مقدمه:

تحولات دو هفته گذشته در صحنه فلسطین و سیطره مطلق جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) بر نوار غزه که نقطه عطفی در تاریخ معاصر فلسطین محسوب می‌شود، باعث شد که نگاهی تحلیلی به روند شکل‌‌‌گیری، رشد و قدرت‌گیری حماس در صحنه فلسطین داشته‌باشیم:

"> مقاومت حماس
تاریخ انتشار : ۰۶ مهر ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۴  ، 
کد خبر : ۴۸۲۹۲
روند تشکیل و فعالیت جنبش مقاومت اسلامی فلسطین

مقاومت حماس

مقدمه:

تحولات دو هفته گذشته در صحنه فلسطین و سیطره مطلق جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) بر نوار غزه که نقطه عطفی در تاریخ معاصر فلسطین محسوب می‌شود، باعث شد که نگاهی تحلیلی به روند شکل‌‌‌گیری، رشد و قدرت‌گیری حماس در صحنه فلسطین داشته‌باشیم:


شکل‌گیری جنبش حماس:

جنبش مقاومت اسلامی فلسطین به‌عنوان شاخه فلسطینی جنبش اخوان‌المسلمین رسما در تاریخ 15 دسامبر 1987 تنها 9 روز پس از آغاز انتفاضه نخست مردم فلسطین پا به عرصه وجود گذاشت. در واقع جنبش حماس از همان ابتدا به شکل‌گیری در شرایط ویژه حاکم بر صحنه فلسطین یعنی انتفاضه فراگیر مردمی علیه اشغالگران صهیونیست، روند حرکتی و رویکرد آتی خود را نشان داد و با سردادن شعارهای مبتنی بر اسلام‌خواهی و مقاومت علیه اشغالگران تا آزادسازی تمامی سرزمین‌های اشغالی فلسطین تاریخی و بیرون راندن تمام صهیونیست‌‌ها از این سرزمین و با مشی حرکتی برخاسته از مردم، اصول بنیادین خود را ترسیم کرد. ورود حماس به‌عنوان جنبش مقاومت اسلامی به روند مبارزات‌‌هایی بخش مردم فلسطین، عنصر اسلامی مقاومت در صحنه فلسطینی را که در اوایل دهه 80 میلادی با شکل‌گیری جنبش جهاد اسلامی به رهبری شهید دکتر فتحی شقاقی خود را نشان داده‌بود، قدرتمند ساخت و پس از این تاریخ بود که تفکر مقاومت اسلامی در صحنه فلسطینی به تفکر غالب در انقلاب فلسطین تبدیل شد. با این حال حضور و فعالیت جنبش اخوان در صحنه فلسطین به سالیان و دهه‌های قبل (حتی پیش از اشغال این سرزمین در سال 1948) بازمی‌گشت. جنبش اخوان‌المسلمین که در سال 1928 میلادی توسط حسن‌البنا در مصر پایه‌گذاری شد، با‌گذار از سال‌های نخست پیدایش، از سال‌های میانی دهه 1930 میلادی، راه خود را به سوی سرزمین فلسطین به‌ویژه نوار غزه باز کرد تا و تا سال 1948 شعب جنبش در مناطق و شهرهای مختلف فلسطین با نام‌های مختلفی چون جنبش مبارزه اسلامی (حرکه‌الکفاح الاسلامی) یا نگهبانان در سرزمین اسراء (المرابطون علی‌ارض الاسراء) تاسیس شد. این شعب تحت اشراف فرماندهی که در قاهره اداره می‌شدند. انتخاب حاج امین حسینی به سمت رهبر محلی اخوان‌المسلمین، فلسطین و بهره‌برداری ایشان به‌عنوان مفتی قدس باعث شد اخوان‌المسلمین نفوذش را در فلسطین توسعه دهد اما پس از ایجاد محدودیت‌های شدید علیه فعالیت‌های اخوان مسلمین از سوی مصر، شاخه‌های فلسطینی اخوان‌المسلمین به تدریج به فعالیت‌های مخفی و زیرزمینی روی آورند؛ ضمن آنکه توجه ویژه به امور و نیازمندی‌های اجتماعی، فرهنگی و آموزشی در دستور کار جدی رهبری اخوان قرار گرفت. به‌عبارتی پایه‌های قدرتمند جنبش حماس در چندین دهه از طریق شکل‌گیری و فعالیت مؤسسات خیریه، اجتماعی، آموزشی و... استوار شد تا در مرحله فعالیت رسمی، به یکی از عوامل قدرت جنبش حماس تبدیل شد.

فضای حاکم بر صحنه فلسطین (رکود در راهبرد مبارزه مسلحانه و تقویت جریانات سازش) و وضعیت منطقه‌ای (موج بیداری اسلامی در منطقه) در دهه 1980 از عوامل موثر شکل‌گیری جنبش حماس بود.

انقلاب معاصر فلسطینی که متعاقب جنگ 6 روزه 1967 میلادی و تصرف بیش از دو‌سوم خاک فلسطین به وسیله رژیم غاصب صهیونیستی با محوریت سازمان آزادی‌بخش فلسطین (ساف) و جنبش آزادیبخش ملی فلسطین (فتح) و مشارکت دیگر گروه‌های ملی و چپ شکل گرفته‌بود، در دهه 80 به سبب تحولات داخلی و خارجی دچار رکود قابل‌توجهی شد و موجبات تضعیف راهبرد مبارزه مسلحانه را فراهم کرد. البته دهۀ 70 نیز شاهد تحولات بسیاری بود که حکایت از احتمال پذیرش راه‌حل‌های میانه - که در واقع به زیان آرمان انقلاب فلسطین و مغایر نص صریح منشور ملی فلسطین بود - از سوی ساف داشت. این احتمالات پس از امضای قرارداد کمپ‌دیوید توسط مصر که ضربه بزرگی به پیکره مقاومت فلسطینی وارد آورد و تجاوز رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان و محاصره بیروت در سال 1982 پیش از پیش خود را نشان می‌داد.

محاصره بیروت به‌زغم پایداری تاریخی مقاومت فلسطینی در آن، بزرگترین توهینی بود که امت عربی و اسلامی پس از جنگ 1967 به خود دیده‌بود؛ یک پایتخت عربی به مدت 3 ماه در محاصره بود بدون آنکه این اقدام به هر‌گونه عکس‌العمل قابل ذکر عربی مواجه شود. همین امر موجب تضعیف ساف و خروج آن از لبنان شد و نهایتا برخی از گرایش‌های داخلی ساف که معتقد به دستیابی به راه‌حل سازش با دشمن صهیونیستی بودند، به‌طور جدی مطرح شدند. طرح‌های سازش که مورد پذیرش برخی راهبران و گرایش‌های داخلی فتح و ساف قرار گرفت، در برگیرنده شناسایی حق موجودیت برای رژیم صهیونیستی در سرزمین فلسطین و چشم‌پوشی از بخش عمده‌ای از خاک فلسطین به نفع صهیونیست‌ها بود.

پیروزی انقلاب‌اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) با شعارهای حمایت از آرمان‌ها و مبارزات آزادی‌خواهانه ملت فلسطین تنها چند ماه پس از امضای پیمان کمپ‌دیوید و تبدیل کشور بزرگی چون ایران از هم‌پیمان استراتژیک اسرائیل در منطقه خاورمیانه به هم‌پیمان و حامی مبارزات فلسطینی، توانست شوک ناشی از خروج مصر از خط مقدم نبرد با دشمن صهیونیستی را جبران کرده و روح تازه‌ای در کالبد انقلاب فلسطینی بدمد. پیروزی انقلاب‌اسلامی در ایران ثابت کرد که اسلام قادر است بر ظلم و استبداد غلبه کند و دولت اسلامی تشکیل دهد؛ بنابراین انقلاب‌اسلامی در بدو پیروزی به الگویی برای جنبش‌های اسلامی تبدیل شد. بدین‌ترتیب موج بیداری اسلامی متاثر از پیروزی انقلاب اسلامی در منطقه خاورمیانه به سرعت به فلسطین نیز رسید و نهضت اسلامی در این سرزمین در دهه 80 رشد و توسعه چشمگیری یافت.

در فضایی که اولا مسئله فلسطین از اولویت‌های نخست کشورهای عربی خارج شده‌بود و ثانیا انقلاب فلسطین از رویارویی با پروژه صهیونیسم به سمت همزیستی با آن در حرکت بود، شکل‌گیری اندیشه مقاومت اسلامی بیش از پیش احساس می‌شد. در واقع شکل‌گیری جنبش مقاومت اسلامی حماس با تکیه بر اصول ذیل، پاسخی طبیعی به شرایط فوق‌الاشاره بود:

- اسلام مبنای عمل

- ضرورت آزاد‌سازی کل فلسطین تاریخی و اینکه یهودیان و صهیونیست‌‌ها هیچ حقی در سرزمین فلسطین ندارند.

- نبرد با اشغالگران، نبرد وجود است و نه نبرد مرزها.

- مقاومت و جهاد در اشکال مختلف آن، تنها راه آزادی فلسطین است.

- نبرد مسلحانه، استراتژی جنبش حماس برای مقابله با پرونده صهیونیسم است.

- مذاکرات سازش ثمری نداشته و چشم‌پوشی از حقوق فلسطین است.

رشد و گسترش جنبش حماس:

شکل‌گیری جنبش مقاومت مردمی با مشی اسلامی در آغاز حرکت بزرگ انتفاضه سنگ، موجبات نگرانی موسسه سیاسی، نظامی و امنیتی رژیم صهیونیستی را فراهم کرد و رژیم تل‌آویو در چندین مرحله اقدام به بازداشت گسترده رهبران و کادرهای حماس از جمله مؤسس آن شهید شیخ احمد‌یاسین در سال‌های 1989 و 1990 کرد. پس از این دستگیری‌‌ها عملیات‌های متمایز حماس در به اسارت در آوردن سربازان صهیونیست یا حمله به اهداف اسرائیلی در عمق فلسطین اشغالی آغاز شد و شاخه نظامی این جنبش با نام گردان‌های عزالدین‌القسام در اواخر سال 1991 میلادی اعلام موجودیت کرد. با آغاز روند سازش‌‌های سیاسی میان سازمان آزادیبخش فلسطین و رژیم صهیونیستی، جنبش حماس به همراه دیگر گروه‌های مقاومت ملی و اسلامی به مخالفت علنی با این روند که حقوق ملی فلسطینیان را وجه‌المصالحه قرار داده ‌بود، پرداخت. موج اول عملیات‌های شهادت‌طلبانه حماس در عمق اسرائیل به سال‌های 1994 و 1995 باز می‌گردد که جنبش حماس در کنار مخالفت با سازش بر سر حقوق ملت فلسطین به‌ویژه اعضای موافقتنامه‌‌های اسلو، با انجام عملیات‌های بزرگ که به کشته شدن ده‌ها صهیونیست انجامید، ایستادگی خود را بر عهدی که با ملت فلسطین برای مبارزه با دشمن صهیونیستی بسته بود، نشان داد. متعاقب این روند بود که جنبش حماس از دو سو یعنی از سوی دشمن صهیونیستی و نیروهای امنیتی تشکیلات تازه تاسیس خودگردان فلسطین، تحت تعقیب قرار گرفت و تعداد زیادی از رهبران و کادرهای نظامی و سیاسی جنبش در فاصله سال‌های 1995 تا 1998 ترور یا دستگیر شدند.

شکست روند سازش در دهه 90 و ناامیدی مردم فلسطین از روند یاد‌شده در نتیجۀ عدم تحقق حقوق فلسطینی، به شکل‌گیری انتفاضه دوم موسوم به انتفاضه الاقصی در سال 2000 میلادی منجر شد. انتفاضه دوم در شرایطی آغاز شد که جنبش‌های مقاومت فلسطینی چون حماس، جهاد اسلامی، گردان‌های شهدای الاقصی و دیگر گروه‌های مبارز، در اوج قدرت خود بوده و با انجام عملیات‌های شهادت‌طلبانه علیه اهداف اسرائیلی، رژیم تل‌آویو را از درون با چالش‌های بزرگی مواجه ساخته و به زانو درآورند. در این میان، نقش جنبش حماس در شکل‌گیری و تداوم انتفاضه، نقشی ویژه و ممتاز بود لذا ضربه به راس جنبش، در دستور کار رهبران تل‌آویو قرار گرفت و در کنار رهبران سیاسی نظامی جنبش، دو رهبر تاثیر‌گذار و کلیدی از مؤسس جنبش یعنی شیخ احمد‌یاسین و دکتر عبدالعزیز رنتیسی مورد هدف قرار گرفته و به شهادت رسیدند. با این حال به‌رغم برخی پیش‌بینی‌ها، جنبش حماس به دلیل ویژگی‌های منحصر به فرد ذاتی و در راس آن قدرت بالای سازماندهی، کادر‌سازی، توانست به سرعت خلأ ناشی از فقدان رهبران کاریزماتیک خود را پر‌کرده و با قدرت، ادامه مسیر دهد. مقاومت قهرمانانه ملت فلسطین و گروه‌های مبارزه به‌ویژه حماس در سال 2005 با عقب‌نشینی اسرائیل از نوار غزه به بار نشست و مردم فلسطین، اولین میوه‌های درخت مقاومت را با آزادی غزه چیدند.

ورود حماس به ساختار سیاسی فلسطین

جنبش حماس پس از آنکه فضا را برای خدمت‌رسانی به مردم و اصلاح حیات سیاسی و اجتماعی ملت فلسطین فراهم دید، در گام نخست با مشارکت و پیروزی چشمگیر در چندین مرحله از انتخابات شهردارها در نوار غزه و کرانه‌باختری در سال 2005 و سپس مشارکت و پیروزی قاطع در انتخابات سال 2006 مجلس قانونگذاری، با قدرت وارد میدان شد و توانست با جلب اعتماد عمومی و تکیه بر عنصر حمایت و مشروعیت مردمی که برخاسته از مشروعیت مقاومتی جنبش بود، وارد ساختار رسمی سیاست فلسطین شود. حماس سعی کرد پس از پیروزی بر جنبش فتح به‌عنوان حزب بلا‌منازع حاکم بر سیاست فلسطین در چندین دهه گذشته، با تشکیل دولت، شعارهای محوری خود در تبلیغات انتخاباتی یعنی مقاومت تا آزادسازی سرزمین‌های فلسطینی و مبارزه با فساد و انجام اصلاحات فراگیر را محقق سازد. بدین‌ترتیب حماس به‌عنوان یک گروه مقاومت اسلامی توانست تجربه جدیدی را از قدرت‌یابی گروه‌های سنی در جهان عرب رقم زند.

بلافاصله پس از تشکیل دولت از سوی حماس، جامعه بین‌الملل و جهان غرب در اولین گام، ارائه کمک‌های مالی و تماس‌های سیاسی خود را با دولت خود‌گردان تحت رهبری حماس به تعلیق درآورده و دولت حماس را تحت محاصره اقتصادی و سیاسی قرار دادند و جامعه بین‌الملل در گام بعدی با همراهی آشکار برخی طرف‌های داخلی فلسطینی و عربی و اعلام شروط سه‌گانه لزوم به رسمیت شناختن اسرائیل از سوی دولت و جنبش حماس، توقف مقاومت و پایبندی به توافقات امضا شده پیشین میان سازمان آزادیبخش فلسطین و اسرائیل از جمله توافقنامه اسلو، عملا وارد رویارویی مستقیم با دولت حماس شد. به‌طور طبیعی، شروط یاد شده که با اصول بنیادین حماس و شعارهای اعلام شده‌اش در انتخابات تناقض داشت، نمی‌توانست مورد پذیرش این جنبش قرار گیرد چرا که تن دادن به این شروط به معنای از دست دادن اعتبار و جایگاه مردمی و نهایتا پایان کار حماس بود لذا حماس تصمیم گرفت با تکیه بر اصول ثابت خود، در برابر خواست‌ها و رفتارهای بین‌المللی مقاومت کند. بدین‌ترتیب حماس یک‌بار دیگر بر عهد سابق با مردم پافشاری کرد. این جنبش با تداوم عملیات‌‌های نظامی خود در دوره حکومتش، پایبندی عملی خود به گزینه مقاومت را نیز نشان داد. شاخه نظامی حماس ضمن ادامه عملیات پرتاب موشک به سوی اهداف اسرائیلی از نوار غزه، توانست در یک عملیات پیچیده نظامی علیه یک پایگاه استراتژیک نظامی اسرائیل در جنوبی‌ترین نقطه مرزی نوار غزه با سرزمین‌های اشغالی در سال 1948 ضمن وارد آوردن ضربات نظامی و انسانی بر پیکره ارتش اسرائیل، یک سرباز این رژیم را نیز به اسارت درآورده و معادله جدید تبادل اسرا را وارد منازعه فلسطینی کند.

پس از ناکامی غرب، اسرائیل و برخی بازیگران داخلی و منطقه‌ای در به زانو درآوردن حماس از طریق تحمیل محاصره سیاسی و اقتصادی بر‌خلاف پیش‌بینی‌‌‌ها و وعده‌‌های برخی رهبران فلسطینی از جناح رقیب و برخی دیپلمات‌های خارجی که انتظار سقوط سریع و چند ماهه دولت حماس را می‌کشیدند، گام‌‌های بعدی از طریق فشار از داخل و به راه‌انداختن درگیری‌های داخلی کلید خورد اما این اقدامات نیز نتوانست طراحان سناریو را به هدف غایی یعنی سرنگونی دولت حماس رهنمون شود. در این میان امضای توافق مکه میان رهبران حماس و فتح و تشکیل دولت وحدت ملی نیز نتوانست مانع طراحی‌های پشت‌پرده برای سرنگونی حماس شود لذا از سرگیری درگیری‌های داخلی همزمان با ادامه محاصره اقتصادی مجددا در دستور کار قرار گرفت اما حماس نهایتا با آگاهی از طرح‌های پشت‌پرده آمریکایی اسرائیلی برای یکسره کردن کار این جنبش از طریق جناح وابسته به دحلان، دست به یک کار پیشگیرانه زد و توانست با تسلط کامل بر منطقه استراتژیک و با اهمیت نواز غزه، توطئه‌های جاری را خنثی کند. پس از رخدادهای اخیر، حماس اکنون می‌کوشد با برقراری امنیت در غزه (به‌عنوان نیاز مبرم و حیاتی مردم) و تأمین نیازمندی‌های معیشتی اهالی این منطقه، الگوی موفقی از حکومت‌داری مبتنی بر اصول اساسی مقاومت و اسلام‌خواهی را عرضه کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات