آمریکا و انگلیس، زمانی که مطلع و مطمئن شدند، عراق سلاح کشتار دستهجمعی و قدرت حمله متقابل به منافع آمریکا و متحدانش در جهان را ندارد، بعد از یک هجوم و حمله شدید تبلیغاتی، برای ایجاد خاورمیانه جدید و تثبیت قدرت خود در منطقه، به عراق حمله کردند، اما بعد از اشغال، هیچگاه سلاحهای کشتار دستهجمعی در عراق کشف نشد!
تردید آمریکا برای حمله به ایران، در عدم شناسایی قدرت و توان نظامی واقعی ایران است، و این نکته را نظامیان و سیاستمداران آمریکایی خوب میدانند که جمعیت و توانایی ایران و ایرانیان، با افغانستان و عراق قابل قیاس نیست...
آمریکا به همان اندازه که از قدرت نظامی ایران ناآگاه و بیاطلاع است، از وضعیت شکننده داخلی خود آگاهی کامل دارد، و میترسد پا به درون میدان ناشناختهای بگذارد که برون رفت از آن مشکل و غیرممکن باشد.
مردم ایران، سالهاست که به تحریم و تورم و گرانی و کمبود و سختی و جنگ عادت دارند، اما انفجار حتی یک بمب هستهای در واشنگتن و یا نیویورک، آمریکا را با بحران شدید و غیرقابل کنترل سیاسی و اقتصادی و اجتماعی روبهرو خواهد کرد.
تفاوت اساسی ایران با افغانستان و عراق در این است که مخالفان سیاسی داخل نظام، مخالف نظام جمهوری اسلامی و موافق آمریکا و انگلستان نیستند، و گروههای اصلاحطلب و اصولگرای داخلی، به همان شدت که با هم اختلاف نظر و سلیقه دارند، با آمریکا و هرگونه تجاوز نظامی به ایران مخالف هستند.
ایران برای حمله به سیاستهای ظالمانه و خصمانه آمریکا در آمریکا و جهان، و توجیه افکار عمومی جهانیان، به دنبال بهانهای میگردد و این نکتهای است که سیاستمداران انگلیسی و آمریکایی خوب میدانند و به همین دلیل، از حمله به ایران و رویارویی مستقیم با سپاه و ارتش ایران وحشت دارند.
با موشکهای هوشمند و سلاحهای پیشرفته مدرن، میتوان تأسیسات نظامی و اقتصادی ایران را هدف قرار داده و نابود کرد، اما نمیتوان ایران را اشغال و فتح کرد، و این امتحانی است که یک زمان، صدام با قدرت نظامی عراق، انجام داد و در انجام ماموریت و فتح ایران شکست خورد.
حمله نظامی آمریکا به ایران، یعنی نابودی اسرائیل و بحران در آمریکا؛ چرا که ایران بحرانزده، جهان را دچار بحران خواهد کرد، و اروپا از پیامد بحرانی که ممکن است باعث نابودی تمدن بشری در اروپا شود، بیاطلاع نیست.
دود آتشی که در ایران شعلهور شود، قبل از آمریکا به چشم اروپا خواهد رفت، و کشورهای اروپایی سعی دارند که با ترفند و بهانهای، راه خود را از راه آمریکا جدا سازند و آمریکا، بدون حمایت و همراهی کشورهای اروپایی، جرات حمله به ایران را نخواهد داشت.
قدرت آمریکا، به متحدانش است و قدرت ایران به اعتقادش؛ و حال آیا سربازان آمریکایی و متحدان آمریکا، جانشان را در سرزمینی که مردمانش، مرگ را شهادت و افتخار میدانند، به خطر خواهند انداخت؟!
ایران نه عراق است و نه افغانستان و نه ویتنام و آرژانتین؛ ایران، ایران است، و وضع بسیاری از مردمانش حتی در جنگ، بدتر از وضع موجود نخواهد شد. ایرانی که امروز رئیسجمهورش احمدینژاد است، برای پیاده کردن اصول انقلاب و تحقق عدالت اجتماعی و مبارزه با فساد، به سلاح هستهای و جنگ با آمریکا نیاز دارد.
ایران شیعه، میدان مین خطرناکی برای آمریکاست، و آمریکا شهامت ورود به این میدان مین غیرقابل پیشبینی را ندارد، چرا که هدف ایران، کشاندن آمریکا و متحدانش به این میدان مین میباشد، و احمدینژاد، غیرقابل پیشبینیترین رئیسجمهور جهان است! رئیسجمهوری که بدون توجه به شرایط اقتصادی و دیدگاههای سیاسی مخالفان، با اتکاء به نیروی اعتقادیاش، از انرژی و جشن هستهای میگوید و از تعلیق نمیگوید!
با توجه به شرایط پیش آمده و برای فرار از بازی باخت ـ باخت در ریل جنگ، آمریکا و متحدانش چارهای جز بازگشت به میز مذاکره و گفتگو ندارند، چرا که اگر قطار پر از غرور انگلیس و آمریکا «فرمان» ندارد، قطار ایران «ترمز» ندارد!