بهداد مهرباور
هفته گذشته نیز ایران ما شاهد تحولات و رخدادهای سیاسی زیادی بود که بازتاب وسیعی در رسانههای کشور داشتند. در این شماره از ویژهنامه سیاسی مردمسالاری به مرور آخرین اخبار و تحولات سیاسی کشور در هفتهای که گذشت میپردازیم:
رایحه خوش خدمت اصولگرایان را دور زد
شنیدهها حاکیست گروه «رایحه خوش خدمت» که یک ضلع مثلث جبهه متحد اصولگرایی است تصمیم دارد به هر طریقی که هست «مهرداد بذرپاش» و «مسعود زریبافان» دو تن از چهرههای اصلی خود را به مجلس هشتم بفرستد.
یک نماینده مجلس در اینباره به خبرنگار عصر ایران گفت: بذرپاش و زریبافان این روزها فعالیتهای خود را برای نامزد شدن از شهرستان کرج در انتخابات مجلس هشتم آغاز کردهاند و درحال بررسی شانس پیروزی خود از کرج هستند.
وی با انتقاد از تکرویهای «رایحه خوش خدمت» افزود: آنها درحالی مصادیق انتخاباتی خود را تعیین میکنند که براساس تعهدشان به جبهه متحد اصولگرایی باید اجازه دهند تا جبهه متحد تصمیم نهایی را درباره فهرست اصولگرایان اتخاذ کند.
به گفته این نماینده مجلس در هفتههای اخیر تعدادی از شخصیتهای تاثیرگذار اصولگرایان به همه گروههای عضو جبهه متحد توصیه کردهاند که برای جلوگیری از شکست در انتخابات اسفند ماه در هماهنگی کامل با یکدیگر حرکت کنند ولی حرکتهای خام برخی اصولگرایان که تجربه سیاسی کمتری دارند، به این روند خدشه وارد میکند.
این عضو فراکسیون اکثریت مجلس گفت: ما انتظار داریم رایحهایها از ناکامی خود در انتخابات گذشته شوراها عبرت بگیرند و در تعامل و هماهنگی کامل با مجموعه اصولگرایان حرکت کنند.
چند روز پیش نیز محمدرضا باهنر رییس فراکسیون اصولگرایان مجلس و دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین در نشست این جامعه در دانشگاه امام صادق(ع) که اعضای جبهه متحد اصولگرایی نیز حضور داشتند خطاب به اعضای «رایحه خوش خدمت» گفت که نباید تصور کنند که فقط آنها به رییسجمهوری نزدیک هستند.
با این حال منابع خبری گزارش دادهاند که رایحه خوش خدمت در یک برنامه سازماندهی شده، فعالیت خود را برای کسب کرسیهای اکثریت در شهرستانها شدت بخشیدهاست. این فعالیتها در راستای پروژهای است که کسب 150 کرسی را برای حامیان دولت، هدف قرار دادهاست.
بسیاری از این افراد مدیران و چهرههای نزدیک به دولت هستند که در آستانه انتخابات از سمتهای خود استعفا کردهاند ولی به دلیل نفوذ بالایی که در دستگاه اجرایی دارند، از توان بالایی برای وعده دادن به مردم برخوردار هستند.
گفته میشود رایحه خوش خدمت یک ستاد چند لایه تشکیل دادهاست و قصد دارد مانند انتخابات سوم تیر ماه 84 «پیچیده و چند لایه» عمل کند.
حذف رقبای اصلاحطلب و منتقدان اصولگرا از گردونه رقابتهای انتخاباتی با توسل به اهرمهای هیاتهای اجرایی، حمایتهای گسترده مالی و اجرایی از نامزدهای فهرست، بسیج همه نیروهای تحتامر برای رأی به نامزدهای معرفی شده، استفاده از برخی رسانهها و تریبونهای بعضاً حکومتی و... از جمله برنامههایی است که رایحه خوش خدمت تدارک دیدهاست.
این درحالی است که منابع نزدیک به اصولگرایان اعلام کردهاند، حضور اعضای رایحه خوش در گروه موسوم به «جبهه متحد اصولگرایی» صوری است و آنان به هیچعنوان قصد ائتلاف با سایر اصولگرایان را ندارند.
با این حال برخی رسانههای نزدیک به جبهه اصولگرایان تلاش میکنند، اختلافات درونی خود را، مخفی نگهدارند. اما رسانههای نزدیک به سایر طیفهای اصولگرا از جمله رسانههای نزدیک به محمد باقر قالیباف به هیچعنوان چنین رویهای ندارند و کاملاً شفاف اعتراضات خود را نسبت به تکرویهای رایحه خوش خدمت علنی کردهاند.
اما نکتهای که به شدت از سوی حامیان قالیباف مورد اعتراض قرار گرفته این است که رایحه خوش خدمت علاوهبر تکرویهای انتخاباتی، تلاش میکند جبهه متحد را به تسخیر نیروهای خود در آورد تا از این طریق شانس رقبای اصولگرای خود را نیز به حداقل برساند.
در همین حال یک منبع خبری نزدیک به اصولگرایان به خبرنگار رفاه ملت گفت: تمام تلاشها برای ائتلاف اصولگرایان ناکام ماندهاست و از اینرو هر کدام از این طیفها مشغول تهیه فهرست جداگانه هستند.
وی با اشاره به برنامهریزیهای جداگانه طیفهای اصولگرا برای انتخابات مجلس هشتم، اذعان کرد، شانس جبهه اصلاحات برای کسب اکثریت بسیار بیشتر است. وی پیشبینی کرد در بدترین شرایط اصلاحطلبان حداقل 150 کرسی مجلس هشتم را از آن خود کنند و حدود 50 کرسی نیز به مستقلهایی میرسد که نزدیک به اصلاحطلبان هستند.
وعدههای اصولگرایان را فراموش کنید
چند سالی است که حاکمیت بهصورت یکپارچه در اختیار جناحی قرار گرفتهاست که مدعی بود اصلاحطلبان و دولت خاتمی به معیشت مردم اهمیت نمیدهند.
آنان اما وعده دادهبودند، ایران را به «ژاپن اسلامی» تبدیل کنند. حال چند سال گذشتهاست و به نظر میرسد مردم از اوضاع معیشتی کشور ناراضی هستند. نخبگان نیز افق روشنی را پیشروی توسعه و آبادانی ایران زمین و رفاه ایرانیان نمیبینند. شاید خالی از لطف نباشد که در آستانه انتخابات مجلس هشتم، وعدههای جناح مدعی اصولگرایی را به مرور، بررسی کنیم.
وعدههای انتخاباتی اصولگرایان همواره یکی از بزرگترین دغدغههای آنان پس از رسیدن به قدرت محسوب میشود. وعدههایی که زمانی برای جذب اعتماد و آرای مردم داده میشود، بسیار زود به سنگ محکی برای سنجش اعمال و نقد رفتارهای سیاستمداران بدل میگردد. از این منظر اصولگرایان را باید در ارائه معیارهای سنجش عملکرد به مخاطبین کمسابقه و بینظیر دانست.
وعده آوردن پول نفت بر سر سفرههای مردم، پس از آنکه مدتها مورد نقد و بازخواست رسانهها قرار گرفت از جانب مطرح کنندگان اولیه آن بهطور کامل تکذیب شد. اما اگر وعدهای را که بهصورت کلی و به عموم مردم داده شدهبود بتوان از ذهن آنها خارج کرد معلوم نیست در مقابل وعدههای ویژه و تخصصی که قشری خاص را مخاطب قرار داده نیز بتوان چنین کرد. آن هم قشری به مانند دانشجوها.
هزینههای تحصیل در دانشگاه برای اکثریت دانشجویان دانشگاههای غیردولتی آن قدر دغدغه ای اساسی هست که به شنیدن هر وعدهای در جهت کاهش آن بهسرعت گوش تیز کنند و دقیق شوند. شاید همین دلیل باعث شد تا وعدههای اصولگرایان برای کاهش و در مواردی حتی حذف شهریه تحصیل این دانشجویان برای نزدیک به دو سال به یکی از جنجالیترین اخبار عملکرد آنان بدل شود. اما سخنان «غلامحسین الهام» در جمع خبرنگاران، به مانند آب سردی بود بر آتش تنور داغ جنجال میان دولت و دانشگاه آزاد.
سخنگوی دولت هفته گذشته و در جمع خبرنگاران، در پاسخ به سوالی در خصوص بازگشایی دانشگاهها و شهریه دانشگاه ازجمله دانشگاه آزاد، و اینکه آیا قصد ندارد اقدامی انقلابی در خصوص این دانشگاه انجام دهد، تاکید کرد: «اقدام انقلابی و غیرانقلابی در مورد دانشگاه آزاد متوقف شد و بحث دانشگاه آزاد بنابر دلایل و مصالحی از دستورکار رئیسجمهور خارج شدهاست و دولت در مسائل دانشگاه آزاد مداخلهای ندارد».
«علیرضا زاکانی»، عضو کمیسیون آموزش مجلس در پاسخ به این پرسش خبرنگار آفتاب که «چرا دولت به وعدههای انتخاباتی خود مبنی بر تحول در دانشگاه آزاد پشتپا زدهاست» میگوید: «زمان انتخابات که وعدهای نبود، تنها بعد از انتخابات یک صحبتهایی شد، مجلس هم یک کارهایی کرد».
شنیدن این سخنان از جانب یکی از نمایندگان عضو کمیسیون آموزش مجلس سبب شد تا مجبور به بازبینی آرشیو اخبار شویم. اخباری که متعلق به زمان بسیار دوری نیست؛ تنها دو سال از یکدست شدن حاکمیت گذشته است.
وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در اولین نشست مطبوعاتی خویش (شنبه 24 مهر 1384) در خصوص کاهش شهریه دانشگاهها اعلام کردهبود: «نظر کارشناسی خود را تا یک ماه آینده اعلام میکنیم».
هرچند این وعده یک ماهه به سه ماه افزایش یافت اما سرانجام وزیر در سه شنبه 27 دی 1384 اعلام کرد: «شهریه دانشگاه آزاد قطعا بین 10 تا 18 درصد کاهش مییابد».
محمدمهدی زاهدی در این روز در پاسخ به این سوال که آیا صحت دارد که دانشجویان دانشگاه آزاد بهجای کاهش شهریه وام دراز مدت میگیرند،تاکید کرد: «آنچه که من میگویم و یقینا نیز اجرا میشود این است که شهریه دانشگاه آزاد بین 10 تا 18 درصد با توجه به منطقه تحصیل کاهش مییابد».
«حمید سعادت» دیگر عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس هفتم در گفتوگو با خبرنگار آفتاب، با بیان این نکته که «دولت در دانشگاههای غیر دولتی تنها نقش نظارتی دارد و اساسنامه این دانشگاهها حقی بیشتر از نظارت را برای دولت قائل نشدهاند» میافزاید: «بحث شهریه هم به تصویب هیات امنای دانشگاه میرسد و اگر دولت بخواهد مبلغی از شهریه را کاهش دهد باید این مبلغ را خود بپردازد که اساسا با فلسفه وجودی دانشگاههای غیردولتی در تناقض است. این دانشگاهها پدید آمدهاند تا باری از دوش دولت بردارند و بخشی از هزینههای گسترش آموزشعالی را به کمک مردم مرتفع کنند، در نتیجه هرگونه دخالت دولت در این دانشگاهها نقض غرض محسوب میشود».
اما سعادت تاکید میکند که «نباید در مورد عملکرد دولت بیانصافی شود. کاری که دولت کرد افزایش بودجه وام دانشجویی از 60 میلیارد تومان به 120 میلیارد تومان بود. این وام بهصورت دستوری به دانشجویان پرداخت میشود که بخش عمدهای از آن هم نصیب دانشجویان دانشگاه آزاد میشود».
هرچند وزیر علوم خود مشخصا بر روی کاهش شهریهها تاکید داشت، اما اکنون که نمایندگان مجلس استدلال میآورند که این کار خلاف اساسنامه و غیرممکن است شاید بتوان به همان وامهای دانشجویی رضایت داد. اما آیا این وامها در اختیار دانشجویان قرار گرفت؟
جمعه 30 دی 1384 و تنها سه روز پس از سخنان وزیر علوم، معاون دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی اعلام کرد: «با وجود اینکه زمانی به آغاز ترم دوم دانشگاه نماندهاست، بانکهای عامل هنوز وام شهریه را در اختیار دانشگاه آزاد قرار ندادهاند»!
زمانی که بازار وعدههای رییسجمهور به دانشجویان دانشگاه آزاد داغ بود، حتی اخباری مبنی بر اختصاص مبالغی هنگفت (500 میلیون دلار) از صندوق ذخیره ارزی کشور به این دانشگاه به گوش میرسید.
شاید منظور سعادت هم اشاره به همین اخبار باشد که به خبرنگار آفتاب می گوید: «احتمالا آن زمان مقامات عالی اجرایی میخواستند از بودجه دولت به دانشجوها کمک کنند، یا اینکه تصورشان این بوده که هزینه تربیت دانشجو کمتر از این است که بهعنوان شهریه از دانشجویان اخذ میشود. درحالی که واقعیت چیز دیگری است و هزینه تربیت دانشجو بسیار گرانتر از این حد است».
اما خبری هم از کمکهای دولت به دانشگاه آزاد نشد.
نهاد ریاست جمهوری: احمدینژاد، سقراط است
مرکز پژوهش و اسناد ریاست جمهوری در نخستین شماره از «گزارش جمهور» که با عنوان «دیالکتیک سقراطی رئیسجمهور در پیروزی نهضت ملی هستهای ایران» در شهریور 1386 منتشر شده، شیوه احمدینژاد در بحث و گفتوگو را همانند سقراط دانستهاست.
در بخشی از این گزارش پانزده صفحهای که حدود نیمی از آن به سخنرانیها و مصاحبههای احمدینژاد اختصاص دارد و نیم دیگر توسط مجتبی زارعی، عضو و مبتکر ایده راهاندازی شورای سیاستگذاری نظارت بر انتشار آثار و اندیشههای رئیسجمهور نوشتهشده، آمدهاست: «... سقراط بهدنبال آن بود که آدمی خویش را بشناسد و شناخت و علم به خویش را همان تقوا و تقوا را هم علم و این علم را نیز آموزشی و آموختنی میدانست. لذا او دمکراسی آتنی گرفتار در کمند آریستوکراسی معطوف به کار ویژههای الیگارشیی را برنمیتابید و به فرد، فرد آتنی بشارت میداد که در صورت لیاقت و کسب فضیلت، سعه وجودیشان ظرفیت هر شأن و مقامی را پیدا خواهد کرد. از اینرو با شاگردان آتنیاش در «اگورا» - میدان بزرگ شهر ـ مینشست و بحث میکرد، بهدنبال طبقه ممتازین نبود و به حرفهای تبلیغاتی که وی را مورد ریشخند قرار میداد، هرگز توجهی نمیکرد. بینیهای سقراط از آن روی که از منافذ گشادی برخوردار بود، وی را مورد طعنه طایفه سفسطهگرا قرار میداد، اما سقراط میگفت: مگر نه اینکه بینی برای نفس کشیدن است؟ پس اگر چنین است، سوراخهای گشاد بینیام راه نفس کشیدن را هموارتر میکند.
رقبای سوفیست سقراط طرفی از این طعنهها نمیبستند... سقراط و دیالکتیک سقراطی، قهرمانان روشمندی احمدینژاد در بحث و مذاکره با بیگانگان میباشد. رقبای احمدینژاد بر آن بودند که ریاست جمهوری به او نمیآید! اشکالی که البته، لیبرالها بر «رجایی» هم وارد مینمودند. یکی از سیاسیون که برخی اوقات حرفهایش از جاده عقل خارج میشود، عدم شباهت احمدینژاد به رؤسای جمهوری! را حتی در استودیو خبری صداوسیما نیز بیان کرد و کماکان نیز او و دوستانش چنین میکنند، اما رئیسجمهور به مدد «دیالکتیک سقراطی» و بیاعتنا به این سوفسطاییان، درحال کار و مباحثه با مردمان در «اَگورا»های ایران است.
رئیسجمهور اما اکنون با مدد از دیالکتیک سقراط پیش رفتهاست؛ روشی که خود سقراط آن را به «telenchus» موسوم نموده (چیزی شبیه سوالپیچکردن خودمان). البته رئیسجمهور این روش سقراطی را در مواجهه با بیگانگان، بیش از رقبای داخلیاش مورد استفاده قرار دادهاست. سقراط البته بهدستانداختن و استهزا «ironie» نیز شهره میباشد. البته بهرهجستن از مثل اتصال ویژه خواران متنفذ با شیلنگهای چند اینچی، استهزای سقراطی کسانی است که مبارزه با ویژهخواری را، بیثباتسازی سرمایهگذاری در ایران نامیدهاند. وقتی به کارنامه احمدینژاد در پیروزی نهضت ملی هستهای نگاه کنیم، کاربست این فن را بیشتر مییابیم.
نگارنده بر آن است که رئیسجمهور اکنون با استمداد از آموزههای روش سقراط، مبدع «سیاست مناظرهای» است و میتوان مدعی شد از بین حکمرانان جهان، صرفا اوست که میتوان وی را «رئیسجمهور پرسش و پاسخ» نامید. بسیاری از مقامات عالیرتبه ایرانی و رؤسای جمهور برخی مقاطع تاریخی ایران در مذاکره و مباحثه با بیگانگان در مقام متهم بازجویان نظام سلطه و کمپانیداران قرار گرفتهاند، اما این بار وضع متفاوت شده و رئیسجمهور، خود در مقام پرسش از دنیا و نیز بازجوی حکمرانان سفسطهجو منزلت یافتهاست.
نگارش نامه به فرعون زمان، جورج دبلیو بوش، گفتوگوی مکتوب با ملت آمریکا و ارسال نامه به صدراعظم آلمان و همچنین اصرار رئیسجمهور بر اجرای «سیاست مناظرهای» بین خود و رئیسجمهور آمریکا در اَگوراهای جهان، مسبوق به کاربست چنین دیالکتیکی است.
سقراط و روش سقراطی، الگوی بیبدیل جدال با سوفسطاییان زمانه است. احمدینژاد اکنون خبرسازترین رئیسجمهور جهان است...»
بهنظر میرسد که افراط برخی اطرافیان رییسجمهوری در ستایش از او حد پایانی ندارد. اطرافیان رییسجمهور که در ابتدا احمدینژاد را «معجزه هزاره سوم» خواندهبودند اکنون گامی دیگر به پیش نهادهاند بهگونهای که مرکز پژوهش و اسناد ریاست جمهوری در گزارشی سراسر تعریف و تمجید، احمدینژاد را «سقراط زمانه» نامیدهاست.
پیشتر نیز نشریه وابسته به مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری در نموداری غیرعلمی و کاملاً شگفتانگیز، محمود احمدینژاد را به سمت نور و سیدمحمد خاتمی رئیسجمهور سابق کشورمان را به سمت ظلمت نشان دادهبود. مباحثی همچون هاله نور و... در دو سال گذشته همواره مورد اعتراض نخبگان قرار گرفتهاست.
در همینحال عضو شورای مرکزی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم اما با انتقاد از این شیوه معتقد است اینگونه غلو کردن اول از همه به ضرر فردی تمام میشود که در موردش بزرگنمایی انجام گرفتهاست.
سیدمحمد غروی میافزاید: غلوگویی کار مناسبی نیست و شخصیت فرد را هم مورد تهدید قرار میدهد. بهنظر من نوع برخورد تواضعآمیز آقای احمدینژاد نشاندهنده آن است که خود ایشان هم از این تعریفات خوشحال نیست و روحیه وی با این غلوها همخوانی ندارد.
وی با بیان این که بزرگنمایی دیگر بر روی مردم تأثیری ندارد خاطرنشان میکند : غلو در مورد شخصیت و کردار فردی، دیگر اثر مثبت و خوبی ندارد و جامعه این اظهارات را بر نمیتابد چرا که مردم دیگر مانند سابق نیستند و دیگر تحتتأثیر اینگونه سخنان قرار نمیگیرند.
با این وجود این پرسش همچنان بیپاسخ ماندهاست که در صورت مخالفت رئیسجمهوری با ستایشهای آمیخته با غلو حامیانش، چرا هیچ اقدام یا سخن درخوری برای توقف این شیوه ناپسند از سوی ایشان مشاهده نشدهاست؟!
حلقه بسته اطرافیان رئیسجمهور
گروهی از منتقدان رئیسجمهور ادعا میکنند، حلقه بستهای در اطراف محمود احمدینژاد تشکیل شدهاست که در تمام امور مملکت دخالت میکنند. حتی بسیاری معتقدند عزل و نصب وزرای دولت نهم نیز در راستای سیاستهای این حلقه 13 نفره انجام میشود. هر چند این امر از سوی دولتمردان تکذیب شدهاست اما رخداد عجیبی که هفته گذشته در عرصه ورزش کشور به وقوع پیوست نشاندهنده یک انحصارطلبی بیسابقه در میان حلقه نزدیکان رئیسجمهور است.
هفته گذشته محمد علیآبادی که این روزها مشغول درو کردن محصولاتی است که مهندس محسن مهرعلیزاده کاشتهاست، با غرور هرچه تمامتر وارد عرصه انتخابات فدراسیون فوتبال شد و نشان داد که حلقه 13 هیچکس جز خود را برای هیچ سمتی نمیپسندد. متأسفانه در این راستا سازمان صدا و سیما نیز که در تمام عرصهها برای دولتیها سنگتمام گذاشته در اقدامی ناصحیح وارد عرصه شد و به تبلیغ گسترده عملکرد علیآبادی پرداخت.
به گزارش منابع خبری صدا و سیما تبلیغات برای علیآبادی نامزد ریاست فدراسیون فوتبال را آغاز کرد. به گزارش «فردا»، شبکه سوم صدا و سیمای جمهوریاسلامی ایران از ساعت 10/15 بعدازظهر در اقدامی عجیب اقدام به پخش برنامهای از فعالیتهای علیآبادی رئیس سازمان تربیتبدنی کرد.
بنابراین گزارش این برنامه که مربوط به 16 شهریورماه است اختصاص به سخنرانی علیآبادی در جمع قهرمانان ورزش کشور دارد.
این اقدام صدا و سیما درحالی صورت گرفت که قبلا نیز رسانه ملی تنها اقدام به پخش مصاحبه علیآبادی در هنگام ثبتنام برای کاندیداتوری نمودهبود که اعتراض آجورلو را هم برانگیخت.
نامزدهای شاخص در انتخابات ریاست فدراسیون فوتبال علیآبادی و آجرلو میباشند.
آجرلو از علیآبادی درخواست کردهاست تا در یک مناظره با یکدیگر شرکت کنند و گفتهاست: «اگر این مناظره برگزار شود اهالی فوتبال بررسی خواهند کرد که چه کسی شایسته فدراسیون فوتبال است.»
علیآبادی دارای مدرک کارشناسی ارشد معماری میباشد و دارای سوابق کاری زیر است:
- عضو شورای جهاد استان سیستان و بلوچستان و مسئول کمیته عمران سال 1358 تا 1360
- مدیرکل راه و ترابری گیلان سال 1361 تا 1362
- معاون مهندسی و مسئول ستاد بازسازی مرزهای کشور سال 1362 تا 1365
- معاون پشتیبانی مهندسی جنگ و معاون فنی و عمرانی سال 1365 تا 1369
- عضو هیات مدیره سازمان مسکن و مدیرعامل شرکت ایجاد محیط وزارت مسکن سال 1370 تا 1372
- مشاور فنی شرکت ایران خودرو و کمیته امداد حضرت امام(ره) و اشتغال به تحصیل جهت فوق لیسانس معماری سال 1373 تا 1381
- معاون فنی و عمرانی شهرداری تهران خرداد 1382 تا شهریور 1384
وی در زمان ریاست جمهوری احمدینژاد پس از عدم تایید شورای شهر جهت انتخاب بهعنوان شهردار تهران بهعنوان رئیس سازمان تربیت بدنی منصوب شد.
شبکه سه صدا و سیما پیش از این توسط جواد خیابانی مجری خود و در مراسم افتتاحیه المپیاد ورزشی ایرانیان، علیآبادی رییس سازمان تربیتبدنی را «پدر ورزش ایران» معرفی کردهبود!
در این زمینه پرویز سروری عضو فراکسیون ورزش مجلس شورای اسلامی، حضور و ثبتنام محمد علیآبادی - رییس سازمان تربیتبدنی ـ در انتخابات فدراسیون فوتبال را به نفع سازمان و به نفع وی ندانسته بود.
این درحالی است که آجرلو قبلا گفته بود رییس سازمان تربیتبدنی طی تماسی از وی خواستهاست تا از شرکت در انتخابات انصراف دهد یا در صورت حضور به نفع وی کنارهگیری کنم.
آجرلو تاکید کرد: در صورتی که علیآبادی بهعنوان یک نخبه ورزشی در انتخابات شرکت کند بسیار خوب است اما، اگر وی بهعنوان یک رییس سازمان تربیتبدنی و با هدف استفاده از قدرت این سازمان وارد عمل شود، جای نگرانی دارد و صداقت و عدالت این انتخابات زیر سوال میرود.
وی از صفایی فراهانی بهعنوان رییس کمیته انتقالی خواسته بود تا نسبت به دخالتهای نهادی دولتی در انتخابات فدراسیون فوتبال حساس باشد.
آجرلو تاکید کرد: حتی اگر علیآبادی کاندیدا باشد، من نیز در انتخابات خواهم ماند، چراکه جامعه فوتبال باید درخصوص آیندهاش خود تصمیم بگیرد. تاکنون فوتبال ما هیچگاه در آزادی نفس نکشیده و همواره نمایندگان دستگاههای حکومتی در فوتبال حضور داشته و از آن بهعنوان ابزاری سیاسی استفاده کردهاند، اکنون برعهده جامعه فوتبال است که آیندهاش را انتخاب کند.
همچنین آجرلو خواستار این شدهاست که دولت نهم، بر اساس فرمایش مقام معظم رهبری، پاکدستی خود را حفظ کند.
اختلافات حداد و احمدینژاد
گفته میشود غلامعلی حدادعادل رئیس اصولگرای مجلس هفتم از برخی اقدامات رئیسجمهور اصولگرا ناراضی است و این موضوع را طی نامهای به اطلاع مقام معظم رهبری رساندهاست. حداد که در قانع کردن احمدینژاد برای ارائه گزارش برنامه چهارم توسعه ناکام ماندهبود چندی پیش در نامهای خطاب به مقام معظم رهبری از رئیسجمهور گلایه کرد. او چند روز پیش نیز نامهای به رهبری نوشت و از ادغام برخی شوراهای دولتی بدون مشورت با مجلس انتقاد کرد.
حداد در مصاحبه اخیر خود با خبرنگاران به نگارش این نامه اذعان کرد و از شائبه غیرقانونی بودن ادغامها خبر داد.
در همین حال منابع خبری نزدیک به اصولگرایان گزارش میدهند، حدادعادل بهعنوان رئیس مجلس شورای اسلامی، طی نامهای به مقام معظم رهبری از رویکرد دولت در این زمینه بدون اخذ نظر مجلس گلایه کرد.
یک نماینده عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی با اعلام این خبر افزود: پس از آنکه دولت بهطور یکجانبه تصمیم گرفت شوراهای مختلف از جمله شورای پول و اعتبار، شوراهای مربوط به انرژی، میراث فرهنگی و... که تعدادشان بالغ بر دهها مورد بود را در چند شورای محدود منحصر کند، برخی نمایندگان مجلس نسبت به این تصمیم اعتراض کردند و در همین راستا، آقای حدادعادل بهعنوان رئیس مجلس شورای اسلامی، طی نامهای به مقام معظم رهبری از رویکرد دولت در این زمینه بدون اخذ نظر مجلس گلایه کرد.
به گفته این نماینده فراکسیون اصولگرایان، در پاسخ نامه حدادعادل، مقام معظم رهبری تاکید کردهاند که مساله با شخص آقای رییسجمهور در میان گذاشته شود تا در قالب گفتوگو و طبق موازین قانونی حلوفصل گردد.
گفتنی است شورای عالی اداری در جلسه شماره 123 مورخه 18/4/86 تصمیم گرفت شوراهای موجود را در یکدیگر در کمیسیون دولت ادغام نماید.
اینبار، تفتیش بدنی علاءالدین بروجردی در فرودگاه مسکو!
برای دومینبار در ماه اخیر، ماموران پلیس فرودگاه مسکو، یک مقام رسمی ایرانی را مورد بازرسی بدنی قرار دادند.
یک منبع آگاه در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی خبر داد: ماموران فرودگاه روسیه اینبار علاءالدین بروجردی رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی را مورد بازرسی بدنی قرار دادند.
وی افزود: هرچند بروجردی دارای گذرنامه سیاسی بود ولی ماموران روسی برخلاف عرف دیپلماتیک، با بیاحترامی به وی، او را مورد بازرسی بدنی قرار دادند تا مبادا رئیس کمیسیون سیاست خارجی پارلمان ایران حامل اشیای ممنوعه باشد!
بیاحترامی ماموران فرودگاه روسیه برای دومینبار است که نسبت به گروههای پارلمانی ایرانی صورت میگیرد.
پیش از این ماموران روسی کفشها و کمربندهای هیات پارلمانی ایران که عازم کشور بلاروس از طریق فرودگاه مسکو بودند را در آوردند و آنها را مورد تفتیش قرار دادند.
در پی این رویداد و پیگیریهای وزارت خارجه کشورمان، معاون وزیر خارجه روسیه از بابت رفتار مأموران روسی از تهران معذرت خواهی کرد و اعلام داشت که موضوع را پیگیری خواهد کرد ولی گویا در مسکو مواضع وزارت خارجه روسیه خریدار ندارد!
سکوت وزارت خارجه جمهوریاسلامی ایران در قبال اقدامات روسها درحالی است که این کشور در طول سالیان گذشته موارد زیادی از عدم حسن نیت خود در قبال کشورمان را به اثبات رساندهاست. روسها باندبازیهای خود در طول دو سال گذشته همواره از افتتاح نیروگاه اتمی بوشهر سر باز زدهاند و هر بار این امر را به زمان دیگری موکول کردهاند. نکته قابل تأمل دیگر این است که دو قطعنامه شورای امنیت علیه ایران با رأی مثبت روسها به تصویب رسیدهاست.
و باز هم کریستین امانپور!
شبکه خبری سیانان از مصاحبه رئیسجمهور با کریستین امانپور خبر داد. بنا به این گزارش شبکه خبری سیانان، گزارشی در مورد حضور رئیسجمهور کشورمان در نیویورک پخش کرد.
در این گزارش که جو آن تماما علیه احمدینژاد بود؛ در مصاحبه با اشخاص مختلف از جمله اعضای شورای شهر نیویورک، اساتید دانشگاه کلمبیا نسبت به حضور احمدینژاد، واکنش منفی نشان داد.
نکته جالب این است، که پس از این گزارش، سیانان بلافاصله اعلام کرد که کریستین امانپور، خبرنگار معروف و ایرانی الاصل سیانان که چندی پیش مستندی در مورد شهدا با نام جنگجویان خدا ساخته بود، بار دیگر با رئیسجمهور کشورمان مصاحبه خواهد کرد!
گفتنی است، امانپور در مصاحبه قبلی با احمدینژاد و حضورش در ایران، دست به شیطنتهای رسانهای زده بود. این شیطنتها سبب شدهبود شائبه تحقیر رئیسجمهور ایران در قبال خبرنگار شبکه آمریکایی به صورت گستردهای مطرح شود. اما همان زمان نیز واکنش درستی به این اقدام صورت نگرفت. این درحالی است که رئیسجمهور از مصاحبه با رسانههای غیرحکومتی ایران در طول دو سال گذشته سر باز زدهاست و تنها در گفتوگوهایی که شبکههای سیما تدارک میبینند، حضور مییابد.
همچنین، طی روزهای اخیر حجم حملات و توهینهای رسانههای آمریکایی افزایش یافتهاست.
انتظار میرود که تیم رسانهای رئیسجمهور، با توجه به تجربه گذشته، تصمیمات مناسبتری را اتخاذ کند.
هشدار به اشتباه وزارت کشور
بیتردید مهمترین دغدغه اصلاحطلبان بهعنوان رقبای جناح حاکم بر دولت و مجلس، سلامت و آزادی انتخابات است. این دغدغهها شاید در دورههای پیشین نیز وجود داشته اما در این دوره به شدت افزایش یافتهاست. دلیل اصلی هم نزدیکی ناظران و مجریان انتخابات به جناح سیاسی موسوم به اصولگرا از یک سو و حضور پررنگ نظامیان و چهرههای امنیتی در وزارت کشور بهعنوان مجریان انتخابات است. البته استعفای نظامیان از نظامیگری و حضور در عرصههای سیاسی به خودی خود، نگرانکننده نیست. بلکه آنچه اسباب نگرانی است «حضور پررنگ نظامیان و چهرههای امنیتی» در سیاسیترین دستگاه دولتی است که بهنوعی «امنیتی شدن فضای سیاسی» را القا میکند.
دکتر عماد افروغ و الیاس نادران از سران فراکسیون اکثریت مجلس هفتم، در زمان رأی به کابینه در مخالفت با پورمحمدی نکاتی را مطرح کردهبودند که آنزمان توسط پورمحمدی رد شد اما اینروزها به خوبی قابل درک هستند. آنها از امنیتی و نظامیشدن فضای وزارت کشور بهعنوان سیاسیترین وزارتخانه دولت به شدت ابراز نگرانی کردهبودند. امروز سردار ذوالقدر قائم مقام سابق فرماندهی کل سپاه پاسداران، جانشین وزیر کشور است و سردار علیرضا افشار فرمانده سابق نیروی مقاومت بسیج، معاون سیاسی وزیر کشور و احتمالاً رئیس ستاد انتخابات است. مصطفی پورمحمدی وزیر کشور نیز سابقه مشهوری در وزارت اطلاعات دوران علی فلاحیان دارد.
با این حال نگارنده همواره از اینکه نظامیان علاقهمند به فعالیتهای سیاسی، رخت سبز نظامی را ببوسند و کنار بگذارند و در قواره یک دولتمرد سیاسی وارد عرصه شوند، استقبال کردهام. اما این حضرات هم باید قواعد بازی سیاسی را بپذیرند و خدای نکرده در صدد بر هم زدن بازی و به خطر انداختن منافع ملت نباشند.
اما اظهارات چندی پیش سردار علیرضا افشار معاون سیاسی وزیر کشور نگرانکننده بهنظر میرسد. وی اظهار داشتهاست: «این یک آدرس غلط است که برای مشارکت بیشتر مردم به افراد فاقد صلاحیت اجازه حضور در انتخابات دادهشود. احساس وظیفه در مردم برای مشارکت بیشتر عوامل دیگری دارد که باید آنها را شناخت و به آنها احترام گذاشت.»
وی بهعنوان یکی از راهکارهای افزایش مشارکت مردم از «دستگاههای تبلیغاتی و سیاسی» خواستهاست که احساس وظیفه کنند و سطح مشارکت مردم و حضور آنان را در عرصه انتخابات را بالا ببرند.
از اظهارات سردار این نکته برداشت میشود که ایشان به دنبال دو نکته هستند. هم رقبای سیاسی را با تیغ «افراد فاقد صلاحیت» از میدان به در کنند و هم مردم با تبلیغات رسانههایی چون صدا و سیما به پای صندوقهای رأی بیایند. چرا که ایشان حتماً میدانند که اساساً کسی موافق تأیید صلاحیت افراد فاقد صلاحیت نیست. بلکه همه نگرانیها این است که یک جمع محدودی تشخیص خود را بر تشخیص ملت ترجیح دهند و با این گمان که مردم قادر به تشخیص صلاحیت افراد نیستند، رقبای سیاسی خود را رد کنند.
در انتخابات مجلس هشتم، هیاتهای اجرایی که کار بررسی صلاحیتها را بررسی میکنند به انتخاب و ریاست فرماندارانی است که زیرنظر سردار افشار و سردار ذوالقدر فعالیت میکنند. این دو سردار عزیز نیز نزدیک به جریان سیاسی حامی دولت هستند و این جریان در جبههای که تحتعنوان «جبهه متحد اصولگرایان» تشکیل شدهاست، دو نماینده دارد. لذا در اینکه اصلاحطلبان رقبای نامزدهای مورد علاقه برخی دولتمردان هستند تردیدی نیست. از اینرو هرگونه ردصلاحیت بدون مدرک، سلیقهای و غیرقانونی نامزدهای اصلاحطلب که خلاف مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام باشد و در آنها به استعلام مراجع چهارگانه بیتوجهی شدهباشد، نوعی رقابت مجریان انتخابات با رقبای سیاسی تلقی میشود.
از اینرو بهتر است که جناب سردار افشار از این پس مراقبت بیشتر درباره گفتههای خود داشتهباشد و بداند که او در جایگاهی قرار گرفته که قبل از پاسخگویی به یک جناح سیاسی خاص، باید به خدا و ملت پاسخ دهد. او باید بداند که وظیفهای در قبال پیروزی یا شکست حامیان دولت ندارد و تنها وظیفه او برگزاری یک انتخابات عادلانه، آزاد قانونی و سالم است. هیچکس، سردار افشار را بهخاطر شکست اصولگرایان در انتخابات ملامت نمیکند اما اگر انتخابات سالم و قانونی نباشد ایشان باید پاسخگو باشند.
خیابانهای تهران در انتظار ترافیک
با آنکه رسانههای اصولگرا از ده روز پیش که تصمیم دولت احمدینژاد مبنی بر کاهش ساعت کار ادارات، بانکها و مدارس در ماه رمضان اعلام شد، همچنان تا امروز از این تصمیم دفاع کرده و آن را باعث فراهم شدن امکان عبادت در جامعه مینامند، حدادعادل دوشنبه گذشته در نامهای به احمدینژاد کاهش ساعت کار را غیرقانونی دانست و خواستار بازگشت به روال قانونی قبلی شد.
در همین حال گزارشهای رسمی حاکی از آن است که تغییر ساعت کار در هفته گذشته باعث تشدید ترافیک در خیابانهای تهران شدهاست و براساس پیشبینیهای کارشناسی، این وضعیت با آغاز کار مدارس و دانشگاهها در اول مهرماه، به یک معضل بیسابقه ترافیکی منجر خواهد شد. سه روز پیش، نعمتاللهی، مدیرعامل شرکت کنترل و نظارت بر ترافیک شهرداری تهران از انتقال پیک ترافیک بسیار سنگین صبح روز تهران شنبه 24 شهریور از ساعت 7:30 صبح به 8:30 خبر داد. این روز، نخستین روز کاری پس از آغاز ماه رمضان بود و علت افزایش بیسابقه ترافیک در آن، تغییر ساعات کار و همپوشانی دو پیک ترافیکی تجاری و اداری عنوان شد؛ اتفاقی که با آغاز کار مدارس و شروع رفتوآمدهای 3 میلیون دانشآموز تهرانی، قطعا تشدید خواهد شد. این موضوع را این مقام مسوول در حوزه ترافیک هم تایید میکند : «قطعا برای ارزیابی دقیقتر و درست تاثیر تغییر ساعت کار ادارات بر ترافیک شهر، باید چند روزی منتظر بماند.»
این درحالی است که با اجرای طرح سهمیهبندی بنزین، دولت نهم ادعا میکرد که میزان مصرف بنزین در کشور کاهش یافته و به تبع آن حجم ترافیک شهری نیز کاهش قابل توجهی داشتهاست. درحالی که تقریبا از یک ماه پس از اجرای این طرح، بسیاری از شهروندان شاهد بودند که ترافیک تهران و شهرهای بزرگ به وضع سابق بازگشته و بلکه در مواردی بدتر هم شدهاست. گزارشهای رسانهای نیز حاکی از آن بود میزان مصرف سرانه بنزین نسبت به قبل از سهمیهبندی، نه تنها کاهش نداشته، بلکه افزایش هم داشتهاست.
این ارزیابی، روز گذشته در گزارش یک مقام رسمی هم تایید شد. براساس گزارشی که مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی ارایه کردهاست، میزان مصرف بنزین کل کشور در مرداد امسال نسبت به مصرف بنزین در مدت مشابه در سال گذشته، بیش از 200 میلیون لیتر افزایش داشتهاست. این مقام وزارت نفت، میزان مصرف بنزین در مردادماه سال گذشته را که طرح سهمیهبندی هنوز اجرا نشدهبود، یک میلیارد و 700 میلیون لیتر بنزین، و در مردادماه امسال و با گذشت دو ماه از آغاز سهمیهبندی، یک میلیارد و 906 میلیون و 800 هزار لیتر اعلام کرد. بدین ترتیب اجرای طرح سهمیهبندی باعث افزایش بیش از 200 میلیون لیتری مصرف ماهانه بنزین شدهاست که پیشبینی میشود در مهرماه با توجه به التهاب ترافیکی ناشی از فعالیت مدارس و تردد دانشآموزان، از این هم فراتر برود. دولت نهم پیش از این ادعا کردهبود با اجرای سهمیهبندی، میزان مصرف روزانه به 60 تا 62 میلیون لیتر میرسد که به این ترتیب روزانه در مصرف 20 میلیون لیتر بنزین صرفهجویی میشود.
با این اوصاف، اگر دولت در برابر نامه رئیس مجلس هفتم بایستد و از موضع خود درخصوص کاهش ساعات کار عقبنشینی نکند، از هماکنون میتوان حدس زد که روزهای آغازین مهرماه امسال، از جمله بدترین روزهای خیابانهای تهران از لحاظ شلوغی و ترافیک خواهد بود.
البته حدادعادل در نامهاش به احمدینژاد که سایت «الف» متعلق به «احمد توکلی» نماینده شاخص اصولگرا آن را منتشر کردهاست، اشارهای به تبعات اجتماعی این تصمیم نکرده و دلیل درخواست برای لغو این تصمیم را «غیرقانونی» بودن آن دانستهاست. براساس گزارش این سایت، «هیات تطبیق مصوبات دولت با قوانین» که نهاد مشاور حقوقی رئیس مجلس معرفی شدهاست، «تصمیم دولت به کاهش ساعت کاری در ماه مبارک را خلاف مصوبه شورای انقلاب در سال 1359 مبنی بر هماهنگی ساعات کار کارمندان و کارگران و تصویب آن به میزان 44 ساعت در هفته دانست.»
در همین حال سایت محافظهکار «بازتاب» نیز در گزارشی از تصمیم احمدینژاد برای ایجاد تأخیر نود دقیقهای در آغاز کار ادارات و بانکها در ماه رمضان به شدت انتقاد کرده، آن را دارای اشکالات «شرعی، قانونی، ترافیکی، اقتصادی، اجتماعی و بینالمللی» ارزیابی کرده، بهطوری که «این تصمیم، کشور را با آسیب روبهرو کردهاست.»
این سایت نوشته این تصمیم «انطباق ساعت پیک رفتوآمدهای اداری بر رفتوآمدهای تجاری که پیش از این با فاصله نود دقیقهای موجب توزیع ترافیک در معابر شهری میشد، باعث تشدید بیسابقه ترافیک از آغاز طرح سهمیهبندی بنزین در ساعات 8 تا 10 صبح شدهاست و از نظر اقتصادی، نیز این تصمیم علاوهبر کاهش شدید بهرهوری، بنا بر برآوردها، موجب اتلاف دستکم صد میلیارد تومان حقوق دولت میشود... علاوهبر پیامدهای یادشده، نقض شعار پرکاری دولت نهم که با کاهش یکسوم زمان کاری در ماه مبارک رمضان، عملا 3 درصد از حجم کل کار سالانه کشور کاستهاست، از آثار این تصمیم شگفتانگیز بهشمار میرود.»
در یکی دو روز آینده مشخص خواهد شد که آیا احمدینژاد به نامه حدادعادل توجهی خواهد کرد یا خیر، و نیز مشخص خواهد شد که آیا فکر خاصی برای کاهش ترافیک روز یکشنبه آینده که اول مهرماه است، شده یا خیر. اما اگر وضعیت کنونی تغییری نکند، تهرانیها از حالا باید منتظر یک ترافیک وحشتناک، و خیابانهای تهران باید منتظر یک وضعیت درحال انفجار باشند.
عکس یادگاری با دستاورد دولت قبل؟!
علیاکبر محرابیان بهعنوان سرپرست وزارت صنایع، درحالی در حضور خبرنگاران، چهار قطار جدید را وارد شبکه مترو کرد که همه عملیات مربوط به سفارش خرید و پرداخت هزینه ساخت این قطارها در دولت پیشین انجام شدهاست.
بنا به این گزارش، درحالی که بیش از دو سال از آغاز عمر دولت نهم میگذرد، تاکنون حتی اعتبار اسنادی (L.C) مربوط به سفارش قطارهای مورد نیاز مترو، گشایش نشده و در صورت افتتاح L.C مربوط به خرید قطارهای جدید و فراهم بودن شرایط بینالمللی، حدود پانزده ماه زمان برای تحویل دومین قطار نیاز است.
اعلام کاهش هدوی (فاصله بین حرکتهای قطار) مترو به سه دقیقه از سوی محرابیان از اول مهر نیز درحالی صورت گرفت که به دلیل کمبود شدید واگن و عدم سفارش قطار در دو سال گذشته، این امکان وجود ندارد.
گفته میشود در شرایطی که اخبار حاکی از معرفی محرابیان برای تصدی وزارت صنایع است، حضور و اظهارات وی در مراسم تحویل قطار مترو برای آمادهسازی زمینه گرفتن رأی اعتماد از مجلس بودهاست.
این درحالی است که اخلال در پرداخت بودجه مترو در دو سال گذشته صورت گرفته و محرابیان در این مدت مسوولیت ستاد تبصره 13 قانون بودجه را برعهده داشتهاست.
باز هم دروغ به نقل از "یک مقام عالی"!
به دنبال انتشار اخباری در برخی سایتهای مدعی حمایت از دولت مبنی بر مخالفت یک مقام عالی نظام با سفر دکتر حسن روحانی به اروپا، کاظم جلالی، مخبر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس این اخبار را تکذیب کرد و گفت: این خبر اساسا خبر غلطی است زیرا طبعا آقای روحانی نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی هستند و در این زمینه هیچ اقدامی در زمینه سیاست خارجی بدون هماهنگی صورت نمیگیرد.
ضمن اینکه شأن رهبر انقلاب بالاتر از آن است که اولا ایشان در هر مساله جزئی دخالت کنند و دوم اینکه در هر مساله جزئی ما از ایشان هزینه کنیم.
سایت صدا و سیما هک شدهاست؟
شایعاتی در مورد هک شدن سایت صدا و سیما پخش شدهاست. بنا به این گزارش ، شایعاتی در مورد هک شدن سایت رسمی تلویزیون جمهوریاسلامی ایران برای ساعاتی در محیط اینترنت پخش شدهاست.
بنا براین شایعات، شخص یا اشخاصی که این سایت را هک کردهبودند، در بخشی که به پخش زنده برنامه شبکههای مختلف تلویزیون اختصاص دارد، نوشتهبودند: «این سایت در اعتراض به سیاستهای یکطرفه صدا و سیما بهدلیل حمایت از اقدامات آقای احمدینژاد و تضییع حقوق مردم هک شد».
این پیام از حوالی ساعت چهار بعداز ظهر روز پنج شنبه در سایت رسمی IRIB قرار گرفت و به مدت سه ساعتونیم مسئولان این سایت نتوانستند آن را تغییر دهند. گفتنی است از حوالی ساعت هفتوسی دقیقه روز پنج شنبه، فعالیت این سایت به حالت عادی بازگشت.
هیچ گزارشی از هویت کسانی که در هک کردن سایت رسمی تلویزیون دولتی ایران دست داشتهاند تا این لحظه منتشر نشده و هیچیک از مقامهای رسمی سازمان "صدا و سیما" نیز به این موضوع واکنشی نشان ندادهاند.