اشاره:
در پی درج مقالهای با عنوان «اضطراب آنتن» در صفحه 14 کیهان 30/2/86 شبکه 4 سیما جوابیهای ارسال داشته است که ضمن ابراز خرسندی از گشوده شدن باب گفتوگوی نقادانه، ابتدا متن جوابیه شبکه 4 از نظرتان میگذرد و در ادامه، توضیحات کیهان را میخوانید.
">اشاره:
در پی درج مقالهای با عنوان «اضطراب آنتن» در صفحه 14 کیهان 30/2/86 شبکه 4 سیما جوابیهای ارسال داشته است که ضمن ابراز خرسندی از گشوده شدن باب گفتوگوی نقادانه، ابتدا متن جوابیه شبکه 4 از نظرتان میگذرد و در ادامه، توضیحات کیهان را میخوانید.
جناب آقای شریعتمداری
با سلام و احترام
در پاسخ به مطلب مندرج در آن نشریه، تحت عنوان «اضطراب آنتن» چاپ شده در روز یکشنبه 30/2/86 صفحه 14 جوابیه پیوست ارسال میشود. مستدعی است طبق قانون مطبوعات دستور لازم برای درج آن را صادر فرمایید.
1ـ عنوان مطلب «اضطراب آنتن» است؛ اما همانگونه که نویسنده مطلب اشاره کرده این فیلم چند هفته آماده پخش بوده؛ اما به دلایل متعدد و از جمله رسیدن به بحثهای کارشناسی مطلوب به تعویق افتاده است.
2ـ فیلم اثری است که به خودکشی میپردازد و از زوایای مختلف هم در درون فیلم و هم از سوی کارشناسان، این عمل مورد نکوهش قرار میگیرد. در حقیقت علت خودکشی مورد بحث و نقد واقع شده و از این طریق ذکر میشود فردی که هیچ فضیلت و معرفتی را در دل ندارد و به تعبیری متکی بر اندیشه و ایدئولوژی سکولاریستی است، چنین سرنوشتی پیدا خواهد کرد.
3ـ قیاس معالفارق رزمندگان هشت سال دفاع مقدس با شخصیت اصلی فیلم، عیانکننده دو ایدئولوژی متفاوت و در نتیجه دو رویکرد متفاوت در زندگی است. فردی با مهیا بودن تمام شرایط مطلوب و رفاهی زندگی، خود را میکشد؛ اما رزمندهای که هیچ دلبستگی مادی ندارد و از جان و مالش آن هم به «اختیار» در راه دین و وطن میگذرد و فرض شهادت، جانباز شدن و ... را هم به جان میخرد به حیات خویش با نگاه آسمانی و الهی نظر میافکند و همچنان خود را مفید میداند؛ زیرا برای او «الدنیا مزرعهالاخره». چنین فردی قطعا در تعارض با اندیشه اومانیستی و سکولار قرار دارد.
متاسفانه نویسنده مطلب «اضطراب آنتن» برابری نگاههای مطرح شده درباره شخصیت اصلی فیلم و رزمندگان و جانبازان هشت سال دفاع مقدس را با نیت تخریب و به اشتباه طرح کردهاند. اگر ذرهای دلسوزی وجود میداشت نویسنده محترم از این محفل، همانند کارشناسان برنامه، استفاده میکرد تا دنیای غرب و اندیشه لامذهب غربی را نقد کند. باید از نویسنده مطلب «اضطراب آنتن» پرسید که چگونه به خود اجازه میدهند دو سوی این مسئله را یکسان فرض کنند و یک اومانیست را با یک جانباز هشت سال دفاع مقدس برابر بدانند؟ اگر نیت ایشان طرح مظلومیت جانبازان و سربازان هشت سال دفاع مقدس است، فیلم مذکور به خوبی نشان میدهد که اگر فردی ایدئولوژی و معرفت آسمانی و اخروی نداشته باشد، رها و بیانگیزه خواهد بود. آیا در بحثهای کارشناسی بر عملکرد چنین فردی صحه گذاشته شده و یا مدام در یک قیاس معالفارق، جانبازانی مطرح شدهاند که با ایدئولوژی محکم و تبیین شده اخروی گام برمیدارند و با صلابت به زندگی الهی و آسمانی خود ادامه میدهند؟! اینکه نویسنده مطلب مذکور به خود اجازه میدهد در گفتههای دیگران خدشه ایجاد کند و سوءتعبیر را فراهم نماید، جای سؤال فراوان دارد.
4ـ فیلم به دلایل خودکشی فردی که نگاه اومانیستی دارد، میپردازد و کارشناسان برنامه نیز با تبیین و رد این تفکر، دلیل خودکشی فرد را لامذهبی و تفکر اومانیستی او میدانند و نتیجه میگیرند افرادی که به دنیای اخروی اعتقادی ندارند در نتیجه برای زیستن، دلایل متقن نمییابند و صرفا حیات این دنیا را باور دارند و این کاملا مغایر با تعاریف انسان کنونی در جامعه اسلام و خدا محور ماست که بارها در برنامه بر آن تاکید میشود.
شبکه چهار سیما
کیهان: ابتدا بایستی از دوستان شبکه 4 سیما سپاسگزاری و تشکر کرد که انتقاد یکی از برنامههایشان را مطالعه کرده و پاسخ دادند.
اما به نظر میآید که متاسفانه نویسنده جوابیه، نه خود فیلم «دریای درون» را دیدهاند و نه صحبتهای کارشناسان برنامه سینما 4 که پس از پخش فیلم به روی آنتن رفت. اگر این نویسنده گرامی به خود زحمت داده و یک بار فیلم «دریای درون» را ملاحظه بفرمایند، متوجه خواهد شد که: اولا؛ فیلم مذکور مسئله خودکشی از دیدگاه اومانیستی را آشکار نکرده و آن را نکوهش نمیکند بلکه اساسا «اختیار تصمیمگیری برای خودکشی» را به عنوان «یک حق مسلم انسانی» مطرح میسازد که در سراسر داستان، شخصیتهای اصلی در صدد اثبات آن هستند.
کارگردان سعی میکند با شخصیتپردازی و فضاسازی، مخاطب را به همذاتپنداری با شخصیت اصلی وادار کرده و عمل وی را یک اقدام قهرمانانه جلوه دهد. چنانچه در صحنه پایانی و با آن سخنرانی شعارگونه، گویی شخصیت اصلی در یک عرصه ایثار و فداکاری قرار دارد. در حالی که در همان سینمای غرب آثاری هستند که با بیان سینمایی، خودکشی را آشکارا عملی مذموم و نکوهیده به تصویر کشیدهاند، مانند فیلم «چه رویاهایی میآیند» (وینسنتوارد) که حتی فرد خودکشیکننده در جهنمی شبیه آنچه در روایات دینی حکایت شده، مجازات میشود و یا حتی در فیلمی دیگر از کارگردان همین فیلم «دریای درون» به نام «دیگران» (علیرغم همه ایرادات و نقایص محتوایی) مادری که خود و دو بچهاش را به قتل رسانده، در دنیایی مصیبتبار و عذابآور به سر میبرد. این تصاویر را مقایسه کنید با آنچه که در پایان فیلم «دریای درون» حاصل میگردد که انگار فرد خودکشیکننده، رستگار شده است! و دوست وی که جرات خودکشی نداشته و یا نخواسته به چنان عملی دست بزند، دچار فراموشی شده ودر رنج بیپایانی غوطهور گردیده است!!!
ثانیاً؛ شخصیت اصلی فیلم، (آنچنان که نویسنده محترم جوابیه ذکر کردهاند) به هیچوجه فردی «با تمام شرایط مطلوب و رفاهی زندگی، نبوده، بلکه 27 سال در بستر معلولیت افتاده و قادر به هیچگونه حرکتی از گردن به پایین نیست و خود را در تمام این مدت به نحو رقتباری، وبال گردن اطرافیانش به حساب آورده است. از همینروست که عنوان میکند در تمام روزها و ساعات آن 27 سال، در فکر خودکشی بوده و سعی نموده که این مسئله را به طور قانونی به مسئولان قضایی بباوراند.
ثالثا؛ از هیچرو در فیلم مشخص نمیشود که «اگر فردی ایدئولوژی و معرفت آسمانی و اخروی نداشته باشد، رها و بیانگیزه خواهد بود.» از قضا شخصیت اصلی فیلم، آدم معناگرایی مینمایاند، در صحنهای از فیلم وی با سفری درونی از روی تپهها و دشتها، به سبک عارفان و سالکان طی طریق میکند تا به ملاقات با دوستی رود که از قضا همدرد اوست! از همین روست که وی مثل آدمهای مایوس و سرخورده که به سوی خودکشی کشیده میشوند،در هیچ یک از لحظات فیلم، با روحیهای ضعیف و ذلیل و با سر و وضعی آشفته و درهم ریخته تصویر نمیشود بلکه همواره آراسته است و با نشاط، با اطرافیانش گپ میزند، به امور فنی میپردازد و اختراع میکند، مرتبا به برادرزادهاش درس زندگی میدهد، کشیش را در بحث و جدل مغلوب مینماید و حتی ازدواج میکند و البته همه این کارها را برای نیل به انگیزه اصلیاش یعنی «خودکشی» انجام میدهد، گویی در راهی مقدس گام میبردارد!!
رابعا؛ متاسفانه هیچیک از کارشناسان محترم برنامه هم عمل خودکشی را مورد نکوهش قرار نداده و علت آن را مثلا (با آن عباراتی که در جوابیه ذکر گردیده) ناشی از عدم وجود فضیلت و معرفت در دل شخصیت اصلی ندانستند و در سراسر صحبتهای خویش، کلمه یا عبارتی مبنی بر نقد «دنیای غرب و اندیشه لامذهب غرب» به کار نبردند، محور مرکزی بحث دو کارشناس برنامه، بر موضوع اصلی فیلم قرار داشت که «آیا انسان حق دارد برای مرگ خود تصمیم بگیرد و در شرایطی که زندگیش را نمیپسندد، خودکشی کند؟» متاسفانه نه آنها و نه گفتاری که بر روی تصاویر فیلم، پخش میشد، پاسخ روشنی به سؤال فوق نمیداد و مخاطب را در فضایی تردیدآمیز رها میساخت.
خامسا؛ اگرچه در طول فیلم، با توجه به شرایط ویژه جامعه ما، موقعیت برخی از جانبازان و ایثارگران به ذهن بسیاری از تماشاگران فیلم تلنگر میزد اما تا زمان صحبت کارشناسان برنامه، تصور نمیکنم کسی به خود این اجازه را میداد که وضعیتهای یاد شده را همسانپنداری نماید. اما دیگر چه میتوان گفت، هنگامی که در کمال حیرت و شگفتی، کارشناس محترم برنامه بدون هیچ توضیح و تفسیری و یا مقایسه بین انگیزههای الهی و اندیشههای مادی، به جانبازان و معلولین عزیز توصیه میکند که این فیلم را ببینند! و در فراز بعدی سخنانش، در بیان شباهت موقعیت شخصیت اصلی فیلم با این عزیزان، معلولیت جانبازان را ناشی از جنگ برای سرزمینی دانست که به قول ایشان، حتی یک مترش متعلق به آنان نبوده!!!
ای کاش این دوستان، در یک بحث واقعا کارشناسانه به بیان انگیزه الهی جانبازان وعمل ایثارگرانشان که به تعبیر قرآن کریم، «معامله با خدا» بوده پرداخته، آن را با تفکرات سکولاریستی مقایسه کرده و نمونههای زندگی افتخارآمیز حتی امروز جانبازان را در موفقیتهای پرشمار علمی و ورزشی و فرهنگی در سطح جهانی، ذکر مینمودند.
ای کاش مخاطبانشان را به آزمایشات الهی در مصیبتها و رنجهای دنیوی، توجه میدادند که چگونه خداوند بندگانش را به فرازهای سخت و دشوار زندگی میآزماید تا میزان ایمان و باورهایشان را برایشان روشن سازد.
ای کاش از الگوها و نمونههای افتخارآمیز تاریخ اسلام و ایران مثال میآوردند که چگونه به جای خودکشی، با توکل به خدا و صبر پیشه کردن بر تکاندهندهترین و شدیدترین مصائب و بلایا، پیروزی و سعادت دنیا و آخرت را برای خود و دیگران فراهم کردند.
ای کاش همین مطالبی که نویسنده جوابیه درباره تفاوت انگیزههای الهی با نگرش اومانیستی و نیهلیستی، ذکر کردهاند را در همان برنامه بیان میداشتند تا شبهات مختلف پیش نیاید.
ای کاش و ای کاش و ای کاش ...
و به راستی در حالی که اغلب بلندگوهای رسانهای دنیای غرب با سرمایههای میلیارد دلاری، علیه اسلام و شیعه کوک شدهاند. اگر در رسانه ملی ایران و در چنین برنامههایی که به ویژه مخاطبان جوان را به خود جلب میکند، این معارف اسلامی گفته نشود، چه خوراک فرهنگی بایستی به آنان ارائه گردد؟
ضمن احترام و تکریم نسبت به آن دسته از برنامهسازان و مدیران پرتلاش صدا و سیمای جمهوری اسلامی که در دشوارترین شرایط زمانی، با نشر فرهنگ و اندیشههای اسلامی در قالبهای گوناگون هنری، جامعه جهانی را برای مهمترین واقعه عالم بشریت یعنی قیام حضرت حجت(عج) آماده میسازند، متاسفانه باید اذعان داشت، این نخستین بار نبوده (انشاالله آخرین بار باشد) که در رسانه ملی و بخصوص در شبکه چهارم سیما، نسبت به ارزشهای انقلاب و اسلام، بیتوجهی میشود. اوایل ماه گذشته نیز، آیتاللهالعظمی مکارم شیرازی در دیدار با گروهی از کارکنان صدا و سیما به نکته مهمی در این رسانه اصلی کشور اشاره نمودند و گفتند: «... کسانی در آنجا (تلویزیون) لانه کردهاند که تلویزیون را به سوی سکولاریزم سوق میدهند...»
مجددا به دوستان متعهد و گرامی رسانه ملی از جمله نویسنده جوابیه فوق، توصیه میشود که فیلم «دریای درون» و بحثهای کارشناسی برنامه سینما 4 درباره این فیلم را مشاهده کنند و اول خدا و بعد جانبازان عزیزی را در نظر آورند که همه حجت و دلیل نسل امروز و فردا برای دفاع از کشور و مقاومت در مقابل زورگویان و سلطهگران جهانی به شمار میآیند.