">
«کاملیا انتخابیفرد»، خبرنگاری که مدتی است که برای پایگاه اینترنتی «یورو آسیا» که متعلق به «جرج سوروس»، سرمایهدار صهیونیست است کار میکند، در کتاب خاطرات خود فاش کرد که چند سال قبل همراه با محمد عطریانفر (عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران و رئیس شورای سیاستگذاری روزنامههای شرق و هممیهن) و شهلا شرکت (مدیر مسئول ماهنامه زنان) در میهمانی خصوصیای در منزل شخصی «جرج سوروس» در آمریکا شرکت کرده است.
«انتخابیفرد» که در دوران موسوم به اصلاحات خبرنگار همراه «سیدمحمد خاتمی» در سفرهای دورهای خارجی نیز بوده، در کتاب «کاملیا! حقیقت را بگو تا نجاتیابی» پس از افشای منبع تامین بودجه سفرهای روزنامهنگاران در سال 1377 به ایالات متحده مینویسد که راهنمای روزنامهنگاران ایرانی در جمع به آنان گفته که «جرج سوروس» مهمترین شخصیت آمریکاست و اوست که هزینه سفر و بازدیدهای روزنامهنگاران ایرانی از آمریکا را تامین کرده است.
کریم ازغندهپور (به نمایندگی از روزنامه سلام)، محمد عطریانفر (به نمایندگی از روزنامه همشهری)، شهلا شرکت (به نمایندگی از ماهنامه زنان)، مژگان جلالی (به نمایندگی از روزنامه ایران نیوز) و کاملیا انتخابیفرد (به نمایندگی از سوی فائزه هاشمی در روزنامه زن) از جمله اعضاء نخستین هیاتی بودند که به ظاهر در راستای طرح «گفتوگوی تمدنها»ی «سیدمحمد خاتمی» و برای گفتوگو با روزنامهنگاران آمریکایی به ایالات متحده سفر کردند.
«کاملیا انتخابیفرد» که خبرنگار ویژه روزنامههای «زن» و «همشهری» بوده و از اواخر دهه هفتاد به عنوان خبرنگار همراه «جرج سوروس» و «زلمای خلیلزاده» (سفیر کنونی آمریکا در سازمان ملل متحد) فعالیت کرده، در بخشی دیگر از خاطرات خود مینویسد:
«از سوی ایران پنج نفر از جمله من برای سفر به آمریکا در قالب هیات روزنامهنگاری انتخاب شدیم که برنامه ما از نیویورک و با بازدید از دانشکده امور بینالمللی در دانشگاه کلمبیا و جمعیت آسیایی شروع میشد در حالی که اگر آزادی مزبور در عرصه رسانهای ایران ایجاد نمیشد من نمیتوانستم ایران را به این سادگی ترک کنم اما من امیدوار بودم و نقشههای خوشبینانهای در سر میپروراندم.»
وی به ماجرای میهمانی منزل سوروس اشاره کرده و میافزاید: «پس از بازدید از جمعیت آسیایی، همراه ما که «سینشیا دیکستن» نام داشت با شور و شوق به ما اعلام کرد که ما برای عصر همان روز به مهمانی و صرف چای در منزل «جرج سوروس» دعوت هستیم اما وقتی که دید هیچ یک از ما شگفتزده نشدیم ادامه داد که سوروس، مهمترین شخصیت در آمریکاست و اوست که هزینه سفر و بازدیدهای ما را تامین کرده است. اما باز هم هیچ یک از ما برداشتی از این شخصیت نداشتیم.»
انتخابیفرد در ادامه میافزاید: «من به ذهنم فشار آوردم و ناگهان به یاد مقالهای افتادم که در جایی خوانده بودم. در همین حین که منتظر تاکسی برای رفتن به منزل سوروس در جاده همست پنجم بودیم در گوش همراه خود «محمد عطریانفر» سردبیر روزنامه همشهری زمزمه کردم که: «الان فهمیدم سوروس کیست. او یک یهودی است که ثروتمندترین مرد آمریکا و امپراتور آسیای میانه به شمار میرود.» و عطریانفر سرش را بیاهمیت تکان داد انگار که حرف من هیچ واکنشی را در او برنینگیخت.»
وی در ادامه نوشته خود تصریح کرده است: «هنگامی که به منزل شیک سوروس رسیدیم و خانم خدمتکار وی، برایمان در فنجانهای چینی بدیع، چای آورد من به سایر خانمهای همراهم «شهلا شرکت» و «مژگان جلالی» نگاه کردم و لبخند زدم و آنها هم خندیدند و به دلیلی که تا امروز هم برایم روشن نشده همگی بطرز عجیبی زدیم زیر خنده به گونهای که تا وقتی در منزل سوروس بودیم نمیتوانستیم جلوی خنده خود را بگیریم و طوری شد که من مجبور شدم به دستشویی بروم و نفس عمیقی بکشم تا بتوانم خودم را کنترل کنم و به جایم باز گردم اما با این حال باز هم هیچ کدام نتوانستیم تا آخر، جلوی خنده خود را بگیریم و اشک همه ما سرازیر شد.»
انتخابیفرد میافزاید: «در این حال عطریانفر با تندی رو به ما کرد و به فارسی گفت «خودتان را کنترل کنید!» و سوروس نیز گفت «لابد خانمها چیز با اهمیتی دیدهاند اما بهتر است با ما در بحث مشارکت داشته باشند.» اما ما باز هم نتوانستیم جلوی خنده خود را بگیریم و حتی پاسخ پرسشهای سوروس را بدهیم اما وی در پایان هنگام بدرقه ما نسخهای از کتاب خود را امضا کرد و به ما هدیه داد و ما هم متقابلا از او عذر خواستیم.»
وی میافزاید: «پس از چند روز عطریانفر اطلاعاتی درباره جرج سوروس جمعآوری کرد و با لهجه اصفهانی که همواره سعی دارد آن را پنهان کند خطاب به ما گفت که «سوروس از بزرگترین صهیونیستهای جهان است و چه بسا در ورای مهمانی وی، توطئهای نهفته بوده باشد.» او میترسید که رفتن ما به منزل وی پیش از آن که او را بشناسیم در صورت افشای خبر این مهمانی در تهران برایمان دردسرساز شود.»
انتخابیفرد میگوید: «عطریانفر از ما خواست کتاب سوروس را دور بیندازیم تا هنگام بازرسی از بارهای ما در فرودگاه مهرآباد آن را پیدا نکنند اما چه کسی میدانست که تنها دو سال بعد من به عنوان خبرنگار آزاد برای پایگاه اینترنتی «یورو آسیا» که مالکیت آن بر عهده سوروس است مشغول به کار شوم؟»
کریم ارغندهپور، دبیر سابق انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران و عضو ارشد حزب مشارکت، در سایت شخصی خود با تایید این سفر، بدون اشاره به شرکت در میهمانی خصوص «جرج سوروس» گفته است: «این سفر در واقع نخستین سفر یک هیات مطبوعاتی از ایران پس از پیروزی انقلاب ]اسلامی[ به آمریکا بود. چند ماه پس از این سفر یک هیات مطبوعاتی دیگر هم اعزام شد که احمد بورقانی، علی مزروعی، حسین قاضیان، رضا تهرانی و شهابالدین فرخیار را در میان آنها به خاطر دارم!»
برخی گزارشها حاکی از آن است که انتشار کتاب «کاملیا انتخابیفرد» که در قالب خاطرات خود از نشستهای محرمانه مدعیان اصلاحطلبی با شخصیتهای صهیونیستی مانند «جرج سوروس» پرده برداشته، با هدف «عادیسازی تعاملات مدعیان اصلاحطلبی با سران صهیونیست جهانی» صورت پذیرفته و در پی زدودن قبح همکاری با صهیونیستها در افکار عمومی است و دو حزب کارگزاران و مشارکت بعد از انتشار اعترافات تلویزیونی «هاله اسفندیاری»، «کیان تاجبخش» و «رامین جهانبگلو» که در کسوت ماموران مخملی بنیادهای صهیونیستی ـ آمریکایی هم چون بنیاد «جامعه باز» به تعاملات گسترده خود با مدعیان اصلاحطلبی اشاره کردهاند، در صدد عادیسازی روابط مشکوک خود با محافل تابلودار صهیونیستی برآمدهاند.
از دیگر سو، خاطرات خبرنگار ویژه و همراه هیات دولت عصر اصلاحات در هنگامی منتشر شده است که وزیر اطلاعات خبر از دستیابی به اطلاعات جدید پس از دستگیری عوامل و عناصر مرتبط با «هاله اسفندیاری» و «کیان تاجبخش» داده است. بنابراین در چنین شرایطی نیز فرضیه کوشش برای عادی جلوه دادن تعامل با صهیونیستها از سوی مدعیان اصلاحطلبی قوت بیشتری مییابد.
در چینش این تحلیل، کوششهای روزنامه «اعتماد ملی» برای تبیین نقش مطلوب «جرج سوروس» در منطقه خاورمیانه که از ابتدای سال جاری آغاز شده، لازم به توجه است. ارگان رسانهای حزب «اعتماد ملی» در پی رسواییهای متعدد امنیتی مدعیان اصلاحطلبی پیرامون تعامل با نهادهای پژوهشی پروژه جنگ نرم، تلاش کرد تا «جرج سوروس» را چهرهای علمی و آزادیخواه معرفی کند.
گفتنی است که «کاملیا انتخابیفرد» پس از خروج از ایران نیز ارتباطات گسترده خود را با روزنامههای زنجیرهای و گردانندگان آن حفظ کرد و حلقه واسط آنان با نهادهای امنیتی و اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا و محافل صهیونیستی به شمار میرفت. وی در پروژههای «انجمن رسانهای گویا» و سایت گویا نیوز فعال بود.
سه سال قبل – 8 آبان ماه 1383- مدیر مسئول کیهان در یادداشتی با عنوان «خانه عنکبوتی» اسناد غیرقابل تردیدی از فعالیت این شبکه و رابطه آن با برخی از محافل صهیونیستی پرده برداشته بود. در صدر آن یادداشت آمده بود «این شبکه هویت آمریکایی و شناسنامه ایرانی دارد. مرکز اصلی کنترل و هدایت آن در آمریکاست و چند مرکز میانی در کشورهای اروپایی وظیفه برقراری ارتباط میان مرکز اصلی با اعضای شبکه در داخل کشور را بر عهده دارند... بیشترین فعالیت تخریبی این شبکه از طریق سایتهای اینترنتی، روزنامههای زنجیرهای، محافل دو گروه افراطی مدعی اصلاحات و عواملی که در دولت ]دولت اصلاحات[ دارند صورت میپذیرد... مرکز کنترل و هدایت این شبکه در آمریکا، بعد از دریافت گزارش اعضای داخلی شبکه از ایران، خط تبلیغاتی مورد نیاز خود را به صورت خبر، گزارش، تحلیل، مقاله و... به سر پلهای اروپایی و از آنجا به رابطین اصلی شبکه در ایران منتقل میکنند...»