با نحوه تعامل میان واحدهای ملی و منطقه‌ای دارد. در این راستا شناخت وضعیت موجود منطقه و بررسی شرایط اقتصادی آن می‌تواند از اهمیت بالایی برخوردار باشد.

سیاست خارجی و توسعه اقتصادی

رویکردها و دیدگاه‌های نظری مختلفی در مورد رابطه سیاست خارجی و توسعه اقتصادی وجود دارد که خود نشات گرفته از ارتباط بین 2 امر کلی‌تر سیاست و اقتصاد است. در اثر سلطه لیبرالیسم بر حوزه مطالعات اقتصادی و تفوق رئالیسم بر مطالعات سیاسی، تعامل میان مسائل سیاسی و اقتصادی مورد غفلت قرار گرفته است زیرا هر 2 مکتب، سیاست و اقتصاد را 2 حوزه کاملا مستقل و جدا از هم می‌پندارند که تأثیری از یکدیگر نمی‌پذیرند. ولی در پی تغییر و تحولات در مباحث نظری و عملی در عرصه‌های سیاست و اقتصاد در سطوح داخلی و بین‌المللی و کم‌رنگ شدن مرز این دو مقوله، اندیشه تفکیک و استقلال سیاست و اقتصاد نیز رنگ باخته است، به طوری که رویکرد اقتصاد سیاسی که مبتنی بر تعامل اقتصاد و سیاست و تأثیر متقابل این 2 است، رواج گسترده‌ای در مطالعات اقتصادی و سیاسی یافته است. در عین حال پدیده جهانی شدن، تحولات سریع و عمیق در ساختار مناسبات جهانی، شکل‌گیری قطب‌ها و الگوهای توسعه منطقه‌ای در جهان به ویژه در نیم قرن گذشته، جست‌وجوی تعریف و رهیافت جدیدی از تعامل‌های سازنده و مؤثر در روابط و همکاری‌های منطقه‌ای را ضروری کرده است.

بررسی وضعیت اقتصادی

منطقه آسیای جنوب غربی یک منطقه بسیار بزرگ و متنوع است. این منطقه در سال 2007 دارای حجم اقتصادی معادل با 3/2176 میلیارد دلار بود که سهمی حدود 4 درصد از اقتصاد جهانی را شامل می‌شود.

همچنین با مقایسه این نسبت در سال‌های مختلف ملاحظه می‌شود که سهم تولید ناخالص داخلی کشورهای منطقه آسیای جنوب غربی از تولید ناخالص جهانی در سال‌های اخیر از یک روند صعودی برخوردار است؛ اما بایستی اذعان داشت که نسبت بسیار کمی از تولید ناخالص جهانی را به خود اختصاص داده است. عملکرد اقتصادی کشورهای منطقه در سال‌های اخیر به خصوص در کشورهای آسیای میانه از روند خوبی برخوردار بوده است. ادامه روند افزایش قیمت نفت و همچنین کالاهای غیرنفتی و ثبات در رشد اقتصاد جهانی، یک محیط مطلوب بین‌المللی را از لحاظ تأمین مالی و همچنین استفاده از سیاست‌های اقتصادی در این کشورها فراهم آورده است که در عملکرد خوب اقتصادی این کشورها بسیار مؤثر بوده است. اما تورم و رشد قیمت‌ها ناشی از رشد تقاضا و ورود سرمایه‌های خارجی نیز رخ داده است. با وجود اینکه بسیاری از این کشورها از سیاست‌های پولی سختگیرانه استفاده می‌کنند ولی همچنان نرخ متوسط تورم برای کشورهای منطقه در حدود 9 درصد در سال 2007 است و انتظار می‌رود که در سال 2008 به حدود 5/7 درصد کاهش یابد. افزایش شدید قیمت‌ها در برخی کشورهای صادرکننده نفت در این منطقه بسیار قابل توجه است. مازاد تراز تجاری و مالی در منطقه همچنان بالاست و با توجه به ادامه روند افزایش قیمت نفت، انتظار می‌رود که در سال جاری نیز بالا باقی بماند.

تولید ناخالص داخلی

مقایسه تولید ناخالص داخلی کشورهای منطقه نشان می‌دهد که تفاوت میان حجم اقتصاد کشورها در منطقه بسیار زیاد است؛ به طوری که کشور ترکیه با تولید ناخالص داخلی به میزان 482 میلیارد دلار در سال 2007، تولید ناخالصی معادل 5/15 برابر کشور آذربایجان با 31 میلیارد دلار تولید ناخالص داشته است. تولید ناخالص داخلی ترکیه با جمعیتی در حدود ایران و عربستان با جمعیتی در حدود یک سوم به ترتیب 73/1 و 39/1 برابر تولید ناخالص داخلی ایران است. این مقایسه بیانگر واقعیتی است که برای رسیدن به اهداف سند چشم‌انداز و رسیدن به قدرت اول اقتصادی در منطقه راه سختی را در پیش‌رو داریم.

رشد اقتصادی

تفاوت رشد اقتصادی در کشورهای منطقه نیز بسیار بالا است. در سال 2007 کشور آذربایجان از رشد اقتصادی در حدود 30 درصد برخوردار بوده است در حالی که در این مدت نرخ رشد اقتصادی در کشور سوریه حتی کمتر از 4 درصد بود. مقایسه رشد اقتصادی کشورهای منطقه با متوسط رشد جهانی و منطقه اروپا نشان می‌دهد که در سال 2007 کشورهای منطقه آسیای جنوب غربی از رشد اقتصادی بهتری نسبت به بقیه کشورهای جهان برخوردار هستند. متوسط رشد اقتصادی واقعی کشورهای منطقه در سال 2007 کشورهای منطقه آسیای جنوب غربی از رشد اقتصادی بهتری نسبت به بقیه کشورهای جهان برخوردار هستند. متوسط رشد اقتصادی واقعی کشورهای منطقه در سال 2007 همانند 5 سال گذشته در حدود 6 درصد است که از متوسط رشد اقتصاد جهانی با 5/3 درصد بالاتر است.

تولید ناخالص داخلی سرانه

مقایسه تولید ناخالص داخلی سرانه  نشان می‌دهد که دامنه تغییرات این متغیر در بین کشورهای منطقه بسیار بالا است. دامنه تغییر تولید ناخالص داخلی سرانه در منطقه بسیار وسیع است و درآمد سرانه از 300 دلار برای افغانستان تا 93 هزار دلار در سال 2006 برای قطر تغییر می‌کند. کشور امارات متحده با تولید ناخالص سرانه‌ای برابر با 42 هزار دلار برای سال 2007 تفاوت قابل توجهی با بقیه کشورهای منطقه دارد. ولی در مجموع، اکثر کشورهای منطقه از تولید ناخالص سرانه‌ای کمتر از 10 هزار دلار برخوردار هستند که این نشانگر فقر نسبی و توزیع ناعادلانه ثروت در بین کشورهای منطقه است.

نرخ تورم

با وجود اینکه کشورهای منطقه آسیای جنوب غربی از رشد اقتصادی نسبتا بهتری برخوردار هستند، همچنان برخی از کشورهای منطقه مانند ایران و آذربایجان از نرخ‌های تورم بالایی رنج می‌برند. همچنین مقایسه نرخ تورم کشورهای منطقه آسیای جنوب غربی با جهان و منطقه اروپا نشان می‌دهد که اکثریت کشورهای منطقه از تورم بالاتری نسبت به جهان برخوردارند.

متن کامل را در www.hamshahrionline.ir بخوانید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات