علیمحمد حاضری
امام در تدارک و آرایش نیروهای جبهه انقلاب در مقابل استکبار، از یک سو شناخت دقیق و درستی از فرزندان و سربازان بالقوه و بالفعل انقلاب در این قشر به دست میدهد و از سوی دیگر لغزشگاهها و خطرات ناشی از نفوذ و سلطه دشمن از این دریچه را بخوبی تشخیص میدهد.
ابعاد وجودی حضرت امام، سرشار از برجستگیها و خصایص ممتازی است که هر یک به نوبه خود و به تنهایی کافی است تا از امام چهرهای استثنایی و سرآمد معرفی کند. یکی از این ویژگیها، فراست و دقت امام در شناخت دشمن و حربهها و راهبردهای اوست.
در پرتو این ویژگی است که امام دشمن اصلی و خطر عمده را در مراحل مختلف حیات سیاسی خویش باز شناخت و متناسب با آن به مقابله با توطئهها و دسیسههای دشمن همت گماست و در دام مشغولیت با مسائل حاشیهای و فرعی و فراموشی دشمن اصلی گرفتار نیامد و متقابلا تکیهگاهها و نقاط قابل اتکا و اعتماد و مراکز و منابع تامین نیرو و امکانات جبهه اسلام و انقلاب را در مقابله با دشمن بخوبی شناخت و از تمامی آن امکانات بدرستی سود جست. درک اهمیت مسئله فرهنگ در معنای عام و گسترده آن و جایگاه عظیم جبهه فرهنگی در صحنه مبارزه همه جانبه حق و باطل بویژه در شرایط امروزین جهان از مصادیق بارز این تیزبینی و دقت نظر ایشان است.
از میان گستره مسائل فرهنگی، شناخت اهمیت نقش دانشگاهها و قشر دانشگاهیان اعم از استادان و دانشجویان و به طور کلی حاملان و مسلحان به سلاح دانش و تخصص و صاحبان فکر و اندیشه که مغز متفکر جامعه را تشکیل میدهند و در این معنا طبعا در برگیرنده هر دو قلمرو حوزه و دانشگاه و روحانی و دانشگاهی است از برجستگی خاصی برخوردار است.
امام در تدارک و آرایش نیروهای جبهه انقلاب در مقابل استکبار، از یک سو شناخت دقیق و درستی از فرزندان و سربازان بالقوه و بالفعل انقلاب در این قشر به دست میدهد و از سوی دیگر لغزشگاهها و خطرات ناشی از نفوذ و سلطه دشمن از این دریچه را بخوبی تشخیص میدهد. در جای جای سخن امام، مسئله تامین و تربیت نیروی انسانی خود یافته و دارای اعتماد به نفس و مسلح به دانش و تخصص و مبرا از خودخواهیها و نفس پرستیها به عنوان اصلیترین عامل ایجاد، بسط، تداوم و صیانت انقلاب رخ مینماید. صراحت، تکرار و تاکیدات حضرت امام در این زمینه تا به حدی است که لااقل در شرایط فعلی و برای این نسل، نیازی به ارائه موارد و نمونههای آن نیست.
از همین زاویه نگرش است که اصولا امام مسئله دانشگاهها را حتی در بحرانیترین شرایط جنگ تحمیلی، از اهم مسائل کشور معرفی مینمایند و در تاریخ 19/9/64 خطاب به اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی میفرمایند: "ما جنگ داریم، جنگ چیز مهمی نیست، حل میشود... اما مسئله دانشگاه یک مسئله فوقالعاده است."
در همین راستا، امام نسبت به راههای نفوذ و شیوهها و مکانیسمهای تسلط دشمن بر دانشگاهها که نهایتا به سلطه همه جانبه بر کشور میانجامد، حساسیت و تیزبینی ویژهای داشتند و مسئله اعزام دانشجو به خارج را از این نقطه نظر مورد مداقه قرار دادند. ایشان در فرصتها و موارد متعدد این نکته را یادآور میشوند که خارجیها و بیگانگان بنا ندارند جوانان و فرزندان ملتهای مسلمان و جهان سوم را که برای تحصیل به آنها رو میآورند با دست پر برگردانند و به همین لحاظ نوعا نسبت به اصل این سیاست با نوعی تردید نگریسته، تاکید بر مراکز داخلی و بسط و توسعه آنها را به نحوی که ما را از خارج بینیاز کند، مورد نظر داشتهاند. به عنوان نمونه میتوان به موارد زیر اشاره کرد.
"جوان عزیز ما که سرمایهها میهن هستند باید بدانند که رفتن به غرب و شرق برای آموختن علوم مختلف، آنان را از رسیدن به مقصود که استقلال و آزادی است باز میدارد و وابستهشان خواهد نمود.
باید به خود تلقین کنیم که در غرب هیچ خبری جز عقب نگه داشتن ما از قافله تمدن و تعالی نیست(1)" "... در خارج به جوانان ما درس اساسی نمیدهند... این طرز تفکر که غیر از خارج در جای دیگر نمیشود تحصیل کرد امری است باطل چرا که با اینگونه تبلیغات میخواهند جوانان ما را به خارج بکشند و با تفکر خودشان به ایران برگردانند."(2)
در موارد معدودی نیز که با توجه به واقعیتها و ضرورتها، اساس اعزام دانشجو به خارج را نفی نفرمودهاند، اصل نفی سلطه و بیگانهستیزی و هوشیاری در قبال دریچههای سلطهجویان را در این مقوله دقیقا مورد عنایت قرار داده، اعزام دانشجو به کشورها و مراکزی که قصد سلطه بر کشور ما را دارند منع نمودهاند. ایشان میفرمایند:
"ما باید فکری بکنیم که جوانهای ما در همین جا خوب تحصیل بکنند و بر فرض احتیاجی به خارج رفتن باشد، به کشورهایی بروند که استعماری نباشد و طمع اینکه ما تحت سلطه آنان باشیم نداشته باشند...
استفاده از علوم و گرفتن آن از دیگران مانعی ندارد ولی باید توجه داشت که از جایی علوم را بگیریم که نخواهند ما را منحرف کنند."
"دانشجویان متعهد را در کشورهایی که صنایع بزرگ پیشرفته را دارند و استعمار و استثمارگر نیستند بفرستند و از فرستادن به آمریکا و شوروی و کشورهایی که در مسیر این دو قطب هستند احتراز کنند."(3)
صحت و دقت مواضع امام در این زمینه هنگامی روشنتر میشود که با مراجعه به اسناد لانه جاسوسی نقطه نظرات دشمن و انتظارات آمریکا، سمبل و سردمدار قدرتهای استکباری و مصداق بارز قدرتهایی که قصد سلطه بر کشور ما را دارند باز یابیم.
این اسناد که به حق ارزشمندترین اطلاعات در بیان حقایق مربوط به روابط این قدرت شیطانی با ملت ماست، و در استثناییترین وضعیت، در تاریخ روابط دیپلماتیک معاصر، به برکت حرکت انقلابی ـ اسلامی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در اختیار ما قرار گرفته است، حاوی نکات و اطلاعات ارزندهای در معرفی نقطه نظرهای آمریکا در قبال دانشجویان ایرانی در آمریکا به طور اخص و تحصیلات خارج کشور به طور اعم است و انتظارات و توقعات این رژیم را درباره این مقوله روشن میسازد.
بررسی کلی این اسناد حاکی از آن است که "سابقه تحصیلات در آمریکا" یکی از کلیدیترین اطلاعاتی است که از نظر تنظیمکنندگان این اسناد میتواند معرف علاقه و تمایل افراد ایرانی به داشتن حسن رابطه با آمریکا تلقی گردد. به طوری که در آن قسمت از اسناد، که به توصیف خصوصیات افراد یا بیان بیوگرافی اشخاص اختصاص دارد، تقریبا در مورد همه تحصیلکردههای آمریکا، از سوابق تحصیلی و اقامت آنها در آمریکا به عنوان یک خصوصیت مثبت و قابل اتکا و اطمینان در حفظ منافع آن کشور یاد شده است.
به عنوان مثال در اسناد متعددی که موضوع آن معرفی و شرح ملاقاتها و اقدامات یکی از سران دولت موقت است مکررا به موضوع تحصیلات و اقامت او در آمریکا اشاره میشود و این موضوع حتی در معرفی بسیار خلاصه و پنج سطری که از این فرد به عمل میآید، جای ویژه و مهمی را به خود اختصاص میدهد.
به طوری که هنگام معرفی این فرد به عنوان سفیر ایران در کشورهای شمال اروپا، به رسم معمول دیپلماتیک، شرح مختصری از خصوصیات و ویژگیهای این مامور سیاسی، از طرف سفارت آمریکا در ایران تهیه و به سفارت آمریکا در محل خدمت او ارسال میشود تا ماموران سفارت آمریکا در آن کشور شناخت لازم را درباره این فرد داشته باشند. در این گزارش مختصر پنج سطری که همه خصوصیات و اطلاعات مورد نیاز برای معرفی یک سیاستمدار برجسته را در برمیگیرد، یک سطر به سابقه تحصیل و سکونت او در آمریکا اختصاص داده میشود.(4)
در یک مورد دیگر، سابقه سکونت یک وزیر ایرانی بعد از انقلاب اسلامی که تحصیل کرده آمریکا بوده است، به عنوان عامل تمایل او به برقراری رابطه تجاری ایران با آمریکا یاد میشود. به طوری که در سند آمده است "(نام وزیر)... او مدتها در آمریکا به سر برده، روی این حساب برقراری روابط بازرگانی بین دو کشور را تایید خواهد کرد."(5)
در یکی از اسناد، از سابقه آموزش بسیاری از فعالین سیاسی ایران در آمریکا به عنوان عامل مساعد در خوشبینی آمریکا نسبت به مناسبات مساعد بین دو کشور یاد میشود. اگر به زمان تنظیم این سند که 27/12/57 یعنی حدود یک ماه بعد از پیروزی انقلاب بوده است دقت نماییم متوجه میشویم که این قدرت استکباری حتی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و نابودی رژیم دست نشاندهاش در ایران، تا چه پایه چشم امید به دانشجویان ایرانی تحصیلکرده در آمریکا دوخته بوده است. متن سند بدین صورت است:
"بدون شک بسیاری از ایرانیان باهوش و فعالین سیاسی در ایالات متحده آموزش دیدهاند. ما تصور میکنیم که احتمالا به علت این آموزش، مناسبات مساعدی بین ایالات متحده و ایران در پیش است"(6)
در سندی دیگر ضمن شرح جریان ملاقات با یکی از وزرای ایران بعد از انقلاب و در شرایطی که فضای جامعه مملو از شعارها و موضعگیریهای شدید ضدآمریکایی بوده است، تنظیمکننده سند، از فضای ملایم و بدون لفاظی حاکم بر مذاکرات بین کاردار آمریکا و وزیر ایرانی با خرسندی یاد میکند و آن را همان وضعیت مورد انتظار از یک تحصیل کرده آمریکایی میداند.
"رویهم رفته مذاکرات در فضای ملایم و بدون لفاظی صورت گرفت. چنانکه از یک اهل علم و سواد میتوان انتظار داشت و کسی که در دانشگاههای آمریکا تحصیل کرده است.(7)
به غیر از اسنادی که مستقیما به تحصیلکردههای ایرانی در آمریکا مربوط است، در یکی از اسناد، به مقامی عالیرتبه در دولت موقت اشاره میشود و ضمن آن به سابقه هفده ساله تحصیل و سکونت او در آلمان استناد شده و تصریح میشود که آلمانها، چنین شخصی را به عنوان "آدم خودشان در تهران"(8) تلقی میکنند. در همین سند اظهار نظر شده است که آلمان با در اختیار داشتن یک ایرانی تحصیلکرده آلمان در پست مهمی در دولت ایران اسلامی، از امتیاز ویژهای برخوردار است که دیگر حکومتهای خارجی از آن محروماند.
"شویس (مقام وزارت خارجه آلمان) احساس میکرد که با در نظر گرفتن عدم محبوبیت ایالات متحده و انگلیس در ایران در حال حاضر، پیوندهای آلمانی او (مقام ایرانی تحصیلکرده آلمان) برای "بن" یک امتیاز در سر و کار داشتن با تهران به شمار میآید که حتی فرانسویها آن را ندارند."(9)
اسناد فوق بیانگر توقع و انتظار بیگانگان از ایرانیان تحصیلکرده در آن کشورهاست.
در سند دیگری، علاوه بر این توقعات، تدارک و برنامهریزی و عمق علاقه دشمنان در پذیرفتن هر چه بیشتر دانشجویان ایرانی را شاهدیم. به طوری که در سال 1356 در همان حال که آمریکاییها در همه ابعاد به نحو بیسابقهای بر ایران تسلط و سیطره داشته و تقریبا همه امور با هدایت آنها برنامهریزی و پیگیری میشده است و در همان زمان بنا بر آمارهای غیررسمی، رقمی بین سی تا پنجاه هزار دانشجوی ایرانی در آمریکا مشغول تحصیل بودهاند، به عنوان یکی از محورهای چندگانه در ترسیم خطوط اصلی سیاست آمریکا در ایران، سفارت آمریکا در تهران به مقامات آمریکایی توصیه میکند که با وزارت علوم ایران برای تحصیل هر چه بیشتر جوانان ایرانی در آمریکا همکاری به عمل آید.
"... با وزارت علوم دولت ایران همکاری کنید تا جوانان ایرانی بیشتری برای تحصیل در آمریکا آماده شوند و به عمل آیند."(10)
اهمیت این توصیه وقتی بهتر معلوم میشود که در سند دیگری میخوانیم: در سال 1355، بیش از پنجاه دانشگاه آمریکایی با موسسات آموزشی ایران رابطه داشتهاند.(11)
براستی آمریکا چه انتظار و توقعی از دانشجویان ایرانی در آمریکا دارد که در اوج تسلط همه جانبه بر ایران و در شرایطی که چند ده هزار دانشجوی ایرانی در آمریکا به سر میبرند و دانشگاههای آمریکا بر دانشگاههای داخلی ما نیز نظارت و نفوذ دارند، هنوز جذب دانشجویان ایرانی به آمریکا در ردیف اهداف و برنامههای درجه اول سفارت آن کشور در ایران قلمداد میشود؟
محتوای این اسناد که خواست درونی و تمایل باطنی آمریکا را در عریانترین وجه آن به ما نشان میدهد، بیانگر این است که امام با تیزبینی و هوش سیاسی و فطرت سالم خود گویا دقیقا از قبل، این تمایلات و انتظارات را دریافته و با آگاهی کامل از منویات دشمن به مقابله با آن برخاسته و به خنثیسازی آن همت گماشته است.
باشد که این مشی امام، راهنما و راهبرد نظام و مسئولان جمهوری اسلامی در مواجهه با دشمن و مقابله با تهاجم فرهنگی غرب قرار گیرد و اظهارات و اقدامات خوشبینانه و سادهلوحانه بعضی از مسئولان و دستاندرکاران را که فکر میکنند از طریق اعزام دانشجو به کشور آمریکا و دیگر مراکزی که تحت سیطره و نفوذ علمی و سیاسی این قدرت هستند میتوانیم از چنگال سلطه علمی و تکنولوژیک آنها رهایی یابیم، جای خود را به تبعیت از رهنمودهای امام بسپارد، و با غلبه روحیه خودباوری و اعتماد به نفس و از طریق تکیه و تاکید بر مراکز داخلی و گسترش آنها دشمن را از دستیابی به آرزوهایش مایوس کنیم و در موادی که بناچار و ضرورتا باید موقتا دانشجو به خارج اعزام نماییم، در انتخاب کشور محل تحصیل دقت نماییم تا آنها را در کانونهای فساد و توطئه علیه اسلام و انقلاب قرار ندهیم.