نادر مازوجی
شدت یافتن اختلافات میان طرفهای سیاسی درگیر در بحران کنونی ریاست جمهوری لبنان، منجر به افزایش نگرانی میان مردم این کشور نسبت به خطر بازگشت مجدد ترور، ناامنی و در نهایت جنگ داخلی به لبنان شده است. تلاشهای داخلی و بینالمللی برای حل بحران کنونی ریاست جمهوری لبنان به بنبست رسیده و این کشور استراتژیک عربی که زمانی عروس خاورمیانه خوانده میشد روزهای خطرناکی را سپری میکند. ارتش لبنان از اوایل سال نو میلادی، مجهز به تجهیزات زرهی، تانک نفربر و سلاحهای نیمه سنگین در سراسر این کشور به ویژه در بیروت پایتخت، تدابیر امنیتی شدیدی را به اجرا در آورد تا در صورت بروز ناامنی به کنترل بحران اقدام کند. به رغم این تلاشها سایه وحشت از بروز دوباره جنگ داخلی در لبنان شهروندان این کشور را دچار نگرانی کرده است؛ جنگی که پیش از این در فاصله سالهای 1975 تا 1990 به مدت 15 سال فضای داخلی این کشور را دچار بحران کرده است. بسیاری از مردم لبنان میگویند در صورت بروز یک جنگ داخلی دیگر در این کشور اقدام به مهاجرت خواهند کرد. آنها میگویند در صورت بروز احتمالی چنین جنگی یا باید سلاح به دست بگیرند دوستان و برادران خود را هدف قرار دهند و یا لبنان را ترک کنند که البته ترجیح میدهند گزینه دوم را انتخاب کنند. گفته میشود در جریان جنگ داخلی این کشور که به آنان اشاره شد حدود 786 هزار لبنانی به کشورهای آمریکای شمالی و جنوبی، استرالیا، اروپا و کشورهای آفریقایی مهاجرت کردند. لبنان از حدود دو ماه قبل یعنی از اواخر سال 2007 که دوره 9 ساله ریاست جمهوری امیل لحود خود به پایان رسید بدون رییسجمهور به سر میبرد. دو گروه موافق دولت فواد سنیوره نخستوزیر (14 مارس) و مخالف دولت (8 مارس) همچنان بر سر انتخاب رییسجمهوری جدید اختلافنظر دارند و پارلمان لبنان نیز تاکنون 13 جلسه برای حل این بحران برگزار کرده که هنوز به نتیجه قابل قبولی نرسیده است و برگزاری این نشستهای سریالی به نظر میرسد همچنان ادامه دارد. اگر چه یک توافق نسبی برای تصدی منصب ریاست جمهوری توسط میشل سلیمان فرمانده کل ارتش لبنان وجود دارد و هر دو گروه 14 و 8 مارس با انتخاب او به عنوان یک شخصیت بیطرف اتفاقنظر دارند اما هر دو گروه ترجیح دادهاند در شرایط کنونی، محافظهکارانه عمل کنند و به صراحت حمایت قاطع خود را از سلیمان اعلام نکنند.
طلسم انتخاب
در این شرایط، موافقت کلی گروههای مختلف لبنانی با طرح اخیر وزیران خارجه اتحادیه عرب برای انتخاب رییسجمهوری جدید، امید به خروج لبنان از بنبست سیاسی را افزایش داده است.
وزیران خارجه اتحادیه عرب، ششم ژانویه سال جاری در نشستی در قاهره، طرحی سه مادهای را به تصویب رساندند که به نقشه راه بحران لبنان شهرت یافته است. طبق طرح اتحادیه عرب، پارلمان لبنان باید هر چه سریعتر میشل سلیمان را به عنوان رییسجمهوری جدید انتخاب کند و بلافاصله دولت وحدت ملی در این کشور تشکیل شود. ائتلاف حاکم بر لبنان (14 مارس) از این ابتکار اتحادیه عرب استقبال کرده است اما احزاب مخالف دولت (8 مارس) اگر چه با این ابتکار، مثبت برخورد کرده اما درباره آن با احتیاط سخن گفتهاند. پیش از این هر دو گروه بر سر ریاست جمهوری میشل سلیمان به توافق رسیده بودند اما اصرار ائتلاف مخالفان بر سهم یک سوم کابینه آینده برای خود، انتخاب رییسجمهور، را با بنبست مواجه کرده است. یک سوم اعضای کابینه میتوانند همه تصمیمات دولت را وتو کنند. به نظر میرسد همانطور که سعد حریری رییس جناح اکثریت در پارلمان لبنان گفته است، ابتکار اتحادیه عرب بیشتر به نفع ائتلاف 14 مارس است و اعطای حق وتو به گروههای مخالف در آن عملا منتفی شده است. طرح اتحادیه عرب بر این مساله تاکید میکند که دولت وحدت ملی باید به گونهای باشد که نه امکان تحمل تصمیمات یک جناح به جناح دیگر را فراهم کند و نه سبب بنبست در کار کابینه شود. مفهوم این عبارت این است که نه ائتلاف 14 مارس باید از اکثریت بیش از دو سوم کابینه برخوردار باشد که سلایق خود را بر اقلیت تحمیل کند و نه ائتلاف 8 مارس یک سوم کابینه را در دست داشته باشد که تصمیمات اکثریت را وتو و کار کابینه را مختل کند. از همین رو به نظر میرسد اگر دو جناح رقیب در لبنان بخواهند بر اساس طرح اتحادیه عرب، دولت وحدت ملی تشکیل دهند، یک وزیر بیطرف باید در کابینه حضور داشته باشد که مانع حدنصاب یک سوم برای ائتلاف 8 مارس و بیش از دو سوم برای ائتلاف 14 مارس شود. البته به جای وزیر بیطرف، اعطای حق رای به میشل سلیمان در کابینه، راه دیگری برای دستیابی به فرمول فوق است که احتمالا توافق بر سر آن راحتتر است. در واقع طرح اتحادیه عرب، نقش رییسجمهوری آینده لبنان را بسیار برجسته کرده و حتی اگر سلیمان نقش طرف متوازنکننده را در کابینه به دست نیاورد، تایید یا رد مصوبات هیات دولت به او واگذار میشود.
بدین ترتیب، اتحادیه عرب آینده لبنان را به سلیمان سپرده و در حقیقت، گرایشهای سیاسی وی تعیینکننده جهتگیری لبنان در آینده است. میشل سلیمان در منازعه جاری میان اکثریت و اقلیت پارلمان در لبنان به بیطرفی و در نظر گرفتن منافع سوریه در لبنان شهرت دارد اما عملکرد او در ماههای گذشته نشان میدهد که نمیتواند فرد مطلوب سوریها و ائتلاف 8 مارس برای تصدی ریاست جمهوری باشد. سلیمان در مقام فرماندهی ارتش لبنان، نیروهای تحت فرمان خود را از جنگ 33 روزه میان اسراییل و حزبالله در تابستان 2006 دور نگه داشت، امری که یقینا مورد رضایت حزبالله نبود. علاوه بر آن، به رغم تاکید سیدحسن نصرالله دبیرکل حزبالله لبنان که ورود ارتش به اردوگاه نهرالبارد را برای جنگ با گروه افراطی فتحالاسلام، خط قرمز اعلام کرده بود، میشل سلیمان ارتش لبنان را وارد اردوگاه کرد و پس از چند ماه نبرد، گروه فتحالاسلام شکست داد. از آنجا که برخی محافل سیاسی لبنان، فتحالاسلام را به ارتباط با سوریه متهم میکردند، اقدام سلیمان در نبرد با آنها، نوعی اقدام ضدسوری نیز تلقی میشد. به طوری که در طول یک سال گذشته، ارتش تحت فرماندهی سلیمان، تسلیحات پیشرفتهای به ارزش دهها میلیون دلار از آمریکا به صورت کمک دریافت کرده است.
برخی محافل سیاسی مخالف سوریه در لبنان حتی ترور اخیر فرانسواالحاج فرمانده عملیات ارتش لبنان در نبرد با فتحالاسلام را علامت نارضایتی شدید سوریه از ریاست جمهوری سلیمان اعلام کردهاند و از تلاشهای پشت صحنه سوریه برای قطع حمایت اعراب از او برای نامزدی پست ریاست جمهوری لبنان خبر دادهاند. با این حال مساله مهم این است که ولیدالمعلم وزیر خارجه سوریه از ابتکار اتحادیه عرب برای حل بحران سیاسی لبنان حمایت کرده و این موضوع تا اندازه زیادی راه را برای انتخاب سلیمان هموار کرده است.
انتخاب ناگزیر
با پایان یافتن دوره ریاست جمهوری امیل لحود، تنش در روابط دو ائتلاف رقیب برای گزینش رییسجمهوری جدید بالا گرفت. هر کدام از دو طرف رقیب، علاقهمند بودند که رییسجمهوری جدید از میان نیروهای وفادار به آنها انتخاب شود. در این میان، لحود با ترک ریاست جمهوری لبنان در واقع به درخواست حزبالله برای ادامه ریاست جمهوری خود تا انتخاب رییسجمهوری جدید پاسخ منفی داد و بدینوسیله راه را برای پر کردن خلا قدرت از سوی کابینه سنیوره هموار کرد. گروههای مخالف در برابر این رویداد، تحرک خاصی از خود نشان ندادند و فقط تهدید کردند چنانچه رییسجمهوری جدید بر اساس اجماع نظر دو ائتلاف رقیب انتخاب نشود، آنان وی را به رسمیت نخواهند شناخت. ائتلاف حاکم نیز با انتخاب رییسجمهوری از طریق اجماع موافقت کرد اما دو طرف نتوانستند بر سر فرد خاصی از فهرستی 12 نفره که نصرالله صفیراسقف مسیحیان مارونی لبنان پیشنهاد کرده بود به توافق برسند. بنبست ناشی از این وضعیت، دو طرف را به سمت گزینه سوم یعنی انتخاب میشلسلیمان فرمانده ارتش لبنان به مقام ریاست جمهوری هدایت کرد، گزینهای که مستلزم اصلاح قانون اساسی است. تاکنون هر دو جریان 8 و 14 مارس موافقت ضمنی خود را با انتخاب سلیمان اعلام کردهاند اما به نظر میرسد نحوه اصلاح قانون اساسی همچنان محل رویارویی دو ائتلاف رقیب باشد.
حزبالله اصلاح قانون اساسی از طریق درخواست دولت سنیوره را نمیپذیرد چرا که این دولت را غیرقانونی میداند و برخی از گروههای 14 مارس نیز گفتهاند اصلاح قانون اساسی را صرفا برای انتخاب یک فرد خاص لازم نمیدانند. به هر حال انتخاب احتمال سلیمان و یا فردی نظیر او برای ریاست جمهوری، انتخاب ناگزیر دو ائتلاف معارض لبنانی است. ائتلاف حاکم ظاهرا پذیرفته که انتخاب یک فرد بیطرف در لبنان در سمت ریاست جمهوری، توان قوا را به سود این ائتلاف به هم خواهد زد. زیرا لحود کاملا در طرف مخالفان (8 مارس) قرار داشت. ائتلاف مخالف دولت بهتر از رویارو شدن با رییسجمهوری همسوی دولت است زیرا همانگونه که وقایع یکسان گذشته نشان داده، گروههای مخالف برای اعتراض علیه دولت از قدرت مانور زیادی برخوردار نیستند به خصوص این که ورود به یک جنگ داخلی، خط قرمز آنان محسوب میشود.
توپ در زمین سوریه
وقایع و رویدادهای لبنان سبب شده است طرفهای بینالمللی منطقهای یکی پس از دیگری ابتکارهای سیاسی خود را برای حل بنبست ناشی از عدم انتخاب رییسجمهور جدید این کشور به آزمون بگذارند. تاکنون ابتکارهای آمریکا و فرانسه برای حل این بنبست بینتیجه مانده است اما ابتکار اتحادیه عرب که عمر و موسی دبیرکل این اتحادیه مسوول اجرای آن است همچنان جریان دارد. اگر چه برخی محافل سیاسی لبنان ابتکار اتحادیه عرب را نیز شکستخورده میدانند اما موسی این مساله را نمیپذیرد و به گفته خودش، تلاش برای حل بحران لبنان به دیوار بر نخورده بلکه با در بسته روبهرو شده است که میتوان با تلاش بیشتر این در را باز کرد. در واقع اجلاس اضطراری وزیران خارجه اتحادیه عرب که اخیرا در قاهره برای شنیدن گزارش عمرو موسی از روند تحولات لبنان در کنار بررسی اوضاع نوار غزه برگزار شد، نشاندهنده آن است که اتحادیه عرب و شخص موسی از موفقیت ابتکار خود در مساله لبنان ناامید نشدهاند. ائتلاف مخالفان دولت که حزبالله لبنان رهبری آن را برعهده دارد با ابتکار سه مادهای اتحادیه عرب مبنی بر انتخاب میشلسلیمان به عنوان رییسجمهوری جدید، تشکیل دولت وحدت ملی و اصلاح قانون انتخابات لبنان موافقت نموده اما تفسیر عمرو موسی را به ویژه درباره ترکیب دولت وحدت ملی نمیپذیرد. ائتلاف مخالفان، موسی را به سوءتفسیر از ابتکار اتحادیه عرب متهم میکند اما ائتلاف حاکم، دبیرکلی اتحادیه عرب را تنها مرجع ذیصلاح برای تفسیر ابتکار اتحادیه عرب میداند. جناح مخالف دولت خواستار به دست آوردن 11 کرسی از کابینه 30 عضوی لبنان است تا بدینوسیله امکان وتوی مصوبات کابینه را داشته باشد. فرمول دیگر مورد نظر جناح مخالف، تقسیم اعضای کابینه به سه گروه 10 نفری است به گونهای که ائتلاف حاکم، ائتلاف مخالفان و رییسجمهور هر کدام 10 وزارتخانه را در اختیار داشته باشند. ائتلاف حاکم که از اکثریت پارلمانی برخوردار است با اعطای حق وتو به گروههای مخالف در دولت وحدت ملی به شدت مخالف است اما در مورد تقسیم سه قسمتی کابینه با این ترتیب که جناح اکثریت حاکم 14 وزارتخانه، جناح اقلیت مخالف 10 وزارتخانه و رییسجمهور 6 وزارتخانه در اختیار داشته باشند موافق است. در این میان عمرو موسی ابتکار اتحادیه عرب را با درخواست ائتلاف حاکم منطبق میداند و برای حل مشکل، تنها با کاستن یک وزیر از سهم جناح حاکم و افزودن آن بر سهم رییسجمهور موافق است. در نشست اضطراری وزیران خارجه اتحادیه عرب در قاهره، ولید معلم وزیر خارجه سوریه تلاش کرد چون مصر و اردن ممکن است حضور خود در نشست دمشق را به حل بحران لبنان مشروط کند که در آن صورت دولت بشاراسد رییسجمهوری سوریه به شدت تحت فشار قرار خواهد گرفت.
سومین رییسجمهور نظامی؟
چنانچه ژنرال میشل سلیمان به ریاست جمهوری لبنان انتخاب شود که البته احتمال آن زیاد است، سومین رییسجمهوری نظامی لبنان از حدود 80 سال قبل تاکنون خواهد بود. پیش از این دو رییسجمهور نظامی دیگر به نامهای فواد شهاب و امیل خود به ریاست جمهوری لبنان رسیدهاند. فوادشهاب در سال 1958 و در پی توافق مصر ـ آمریکا، ریاست جمهوری لبنان را برعهده گرفت. به دنبال انقلاب خونین مخالفان روسیه کمیل شمعون رییسجمهور وقت لبنان در سال 1958 که با حمایت جمالعبدالناصر رییسجمهوری فقید مصر همراه بود، سکان هدایت لبنان را عهدهدار شد. در دوران او نقش دستگاههای امنیتی در حیات سیاسی لبنان به ویژه پس از کودتای ناکام رهبران حزب ملی اجتماعی سوریه علیه او در سال 1960، پررنگتر شد. اما امیل لحود که در سال 1989 به عنوان فرمانده کل ارتش لبنان برگزیده شد توانست ارتش را که بر اثر تنشهای داخلی دچار دو دستگی شده بود، با کمک سوریه یکپارچه و بازسازی کند. تواناییهای لحود در این دوران سبب شد که وی در سال 1998 و با پایان یافتن دوره ریاست جمهوری الیاس هراوی، سکان هدایت لبنان را برعهده گیرد. دوره ریاست لحود در سال 2004 به مدت سه سال دیگر تا سال 2007 تمدید شد و او در مجموع 9 سال رییسجمهوری لبنان بود. البته تمدید دوره وی با اعتراض داخلی و بینالمللی مواجه شد به طوری که این تمدید باعث انزوای لبنان در عرصه بینالمللی به ویژه پس از ترور رفیق حریری نخستوزیر پیشین این کشور باشد. به طور خلاصه از زمان استقلال لبنان تاکنون 17 رییسجمهور بر لبنان حکومت کردهاند: 1ـ شارل دباس (1934ـ 1926) 2ـ پاشاالسعد(1936ـ 1934) 3ـ امیل اده (1941ـ 1936) 4ـ آلفرد نقاش (1943ـ1941) 5ـ ایوب ثابت (از 19 مارس 1941 تا 21 جولای همان سال) 6ـ پتروطراد (از 22 جولای 1943 تا 30 سپتامبر همان سال) 7ـ بشارالسخوری (از: 21 سپتامبر 1943 تا 11 نوامبر همان سال)، 8ـ کمیل شمعون (1958ـ 1952) 9ـ فواد شهاب(1964ـ 1958) 10ـ شارل حلو (1970ـ 1964) 11ـ سلیمان فرنجیه (1976ـ 1970) 12ـ الیاس سرکیس (19821976) 13ـ بشرالجمیل(از 23 آگوست 1982 تا 14 سپتامبر همان سال) 14ـ امین الجمیل (1988ـ 1982) 15ـ رینیه معوض از (5 نوامبر 1989 تا 22 نوامبر همان سال) 16ـ الیاس هراوی (1998ـ 1989) 17ـ امیل لحود (2007ـ 1998)
از 23 نوامبر 2007 که دوره ریاست جمهوری لحود به پایان رسیده لبنان بدون رییسجمهور به سر میبرد و باید منتظر ماند و دید هجدهمین رییسجمهوری که وارد کاخ بعیدا در بیروت خواهد شد ژنرال سلیمان است یا یک غیرنظامی؟
سلیمان؛ قاطع و جدی
میشلسلیمان در مقام فرماندهی ارتش لبنان ثابت کرده که در رویارویی با وقایع و رویدادهای این کشور به ویژه از زمان ترور رفیق حریری فردی بسیار قاطع و جدی است. از سال 2005 که حریری فردی بسیار قاطع و جدی است. از سال 2005 کحه حریری ترور شد، حوادث خونین یکی پس از دیگری این کشور را در برگرفته است اما سلیمان نقش به سزایی در خنثی کردن و آرام کردن تحولات لبنان ایفا کرده است.
در این خصوص میتوان به تظاهرات 8 فوریه 2005 از سوی حزبالله و طرفدارنش و تظاهرات هزاران تن از طرفداران دولت سنیوره در 14 مارس همان سال اشاره کرد که به دلیل تدابیر سلیمان، نه تنها ارتش دخالت نکرد بلکه هیچگونه خشونتی هم در جریان این دو تظاهرات رخ نداد. در واقع سلیمان همواره به گونهای عمل کرده که در میان دو دیدگاه ضد هم در لبنان، ارتش به عنوان حائلی قرار گرفته بدون آن که تقابل و برخوردی به وقوع بپیوندد. سلیمان 59 ساله به فردی قاطع، جدی، سرسخت و در عین حال آرام و با وقار در لبنان مشهور است و به همین دلیل مطلوب همه گروههای موافق و مخالف دولت است. در جنگ تابستان 2006 اسراییل و حزبالله و همچنین درگیریهای ارتش لبنان با گروه افراطی فتحالاسلام در نهرالبارد در سال 2007 ارتش تحت رهبری سلیمان یک رویه منطقی را با هدف دور کردن لبنان از ورود به یک جنگ تمام عیار در پیش گرفت. میشل سلیمان دارای یک همسر به نام وفا سلیمان، یک پسر به نام شریل (دانشجوی پزشکی) و دو دختر به نامهای ریتا (دندانپزشک) و لار (مهندس) میباشد. سلیمان که در سال 1998 جانشین امیللحود به عنوان فرمانده ارتش شد، در سال 1970 از مدرسه نظامی با درجه ستوانی فارغالتحصیل شد. وی از دانشگاه لبنان در رشته علوم سیاسی و اداری نیز فارغالتحصیل شده است و به دو زبان انگلیسی و فرانسوی تسلط دارد. سلیمان مسئولیت خود را در ارتش با فرماندهی گردان آغاز کرد و سپس مدرس دانشگاه نظامی شد. در دسامبر 1990 به عنوان رییس بخش اطلاعات کوهستانهای لبنان تعیین شد. در 1991 به دبیری ستاد ارتش رسید و از 1993 تا 1996 به عنوان فرمانده تفنگداران 11 منصوب شد.
در این دوران لبنان شاهد نبردهای خشونتباری میان جبهه بقاع غربی و جنوبی با ارتش اسراییل بود. از 1996 تا 1998 فرمانده تفنگداران 6 بود اما در اواخر سال 1998 به عنوان فرمانده کل ارتش تعیین شد. سلیمان نشانها و مدالهای زیادی به خاطر نشان دادن لیاقت از خود دریافت کرده است.
مهمترین تحولات از زمان استقلال
در زیر مهمترین تحولات لبنان از زمان اعلام استقلال این کشور ذکر شده است:
22 نوامبر 1943 اعلام استقلال جمهوری لبنان
31 دسامبر 1946 خروج نهایی نیروهای خارجی از لبنان
1949 اعدام آنطوانسعاده موسس حزب ملی اجتماعی سوریه
1951 ترور ریاض مسلح نخستوزیر وقت از سوی حزب ملی اجتماعی سوری در انتقاد از اعدام سعاده
1952 شعلهور شدن کودتا در لبنان علیه بشارهالخوری رییسجمهوری
15 جولای 1958 ورود نیروهای آمریکایی به لبنان جهت حمایت از کمیل شمعون به ریاست جمهوری
23 سپتامبر 1958 پایان ریاست جمهوری شمعون و آغاز ریاست جمهوری فواد شهاب فرمانده ارتش
28 دسامبر 1968 در حمله کماندوهای اسراییلی به فرودگاه بینالمللی بیروت یک ناوگان متشکل از 13 فروند هواپیمای مسافری لبنان منهدم شد
1973 درگیری میان ارتش و گروههای سازمان آزادیبخش
5 مارس 1975 ترور معروف سعد از نمایندگان پارلمان
13 آوریل 1975 آغاز جنگ داخلی
21 جولای 1975 ورود نیروهای واکنش سریع کشورهای عربی به لبنان در پی صدور قطعنامه اتحادیه عرب
16 مارس 1977 ترور کمال جنبلاط رییس حزب سوسیالپیشرو
6 ژوئن 1982 حمله اسراییل به لبنان با هدف دور کردن گروههای مقاومت فلسطین از لبنان
14 سپتامبر 1982 ترور بشیر جمیل رییسجمهور منتخب لبنان
16 سپتامبر کشتار در اردوگاههای صبر اوشتیلا توسط اسراییل
17 می 1983 امضاء معاهده 17 می میان لبنان و اسراییل
1984 لغو معاهده 17 می از سوی امینجمیل رییسجمهور
فوریه 1985 عقبنشینی یک جانبه اسراییل از لبنان
25 می 2000 عقبنشینی نیروهای اسراییلی از مناطق اشغالی جنوب لبنان به جز مزارع شعبا
14 فوریه 2005 ترور رفیق حریری نخستوزیر اسبق لبنان
28 فوریه 2005 استعفای عمر کرامی نخستوزیر در پی تظاهرات مردمی
14 مارس 2005 تظاهرات میلیونی لبنانیها جهت اعلام وفاداری به آرمانهای رفیق حریری
19 جولای 2005 تعیین فوادسنیوره به نخستوزیری
26 آوریل 2006 خروج کامل نیروهای سوریه از لبنان پس از حدود 30 سال
13 جولای 2006 حمله اسراییل به جنوب لبنان و آغاز جنگ 33 روزه با حزبالله
آگوست 2006 صدور قطعنامه 1701 شورای امنیت برای پایان جنگ 33 روزه
11 نوامبر 2006 استعفای هفت وزیر از دولت سنیوره به علت مخالفت با طرح قانونی دادگاه ویژه ترور حریری
13 نوامبر 2006 ارایه پیشنویس طرح تشکیل دادگاه بینالمللی ترور حریری از سوی دولت سنیوره
20 می 2007 درگیری ارتش لبنان وگروه فتحآلاسلام در نهرالبارد
2 سپتامبر 2007 سیطره کامل ارتش بر اردوگاه نهرالبارد
19 سپتامبر 2007 ترور آنتوان غانم نماینده پارلمان
12 فوریه 2008 ترور عماد مغنیه فرمانده نظامی حزبالله لبنان در دمشق