سیامک باقری
اساسیترین مولفههای سیاسی خارجی یک کشور عبارتند از اهداف ملی مورد نظر و زمینههای نیل به آنها. بر اساس این تعریف به اصلیترین پرسش این نوشتار مبنی بر اینکه چگونه میتوان کارایی سیاست خارجی یک واحد سیاسی را سنجید پاسخ میدهیم.
اهداف، ابزار و شرایط، سه مفهوم کلیدی در سنجش کارایی این سیاست خارجی است.
رویکردهای خارجی دولت نهم
تردیدی نیست که نتایج کنونی سیاسی خارجی 3 ایران ناشی از جابهجایی ایدهها، مدیران و نخبگان و حوزه کارشناسی در دولت نهم است.
شناخت رویکردهای جدید این دولت برای ارزیابی عملکرد دو ساله سیاست خارجی آن ضروری است.
ارزش محوری
اولین رویکرد دولت نهم در عرصه سیاست خارجی تاکید بر ارزشهای اسلامی و انقلابی است. در دورههای گذشته به مقتضای شرایط داخلی و منطقهای و بینالمللی ارزشها و مطلوبها در سیاست خارجی با موانعی مواجه شده بود. در دوران سازندگی اگر چه ارزشها کنار زده نشده بود اما به دلایل مختلف با نگاه عملگرایانه برخی از محدودیتها اعمال شد. در دوره توسعه سیاسی با توجه شرایط جدید، صاحبنظران طیف حاکم، ایدئولوژی و ارزشهای انقلابی را مانع توسعه دانستند و بر رویکردهای واقعگرایانه و پذیرش مفاهیم حاکم بر سیاست بینالمللی تاکید داشتند. به همین جهت گفتمان و مفاهیم کاربردی در عرصه خارجی عمدتاً غیربومی، غیرانقلابی و غیراسلامی بود.
اما دولت نهم نه تنها مفاهیم ارزشی و اسلامی را در حوزه خارجی برای منافع و امنیت ملی ایران چالشزا نمیشناخت بلکه رسالت دولت را در ترویج و تعقیب آن میدانست. محتوای سخنرانی آقای احمدینژاد در مجامع بینالمللی و یا نامهنگاری ایشان با روسای جمهور غرب و ارائه طرحهای متناسب با شعارهای مطرح شده موید این نکته است.
در این دوره به جای گفتگوی تمدنها، عدالتگستری در جهان و به جای همزیستی در جهان نابرابر، استکبارستیزی و مبارزه با ظلم، و به جای اقداماتی که خوشایند غرب باشد، تکیه بر حمایت از مستضعفین جهان در اولویت سیاست خارجی قرار گرفت.
آرمانگرایی
به موازات ارزش محوری، آرمانگرایی نیز شاخصه برجسته رویکرد سیاست خارجی دولت نهم است. در دولتهای هفتم و هشتم به دلایل مختلف، عملگرایی بر آرمانگرایی اولویت داشت. اما در این دوره مساله بر عکس شده و آرمانهای انقلاب در اولویت قرار گرفته است. به همین جهت برخی از تحلیلگران، دوره کنونی را بازگشت به دوره اول انقلاب دانستند.
شرقگرایی
دولت نهم بر خلاف دو دولت گذشته، رویکرد سیاست خارجی را به سمت شرق به جای غرب متمایل کرد. در حوزه شرق ابتدا کشورهای اسلامی و سپس سایر کشورها مورد تاکید قرار گرفتند. همچنین شرقگرایی دولت نهم شامل کلیه کشورهایی میشد که تحت سلطه و ستم غرب قرار گرفته بودند. بر همین اساس مراودات ایران با کشورهای اسلامی، آسیایی و آمریکای لاتین به عنوان کشورهای ضدامپریالیستی افزایش یافت.
البته این نگاه به معنای نادیده گرفتن غرب نبود چنان که سخنگوی شورای عالی امنیت ملی در توضیح این موضوع گفت: «منظور از نگاه به شرق این نبود که صرفاً به شرق اتکا داشته باشیم بلکه اشاره به آن است که در تعاملات دیپلماتیک خود با شرق و ظرفیتهای فرصتساز آن را هم به خوبی در نظر بگیریم.»
برخورد فعال و تهاجمی
مصادیق تهاجمی شدن دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران را در این دولت میتوان در عرصههای مختلف مشاهده کرد. طرح «هولوکاست» و زیر سوال بردن مشروعیت و مبانی جعلی رژیم صهیونیستی. طرح سوال از غرب و ضرورت پاسخگویی آنها در زمینههای حقوق بشر و رفتارهای دوگانه ضدبشری، مواضع قاطعانه و طلبکارانه پیرامون فناوری هستهای ایران، به چالش کشاندن اهرمهای چهارگانه غرب (حقوق بشر، تروریسم، سلاحهای کشتار جمعی و صلح خاورمیانه) غرب علیه ایران برخی از ویژگیها و مصادیق تهاجمی بودن سیاست خارجی دولت نهم است.
جسارت و شجاعت
یکی دیگر از ویژگیهای رویکرد سیاست خارجی دولت نهم جسارت و شجاعت در موضعگیری است. دولت نهم به جای مرعوب شدن در برابر تهدیدات و موضعگیریهای سختگیرانه آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی، با قدرت و جسارت تمام به مقابله به مثل علیه سیاستهای فشار و ارعاب دولتهای غربی پرداخت. در دوره گذشته، بارها شاهد این امر بودیم که کارشناسان و دولتمردان آن دوره با کوچکترین تهدید از ناحیه آمریکا یا دولتهای اروپایی، سیاستهای انعطافی اتخاذ میکردند و از هر نوع مقابله به مثل را پرهیز مینمودند. رهبر معظم انقلاب نیز این بعد سیاست خارجی دولت نهم را تمجید کردهاند.
مقاومتگرایی
سیاست خارجی دولت نهم بیش از گذشته دارای ویژگی مقاومتگرایی در برابر فشارهاست.
در سیاست خارجی دولت نهم جایی برای تسلیم، انعطاف و تزلزل وجود ندارد. عنصر مقاومتگرایی ضمن اینکه جزء ارکان اصلی سیاست خارجی دولت نهم است از ناحیه ملت ایران و رهبری معظم انقلاب نیز توصیه و تقویت میشود.
رییسجمهور در جمع اساتید بسیجی مشهد گفت: «همچنان که امام علی(ع) در برابر همه فشارها ایستاد، ما نیز باید محکم بایستیم و خود را باور کنیم که حقیقتاً این شرط پیروزی ماست.»
حاکمیت بیاعتمادی به غرب
سیاست خارجی دولت نهم به شدت به دول غربی بیاعتماد است. از نظر دولت نهم غرب خصومت بنیادی با قدرت و پیشرفت جمهوری اسلامی ایران دارد. بر اساس این اصل، مدیران اصولگرا معتقدند که ایران هر قدر در برابر غرب اعتمادسازی نماید نمیتواند خصومت آنها را علیه ایران و اسلام برطرف کند اساساً آنها ایران قدرتمند را نخواهند پذیرفت. اگرچه دولت نهم نسبت به غرب بیاعتماد است اما اعتمادسازی برای جامعه جهانی را نفی نمیکند. همچنین نکته اساسی که دولت نهم بر آن تاکید دارد این است که اعتمادسازی یک جاده یک طرفه نیست.
تجدیدنظرطلبی
با توجه به رضایت یا عدم آن از نظم و نظام بینالمللی (اعم از سیاسی و اقتصادی) دو نوع سیاست خارجی «محافظهکار» و «تجدیدنظرطلب» شکل میگیرد. سیاست خارجی محافظهکار از وضع و نظم موجود بینالمللی راضی و خشنود است و تلاش میکند برای حفظ موقعیت و جایگاه کشور در نظام بینالمللی، آن را بدون تغییر و تحول حفظ کند. بر اساس همین نگاه تمایل به قدرتهای برتر جهت ارتقای موقعیت افزایش مییابد.
دولت نهم نظام بینالمللی را ناعادلانه و ظالمانه میداند. از نظر این دولت نظام بینالملل، ظالمانه تحت رهبری چند دولت قدرتمند قرار دارد که با داشتن حق «وتو» نظام نابرابری را ایجاد کردهاند.
برونگرایی خوداتکا
از نظر جهتگیری کلان و شیوه تعامل، سیاست خارجی به دو نوع درونگرا و برونگرا تقسیم میشود. سیاست خارجی دولت نهم برونگرا است. البته برونگرایی این دولت به معنای ادغامگرایی در نظام جهانی نیست. همان طور که ملاحظه شد نظام جهانی از نظر دولت نهم باید اصلاح و تجدیدنظر شود. از این برونگرایی دولت نهم متکی به مؤلفههای قدرت ملی است. به آن معنا که جمهوری اسلامی ایران باید با توجه به ظرفیتهای ملی خود با دولتهای جهان، تعامل سازنده داشته باشد و از سوی دیگر در برابر دولتهای سلطهگر سیاست تقابل و عدم سازش را اتخاذ نماید.
بررسی کارایی رویکردهای جدید درباره کارایی رویکردهای جدید دو دیدگاه مطرح است.
دیدگاه اول معتقد است که سیاست خارجی دولت نهم با اتخاذ رویکردهای متفاوت از گذشته موفقتر بوده است و ضمن اینکه به مهمترین اهداف ملی برای تامین امنیت ملی، کسب اعتبار و ارتقای منزلت جمهوری اسلامی و توسعه اقتصادی به معنای کلان دست یافته، مقاصد زیادی را نیز پیش برده است. در این دیدگاه برخی معتقدند که دیپلماسی دولت نهم موفقیتهای کاملی داشته و رضایتبخش است. بعضی نیز به کارایی موثر رویکرد نوین دولت نهم در برخی زمینهها از جمله هستهای اذعان دارند.
دیدگاه دوم بر این باور است که سیاست خارجی دولت نهم نه تنها موفقیت نداشته بلکه چالشهای نظام را بیشتر کرده و فضای تعاملی جمهوری اسلامی ایران را با جهان بیرون به اوایل انقلاب برگردانده است.
افزایش ضریب امنیتی
اولین اثر سیاست خارجی دولت نهم، افزایش ضریب امنیتی کشور است.
چند نکته در این خصوص قابل توجه است:
الف- امنیت ایران همواره از ناحیه آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی از کشورهای اروپایی در ابعاد نظامی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مورد تهدید بوده است. با وجود گفتمان اصلاحات در دوره گذشته از این تهدیدات به هیچ وجه کاسته نشد. رویکرد خارجی دولت نهم شرایطی را ایجاد کرد که هیچ یک از مخالفان فوق قادر به عملی کردن سیاست تهدید خود نیستند.
ب- اکنون بنا به اذعان همه سیاستمداران و صاحبنظران آمریکایی ایران موفق به حفظ و تداوم «بقا» شده است و این نظام با راهبردهای کوتاه مدت قابل فروپاشی نیست. به عنوان نمونه «ریچارد هاوس» رییس شورای روابط خارجی آمریکا به صراحت اعلام کرد که «درباره ایران تز گزینه تغییر نظام چیزی نیست که در آینده نزدیک انجام شود.»
ج- تعامل سازنده و مقتدرانه ایران در منطقه باعث شد تا کشورهای منطقه با هر نوع طرح آشوبسازی علیه ایران مخالفت نمایند. برقراری ارتباط امنیتی و تماسهای دیپلماتیک در سطح سران، امنیت منطقه ایران را به شدت افزایش داد.
افزایش قدرت ملی
صاحبنظران روابط بینالملل بر این عقیدهاند که سیاست خارجی هر کشور مستقیماً با عناصر قدرت ملی آن در ارتباط است.
و... دولت نهم با تقویت عوامل کیفی قدرت ملی یک سیاست خارجی قوی به وجود آورد و اتخاذ دیپلماسی قاطعانه و شجاعانه اثر قابل توجهی بر سایر مؤلفههای قدرت ملی از جمله اعتبار و قدرت نفوذ ایران گذاشت.
ارائه تصویر مثبت
در روابط بینالملل، کشورها بر اساس برداشت و تصویری که از یکدیگر دارند به تنظیم مناسبات و برقراری روابط اقدام میکنند لذا تلقی دیگر کشورها از جمهوری اسلامی ایران حتی بیش از واقعیتها اهمیت دارد. از این رو، دولت نهم برخلاف دولت هشتم تصویر مقتدرانه، باثبات، اهل مذاکره، منتهی با عنایت به احترام متقابل و حساس نسبت به منافع و امنیت ملی و دارای سیستم پاسخگو ارائه داده است.
منفعل کردن غرب
منفعل کردن غرب و آمریکا یکی دیگر از نتایج رویکرد سیاست خارجی دولت نهم است.
درخواست رسمی آمریکا برای مذاکره با ایران و یا تقاضای اعضای کنگره آمریکا برای سفر به تهران و همچنین بازگشت اروپا به رویکرد مذاکره با ایران با وجود بیاعتنایی ایران به قطعنامههای 1737 و 1747 نشانههای واضح شکسته شدن انسجام و سختگیریهای دول غربی علیه ایران است.
دیپلماسی هستهای
دستیابی به فناوری هستهای و برداشتن موانع سیاسی این مسأله یکی از مهمترین اهداف ملی ایران در چند سال اخیر بوده است. در این خصوص سه تیم هستهای با دو رهیافت کلی تشکیل شد.
حاصل دیپلماسی هستهای در دوران دوم خردادیها تعلیق گام به گام و همه جانبه فعالیتهای هستهای و تاخیر در پیشرفت هستهای بود و غرب و آمریکا به هیچ وجه حاضر به دادن حق هستهای ایران نبودند. به دست گرفتن دیپلماسی هستهای توسط دولت نهم و تغییر در مدیریت تیم هستهای، دستاوردهای قابل توجهی برای ایران به دنبال داشت تا جایی که اکنون برخی از صاحبنظران دوم خردادی که اکنون برخی از صاحبنظران دوم خردادی نیز بر آن اذعان کردهاند. دیپلماسی اتخاذ شده؛ مقابله به مثل و بر هم زدن قواعد بازی گذشته بود.
افزایش سرمایهگذاریها و صادرات
سیاست خارجی دولت نهم اثبات کرد که ایران کشوری باثبات است و آمادگی بسیار بیشتری برای سرمایهگذاریهای کلان دارد. آماری که صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی در خصوص اقتصاد ایران داد و همچنین آماری که مؤسسه مطالعات «امریکن اینترپرایز» پیرامون سرمایهگذاری کشورهای غربی در ایران ارائه داد و همچنین آمار دولت در خصوص افزایش صادرات کالاهای غیرنفتی، بیانگر موفقیت سیاست خارجی دولت نهم است.
جمعبندی
با توجه به نکات گفته شده میتوان این نتیجه را گرفت که دولت نهم در عرصه سیاست خارجی با هدف برداشتن گامهای بلند جهت تحقق چشمانداز بیست ساله با موفقیتهای چشمگیری روبهرو بوده است. این سیاست موفق شده است جایگاه ایران را به عنوان یک قدرت برتر منطقهای ارتقا دهد. در عین حال تعامل سازندهای را بر اساس سند چشمانداز در منطقه و فرامنطقه به وجود آورده است.