حسین امیرعبداللهیان
نومحافظهکاران در اوج قدرت بلامنازع خود، در سیاستهای خاورمیانهای، بویژه در عراق ناکام ماندند. سپس به تمامی عوامل قبلی ناکامی، عامل مهم و چالشبرانگیز مخالفت جناح پیروز دموکراتها در کنگره و سنا با اعمال سیاستهای بوش در عراق اضافه شد. بوش با وجود این که به صراحت مسئولیت شکست آمریکا در عراق را پذیرفت، اما در راهبرد جدید خود در عراق، بر تداوم سیاستهای قبلی تأکید ورزید. هر چند وی با ادبیاتی متفاوت سخن گفت.
جورج دبلیو بوش در تاریخ 20 اسفندماه 1385 با اشاره به گزارش گروه مطالعه عراق موسوم به بیکر همیلتون، استراتژی نوین آمریکا در عراق را اعلام کرد.
الف) نکات اساسی راهبرد نوین آمریکا در سخنان بوش
تغییر راهبرد ایالات متحده در عراق با مشورت گروه امنیت ملی، فرماندهان نظامی و دیپلماتهای برجسته صورت گرفت.
شکست ما در عراق فاجعهای برای آمریکاست. به منظور تأمین امنیت مردم آمریکا ما باید در عراق موفق شویم.
تلاشهای قبلی آمریکا به منظور امن کردن عراق به دو دلیل عمده شکست خورده است، یکی فقدان نیروهای کافی برای استقرار در مناطق پاکسازی شده و دیگری محدودیتهای زیادی که ما برای نیروهایمان ایجاد کرده بودیم.
من بیست هزار نیروی نظامی جدید به عراق اعزام میکنم. پنج لشکر در بغداد متمرکز میشوند و چهار هزار نیرو در استان الانبار (برای سرکوب القاعده در این استان).
در عملیات قبلی، دخالتهای سیاسی و فرقهای، نیروهای عراقی و آمریکایی را از ورود به برخی مناطقی که شعله این درگیریها را زیاد میکنند، منع میکردند. این بار ما و نیروهای عراقی چراغ سبز ورود به این مناطق را داریم.
دولت عراق باید مسئولیت امنیت عراق را تا ماه آبان 1387 آینده برعهده گیرد. علاوه بر عملیات نظامی، باید برای بهبود بخشیدن به زندگی مردم اقدام کنیم. سهیم کردن شهروندان عراق در نفت، اختصاص 10 میلیارد دلار بودجه عراق به بازسازی و اشتغالزایی، برگزاری انتخابات استانی، تجدیدنظر در قوانین بعثزدایی و اصلاح قانون اساسی از آن جمله است. دفاع از تمامیت ارضی و تثبیت منطقه و مهار جمهوری اسلامی ایران و سوریه و کمک به عراق و ترکیه بر حل مشکلات مرزی در راهبرد نوین آمریکا است.
اعزام یک ناو جدید هواپیمابر به منطقه که اخیراً صورت پذیرفت.
استفاده از سیستمهای ضدهوایی پاتریوت برای حفاظت از متحدین و دوستان منطقهای آمریکا لحاظ شد.
سیاست ما صیانت از مرزهای عراق و دستگیری القاعده است.
تشکیل یک گروه همکاری دو حزبی (جمهوریخواه ـ دموکرات) تا ورای خطوط حزبی در جنگ با تروریسم پیروز شویم و تشکیل گروه همکاری بینالمللی در مورد عراق از برنامههای جدید ماست.
ب) تحلیل
شکست جمهوریخواهان و بازهای حاکم بر کاخ سفید در انتخابات پارلمانی اخیز آمریکا چنان شوکی را بر نومحافظهکاران وارد ساخت که فرصت بازبینی واقعگرایانه عملکرد ایالات متحده در عراق را از تصمیمگیرندگان آمریکا سلب کرد.
بوش با وجود این که به صراحت مسئولیت آمریکا در عراق را شخصاً پذیرفت، اما در راهبرد جدید خود در عراق، بر تداوم سیاستهای قبلی تأکید ورزید، هرچند وی با ادبیاتی متفاوت سخن گفت.
ادعای بوش مبنی بر این که تلاشهای قبلی ما در امن کردن عراق، به دلیل «کمبود نیرو» و «محدودیت نیروهای عملکننده»، به شکست انجامید، عوامفریبانه است. حقیقت این است که انجام عملیات نظامی با هدف سرکوب تروریستها و پاکسازی منطقه، بدون توجه به تداوم حفظ سنگر تسخیر شده، امری سطحی، غیرقابل قبول و غیررایج در ادبیات نظامی است. از سوی دیگر، رفتار نظامیان آمریکا در ورود و بازرسی منازل مسکونی مقامهای عراق، ورود به منطقه ریاست جمهوری عراق، یورش به سرکنسولگری جمهوری ایران در اربیل (مکان دیپلماتیک) دستگیری دیپلماتهای ایرانی در بغداد و آزادی آنان به دلیل فقدان سندی محکم دال بر ادعای دست داشتن جمهوری اسلامی ایران در ناامنیهای عراق، ورود به منازل شهروندان عراقی، بمباران مناطق مسکونی و کشتار هزاران عراقی به بهانه تعقیب تروریستها، ایجاد گوانتاناموی جدید در زندان ابوغریب بغداد و ... گواهی بر «عدم محدودیت نیروهای عمل کننده آمریکا» در عراق میباشد.
پس از چهار سال و اندی حضور نظامیان آمریکا در عراق، ایالات متحده برای نخستینبار در استراتژی نوین خود «ضرورت تأمین معیشت شهروندان عراقی» را مد نظر قرار داده است، در حالیکه حافظه تاریخی جهان، ایجاد «دموکراسی» بر سر سفره بدون «نان» را به یاد نمیآورد و ایالات متحده «دموکراسی» را در رفتار خود در عراق مقدم بر «امنیت» و «معیشت» مردم قرار داد و صد البته عنصر ایمان و فرهنگ بومی منطقه را درک نکرد.
پر واضع است اعزام ناو هواپیمابر جدید گامی در راستای هرچه بیشتر امنیتی کردن فضای حاکم بر منطقه و به رخ کشیدن سیستم ضدهوایی پاتریوت، تبلیغی برای کارخانههای اسلحهسازی ایالات متحده با هدف فروش سلاح بیشتر به منطقه و کاهش مالیاتهای عمومی در ایالات متحده آمریکا و جلب افکار عمومی برای پیروزی در انتخابات آینده ریاست جمهوری (تأمین هزینههای تبلیغاتی از محل درآمدهای تسلیحاتی) به شمار میرود.
نتیجهگیری
در راهبرد جدید ایالات متحده در عراق، هیچ تغییری در اهداف، اصول و حتی روشها به چشم نمیخورد. دو مؤلفه جدید در این راهبرد مشهود است:
اذعان به شکست، مدنظر قرار دادن گزارش بیکر – همیلتون و پذیرش گروه همکاری (نظارت و ارزیابی کننده) مستمر عراق متشکل از جمهوریخواهان و دموکراتها.
تغییر در ادبیات سیاسی به کار گرفته شده از سوی بوش. به عنوان مثال به جای عبارت: «آمریکا تا زمانی که برای جنگ با تروریسم ضروری است، در عراق خواهد ماند.» آمرانه میگوید: «دولت عراق باید مسئولیت امنیت همه استانهای عراق را تا پایان ماه نوامبر آینده برعهده گیرد.» در یک کلام، نومحافظهکاران در اوج قدرت بلامنازع خود، در سیاستهای خاورمیانهای، بویژه در عراق ناکام ماندند. اکنون که به تمامی عوامل قبلی ناکامی، عامل مهم و چالش برانگیز مخالفت جناح پیروز دموکراتها در کنگره و سنا با اعمال سیاستهای بوش در عراق اضافه شده است، باید (راهبرد نوین آمریکا در عراق) را نه یک «راهبرد» بلکه یک «جنجال سیاسی و تبلیغاتی جدید» برای مصرف داخلی دانست.