عبدالرضا رحمانی فضلی
قائممقام سابق شورای عالی امنیت ملی و استاد دانشگاه بهشتی
مقدمه:
جورج بوش، رئیسجمهور آمریکا دوشنبه هفته گذشته آخرین نطق سالانه خود را در کنگره این کشور که از سخنرانی پادشاه انگلیس در مراسم گشایش پارلمان الگوبرداری شده، ایراد کرد. سخنرانی رئیسجمهور آمریکا با وجود عدم تاکید بر برگزاری سالانه به عنوان یک ضرورت در قانون اساسی آمریکا پیشبینی شده است. بوش که در گزارش سالانه خود به عنوان عالیترین مقام آمریکا وضعیت سیاسی اقتصادی کشور و برنامههای آتی خود را برای سال پایانی ریاست جمهوری در جلسه مشترک اعضای مجالس سنا و نمایندگان آمریکا ارائه میکرد. اگرچه تلاش داشت خود را به عنوان فردی قدرتمند و موفق در انظار افکار عمومی نشان دهد اما از نخستین سخنرانی خود در سال 2001 بسیار ضعیفتر و ناامیدتر به نظر میرسید.
">عبدالرضا رحمانی فضلی
قائممقام سابق شورای عالی امنیت ملی و استاد دانشگاه بهشتی
مقدمه:
جورج بوش، رئیسجمهور آمریکا دوشنبه هفته گذشته آخرین نطق سالانه خود را در کنگره این کشور که از سخنرانی پادشاه انگلیس در مراسم گشایش پارلمان الگوبرداری شده، ایراد کرد. سخنرانی رئیسجمهور آمریکا با وجود عدم تاکید بر برگزاری سالانه به عنوان یک ضرورت در قانون اساسی آمریکا پیشبینی شده است. بوش که در گزارش سالانه خود به عنوان عالیترین مقام آمریکا وضعیت سیاسی اقتصادی کشور و برنامههای آتی خود را برای سال پایانی ریاست جمهوری در جلسه مشترک اعضای مجالس سنا و نمایندگان آمریکا ارائه میکرد. اگرچه تلاش داشت خود را به عنوان فردی قدرتمند و موفق در انظار افکار عمومی نشان دهد اما از نخستین سخنرانی خود در سال 2001 بسیار ضعیفتر و ناامیدتر به نظر میرسید.
در تحلیل گفتمان، موضوعات و سوژههای موردنظر و میزان باورپذیری آن توسط افکار عمومی حمایت از موفقیت یا عدم موفقیت سخنرانی یا گزارههای سیاسی دارد.
مطابق ادبیات سیاسی تحلیل گفتمان به معنی روش بررسی ضمایر و گزارههای زبانی در یک متن یا سخنرانی و رابطه منطقی بین گزارهها و سپس جمعبندی و نتیجهگیری است.
از این رو بر مبنای تحلیل گفتمان نقشگرا موضعگیری و سوژههای موردنظر بوش و میزان اقبالپذیری آن توسط افکار عمومی مورد بررسی قرار میگیرد. بر این اساس شرایط زمانی و مکانی ادبیات مورد استفاده و میزان تاثیرگذاری آن، در چارچوب مفصلبندی(1)، دال مرکزی(2) و هژمونی(3) بررسی میشود.
در حوزه سیاست داخلی فحوای کلام بوش در گزارش سالانه بر مبنای یافتن راهکار عملیاتی با استمداد از کنگره برای یافتن راهحل رکود اقتصادی آمریکا قرار گرفت زیرا زمانی که بوش کاخ سفید را از بیل کلینتون تحویل گرفت حداقل 130 میلیارد دلار مازاد بودجه در اختیار داشت و شاخصهای اقتصادی نظیر نرخ بیکاری، نرخ سرمایهگذاری در بازارهای سهام و تراز تجارت خارجی حائز شرایط مطلوبی بود.
این در حالی است که رسوایی بزرگ مالی شرکت انرون، کسر بودجه فدرال، کاهش تراز تجارت خارجی، بحران مسکن و رکود اقتصادی، نارضایتی مردم از جنگ و درخواست برای بازگشت سربازان از شاخصههای مهم دوران خداحافظی بوش از کاخ سفید است.
در این رویکرد مطالبات اقتصادی مردم آمریکا به عنوان یکی از جدیترین خواستهای افکار عمومی یا همان مفصلبندی است که بوش ناگزیر به اظهارنظر در این خصوص بود. بروز شرایط نابسامان اقتصادی مانند گران شدن بهای مواد مصرفی و گاز و نابسامانی در بخش مسکن از علامتها و نشانههای رویکرد اعتراضآمیز مردم آمریکا نسبت به عملکرد کاخ سفید به شمار میرود.
اگرچه بوش با دعوت از مردم برای حوصله و صبر بیشتر در مقابل رکود اقتصادی و ادامه جنگ تلاش داشت ادبیات خود را در مقام رئیسجمهوری آمریکا به افکار عمومی بقبولاند اما به دلیل عدم ارائه راهکار، این گونه اظهارنظرها بیشتر به خداحافظی شباهت دارد.
در بخش سیاست خارجی سخنان بوش با طرح مساله تروریسم، عراق، افغانستان و ایران، تلاش کرد تا بخشی از نابسامانیهای داخلی را تحتالشعاع سیاست یکجانبهگرایی و جنگطلبی دولتش قرار دهد. وی گفت: از هنگام 11 سپتامبر ما جنگ علیه تندروها و تروریستها را شروع کردیم. ما همچنان در موضع تهاجم خواهیم ایستاد، ما فشارهایمان را ادامه خواهیم داد و عدالت را در مورد دشمنان آمریکا جاری خواهیم کرد. وی با اشاره به وضعیت عراق افزود: افزایش نیروهای آمریکایی در عراق به نتایجی دست یافت که یک سال پیش هیچکس تصور آن را هم نمیکرد. عراق یکی از کشورهای محور شرارت بوش بود.
در خصوص موضوع ایران با ادعای تجهیز و تعلیم شبهنظامیان عراقی توسط ایران و این که شکست در عراق ایران را تقویت خواهد کرد با متهم کردن کشورمان به حمایت از تروریسم ادعا کرد آمریکا در برابر نیروهای افراطی که به وسیله تهران شکل میگیرند، ایستاده است. رئیسجمهور آمریکا حزبالله لبنان و حماس را تروریستهایی خواند که تحت حمایت ایران هستند. بوش گفت تهران موشکهای بالستیکی را با بردهای در حال افزایش تولید میکند و به توسعه قابلیت غنیسازی اورانیوم که میتواند برای ساخت سلاح هستهای به کار گرفته شود، ادامه میدهد.
در تحلیل سیاست خارجی رئیسجمهور آمریکا چند نکته قابل توجه است.
1- بعد از حادثه یازده سپتامبر موضوع مبارزه با تروریسیم به عنوان رویکرد غالب سیاست خارجی آمریکا مورد استفاده قرار گرفته و سعی در نهادینه کردن آن در افکار عمومی از طریق ادبیات رسانهای در قالب جنگهای روانی میشد.
در پوشش این استراتژی کاخ سفید سعی در توجیه سیاست یکجانبهگرایانه و جنگطلبانه خود در معرض افکار عمومی جهانی دارد و از سوی دیگر ناکامیهای اقتصادی در حوزه داخلی را با دستاویز موفقیتهای ساختگی در مبارزه با تروریسم و کشورهای محور شرارت توجیه میکند.
بنابراین بوش هزینههای مادی و انسانی جنگ در عراق و افغانستان و مخالفت با خروج نیروهای آمریکایی از عراق را که مورد درخواست کنگره و افکار عمومی آمریکا است را با این سیاست توجیه میکند. این در حالی است که مبارزه با تروریسم واقعی ـ نه تروریسم مورد نظر آمریکا ـ خواست هر انسان آزاداندیشی است و مختص به کشور خاصی نیست که به عنوان مفصلبندی این رویکرد به حساب میآید.
2- طرح مساله موضوعاتی مانند کشورهای محور شرارت القاعده، طالبان، لبنان و... به عنوان علامتها و شواهدی است که بوش برای توجیه رفتار سیاست خارجی دولت خود را از آن بهره میگیرد. این سیاست از طریق توسعه و تکثر مفاهیم ابهامبرانگیزی مانند گروههای تروریستی، دولتهای تروریستی، کشورهای یاغی و... در میان افکار عمومی جهانی منتشر میشود و بعد از پردازش، تحلیل و درگیری افکار عمومی متناسب با قرائت نومحافظهکارانه، همه دولتهای مخالف سیاستهای آمریکا در نظام بینالملل بویژه منطقه خاورمیانه بهعنوان مصادیق این کشورها معرفی میشود.
به عبارت دیگر موضوعات مذکور بهعنوان دال مرکزی در محور همه تحلیلهای سلسه مراتبی نگرش غربی قرار میگیرد و از آنجایی که عمده کشورهای جهان سوم مصرفکننده این مفاهیم هستند متاسفانه خواسته یا ناخواسته تحتتاثیر رسانههای خبری قرار میگیرند.
برای تسلط این هژمونی در اظهارنظرهای بوش در نطق سالانهاش، مبارزه با طالبان در افغانستان و سرنگونی حکومت دیکتاتوری صدام حسین به عنوان مصادیق این مبارزه برای عدالتخواهی از نوع آمریکایی معرفی میشود. از این روست که تلاش دارد مدلولهای خود (سرنگونی رژیم صدام حسین در عراق و طالبان در افغانستان) را بهعنوان دستاوردی برای سیاست خارجی خود تعریف کند.
موفقیت یا عدمموفقیت آخرین نطق سالیانه رئیسجمهور آمریکا را با بیانیه حزب دموکرات در معرض قضاوت قرار میدهیم. در این بیانیه آمده است اغلب مردم آمریکا شغلهایشان را از دست میدهند و حال نیز تهدید شدهاند که خانههایشان را نیز به دلیل ناتوانی در بازپرداخت اقساط بانکها و شرکتهای وامدهنده از دست خواهند داد. بسیاری در پنج سال گذشته جان خود را از دست داده و هزاران نظامی زخمی که آینده آنها هرگز مانند گذشته نخواهد بود، روی دست مردم آمریکا باقی مانده است. سیاست خارجی دولت بوش نیز آمریکا را با متحدان کمتر و دشمننان بیشتر مواجه کرده است.
سرانجام این که مطابق تحلیل گفتمان نقشگرا هر ادبیاتی مختص به زمان و مکان خاصی است. سخنان بوش در زمانی ارائه میشود که موقعیت ژئوپلتیک آمریکا در میان متحدان خارجی خود و افکار عمومی داخلی آمریکا نسبت به قبل بسیار کاهش یافته است.