نوشته: مریم زمانی
پس از چهار بار ترور، پرویز مشرف رئیسجمهور پاکستان در شرایط امنیتی بسیار شدیدی زندگی میکند. به همین دلیل وی یک اسلحه کمری را از مدتها قبل با خود حمل میکند و شاید همین امر او را از سایر رهبران جهان متمایز میکند. مشرف از خیلی جهات دیگر نیز منحصر به فرد است، از جمله در دسامبر 2004 که هدف ترور قرار گرفت و انفجاری نزدیک خودروی حامل او رخ داد، پس از آنکه از این ترور جان سالم به در برد بدون توجه به اصول امنیتی، به مکان انفجار بازگشت. او دوست دارد در ملاقاتهای عمومی و در تلویزیون با لباس کماندویی ظاهر شود. مشرف در اندیشه و به ویژه در مسائل اجتماعی لیبرال محسوب میشود. او علاقه زیادی به موسیقی و رقص دارد چنان که گاهی با هنرمندان برجسته پاکستانی در تلویزیون این کشور میرقصد. در جامعه پاکستان که یک جامعه کاملاً بسته است، مشرف به دخترش «ایلا» که مهندس ساختمان است، اجازه داد تا با هر کس که خود میخواهد ازدواج کند. مشرف در 11 آگوست 1943 در یک خانواده مسلمان از طبقه متوسط در منطقه «داریاگانج» در دهلی نو، پایتخت هند، به دنیا آمد. او از سه فرزند خانواده، دومین فرزند پدری بود که کارمند وزارت خارجه هند بود. پس از تقسیم هند و به وجود آمدن پاکستان در سال 1947، خانواده مشرف از دهلینو کوچ کرد و در شهر کراچی، نخستین پایتخت پاکستان مستقل، مستقر شد. مشرف به این دلیل که پدرش دیپلمات بود در کودکی و طی سالهای 1956- 1949 در ترکیه زندگی کرد. پس از بازگشت از ترکیه در مدرسه خصوصی «سنت پاتریک» در کراچی تحصیل را آغاز کرد. در سال 1958 به مدرسه خصوصی دیگری که مخصوص مسیحیان بود و در شهر لاهور مرکز منطقه پنجاب در شمال پاکستان قرار داشت، رفت و در آنجا دوره متوسطه خود را کامل کرد. در سال 1961 وارد آکادمی نظامی پاکستان شد و در رشته سلاحهای بازدارنده تحصیل کرد. پس از فارغالتحصیلی از دانشکده ستاد کل در کویته مرکز منطقه بلوچستان، از دانشکده دفاع ملی در راولپندی نیز فارغالتحصیل شد. پس از آن تحصیلات نظامی را در دانشکده سلطنتی تحقیقات دفاعی در انگلیس پیگرفت. طی سالهای خدمت در ارتش، مشرف افسری با افکار جدید و همرده افسران غربی به شمار میآمد. البته دیدگاههای لیبرالی به میزان زیادی در میان افسران ارتش پاکستان قبل از حاکمیت ضیاءالحق رئیسجمهوری فقید پاکستان رایج شده بود. مشرف در کتاب جدیدش به نام «روی خط آتش» که چندی قبل منتشر شد، خاطرهای را از دوران خدمت در ارتش تعریف میکند: در سال 1980 خود را برای جشنهای سالگرد تاسیس ارتش آماده میکردیم که قرار بود ضیاءالحق رئیسجمهوری نیز در آن حضور داشته باشد. به من نقش ویژهیی در این مراسم داده شد و قرار شد به همراه موسیقیدانها و رقاصهایی که به این جشن دعوت شدهاند برنامه اجرا کنم. به همین دلیل وقت زیادی را صرف تمرین کردم اما دو روز قبل از برگزاری جشن، مسئول دانشکده نظام در یک تماس تلفنی فوری خطاب به من گفت رئیسجمهور موسیقی و رقص زنان را دوست ندارد، بنابراین بهتر است این برنامهها لغو شود.
مشرف در فعالیتهای ورزشی نیز موفق بوده است. همکارانش در نظام میگویند هیچ ورزشی نبوده که مشرف نتواند در آن موفق شود. او حتی توانسته است در رشته پرورش اندام در سالهای نخست ورود به ارتش مقامهایی کسب کند. همجنان که پیشتر به آن اشاره شد، پدر مشرف در وزارت خارجه پاکستان مشغول به کار بود و مادرش هم کارمند سازمان بینالمللی کار بود که در سال 1986 بازنشسته شد. به همین دلیل میتوان گفت که مشرف در یک خانواده فرهنگی با افکار لیبرالی پرورش یافته است. وی در سال 1998 که جهانگیر کرامات از فرماندهی ارتش پاکستان استعفا کرد به این سمت منصوب شد و توانست تا مقام ریاست ستاد کل ارتش ترقی کند. نواز شریف نخستوزیر پیشین پاکستان، مشرف را به فرماندهی ارتش انتخاب کرد زیرا معتقد بود هیچ کس به جز مشرف نمیتواند پاکستان را به قدرت نظامی منطقهیی تبدیل کند. مشرف در جنگ هند و پاکستان در سال 1965 با درجه ستوان دومی و نیز جنگ دو کشور در سال 1971 شرکت داشت. خود وی میگوید: در سال 1971 که شنیدم پاکستان تسلیم هند شده خیلی گریه کردم. همکارانش در ارتش میگویند مشرف دائماً در اندیشه بود که انتقام این شکست را بگیرد. در سپتامبر 1987 فرمانده نیروهای ویژه کماندویی بود که حمله ناموفقی به مواضع نظامی هند داشت.
در سال 1991 به درجه ژنرالی نایل و به فرماندهی تفنگداران دریایی پاکستان منصوب شد. در سال 1995 فرمانده گروه عملیات هجومی در ارتش پاکستان شد. در سال 1998 همانگونه که گفته شد طی حکمی از سوی نواز شریف به سمت رئیس ستاد کل ارتش تعیین شد اما مشرف در نهایت موفق شد طی کودتایی که خود رهبری آن را برعهده داشت، دولت نوازشریف را ساقط کند. در زمان کودتا، مشرف در خارج از پاکستان بود و به همین دلیل نوازشریف اعلام کرد که قصد دارد مشرف را از ریاست ستاد ارتش خلع کند اما هیچ یک از ژنرالهای ارتش این دستور را قبول نکردند. پس از آن و هنگامی که مشرف قصد داشت به پاکستان باز گردد، نواز شریف به فرودگاه کراچی دستور داد از فرود هواپیمای وی جلوگیری کند اما این دستور نیز به اجرا در نیامد و در اثر کودتا، نواز شریف در 12 اکتبر 1999 از قدرت خلع و تحت اقامت اجباری قرار گرفت و سپس تبعید شد. با رسیدن مشرف به قدرت در واقع او پنجمین نظامی است که از سال 1956 در پاکستان به قدرت میرسد. اززمان استقلال پاکستان نظامیان 30 و غیر نظامیان تنها 13 سال در آن کشور حکومت کردهاند. مسئولان هندی، مشرف را مغز متفکر در دفاع نیروهای پاکستانی در برابر نیروهای هندی در کشمیر توصیف میکنند. مشرف نخستین مسئول بلندپایه پاکستان است که اعتراف کرد چندین گردان نظامی این کشور در جریان جنگ با هند وارد بخش هندی کشمیر شده بودند. تا قبل از آن پاکستان ادعا میکرد تمام نیروهایی که در بخش هندی کشمیر هستند صرفاً فعالان اسلامگرای پاکستانی هستند نه نیروهای ارتش آن کشور. گفته میشود که مشرف مسئولیت نبرد «کارگیل» با هند در سال 1998 را برعهده داشت که پیروزی نظامی تاکتیکی برای پاکستان به ارمغان آورد. آنچه مشرف را در موقعیت ویژهیی نسبت به سایر رهبران جهان قرار داده رفتار و احساسات نظامیگری وی در کنار فعالیتهای سیاسی است. به همین دلیل در مسائل سیاسی اغلب نظرات قاطعی دارد از جمله تصمیمات غیرمنتظره سیاسی او همپیمانی با غرب و آمریکا پس از حملات 11 سپتامبر بود. همچنین سیاست مشرف برای از سرگیری روابط با هند موجب دشمنی بیشتر مخالفان داخلی او شده است. این دو سیاست مشرف، مخالفان او را در میان محافظهکاران سنتی پاکستان که مخالف هرگونه رابطه با هند و آمریکا هستند افزایش داده است. وی به منظور قطع روابط با طالبان، ائتلافهای جدیدی با جهان غرب تشکیل داد اما این امر موجب شد دشمنان جدیدی در همسایگی خود پیدا کند. صراحت وی در اظهاراتش که جذابیت بسیاری برای رسانهها دارد البته موجب بروز مشکلات سیاسی و دیپلماتیک زیادی برای پاکستان شده است. از جمله نمونههای صراحت کلام وی فاش ساختن این مساله در کتاب جدیدش است که آمریکا قبل از پیوستن پاکستان به ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریکا در جنگ ضدتروریسم، تهدید به بمباران وسیع پاکستان کرده بود. این افشاگری مورد توجه بسیاری از رسانههای جهان قرار گرفت اما مشکلاتی را در عرصه دیپلماسی برای پاکستان در روابطش با آمریکا ایجاد کرد. خود میگوید: حملات 11 سپتامبر 2001 در آمریکا مسیر زندگی مرا متحول کرد زیرا نمیدانستم با همپیمانی با آمریکا وارد جنگ دیگری با اشباح میشوم. اجازه مشرف به آمریکا برای استفاده از حریم هوایی پاکستان جهت حمله به اهدافی در افغانستان سبب اعتراضات شدید از سوی اسلامگراها شده است. بسیاری او را خائن میخوانند اما خود مشرف میگوید نمیتوان با آینده 140 میلیون نفر بازی کرد و حتی قانون اسلامی تاکید کرده که اگر با دو مشکل یا دو شر مواجه شدیم بهتر است ملایمترین آن را انتخاب کنیم. گفته میشود در دو مورد از چهار مورد ترور مشرف برخی افسران پایین رتبه ارتش که مخالف رابطه با آمریکا هستند حضور داشتهاند. مشرف نخستین حاکم نظامی است که قوانین عرفی را بر پاکستان اعمال کرده است و تمایل شدیدی به سوی دموکراسی دارد. خود میگوید: معتقدم هیچ کشوری نمیتواند بدون دموکراسی به پیشرفت برسد اما دموکراسی هم باید متناسب با خصوصیات و ویژگیهای کشورها باشد.