اشاره:
قائم مقام حزب اعتماد ملی از سوی هیأتهای اجرایی ردصلاحیت شد ولی گفته میشود صلاحیتش از سوی شورای نگهبان تایید شده است.
رسول منتجبنیا معتقد است که اختلاف سلیقهها یک جریان طبیعی در میان احزاب و گروههای یک جناح است و این مسئله مانع همگرایی در یک جناح نخواهد شد.
نماینده 59 ساله دورههای اول تا سوم مجلس شورای اسلامی تأکید دارد که رشد اختلاف سلیقهها، مسئلهای که در درون جبهه دوم خرداد دیده میشود، اگر در جبهه متحد اصولگرایی هم دیده شود باید آن را به حساب جریان طبیعی تکامل گروههای سیاسی نوشت.
وی در عین حال تندرویهای برخی از اعضای جریان دوم خرداد را ضربهای به این جریان در انتخابات گذشته میداند.
">اشاره:
قائم مقام حزب اعتماد ملی از سوی هیأتهای اجرایی ردصلاحیت شد ولی گفته میشود صلاحیتش از سوی شورای نگهبان تایید شده است.
رسول منتجبنیا معتقد است که اختلاف سلیقهها یک جریان طبیعی در میان احزاب و گروههای یک جناح است و این مسئله مانع همگرایی در یک جناح نخواهد شد.
نماینده 59 ساله دورههای اول تا سوم مجلس شورای اسلامی تأکید دارد که رشد اختلاف سلیقهها، مسئلهای که در درون جبهه دوم خرداد دیده میشود، اگر در جبهه متحد اصولگرایی هم دیده شود باید آن را به حساب جریان طبیعی تکامل گروههای سیاسی نوشت.
وی در عین حال تندرویهای برخی از اعضای جریان دوم خرداد را ضربهای به این جریان در انتخابات گذشته میداند.
* از همان آغازی که کلید انتخابات زده شد و پیش از آن، اختلافاتی بین جناح دوم خرداد نمایان بود؛ از جمله اینکه حزب اعتماد ملی از سوی دیگر احزاب جناح دوم خرداد متهم به تکروی میشد. دلیل این اظهارنظرها و در واقع دلیل این تکرویها چه بود؟
** ارتباط گروههایی که تحت عنوان اصلاحطلب شناخته میشوند از قبل از دوم خرداد 76 تا به حال متفاوت بوده است. زمانی اینها را به عنوان گروههای خط امام میشناختند و به این نام، نامگذاری شده بودند که در کنار هم مینشستند و با هم ائتلاف میکردند در تصمیماتی هم که میگرفتند معمولا همه گروهها با هم به وحدتنظر میرسیدند. بعد از دوم خرداد بعضی از این گروهها ترجیح دادند که مستقل باشند؛ از باب مثال مجمع روحانیون مبارز که یک گروه مرجع و وزین و محوری است همیشه تأکید داشت که از سایر گروههای اصلاحطلب مستقل باشد. این مجمع ضمن اینکه با سایر احزاب دوم خرداد هماهنگ و همراه بود اما هیچ وقت به عنوان نماینده رسمی که صاحب رأی باشد در ائتلاف اصلاحطلبها شرکت نمیکرد، ممکن بود که به صورت غیررسمی و ناظر بعضی از اعضای مجمع در جلسات ائتلاف شرکت کنند ولی به صورت رسمی رسمی و صاحب رأی شرکت نداشتند. دلایلی را هم برای این کار خود اقامه میکردند که قابل توجه بود. به هر حال مجمع روحانیون ملاحظاتی را داشتند که سایر گروهها نداشتند. آنها میگفتند ما خودمان را به تصمیماتی که در شورای هماهنگی اتخاذ میشود محدود و محصور نکنیم. حزب اعتماد ملی هم از زمانی که تأسیس شد با همان فلسفهای که در مجمع روحانیون مبارز مطرح بود تصمیم گرفت که به صورت مستقل در انتخابات شرکت کند. این حزب ضمن اینکه هماهنگی و همراهی با سایر گروههای اصلاحطلب را جزو برنامه اصولی خود انتخاب کرده و روی آن پافشاری دارد، تصمیم گرفته که به صورت ائتلافی در انتخابات شرکت نکند. حال همان دلایلی که در مجمع روحانیون مبارز وجود داشت و همان ملاحظاتی که در این مجمع مطرح بود، در اعتماد ملی هم مطرح شد. علاوه بر آن، مسئله نوپا بودن حزب اعتماد ملی و تأکید ما بر اینکه این حزب باید کاملا جا بیفتد و مردم با این حزب کاملا آشنا باشند و بتوانند رابطهشان را نزدیکتر بکنند، نیز مدنظر بود. بنابراین ما بر اساس این فلسفه وارد صحنه شدیم و دوستان هم هر چه تأکید کردند گفتیم به صورت مستقل میآییم و در کنار سایر گروههای اصلاحطلب بهتر میتوانیم به نتیجه برسیم. ضمن اینکه تفاوت سلیقه و گرایش هم در جریانات اصلاحطلب وجود دارد و این قابل انکار نیست. همین مسئله میتواند موجب شود که ما وارد جریان ائتلاف نشویم و بتوانیم بر اساس سلیقه خودمان تصمیم بگیریم. این چیزی بود که به آن رسیدیم و دوستانمان را در جریان اصلاحطلبی قانع کردیم؛ ولی رقبای ما از این تصمیم سوءاستفاده کردند و بارها بر طبل اختلاف کوبیدند و این را به عنوان عامل تفرقه و شکافی که بین جریان اصلاحطلب افتاده تلقی میکردند، که هرگز به این معنا نیست.
* در مقابل ردصلاحیتهایی که صورت گرفته، برخی از همان تندروها که صحبتش رفت، نظر به شرکت نکردن در انتخابات دادند. این موضع را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا معتقدید که در صورت نبود زمینه رقابت برای اصلاحطلبان در انتخابات هشتم باید کنار کشید؟
** ما حتی اگر یک نفر در کشور نامزد داشته باشیم شرکت میکنیم. ما تحریم انتخابات و قهر کردن را به صلاح نمیدانیم، در کنار مردم هستیم، نظام را از خودمان میدانیم و خودمان را از نظام به هیچوجه از انتخابات کنارهگیری نمیکنیم و کنارهگیری را به هیچوجه به صلاح نمیدانیم. میایستیم و از حق خودمان و از حق ملت دفاع میکنیم ولو اینکه نامزد نداشته باشیم. ما نمیگوییم کنار میرویم، ما شرایط فعلی را خدمت شورای نگهبان تشریح میکنیم ولی در عین حال قهر را به هیچ وجه صلاح نمیدانیم. در صحنه هستیم و اگر ما را ذره ذره بکنند، از نظام جدا نمیشویم. ما آمدهایم و تا آخر عمر پای این نظام، پای این انقلاب هستیم. قطعا به دلیل بیمهریها و به دلیل کملطفیها، کنارهگیری نخواهیم کرد. این نظام را میراث امام خمینی(ره) و این انقلاب را میراث شهدای بزرگ میدانیم و قهر کردن را جایز نمیدانیم. ما این ردصلاحیت را پای نظام حساب نمیکنیم. اینها را پای بعضی از افراد میگذاریم که با تنگنظری برخورد کردند. حساب آنها از حساب نظام جداست. ما انقلاب را و نظام را پدر خودمان میدانیم. یک عمر برای این نظام زحمت کشیدیم پس چطور میتوانیم به خاطر بیمهری بعضیها از پدرمان قهر کنیم و جدا بشویم؟
* آیا قبول دارید جناح اصولگرا با آن سازوکاری که وارد انتخابات شد و با شیوهای که در این دوره برای رسیدن به ائتلاف تعریف کرد بهتر و منسجمتر از گروههای اصلاحطلب عمل کرد؟
** ممکن است. به دلیل اینکه جریان اصولگرایی جریان بستهای است. تا چندی قبل جریان اصولگرا جریان پادگانی بود؛ یعنی فرمان از فرماندهی صادر میشد و همه باید اطاعت میکردند. اخیرا یک سری اختلاف سلیقههایی درون این جبهه هم به وجود آمده و حتی بعضیها بدبین بودند و میگفتند این اختلافنظرها چه بسا ساختگی باشد برای اینکه اختلافها را بکشند به درون جریان اصلاحطلبی! ولی من بدبین نیستم. میگویم این یک جریان طبیعی است که اختلاف سلیقهها درون یک جناح رشد پیدا کند. مثلا در مجلس یک عدهای که طرفدار دولت بودند مخالف دولت شدهاند و تعدادی که طرفدار اصولگراها بودند منتقد شدهاند. این جریان، جریانی طبیعی است چرا که نمیتوان جریانی را همیشه در یک موضع نگه داشت و آنها را مجبور کرد که یک جور فکر کنند؛ اما جریان اصلاحطلبی از اول اختلاف سلیقهها را پذیرفته است. لازمه این فضای باز که در جریان اصلاحطلبی به وجود آوردیم این است که بتوانند خودشان تصمیم بگیرند. در جریان اصلاحطلب، فرماندهی نداریم؛ عقلایی داریم که محور هستند ولی آنها اگر فرمان بدهند لازم نیست که حتما بقیه تبعیت کنند. این همگرایی و تعامل وجود دارد. الان هم در جریان اصلاحطلبی تعامل و همگرایی به طور قوی وجود دارد، من فکر میکنم که با همه فضای بازی که در جبهه اصلاحات وجود دارد همگرایی و تعامل اصلاحطلبها بسیار بیشتر از اصولگراهاست چون اختلافات آنها اختلافات ریشهای و مبنایی است. ما دنبال وحدت نیستیم بلکه دنبال تعامل و همگرایی هستیم که بحمدلله این همگرایی وجود دارد.
متن کامل را درwww.hamshahrionline.ir بخوانید