تحولات هستهای ایران شرایط پیچیدهای را طی میکند. تمام طرفین سعی دارند ضمن ارزیابی دقیق از حرکات و گامهایی که طرف مقابلشان برمیدارد، ابتکارات غافلگیرانه و مجابکنندهای را بهخرج دهند.
تحولات هستهای ایران شرایط پیچیدهای را طی میکند. تمام طرفین سعی دارند ضمن ارزیابی دقیق از حرکات و گامهایی که طرف مقابلشان برمیدارد، ابتکارات غافلگیرانه و مجابکنندهای را بهخرج دهند. در چنین شرایطی هرچند تصویر سطحی مناقشه، گفتگو و مذاکره است اما لایه های زیرین آن مملو از تاکتیکها و استراتژیهای پیشبرنده هدف و غلبه سازی است. با عدم شناخت این تحرکات و تاکتیکها، خروجیها یا بروندادهای مذاکرات ژنو قابل درک صحیح نیست. به عبارتی دیگر بدون توجه به این زیرساختها نمیتوان اقدام واکنشی کاخ سفید پس از نشست ژنو و یا تغییر موضع این کشور در عرض مدت دوهفته را فهمید. افزون براین پاسخ این سوال که افق و دورنمای مذاکرات ژنو چه خواهد بود نیز منوط به نگاه فرایندی به موضوع میباشد.
اقدامات پیشدستانه در فضای پیش از ژنو
شرایط و عوامل مختلفی باعث شد که اراده طرفین منازعه هستهای برای مذاکره و گفتگو شکل گیرد. به هر تقدیر، آنچه در این بحث حائز اهمیت است، چگونگی ورود در نشست مورد توافق شده است. آمریکا و متحدینش سعی کردند اقدامات را پیش از این نشست انجام دهند که بزعم خود دست برتر را در مذاکرات داشته باشند اما متقابلاً جمهوری اسلامی ایران نیز ابتکاراتی بهخرج داد که ضمن خنثی سازی تحرکات کاخ سفید و برخی از کشورهای غربی، نتایج مطلوبی را در پی داشته باشد.
1- اقدامات پشتوانه ساز آمریکا؛ کاخ سفید برای اینکه هدایت روند جدید معادله هستهای ایران را در دست خود داشته باشد، چند اقدام همزمان و تحرکات فرصت ساز انجام داد. درصدر این اقدامات، امنیتی کردن فضای بینالمللی پیرامون برنامه هستهای ایران بود. در این راستا ضمن اینکه مقامات آمریکایی و رسانهای وابسته به نومحافظهکاران شرایط وقوع جنگ قریبالوقوع را دامن میزدند اما بهطور اصولی و سازماندهی شده، ابتکار عمل این موضوع را به رژیم صهیونیستی دادند. فلذا در این راستا این رژیم ضمن اتخاذ موضع صریح پیرامون اقدام نظام با یکسری رفتوآمدهای نمایشی میان مقامات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی موضوع گزینه نظامی برای حل مسأله هستهای ایران را برجسته سازی میکردند. به موازات این مسأله، فشارهای اقتصادی بهصورت زنجیرهای و با بزرگنمایی رسانهای در دستورکار قرار گرفت. در این زمینه اتحادیه اروپا با هدایتگری انگلیس طرح تحریم انرژی و بانک ملیایران را در فرایند تصمیمگیری خود قرار داد. کنگره آمریکا نیز طرح تحریمهای مضاعف جدیدی را در مورد سرمایهگذاری در انرژی بهتصویب رساند.
از سوی دیگر در چنین شرایطی رسانهها با ترفندهای ماهرانهای مباحثی مانند انصراف شرکتهای بزرگ نفتی مانند توتال از سرمایهگذاری در منابع نفتی ایران را دامن زدند. همچنین دستگاه سخن پراکنی کاخسفید با اتخاذ دیپلماسی فریب نوع جدیدی از ایران هراسی را در جهان بهویژه در جوامع غربی توسعه و گسترش دادند. به عنوان مثال ژنرال هنری اوبرینگ مدیردفاع موشکی وزارت دفاع آمریکا در مصاحبهای ادعا کرد: ایران درحال حاضر این توانایی را دارد که به بیشتر قاره اروپا دسترسی پیدا کند.
با وجودی که کاخ سفید به همراه متحدینش بهویژه رژیم صهیونیستی برطبل جنگ میکوبیدند در عین حال سعی داشتند وانمود کنند که آنها اهل گفتگو و معتقد به دیپلماسی برای حل مسأله هستهای ایران هستند. حضور برنز مرد شماره سه وزارت خارجه آمریکا بهگونهای برنامهریزی شد که بتوان از آن به عنوان یک اقدام درخور و مداراگونه آمریکا در برابر ایران تلقی شود و اینکه کاخ سفید تا آخرین لحظات نیز پایبند بر دیپلماسی و گفتگو بود. اما این ایران هست که سرسخت و غیرقابل انعطاف است. چنانکه رایس در همین زمان به صراحت تأکید میکند:«ایران کشوریی سرسخت است. کشوری که سیاستهای خطرناکی را دنبال میکند. سیاستهایی که برای دوستان ما و صلح و ثبات بینالمللی خطرناک است. بهخصوص حمایت آن از تروریسم و ادامه فناوری هستهای که میتواند به سلاح هستهای منجر شود.»
نکته حائز اهمیت دیگر در تاکتیکهای کاخ سفید و رسانههای آن این بود که القاء نماید ایران تغییر رویکرد داده و نهایتاً تعلیق در برابر تعلیق را پذیرفته است. این نوع تبلیغات که در گستره زیادی صورت گرفته بود بهگونهای شده بود که حتی اکثر دستاندرکاران و بازیگران صاحب نقش موضوع هستهای ایران نیز آن را باور کرده بودند. مزید این مسأله این است که وقتی ((None Paper سند غیررسمی ایران در دو صفحه به اعضای نشست ژنو ارائه شد برای آنها از لحاظ محتوا بسیار غافلگیرانه بود. با این حال آمریکا و رسانههایش سعی داشتند با طرح چنین مباحثی همنوعی سرپوش بر پذیرش مذاکره با ایران و تحولات مابعد از نشست ژنو بگذارند و هم در عین حال تلاش داشتند که با تحفظ شروط خود موضوع خود را همچنان در مذاکرات تداوم دهند.
مهمتر از موارد فوق، نوع آمادگی نماینده آمریکا برای حضور در نشست ژنو است. برنز که دارای سابقه موفق در دیپلماسی و چانه زنی بود، بهعنوان فرد موفق در مذاکرات با کره شمالی مأموریت داشت که درمذاکرات ژنو با اتخاذ ضربالاجل ایران را وادار کند که فعالیتهای هستهای خود را متوقف و آنوقت فرایند جدید حل و فصل مسأله تنظیم و شروع گردد.
2- اقدامات پیشگیرانه و ابتکاری ایران؛ جمهوری اسلامی ایران در بازی مورد اشاره بسیار زیرکانه عمل کرد تا جایی که برخی از کارشناسان سخن از دیپلماسی به سبک ایرانی که درست شبیه فرشهای ایرانی دارای ظرافت و خلاقیت است به میان آوردند. اولین ابتکار جمهوری اسلامی ایران این بود که در یک عمل پیشدستانه، بسته پیشنهادی خود را پیش از ارائه بسته تشویقی گروه 1+5 به بازیگران اصلی و صاحب نقش ارائه داد و بدینوسیله فضایی را که آمریکا و متحدینش از طریق بسته تشویقی خود سعی در پروراندن آن علیه ایران بودند، از دستشان گرفت. به موازات این مسأله برگزاری موفقیت آمیز سومین رزمایش پیامبر اعظم(ص) و آزمایش نسل سوم موشکهای بالستیک و نمایش اقتدار و قدرت ایران در آبهای نیلگون خلیجفارس، فضای امنیتی شده توسط رژیم صهیونیستی علیه جمهوی اسلامی را به سرعت فرو ریخت تا جایی که برخی تحلیلگران یادآور شدندکه ایران با این نمایش قدرت نه تنها بازدارندگی خود را نشان داد بلکه توانست موقعیت چانهزنی خود در مذاکرات ژنو را تقویت کند. در واقع اگر برنز تصمیم داشت که گزینه نظامی را نیز همراه خود روی میز مذاکرات بگذارد ، این اقدام ایران و سایر تحولات دیگر باعث شد که چنین موضوعی اساساً از صورت مسأله پاک شود.
از سوی دیگر ایران بهوضوح این پیام را به همه بازیگران نشست ژنو رساند که ماهیت نشست ژنو متکی بر حضور شخصیتها یا عناوین مسئولیتی آنها نیست بلکه جوهر این رخداد باید تغییر رویکردها باشد. سازوکارهای گذشته و خواستههای کهنه جایی در مذاکرات ژنو ندارند. از همین رو خاویر سولانا خارج از پیام رسمی 6 کشور غربی ، یادداشت دیگری را به طرف ایران داد که این امیدواری ایجاد شود که نشست ژنو متفاوت از گذشته است. نکته قابل توجه دیگر این بودکه ایران در سیاستهای اعلامی و اعمالی خود نشان داد که واهمهای نسبت به اقدامات تحریمی بعدی ندارد. پیام ایستادگی بهطور اجماع از ناحیه تمام مقامات عالیرتبه نظام به گوش غرب رسید. عملاً نیز اکثر ناظران بینالمللی به این مسأله واقف شدند که تحریمها نتیجه بخش نیست و اساساً نیز نباید بابی را که برای مذاکره گشوده شده با تحرکات غیرمنقول بست. با این همه ایران توانست حرف خودش را مبنیبر اینکه مذاکرات باید مبتنی بر وجوه مشترک دوبسته ایرانی و غربی صورت گیرد، به کرسی نشاند . منتهی غرب بهویژه آمریکا امیدوار بودندکه در نشست مقدماتی، ایران را متقاعد کنند که تعلیق را بپذیرد. اما دیپلماسی هوشمندانه ایران برای اینکه نشست ژنو را از صحنهگردانی نماینده آمریکا و یا سه کشور اروپایی خارج سازد، «نان پیپر» خودش را که با ظرافت فوقالعادهای تدوین شده بود، در معرض بحث قرار داد. در واقع غرب در یک عمل انجام شده علاوه بر طرح خود با یک سند غیررسمی دیگر جهت چگونگی مراحل مذاکرات مواجه شدند. روزنامه نیویورک تایمز با انتشار این سند اینگونه نتیجه گرفت که ایران در سند غیررسمیاش نه از فرمول« توقف در برابر توقف» سخنی به میان آورد و نه در جریان گفتوگوها در ژنو. از نظر تحلیلگران این روزنامه سند دو صفحه ای ایران سه رهاورد داشت: اول گرفتن امتیازات از غرب در جریان مذاکرات همه جانبه، دوم لغو تحریمهای بینالمللی علیه ایران و بالاخره احاله پرونده هستهای ایران از شورای امنیت سازمان ملل به آژانس بینالمللی انرژی اتمی.
در هر صورت ابتکار ایران باعث شد که نشست ژنو از شرایط یک طرفه خارج و وضعیت برابر پیدا کند. چنانکه بسته پیشنهادی ایران نیز چنین کارکردی از خود برجای گذاشت و نهایتاً غرب پذیرفت که مشترکات دو بسته مورد مذاکره قرار گیرد.
فضای پس از ژنو
عملکرد آمریکا پس از نشست ژنو نشان از ناخرسندی و شکست میداد. کاخ سفید بلافاصله به طرح یک بحث موهوم پرداخت و اعلام کرد که ایران دوهفته فرصت دارد نظر خود را نسبت به بسته تشویقی غرب ارائه دهد. تعیین ضرب الاجل برای ایران در واقع طرحی برای بهم زدن فرایندهای مابعد از نشست ژنو بود. زیرا اساساً گفتوگوهای ژنو براساس مواضع اکثر اعضای این نشست، شکست خورده اعلام نشده بود. در واقع خلاصه نتایج نشست ژنو این بودکه بحثهایی درباره رویکرد طرفین به ادامه مسیر و چگونگی ساختار مذاکرات و زمانبندی آن صورت گرفت و در این راستا، دو ایده مهم درباره ادامه مذاکرات مطرح شد که یکی از آنها از سوی ایران بودکه تحت عنوان«مدالیته برای مذاکرات جامع» به اعضای نشست ارائه گردید. براساس این مسأله توافق ابتدایی این شده بود که طرفین روی این موضوع کار کنند و ظرف دو هفته دوباره بحثها را ادامه دهند. اما از آن جایی این فرایند از سوی کاخ سفید غیرقابل قبول ارزیابی شده فلذا با طرح و برجستهسازی ضربالاجل در صدد برهم زدن بازی شدند که احساس میکردند نفع آن برای ایران بیشتر باشد.
اما این اقدام آمریکا از همان ابتدا شکست خورده بود و به همین جهت جمهوری اسلامی ایران واکنش متناسبی را از خود نشان نداد. زیرا زیرساختهای صورت گرفته در آغاز مذاکرات بهگونهای بود که ایران این امیدواری را داشت که چنین «پروپاگاندایی» تأثیرگذار نباشد. در عین حال چند عامل دیگر باعث شد که آمریکا بناچار از موضع خود کوتاه بیاید.
الف- با توجه به زمینه سازی و اطلاع رسانی که مبنی بر برگزاری اجلاس غیر متعهدها در تهران صورت گرفته بود و همچنین سابقه حمایت آن ازبرنامه هسته ای و تأثیرگذاری آن بر تحولات بین المللی، آمریکا از نتایجی که میخواست از طریق برجستهسازی ضربالاجل بدست آورد، ناامید بود.
ب- مخالفت روسیه، چین و برخی دیگر از اعضای گروه 1+5 با مواضع آمریکا عامل تهدیدکننده دیگر محسوب میشود. در واقع اقدام آمریکا نه تنها در جامعه جهانی بازخورد مثبتی نداشت،بلکه در درون گروه 1+5 نیز خریداری پیدا نکرد. حقیقت امر این است که ابتکار ایران در حل مسأله هستهای برای کشورهایی مانند روسیه و چین حائز اهمیت بود و آنان براثر گشایش چنین بابی برای مذاکرات احساس منفعت میکردند. بهویژه اینکه موضوع مدالیته یکبار در همکاری آژانس و ایران پاسخ داده بود. فلذا بوجود آمدن بستری برای تدوین مدالیته دومی برای حل بخش سیاسی منازعه هستهای ایران به عنوان یک فرصت برای برخی از کشورها تلقی گردیده است.
چشمانداز
منابع قدرت معطوف به چانه زنی طرفین پیرامون حل مسأله هستهای ایران بسیار تعیین کننده افق فرایند جدید مناسبات میباشد، لذا جمهوری اسلامی ایران باید نشان دهد که:
1- آمادگی ایستادگی در برابر هرنوع ناملایمات بعدی راکه احتمالاً آمریکا و متحدینش برای فشار بر ایران اتخاذ نمایند، دارد.
2- ایران باید نشان دهد که اگر مشکلاتی در داخل خودش پیرامون مسائل اقتصادی دارد، مربوط به داخل است و نمیتواند ضعف تلقی گردد و مالاً فرصتی برای مخالفان هستهای محسوب شود.
3- ایران باید این باور را تقویت کند که غنیسازی جزء خطوط قرمز ایران است و عقبنشینی از آن غیرممکن است. موضع اخیر حضرت آیت الله خامنه ای ، رهبر حکیم ، فرزانه و مجاهد انقلاب اسلامی پیرامون خط قرمز هستهای ایران دقیقاً چنین پیامی برای غرب داشته است.
4- ایران باید تصمیم جدی خود را ابراز نماید که هزاران سانتریفیوژهای آماده شده بزودی و به سرعت قابل راهاندازی و استحصال است. این موضوع یکی از مهمترین منابع قدرت ایران محسوب میگردد و به نظر میرسد بخش اعظمی از تلاش غرب در توقف راهاندازی این مرحله از سانتریفوژها مجتمع شده است. طرح «تعلیق در برابر تعلیق» عمدتاً با این هدف ارائه شده است که از توسعه آبشارهای غنیسازی جلوگیری بهعمل آید.
5- ایران باید نشان دهد که سازوکارهای لازم برای برخوردهای آتی را بطور دقیق مورد توجه قرار داده و لذا هرنوع اقدامی علیه ایران اثر تعیین کنندهای نخواهد داشت.