">
روحالله اوحدی / مسئول شاخه جوانان و دانشجویان حزب اعتماد ملی
در هفته گذشته با طرح موضوع دولت ایران مبنی بر آمادگی برای گشایش دفتر نمایندگی و برقراری روابط سیاسی کامل با دولت مصر، وضعیت متحولی پیشرو قرار گرفت که نکات و پیشنهاد ذیل را میتوان جهت تسریع و تسهیل در برقراری روابط عمیق بین دو کشور مطرح نمود.
1) اختلافات بین دو دولت: دولتهای ایران و مصر در طول یکصد سال گذشته، فراز و نشیبهایی را در اختلاف و تعارض پشتسر گذاشتهاند که اوج این تعارضات در تقابل میان محمدرضا شاه و جمال عبدالناصر وجود داشته، به گونهای که محمدرضا پهلوی سعی نمود با اتخاذ سیاست «ناسیونالیسم مثبت» در مقابل ناسیونالیسم عربی، مرزبندی و آثار سیاست «عدم تعهد» دولت دکتر مصدق را که مصر نیز طرفدار آن شده بود، پاکسازی نماید.
خصوصا اتحادی که بین مصر، سوریه و عراق پس از انقلاب عبدالکریم قاسم در عراق در سال 1337 به وجود آمد، جهتگیری ضدایرانی قویای داشت و امتداد همین وضعیت را در مواجهه با اسرائیل نیز شاهد هستیم، به گونهای که ایران دوره پهلوی علیرغم آنکه در زمان دولت دکتر مصدق با اعتراضات مردمی و پیگیری برخی نمایندگان مجلس، شناسایی دوفاکتوی اسرائیل را پس گرفته بود، اما پس از کودتای 28 مرداد 32 روابط بین ایران و اسرائیل مجددا برقرار شد و در سال 1336 با امضای قرارداد رسمی بین دو حکومت برای خرید نفت ایران به اوج خود رسید. ماشین جنگی اسرائیل بدون نفت ایران نمیتوانست سه جنگ مهم با اعراب را که با محوریت مصر انجام میشد، پشتسر بگذارد.
نکته مهم دیگر در تقابل دولتهای ایران و مصر، امضای قرارداد شهریورماه سال 1357 بین مصر و رژیم صهیونیستی بود که با میانجیگری ایالات متحده تهیه و به توافقنامه صلح کمپدیوید مشهور شد.
این قرارداد در فروردین 1358 بین انورسادات، رئیسجمهور مصر و مناخیم بگین، نخستوزیر رژیم صهیونیستی در حضور کارتر و در کاخ سفید نهایی و امضا شد و براساس آن، مصر در ازای بازپسگیری صحرای سینا که در جنگ ژوئن 1967 به اشغال اسرائیل در آمده بود، رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخت و متعاقبا جمهوری اسلامی ایران براساس دیدگاه حضرت امام(ره) روابط سیاسی خود را با مصر قطع کرد.
2) اشتراکات بین دو ملت: میان دو ملت ایران و مصر اشتراکات تاریخی، مذهبی و فرهنگی فراوانی وجود دارد که باعث نزدیکی دو ملت متمدن و باسابقه خاورمیانه میشود و در این بین، خصوصا در تاریخ معاصر، نقاط ویژهای همچون گفتوگوی مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیتالله العظمی بروجردی و شیخ شلتوت مفتی اعظم الازهر برای تقریب بین مذاهب، فراز مهمی در تعامل و بلوغ فرهنگی میان دو ملت مسلمان است و یا داشتن تعلق مشترک به شخصیتهای روشنفکر و برجسته جهان اسلام همچون سیدجمالالدین اسدآبادی و محمد عبده؛ و یا حتی در عرصه مبارزه با صهیونیستهای اشغالگر میتوان به دیدار میان نواب صفوی از فداییان اسلام و حسن البنا از جنبش اخوانالمسلمین مصر اشاره کرد.
3) راهی به سوی آینده: آنچه مسلم است، بین جوامع مدنی و خصوصا بین جوانان دو کشور همسویی و اشتراکات زیادی وجود دارد که حتی در اجتماعات و نحوه شکلگیری اتحادیههای غیردولتی نیز مشاهده میشود.
به طور مشخص، جریانات دانشجویی فعال در دانشگاههای دو کشور چه از لحاظ محتوا و چه از لحاظ شکلی شبیه به یکدیگرند.
هر دو جریان آرمانخواه و آزادیخواه هستند و هر دو جریان منتقد دولتهای خویش و مخالف ظلم و بیعدالتی در داخل کشورهای خود و در خاورمیانه هم طرفدار آزادی و مدافع حق تعیین سرنوشت ملتها و به صورت ویژه نیز مدافع ملت مظلوم فلسطین هستند.
با این وصف، پیشنهاد میگردد برای برقراری روابط سیاسی میان ایران و مصر از جوامع مدنی و خصوصا جوانان و دانشجویان در دو کشور آغاز نموده و با ایجاد ظرفیتهای فرهنگی میان دو ملت از طریق تشکیل گروههای دوستی بین نمایندگان هنرمندان، روشنفکران و دانشجویان و جوانان و یا تشکیل هفتههای فرهنگی مشترک در دانشگاههای دو کشور، زمینه لازم برای روابط پایدار سیاسی به وجود آمده و منافع آن برای دو کشور و کل جهان اسلام همواره باقی و از توطئهها و دسیسهچینیهای رژیم اشغالگر قدس برحذر بماند. در این چارچوب اقدام دولت نهم برای برقراری روابط سیاسی همراه با بسترسازی فرهنگی مورد حمایت خواهد بود و ذکر این نکته خالی از لطف نیست که این شرایط در دوره اصلاحات نیز وجود داشت، ولی علیرغم شعارهای خوب و زیبایی که مطرح میشد، اقدام شایستهای در این جهت صورت نگرفت و فرصتها یکی پس از دیگری از دست رفت.
امید است که این بار نتیجه خوبی حاصل شود.