">
حسن حاجیزاده اناری
این نوشتار سعی دارد وضعیت تاثیرگذاری دستگاههای دولتی را بر فرهنگ عمومی جامعه بررسی و ارزیابی کند. در تعریف دستگاههای دولتی، به قوه مجریه اکتفا نشده و شامل تمام دستگاههایی که مطابق قانون از بودجه عمومی کشور منتفع میشوند، میگردد. با توجه به تعداد زیاد این دستگاهها و محدودیتهایی که در این راه وجود داشت، سعی شد تا حد امکان با بهرهگیری از برخی تکنیکهای تصمیمگیریهای چند شاخصه، قابلیت انجام پژوهش را افزایش دهیم. مهمترین نتایج تحقیق حکایت از آن دارد که، سازمان صدا و سیما، وزارت آموزش و پرورش و دانشگاهها مهمترین دستگاههای دولتی تاثیرگذار بر فرهنگ هستند.
1- کلیات
بررسی وضعیت دستگاههای دولتی کشور نشان میدهد که در حال حاضر مبادی گوناگون به انحای مختلف یا بر فرهنگ کشور تاثیرگذار هستند یا خود را بر آن تاثیرگذار میدانند، به حدی که اغلب اوقات سازمانهایی، حتی با اهداف و گرایشهای متفاوت، متناقض و... در کنار یکدیگر متولی، متصدی و مدعی فرهنگسازی در جامعه هستند. با عنایت به ساخت اداری ـ سیاسی کشور، ظهور چنین پدیدهای در درجه اول ناشی از عدم تعریف دقیق از شرح وظایف سازمانها و نهادهای دولتی و غیردولتی و در درجه دوم، به دلیل گستردگی دامنه و حیطه مقوله فرهنگ که موجب خلط وظایف، موازی کاری و صرف هزینههای بسیار و مهمتر از همه، تضعیف و تخریب فرهنگ والای اسلامی ـ ایرانی کشور خواهد شد. از این روی، ضروری است تا به طریقی، میزان و چگونگی تاثیرگذاری دستگاههای مختلف دولتی بر فرهنگ کشور شناسایی و بر اساس آن به ابزاری برای ارزیابی مستمر این دستگاهها دست یافت. این ارزیابی زمینهساز و پشتیبان فرآیندهای بالادستی بسیاری از قبیل تصمیمسازی برای سازماندهی مجدد، ادغام، حذف، تغییر و... ساختار، ماموریتها و ارزشهای دستگاههای فرهنگی کشور خواهد بود. این نوشتار علاوه بر سعی در ارائه نتایج و دستاوردهای اصلی تعیین مقادیر کمی سهم تاثیر دستگاههای دولتی، کاربردهای کیفی دیگری را به شرح ذیل در پی خواهد داشت:
تعیین مهمترین دستگاههای تاثیرگذار بر فرهنگ
تعیین حوزهها و معیارهای فرهنگی جامعه
وزندهی حوزههای فرهنگ
در این میان، یکی از مهمترین فرضهای مقاله تعریفی است که از دولت ارائه شده است و علاوه بر قوه مجریه، شامل تمام دستگاههای متعلق به حکومت و به صورت خلاصه تمام دستگاههایی که از بودجه عمومی کشور بهرهمند میشوند، است. سایر فرضهای تحقیق را میتوان چنین برشمرد:
«بخشی از فرهنگ عمومی کشور، تحت تاثیر دستگاههای دولتی است.»
«میتوان از مدلهای جبرانی، تصمیمگیریهای چند شاخصه نظیر AHP و SAW در وزندهی و اولویتبندی سهم تاثیر دستگاههای دولتی در فرهنگ کشور استفاده کرد.»
فرضیه مهمی که تحقیق به دنبال دستیابی به پاسخ آنها است، از این قرار است: سهم تاثیر هر یک از دستگاههای دولتی بر فرهنگ کشور چه میزان است؟
علاوه بر این با توجه حوزههای فرهنگ دینی، فرهنگ اجتماعی، فرهنگ سیاسی و فرهنگ اقتصادی، است یا فرضیههای فرعی ذیل نیز در این تحقیق پاسخ داده خواهد شد.
وزن اهمیت هر یک از حوزههای 4 گانه فرهنگ در جامعه کنونی ایران چه میزان است؟
این مقاله یک تحقیق توصیفی ـ پیمایشی است، که اطلاعات مورد نیاز آن از طریق مطالعات کتابخانهای، در کنار پرسشنامه گردآوری و از طریق روشهای تصمیمگیری چند شاخصه مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد. تکنیکهای پیشنهادی برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، از فنون معتبر و ابزارهای تصمیمگیری چند شاخصه که دارای کاربرد به عنوان روشهای وزندهی، اولویتبندی، انتخابی و... تحت عنوان AHP و SAW میباشد. بدون شک بررسی سهم تاثیر بالغ بر 110 دستگاه دولتی بر فرهنگ کشور، نیازمند یک پژوهش ملی و همکاری گسترده تمام دستگاهها و شبکه گستردهای از محققان و پژوهشگران و استفاده از روشهای نوین ارزیابی عینی عملکردها و... است با عنایت به توان محدود گروه اجرای تحقق و الزام به صرف هزینه و زمان محدود، روشهای تصمیمگیری چند شاخصه که دارای کاربرد در موارد این چنینی است در دستور کار قرار گرفت. این امر محدودیتهای زیر را نیز به همراه داشت:
نتایج پژوهش، کاملا تحت تاثیر نمونه آماری و پاسخدهندگان است. در عین حال شناسایی و دستیابی به تمام اعضای جامعه آماری (خبرگان موضوع) ناشدنی، پرهزینه و بسیار زمانبر خواهد بود. به دلیل افزایش صعودی سوالهای پرسشنامهها، در سطح معیارها وزندهی صورت نگرفته و وزنها معیارهای 3 گانه هر یک از حوزههای فرهنگ یکسان فرض شده است.
گستردگی حوزه تعریف فرهنگ، برداشتهای متفاوتی از فرهنگ، حوزهها و معیارهای فرهنگی را نزد پاسخدهندگان به وجود میآورد. یکسانسازی دیدگاهها، نیازمند برگزاری جلسههای متعدد با حضور تمام پاسخدهندگان بود، که عملا امری غیرممکن مینمود.
پویایی مقوله فرهنگ، مانعی اساسی در بهرهگیری از روشهای ایستای مرسوم و رایج در بررسی تحولات و دگرگونیهای آن میشود.
در این پژوهش، تنها بخشی از فرهنگ که تحت تاثیر دستگاههای دولتی است، مورد بررسی واقع شده است. بدون شک بخش گستردهای از فرهنگ از طریق ابزارها و نهادهایی شکل میگیرد که به هیچ وجه تحت اختیار دولتها نبوده و به نظر میرسد با ورود به عصر اطلاعات در حال گسترش نیز است. از این روست که باید به طریقی مدل تاثیرگذاری مجموعه دولت و حاکمیت را بر فرهنگ کشور تعیین کرد.
2- مبانی نظری
با توجه به عنوان «تعیین سهم تاثیر دستگاههای دولتی بر فرهنگ کشور»، ادبیات موضوعهایی از قبیل فرهنگ، جامعه، دولت و دستگاههای دولتی، تاثیرپذیری فرهنگ، نقش و جایگاه اجزای مختلف دولت در فرهنگ و... در طول مقاله مورد بررسی قرار میگیرد. به شکلی که پس از ارائه مبانی نظری در خصوص 3 محور اصلی فرهنگ، جامعه و دولت و جمعبندی مطالب گردآوری شده، نسبت به برقراری ارتباط منطقی میان دستگاههای دولتی و فرهنگی جامعه اقدام میگردد. در این پروژه از بررسی ادبیات موضوع، محقق را در دستیابی به مدل مفهومی 1 مساله رهنمون خواهد ساخت.
همان گونه که میدانیم واژه فرهنگ دارای کاربردهای بسیاری در زندگی روزمره و اجتماعی ماست، تا جایی که کمتر میتوان حد و مرزی برای آن متصور شد. گروههای مختلف به تناسب جایگاه، اندیشههای سیاسی، اجتماعی، مذهبی، اقتصادی و... هر یک به شیوهای متفاوت و گاهی متناقض از مفهوم آن بهره بردهاند. از این روست که امور مختلفی مانند آداب و رسوم، عزاداریها، جشنها و سرورها، رفتارهای خاص فردی و گروهی از حوزههای مختلف سیاسی، اجتماعی، آموزشی، معارف عمومی، به عنوان امور فرهنگی تلقی میشوند و در چارچوب فرهنگ قرار میگیرند. گستردگی مفهوم یا قدرت تبیینکنندگی فرهنگ، باعث گردیده با تعاریف گوناگونی از آن روبهرو باشیم.
بررسی متون تخصصی موضوع فرهنگ موید این سهم است که جهت این واژه، تعاریف بیشماری وجود دارد. دانشمندان علوم مختلف خود را در ارائه تعریف از فرهنگ محقق دانستهاند. این موضوع زمانی قابل درک خواهد بود که بدانیم اصولا ماهیت گسترده، انعطافپذیر، پویا و از همه مهمتر ناشناخته «فرهنگ» چنین امری را منتج میگردد.
اهمیت درک جامعه، شناخت ابعاد و انواع آن و تنیدگی که با فرهنگ دارد، باعث ارائه برخی کلیات درباره آن شده است. جامعه نتیجه کنشهای متقابل انسانی است و تنها با تداوم این کنشها باقی میماند و به عنوان بخشی از واقعیت در میآید. الگوهای جامعه که به لحاظ زمانی و مکانی نسبی هستند از قبل در طبیعت وجود نداشته، بلکه با فعالیت انسانها پدید آمدهاند. زمانی که از اجتماعی بودن انسان صحبت میشود، منظور صرفا این نکته نیست که انسان باید در میان جمع زندگی کند و اگر قرار باشد برای مدتی طولانی در انزوا بماند، انسانیت خود را از دست میدهد. بلکه بیشتر به این معناست که فعالیت دنیاسازی انسان، همواره و به گونهای اجتنابناپذیر یک فعالیت جمعی است. انسانها به اتفاق ابزار میسازند، زبان و خط را پدید میآورند. ارزشها را پاس میدارند و نهادهای اجتماعی را خلق میکنند.
در این قسمت برای آگاهی از نقش استراتژیک و تعیین کننده فرهنگ در انقلاب اسلامی ایران و به دنبال آن، اهمیتی که دولت و حکومت جمهوری اسلامی برای فرهنگ قائل است، به تبیین انقلاب اسلامی و کارکردهای فرهنگی آن و تحلیل و بررسی شیوه تاثیرپذیری فرهنگ از دولت پرداخته شده است. همچنین به مفهوم دولت و دستگاههای دولتی، اهداف و رویکردهای فرهنگی آن، به ویژه در قوانین بالادستی نظام، نظیر قانون اساسی، برنامههای توسعه و سند چشمانداز 20 ساله نظام پرداختهایم. در انتها نیز فهرست غربال شدهای از دستگاههای دولتی آمده است. مداقه در این فهرست به خوبی بیانگر ابعاد و حدود و ثغور گسترده و غیرقابل تصور دامنه تحقیق است.
در این قسمت با بهرهگیری از الگوی نظام شخصیت پارسونز و همچنین شاخصهای فرهنگی نظریه اینگلهارت و نیز دستهبندی ارائه شده از اجزای مختلف فرهنگ در طرح ساماندهی امور فرهنگی و استفاده از مجموعه اطلاعات ارائه شده در بخشهای پیشین، مدل مفهومی مساله توسعه مییابد. بدین منظور ضمن تبیین نظریه کنش پارسونز و شاخصهای ابعاد فرهنگی اینگلهارت، مدل مفهومی تحقیق به دست آمد.
مطابق طرح ساماندهی امور فرهنگی، امور جامعه به 3 حوزه کلی فرهنگ، سیاست و اقتصاد تقسیم شده است، در موضوعها و حوزههای سیاست و اقتصاد، علاوه بر حوزه فرهنگ عناوین فرهنگ اقتصادی و فرهنگ سیاسی نیز در ابعاد و حوزههای فرهنگ وارد شده است.
از سوی دیگر به جهت آنکه در جوامع دینی، تفکر بنیادین انسانها نسبت به هستی و هدفمندی خلقت، زمینهساز شکلگیری اندیشهها، تمایلات و رفتارها است، لذا دین و مذهب در این جوامع در بسیاری از روابط اجتماعی حضوری فعال دارد و در پی آن به طور مستقل حوزه فرهنگ دینی به عنوان فرهنگ حاکم بر تمامی حوزههای فرهنگی جامعه معنی پیدا میکند. از این روی میتوان حوزهها یا ابعاد مختلف فرهنگ جامعه را به 4 حوزه اصلی فرهنگ دینی، فرهنگ اجتماعی، فرهنگ سیاسی و فرهنگ اقتصادی تقسیم کرد.
نتیجهگیری
بنابراین اهم نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل اطلاعات را میتوان بدین شرح ارائه کرد: تقسیم اجزای اصلی فرهنگ در 4 حوزه دینی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و در نهایت انجام مقایسههای زوجی و تعیین وزنها اهمیت آنها که به نظر میرسد برای اولین بار صورت گرفته است، یکی از اصلیترین دستاوردهای این پژوهش به شمار میآید.
به هر روی همان گونه که انتظار میرفت و با توجه به جایگاهی که دین و مذهب در جامعه امروز ایرانی دارد، فرهنگ دینی با وزن اهمیت 394/0، مهمترین حوزه از فرهنگ انتخاب گردید. این امر از یک سوی بدین معنی است که با تقویت فرهنگ دینی کشور، میتوان تا حد بسیاری از مشکلات و نابسامانیها و ناهنجاریهای فرهنگی کشور کاست و از سوی دیگر با شناسایی دستگاهها و نهادهای دولتی که تاثیر بیشتری بر حوزه فرهنگ دینی دارند و حمایت گسترده از مجموعه فعالیتها و اقدامهای آنها قادر خواهیم بود به توسعه فرهنگی کشور کمک کنیم. پس از حوزه فرهنگ دینی، با توجه به اینکه اصلیترین مشکل فعلی کشور در حال حاضر کمبودها و معضل اقتصادی است، حوزه فرهنگ اقتصادی با وزن 265/0 جای گرفته است. پس از آن نیز 2 حوزه فرهنگ سیاسی و فرهنگ اجتماعی با اوزان اهمیت 180/0 و 161/0 قرار میگیرد.
در اینجا، به بررسی و تحلیل نتایج حاصل برای هر یک از حوزههای فرهنگ پرداختهایم.
برای حوزه فرهنگی دینی، 3 معیار اعتقادات و باورها، ارزشها و نگرشها و ظواهر و رفتار در نظر گرفته شده است. جدول شماره1، اوزان اهمیت و نتایج حاصل برای این حوزه از فرهنگ را در خود جای داده است.
جدول شماره 1: همان گونه که در جدول 1 مشاهده میشود، تعداد یازده دستگاه دارای بیشترین تاثیر بر حوزه فرهنگ دینی هستند. از این میان، تنها 7 دستگاه بر هر 3معیار تاثیرگذار بوده و 4 دستگاه وزارت آموزش و پرورش، صدا و سیما، حوزه علمیه قم و دانشگاهها در رتبههای 1 و 4 قرار گرفته و از حداکثر تاثیرگذاری نیز برخوردارند.
در جمعبندی کلی، وزارت آموزش و پرورش با توجه به برخورداری از طیف گستردهای از کودکان، نوجوانان و جوانان کشور در دوره زمانی 12 سال و به طور متوالی به عنوان مخاطبین اصلی سهم تعیینکنندهای در تقویت و توسعه فرهنگ دینی کشور دارد. چه اینکه در هر یک از معیارهای 3 گانه این حوزه نیز در صدر فهرست قرار دارد. سازمان صدا و سیما نیز با توجه به وسعت دامنه نفوذ، سهولت استفاده، دسترسپذیری دائمی و عدم محدودیت زمانی در جایگاه دوم قرار گرفته است. ضمن اینکه با توجه به نوع فعالیتهای این سازمان شاهد آنیم که در معیار ظواهر و رفتار از حوزه فرهنگ دینی، این سازمان با فاصله معنیداری از سایرین در صدر قرار دارد. این نتیجه اساسی موید آن است که میزان تاثیرگذاری صدا و سیما بر ظواهر، نشانهها و رفتار عموم ملت، بیش از سایر معیارهاست. گواه این مدعی رواج گسترده مدها، گویشهای بدیع، تکیه کلامها و سایر مواردی است که هر از گاهی در برنامههای صدا و سیما مشاهده میشود.
برای حوزه فرهنگ اجتماعی هم 3 معیار ارزشهای اجتماعی، رفتار اجتماعی و هویت جمعی در نظر گرفته شد.
جدول شماره 2 اوزان اهمیت و نتایج حاصل برای این حوزه از فرهنگ را در خود جای داده است.
جدول شماره 2: همان گونه که در جدول 2 مشاهده میشود، تعداد دوازده دستگاه دارای بیشترین تاثیر بر حوزه فرهنگ سیاسی میباشند. از این میان، تنها 8 دستگاه بر هر 3 معیار تاثیرگذار بوده و 2 دستگاه صدا و سیما، وزارت آموزش و پرورش با اختلاف ناچیزی نسبت به یکدیگر در صدر دستگاههای تاثیرگذار بر فرهنگ اجتماعی قرار گرفتهاند.
در جمعبندی کلی، تمایز اصلی وزارت آموزش و پرورش نسبت به سازمان صدا و سیما به معیار هویت جمعی مربوط میشود و در سایر معیارها نیز از وضعیت مشابهی با یکدیگر برخوردارند. توجیه اهمیت این 2 سازمان نیز همان گونه که پیشتر آمد، طیف گسترده مخاطبان در ردههای سنی مختلف و دامنه نفوذ بسیار دسترسپذیری از این سازمانها میباشد.
برای حوزه فرهنگ سیاسی، 3 معیار ارزشهای اجتماعی، رفتار اجتماعی و هویت جمعی در نظر گرفته شده است. جدول شماره 3، وزنها اهمیت و نتایج حاصل برای این حوزه از فرهنگ را در خود جای داده است. همان گونه که در جدول 3 مشاهده میشود، تعداد هفده دستگاه دارای بیشترین تاثیر بر حوزه فرهنگ سیاسی میباشد. از این میان، تنها 6 دستگاه بر هر 3 معیار تاثیرگذار است. این موضوع بیانگر این مهم است که حوزه فرهنگ سیاسی دارای طیف گستردهای از معیارهاست. معیارهایی نظیر: احساس آزادی، عدالت و امنیت که در اینجا مطرح شده است. مفاهیمی کلان و استراتژیک بوده که هر یک از چنان اهمیتی برخوردار است که توانستهاند به شعارهای محوری دولتمردان و سیاسیون کشور تبدیل شوند. بر این اساس، مجلس شورای اسلامی به عنوان خاستگاه اصلی اراده سیاسی ملت، در صدر دستگاههای تاثیرگذار بر حوزه فرهنگ سیاسی، به ویژه معیار احساس عدالت، معرفی شده است.
جدول شماره 3: علاوه بر مجلس شورای اسلامی دستگاههایی نظیر نیروی انتظامی جمهوری اسلامی (تامین امنیت)، نیروی مقاومت بسیج (تامین امنیت، عدالت و آزادی)، وزارت اطلاعات (تامین امنیت)، قوه قضائیه (تامین عدالت) و... که دارای ماموریهایی مرتبط با معیارهای سهگانه فرهنگ سیاسی میباشند، در این فهرست جزو دستگاههای با تاثیرگذاری بالا بر حوزه فرهنگ سیاسی قرار گرفتهاند. وضعیت سازمان بازرسی کل کشور، ارتش جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ستاد کل نیروهای مسلح نیز در این جدول آمده است.
برای حوزه فرهنگ اقتصادی، 3 معیار سلامتی و رفاه، کار و تلاش و دستکاری و قناعت در نظر گرفته است، که نظیر حوزه فرهنگ سیاسی، فرهنگ اقتصادی نیز دارای طیف گستردهای از معیارهاست. معیار سلامتی و رفاه که یکی از شاخصهای اصلی توسعه بوده و تامین آن از وظایف اصلی دولتها در تمام نظامهای حکومتی است، در برابر معیار دستکاری و قناعت قرار گرفته است؛ که معیار شخصیتی و با وابستگی حداقلی به دستگاههای دولتی میباشد و جزو معیارهای فرهنگ اقتصادی قرار گرفته است. این طیف متفاوت از میزان وابستگی معیارها به اقدامهای دولتی تاثیر مشابهی نیز بر نتایج تحقیق داشته است. همان گونه که در جدول 4 مشاهده میشود، از بیست دستگاه شناسایی شده، تعداد هفده دستگاه بر معیار سلامتی و رفاه تاثیرگذار میباشد و همان گونه که انتظار میرود سهم تاثیر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و سازمان تامین اجتماعی به عنوان متولیان اصلی امر تامین سلامت، بهداشت و رفاه عمومی بسیار بیش از سایر سازمانهاست. در خصوص معیار کار و تلاش نیز مشاهده میشود که تعداد 15 دستگاه بر آن تاثیرگذار میباشد؛ کار سهم تاثیر سازمان مدیریت و برنامهریزی، وزارت کار و امور اجتماعی، مجلس شورای اسلامی و... در کنار سازمان صدا و سیما به عنوان مهمترین دستگاه فرهنگساز جامعه، بیش از سایرین میباشد. بر خلاف 2 معیار گفته شده، مشاهده میشود که تنها 6 دستگاه بر معیار درستکاری و قناعت تاثیرگذار میباشد، که تقریبا از سطح تاثیرگذاری برابری بر این معیار برخوردارند.
جمعبندی نهایی
در اینجا نتایج مربوط به هر یک از حوزههای 4 گانه، جمعبندی و ارائه شده است. جدول شماره 5، بیانگر خلاصه اطلاعات مربوط به تاثیرگذاری دستگاههای دولتی بر فرهنگ عمومی جامعه است. همان گونه که در جدول 5، تعداد 38 دستگاه که سهم تاثیر بیشتری بر فرهنگ جامعه، داشته شناسایی و بر اساس سهم تاثیرشان مرتب شده است. در ضمن با به کارگیری مقیاس اسمی دستگاههای تاثیرگذار، به تناسب گروهبندی گردیدهاند. سازمان صدا و سیما به عنوان مهمترین سازمان در گروه اول (تاثیرگذاری خیلی زیاد)، دانشگاهها و وزارت آموزش و پرورش در گروه دوم (تاثیرگذاری زیاد) و سایر دستگاهها در گروههای دیگر قرار گرفتهاند.
جدول شماره 5: از جدول 5 در مییابیم که در میان دستگاههای دولتی کشور، یازده دستگاه زیر سهم تاثیر بیشتری را در فرهنگ عمومی کشور دارا میباشند.
پیشنهادها
در این قسمت، بر اساس نتایج به دست آمده از تحقیق، پیشنهادهایی به سیاستگذاران و متولیان امور فرهنگی کشور و همچنین پژوهشگران، محققان، دانشجویان و سایر علاقمندان ارائه شده است.
ـ حوزه فرهنگی دینی به عنوان مهمترین حوزه فرهنگی تعیین شده است. از سوی دیگر سهم تاثیرات وزارت آموزش و پرورش بر این حوزه، بیش از سایرین است. این امر کاملا منطقی، برنامهریزان و متولیان سیاستهای فرهنگی را مجاب خواهد کرد که با همکاری وزارت آموزش و پرورش و برنامهریزان درسی، ساز و کارهایی را برای تقویت مبانی حوزه فرهنگ دینی نزد دانشآموزان، اتخاذ کنند. در کنار این، لازم است تا با برگزاری دورههای توجیهی، ارتقای منزلت و جایگاه و توسل به سیاستهای تشویقی هدفمند، بهرهمندی از شیوههای نوین ارزیابی عملکرد و پرهیز از برخوردهای مقطعی و تخریبی به تقویت عملی اعتقادها و باورها توسعه ارزشها و نگرشها و رعایت ظواهر و رفتار دینی معلمان همت گمارد؛ تا در پی آن بروز فرهنگ متعالی اسلامی را نزد دانشآموزان و جامعه ایرانی نظاره کرد.
ـ دومین حوزه مهم، فرهنگ اقتصادی جامعه است. به نظر میرسد شرایط نامساعد اقتصادی، افزایش و رشد چشمگیر فاصله طبقاتی در جامعه و پیامدهایی نظیر افزایش بزهکاریهای اجتماعی که جامعه کنونی ایران با آن روبهروست و به هیچ عنوان زیبنده نظام مقدس جمهوری اسلامی نمیباشد، گواهی انکارناپذیر بر اهمیت این حوزه از فرهنگ است. از این روی، سرلوحه قرار گرفتن اولویتهای معیشتی و اقتصادی، از جمله اقدامهای سودمندی است که میتوان در کنار رعایت عدالت در توزیع ثروت، معرفی و ارائه فرصتهای اقتصادی دریافت مالیاتها و... تاثیر به سزایی بر حوزه فرهنگ اقتصادی داشته باشد. در این میان نقش سازمان صدا و سیما به عنوان اصلیترین نهاد الگوساز و مروج معیار دستکاری و قناعت از طریق پیگیری این مهم در برنامهها و محصولات تولیدی، سازمانهای ستادی و نظارتی نظیر مجلس شورای اسلامی و سازمان مدیریت و برنامهریزی در توزیع برابر امکانات و فرصتها و نظارت و کنترل فعالیتها و همچنین وجود سازمانهای موفق اجتماعی و حمایتی نظیر سازمان تامین اجتماعی و وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی غیرقابل انکار خواهد بود. به عنوان مثال، تقویت نظام خدمات تامین اجتماعی، تا حد بسیاری بر سلامت روح و جسم افراد جامعه و در پی آن توسعه فرهنگی تاثیر خواهد گذاشت.
ـ فرهنگ سیاسی به عنوان سومین حوزه مهم فرهنگ، معرفی شده است. سیاستزدگی در برابر بلوغ سیاسی از جمله معضلهای اساسی و مهمی است که همواره فرهنگ سیاسی جامعه ایرانی را با چالش روبهرو ساخته است و از این رهگذر دستاوردهای نامناسب را نیز به دنبال داشته است. با توجه به معیارهای در نظر گرفته شده این حوزه، نظیر امنیت و عدالت، لازم است دستگاههای موثر بر آن نظیر مجلس شورای اسلامی، نیروی انتظامی، نیروی مقاومت بسیج و... با سرلوحه قرار دادن بهبود وضعیت امنیت، آزادی و عدالت در سطح جامعه، آحاد ملت را از نتایج اقدامهای خویش بهرهمند ساخته و گامی بلند در توسعه فرهنگ سیاسی بردارند.
ـ با توجه به نتایج پژوهش، لازم است تا دستگاههای مهم تاثیرگذار بر فرهنگ را هدفگذاری و از طریق اعمال سیاستهای کنترل عملکرد و نتایج اقدامهای عملی آنها را مورد ارزیابی و بهبود مستمر قرار داد.
ـ از آنجا که در این پژوهش، در سطح حوزههای فرهنگی به ارزیابی و وزندهی پرداخته شده و به دلیل محدودیتهای پژوهشی، ارزیابی و وزندهی معیارهای حوزههای فرهنگی صورت نگرفته است، لازم است در جهت تقویت و اعتبار بخشیدن به نتایج پژوهش، معیارهای فرهنگی برای هر یک از حوزهها وزندهی و مورد ارزیابی قرار گیرد.
ـ با توجه به این که ماموریت اصلی دستگاههای فرهنگی، توسعه فرهنگ جامعه است، لازم است عملکرد عینی دستگاههای فرهنگی که بر اساس نتایج این پژوهش، سهم تاثیر مورد انتظار را کسب نکردند، مورد بازنگری و مطالعههای پژوهشی قرار گیرند.
ـ از سوی دیگر میتوان دستگاههای دولتی غیرفرهنگی را که دارای تاثیر زیادی بر فرهنگ هستند، شناسایی و از طریق برگزاری جلسههای هماندیشی با کارشناسان و خبرگان. چگونگی تاثیرگذاری این سازمانها را بر فرهنگ عمومی کشورها تعیین و در راستای اهداف متعالی نظام هدایت کرد.