تاریخ انتشار : ۰۷ مهر ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۸  ، 
کد خبر : ۴۸۲۸۰
نگاهی به طرح واشنگتن برای تسلیح نیروهای قومی از عراق تا پاکستان

شیوه‌های مخدوش مبارزه با القاعده


بارا میکائیل/ ترجمه: حسین قنبری‌گرمی

چند ماه گذشته با این حرف‌ها به پایان رسید که پس از سال‌ها خشونت که در تمامی روزها شاهد آن بودیم، سرانجام شهروندان عراقی شاهد کاهش نسبی خشونت‌ها در شهرهای مختلف این کشور شدند.

این امر نشان می‌دهد که عملیات بمباران مواضع سلفی‌ها در ژوئن گذشته به نظر حداقل در کوتاه‌مدت نتایج مثبتی به دنبال داشته است و اکنون این امید در نزد مردم عراق به وجود آمده است که این روند همچنان ادامه داشته باشد اما این نگرانی نیز وجود دارد که در صورت استقرار مجدد نیروهای دیگر آمریکایی در چند ماه آینده این آرامش دستخوش تغییراتی شود و در صورت تحقق این امر این احتمال وجود دارد که دولت مرکزی عراق و نیروهای امنیتی آن نتوانند به‌طور مؤثر در برابر ناآرامی‌های این کشور نقش خود را ایفا کنند.

با این حال شاید توجه به درس‌هایی که ستاد ارتش آمریکا در عملیات‌های خود در عراق گرفته است در ادامه روند آرامش نسبی به وجود آمده و جلوگیری از درگیری‌های تازه در این کشور بسیار تعیین‌کننده باشد.

روزنامه نیویورک تایمز در ماه نوامبر گذشته فاش کرد که واشنگتن رؤسای قبایلی که در مرزهای شمالی پاکستان قرار دارند را مسلح کرده است تا برای خود متحدانی را برای مبارزه با القاعده و طالبان دست‌وپا کند. پس از این اقدامات، کاخ سفید تصمیم گرفت تا این سناریو را در عراق نیز به اجرا درآورد و گروه‌هایی را در این کشور به‌عنوان متحدان هر چند ضعیف خود انتخاب کرده و آنان را برای سرکوب تشکیلات جهادی و قیام‌های ضدآمریکایی مسلح نماید.

هم‌اکنون این گروه‌ها که آمریکا آنان را به‌طور منظم از لحاظ لجستیکی و مالی تأمین می‌کند به‌عنوان اصلی‌ترین مخاطبان واشنگتن در عراق و چرخ‌دنده‌های دستگاه استراتژی کاخ سفید در این کشور به‌شمار می‌آیند. در آخرین مورد مشاهده شده نیروهای امنیتی عراق و اعضای یکی از قبایل استان زیقار توانستند گروهی را که اقدام به عملیات‌های خشونت‌بار در جنوب عراق می‌کرد، از بین ببرند.

اما هنوز به درستی مشخص نیست که آیا این قبایل توسط نیروهای عراقی تجهیز و مسلح می‌شوند یا توسط نیروهای آمریکایی. هرچند پاسخ مثبت یا منفی به این سؤال در اصل هیچ‌ چیزی را تغییر نمی‌دهد.

اما این سکه روی دیگری هم دارد و آن این است که هنوز هم می‌توان سؤالاتی درباره ارزش و اعتبار چنین انتخاب‌هایی مطرح کرد. اوضاع عراق، مشکلات مناطق نگران‌کننده و وجود دو نوع گرایش را به‌خوبی نشان می‌دهد. از یک‌سو برخی اقلیت‌های (عوامل سنی) متحد با فرماندهی نظامی آمریکا هنوز با این امر که به‌عنوان نماینده تمامی این اقلیت‌ موجود در خاک عراق مطرح شوند یا این‌که به مجموعه آنان بپیوندند، فاصله بسیار زیادی دارند.

از سوی دیگر موضوع پیوستن این افراد به ارتش عراق باعث تردیدهای فراوانی از جانب برخی تشکیلات مهم عراقی از جمله مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق شده است. بدین‌ترتیب تنها چند قبیله آن هم به صورت پراکنده در حال حاضر احتمال دارد بتوانند به صورت رسمی به ارتش عراق ملحق شوند آنهم به شرطی که بتوانند استقلال تصمیم‌گیری خود را به اثبات برسانند. بدین‌ترتیب مشاهده می‌شود تلاش‌های فراوانی صورت می‌گیرد تا همواره اختلافات قوی و مذهبی در عراق افزایش یابد تا هر یک از اقوام و مذاهب این کشور نتوانند در وحدت ملی عراق نقش داشته باشند. در این شرایط زمان آن فرا رسیده است تا برای مبارزه با تروریسم برای ثبات و امنیت خاورمیانه و سایر مناطق جهان راهبردهایی را برای آینده نیز اتخاذ کرد؛ آینده‌ای که بسیار نگران‌کننده می‌نماید.

با این اوصاف این خطر وجود دارد که مسلح نمودن برخی اقلیت‌ها در عراق در حالی که سایر مناطق در آرامش نسبی به ‌سر می‌برند خالی از خطر نباشد. بدین‌ترتیب اجرای احتمالی چنین سناریویی در پاکستان، افغانستان یا حتی عربستان سعودی و اردن این تضمین را نخواهد داد که باعث انسجام این کشورها و امنیت نیروهای آمریکایی در آنها شود. زیرا هنوز زمان زیادی از حوادث یازده سپتامبر 2001 نگذشته است که در آن خود آمریکا از ناحیه عناصری برخاسته از تشکیلات مورد حمایت کاخ سفید در سال‌های 80 مورد حمله قرار گرفت. تشکیلاتی به‌نام القاعده که سال‌ها در افغانستان از پشتیبانی تسلیحاتی واشنگتن بهره‌مند شدند. اما تفاوت در این است که آن زمان اولویت، مبارزه علیه کمونیسم بود اما امروزه این مبارزه با اسلامگرایی صورت می‌گیرد. اما این احتمال وجود دارد که مداوای این بیماری به شیوه‌ای که آمریکا در پیش گرفته است عوارضی را نیز به دنبال داشته باشد که بسیار بدتر از خود این بیماری باشد. تحولات موجود در خاورمیانه به اصطلاح بزرگ در واقع تحولاتی بسیار پیچیده است و علی‌رغم تلاش آمریکا برای تسلط بر منطقه و آرامش‌های نسبی ظاهری همانند آتش زیر خاکستر می‌نماید.

با این حال ارزیابی تحولات عراق برای آمریکا و جانشین بوش که در اواخر دوران ریاست جمهوری خود به سر می‌برد بسیار حائز اهمیت است و در نهایت این‌که جانشین بوش در پایان سال 2008 تمامی این حوادث پیش‌بینی نشده را مجبور خواهد بود به ارث ببرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات