">
نادعلی بای
جورج بوش رئیسجمهور آمریکا از 15 تا 21 فوریه 2008- 26 بهمن تا دوم اسفند جاری ـ سفر یک هفتهای خود به پنج کشور آفریقایی که دومین سفر وی بعد از رسیدن به مقام ریاست جمهوری است را آغاز کرده است. بوش در این سفر به ترتیب از کشورهای بنین، تانزانیا، روآندا، غنا و لیبریا دیدن کرده و با مقامات این کشورها دیدار میکند. سفر بوش در حالی صورت میگیرد که مردم تانزانیا پیش از ورود وی به این کشور دست به تظاهرات اعتراضآمیز زدهاند. اصلاحات سیاسی و اقتصادی، همکاریهای نظامی و سیاست آمریکا برای کمک به منطقه آفریقا در مبارزه با بیماریهای ایدز و مالاریا و فساد از جمله محورهای مذاکرات رئیسجمهور آمریکا با رهبران این پنج کشور عنوان شده است. انتظار میرود تمرکز بوش بر روی اصلاحات دموکراتیک و اقتصادی، کمکهای نظامی و مبارزه علیه اجآیوی ایدز و مالاریا باشد.
جورج بوش که در آغاز سفر خود به آفریقا در جمهوری بنین صحبت میکرد گفت وی کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا را به کنیا اعزام میدارد تا این پیام را به رهبران کنیا برساند که خواستار پایان خشونتها در کنیا است. ولی بوش افزود هدف اصلی او از این سفر پرداختن به مناقشات متعدد آفریقا نیست و اگرچه او همچنان متعهد به پایان دادن به بحرانهای آفریقاست، قصد او جلب توجهات به موفقیتهای این قاره است.
جورج بوش رئیسجمهور آمریکا، در دومین روز سفر خود به آفریقا، وارد تانزانیا شد و با جاکایا کیکویتی رئیسجمهور تانزانیا و رئیس آینده اتحادیه آفریقایی دیدار و گفتوگو کرد. محور اصلی این گفتوگوها را، خشونتها در کنیا، کشور همسایه تانزانیا و بحران در دارفور تشکیل میدهد. بوش کنیا را تحت فشار قرار داده است تا به یک موافقتنامه تقسیم قدرت به دنبال انتخابات جنجالبرانگیز ماه گذشته، تن دهد. ادامه خشونتها در تانزانیا و کمک چند میلیون دلاری آمریکا به این کشور، از دیگر مسائل مورد بحث در دیدار رهبران دو کشور بود.
بوش همچنین در این تور آفریقایی تلاش میکند تا نگرانیها درباره برنامه آمریکا برای استقرار یک پایگاه سر فرماندهی نظامی جدید در آفریقا را کاهش دهد. این مرکز با نظامیان آفریقایی برای مقابله با قاچاق و تروریسم همکاری خواهد کرد.
کارشناسان میگویند این سفر در حقیقت تلاشی از جانب جورج بوش برای تاکید بر جنبههای مثبت میراث سیاست خارجی اوست. روزا ویتاکر، دستیار پیشین و اولین نماینده بازرگانی ایالات متحده در آفریقا میگوید که سفر اخیر رئیسجمهور بوش به پنج کشور آفریقایی سفری «بسیار تاریخی و خاص» خواهد بود چون این سفر «سبب استحکام یکی از قویترین اجزا» میراث او یعنی آفریقا، خواهد شد. آمریکا از سال 2003 بیش از 15 میلیارد دلار کمک برای مبارزه با ایدز و مالاریا در اختیار کشورهای آفریقایی قرار داده است و بوش اخیرا از کنگره آمریکا خواسته که این مبلغ را دو برابر کند. آمریکا قصد دارد پایگاهی نظامی در آفریقا با نام «افریکام» با همکاری ارتش کشورهای آفریقایی تاسیس کند که وظیفه آن مبارزه با تروریسم است. کشور لیبریا تنها کشوری است که به آمریکا پیشنهاد داده تا واشینگتن پایگاهی نظامی در این کشور دائر کند. در حال حاضر آمریکا 1700 نیرو در کشور جیبوتی دارد.
برای رئیسجمهور بوش که سیاست خارجی او تحت تاثیر وضعیت عراق قرار داشته است، این سفر موقعیتی است تا وی جنبههای ترحمبرانگیزتر دوران ریاست جمهوری خود را نیز نشان دهد. این سفر، دومین دیدار بوش از قاره آفریقا از زمان روی کار آمدن وی به عنوان رییسجمهور آمریکا در سال 2001 است. اولین سفر وی به آفریقا در سال 2003 بود.
سه ستون کلیدی سیاست خارجی بوش در قبال آفریقا عبارتند از: 1ـ رویکرد استراتژیک که شامل همکاری با دولتهای با ثبات کلیدی در منطقه زیر صحرایی، پشتیبانی از سازمانهای درون منطقهای، مشارکت با اتحادیه آفریقایی، 2ـ اولویتهای آشکار سیاستگذاری شامل مبارزه با فراگیر شدن اچ.آی.وی. ایدز، پیشرفت آزادی سیاسی و اقتصادی، گسترش صلح و ثبات منطقهای، 3ـ اصول مشارکت دو جانبه که شامل حکومت خوب، اصلاحات اقتصادی، ارتقای بهداشت و آموزش است. همچنین جورج بوش، در جای دیگری اهداف سیاست خارجی ایالات متحده در آفریقا را اینچنین بیان میکند:
(البته واضح است که این اهداف تنها اهداف تنها اهداف ظاهری و اعلامی است): 1ـ کمک به برقراری صلح و امنیت در سر تا سر این قاره، 2ـ فراگیر کردن برخورداری از سلامت و بهداشت و سواد در سرتاسر قاره و به ویژه مبارزه با ایدز، 3ـ کمک به توسعه ملتهای آفریقایی، اقتصادهای آزاد از طریق کمک و تجارت. بوش در این زمینه به کشورهای آفریقایی قول داده تا از کنگره بخواهد قانون رشد و فرصت آفریقا AGOA جدید را گسترش بدهد. سفر دورهای جورج بوش به قاره آفریقا در سال 2003 و دیدار از کشورهای نیجریه و حوزه خلیج گینه دارای ذخایر انرژی، و دیدار اخیر وی از پنج کشور آفریقایی اهمیت این قاره را برای سیاست خارجی آمریکا میرساند. نفت غرب آفریقا (حوزه خلیج گینه) به خاطر مسایل زیست ـ محیطی (کمبود سولفور) و آسانی حمل و نقل، مورد علاقه ایالات متحده است و پالایشگاههای این کشور نیز به سادگی توانایی فرآوری آن را دارند. ایالات متحده در حال حاضر 15 درصد نیازهای نفتی خود را از آفریقا وارد میکند که این رقم تا سال 2010 احتمالاً به 20 درصد بالغ خواهد شد. براساس گزارش «شورای روابط خارجی ایالات متحده» در دهه اخیر (2009 ـ 2000) معادل 50 میلیارد دلار در بخش انرژی در خلیج گینه سرمایهگذاری خواهد شد. شرکتهای آمریکایی 40 درصد این سرمایهگذاریها را انجام خواهند داد و 60 درصد بقیه (30 میلیارد دلار) توسط سایر بازیگران این صحنه صورت خواهد گرفت. از سال 1995 تا 2005 شرکتهای ملی نفت تعداد مجوزهایی را که برای بهرهبرداری از منابع نفت آفریقا دریافت کردهاند از 95 به 216 مجوز بهرهبرداری افزایش دادهاند.
بوش هماکنون وارد مرحلهای از دوران ریاست جمهوری خود شده است که به قول یک مقام کاخ سفید: «او به جای رهبری در سیاست خارجی، مدیریت آنرا به عهده گرفته است.» این به این معناست که سیاست ایالات متحده بیشتر به سمت انفعالی گرایش دارد تا فعال. سفر اخیر بوش به پنج کشور آفریقایی نیز در همین زمینه قابل بررسی و تحلیل است.
باور عمده آنست که در راستای توازن بخشیدن به پسرفتهای سیایت خارجی، حکومت بوش دست به یک سری پیشگامیهای «توجهبرانگیز» همچون دخالت وزیر امور خارجه در مورد کنیا خواهد زد. بحرانهای در حال وقوع در کنیا و چاد باعث اقدامات کلی از سوی حکومت آمریکا شدهاند. به دنبال دیدار دسامبر 2007 وزیر امور خارجه رایس از اتیوپی، دستیار وزیر خارجه در امور آفریقا جاندای فریزر چندین بار از کنیا دیدار کرده و خشونتها را در آنجا «پاکسازی قومی» نامیده است. کاخ سفید نماینده ویژهای را برای سودان که ایالات متحده برای آنچه «نسلکشی» مینامد و خارطوم را مسئول میشناسد تعیین کرده است. حکومت آمریکا به سرعت از اقدامات فرانسه برای باز گرداندن ثبات به چاد حمایت کرده است. مسائل مربوط به آفریقا در جریان سفر کنونی رئیسجمهور بوش به جنوب و غرب آفریقا از اهمیت بیشتری برخوردار است. در طول این سفر بوش بر تعهد حکومت خود به آفریقا از طریق پیشگامهایی نظیر پیشگامی در مبارزه با ایدز تأکید خواهد ورزید. ولی مقامات ایالات متحده هشدار میدهند که اهمیت آفریقا برای ایالات متحده در چارچوب مبارزه با تروریسم است. بنابراین نقطه تأکید ایالات متحده، شاخ آفریقا خواهد بود. این نقطه به جای سرفرماندهی مستقر نشده آفریکام همچنان تحت قلمرو سرفرماندهی مرکزی است. در شاخ آفریقا، نیروی مشترک ویژه شاخ آفریقا که در جیبوتی مستقر است همچنان در پس پرده به اتیوپی که در حال مبارزه با عوامل باقیمانده اتحادیه دادگاههای اسلامی در سومالی و در تعقیب سازمانهای مرتبط با القاعده است کمک تدارکاتی میرساند. یک مقام پنتاگون نیز گفت: «کنیا، چاد، کنگو و دارفور مورد توجه لفاظیها و سخنپراکنیهای ایالات متحده خواهند شد ولی اقداماتی در مورد آنها صورت خواهد گرفت. شاخ آفریقا منابع جدی را به خود جلب خواهد کرد.» این اظهارنظر نشانگر آن است که ایالات متحده به جای ترویج دموکراسی بیشتر به برقراری دولتهای باثباتی که توانایی همکاری در مبارزه با تروریسم و محفاظت از دسترسی آمریکا به منابع انرژی را دارند، علاقه دارد.