">
ترجمه: زهرا صدری
زمانی که در بارسلون قدم میزنید به هیچ وجه تصور نمیکنید که در بخشی از خاک اسپانیا ایستادهاید. مردم بومی این شهر ساحل مدیترانه و مناطق اطراف آن، هویت خود را کاتالانی میدانند. زمانی که در بین مردم حضور پیدا کرده و به مکالماتشان گوش میکنید، متوجه میشوید که پیر و جوان، طرفداران احزاب چپ یا راست، بازنشستگان و مهاجران، از انتخابات اسپانیا به گونهای صحبت میکنند که گویی قرار است این انتخابات در یک کشور خارجی رخ دهد. کلیه علائم راهنمایی و رانندگی و منوی رستورانها به زبان کاتالان نوشته شده است. آموزش در مدارس به زبان کاتالان بوده و تاریخ کاتالان جزء دروس اصلی است و زبان اسپانیولی ـ به عنوان یک زبان خارجی ـ تنها 2 ساعت در هفته تدریس میشود. این منطقه رسما به عنوان یک جامعه خودمختار شناخته شده که در سیاستگذاری و وضع قوانین اجتماعی از آزادی عمل زیادی برخوردار است. اما همه این موارد در حالی است که نتایج رایگیری نشان میدهد حدود 35 درصد از مردم خواستار استقلال کامل از مادرید هستند.
اما مسئله اقدام ملیگرایانه کاتالانها با تکیه بر قدمت، تمدن و زبان مستقل خود که آینده سیاسی دولت اسپانیا را تحت تأثیر قرار داده است، تنها به این کشور و این مورد محدود نمیشود. در دوران فرانکو خودمختاری قابل ملاحظهای نیز به ایالت باسک اعطا گردید. افکار سیاسی جداییطلبانه همچنان به صورت گسترده وجود دارد و عملیاتهای تروریستی توسط جداییطلبان ادامه دارد.
شکاف در خاک اروپا
چنین شکافهای دیرینهای که در خاک اروپا ظاهر شده ـ با وجود بسیاری از کشورهای مدرن با حکومتها و مردم متفاوت ـ واکنشهای این منطقه را نسبت به بیانیه استقلال کوزوو شکل میدهد. هم اکنون در مجموعه کشورهای اروپایی در مسئله به رسمیت شناختن کوزوو تردیدهایی به وجود آمده است: سرزمینی که بیشتر به عنوان بخشی از صربستان به رسمیت شناخته شده بود.
میگول آنجل موراتینوس، وزیر امور خارجه اسپانیا در واکنشی سریع در خصوص استقلال کوزوو به گزارشگران گفت: دولت اسپانیا اقدام یکجانبهگرایانه کوزوو در اعلام استقلال را به رسمیت نخواهد شناخت. او همچنین اظهار داشت که این مسئله عدم احترام به قوانین بینالمللی محسوب میشود.
مشابه این مخالفتها از جانب دیگر کشورهای اروپایی نیز مطرح شد. عمده این کشورها یا با تحرکات جداییطلبانه داخلی مواجه هستند و یا همپیمان صربستان محسوب میشوند (و یا هر دوی این حالات). قبرس، یونان، رومانی، بلغارستان و اسلوواکی مخالفت خود را با استقلال کوزوو اعلام کردهاند. درک انگیزه این کشورها از اینگونه موضعگیری، مسئله دشواری نیست. برای مثال کشور قبرس بیم دارد که اعلام استقلال کوزوو موجب تحریک ساکنین ترک این کشور برای تقسیم جزیره به دو قسمت جداگانه شود. وزیر امور خارجه اسلوواکی که نگران ناآرامیهای اقلیت مجارستانی کشورش است نیز با اعلام استقلال کوزوو مخالفت کرد.
اما اغلب قدرتهای بزرگ اروپا مانند انگلستان، فرانسه و آلمان در کنار آمریکا از استقلال کوزوو حمایت میکنند. به دنبال نسلکشی اسلوبودان میلوسوویچ، رئیسجمهوری وقت جمهوری صربستان، تقریبا یک میلیون آلبانیاییتبار آواره شدند. این آوارگی در حالی بود که آنها 80 درصد از ساکنین منطقه را تشکیل میدادند. پس از آنکه صربستان مذاکره برای مشخص کردن وضعیت آینده این کشور را نپذیرفت، آمریکا با به دست گرفتن رهبری جنگ وارد عمل شد و سربازان میلوسوویچ را از کوزوو خارج کرد. همچنین جامعه بینالملل کوزوو را به عنوان بخش قانونی صربستان پذیرفت و به این ترتیب توافق شد که این منطقه با حمایت ناتو و تحت نظارت سازمان ملل اداره شود.
مخالفت روسیه و چین
کشورهایی که از اعلام استقلال حمایت میکنند نیز خواستار شفافسازی ادعاهای صربستان نسبت به کوزوو هستند. از طرف دیگر مخالفان این مسئله معتقدند که وضعیت موجود در منطقه بالکان موجب زیر سؤال رفتن یکی از قوانین بینالمللی مبنی بر حق حاکمیت و همچنین سوابق تاریخی شده است. برای مثال، چین که موضعی مشابه اسلوواکی و اسپانیا اتخاذ کرده است، این نگرانی را دارد که اعلام استقلال کوزوو باعث ترغیب تایوان در پیشبرد برنامههای جداییطلبانه شود. روسیه بنا به دلایل راهبردی و ائتلافی روی منطقه صربستان سرمایهگذاری ویژهای کرده است. پوتین رئیسجمهوری روسیه با آگاهی از مسائل جاری قفقاز و دیگر مناطق، قاطعانه از صربستان که ریشههای مسیحیت ارتدوکس مشابه روسیه دارد، حمایت میکند. مسکو همچنین مسئله کوزوو را دخالت آشکار ناتو در قلمرو سنتی روسیه میداند و جهت اطمینان از به رسمیت نشناختن این کشور جدید در سازمان ملل، احتمالا با چین وارد مذاکره میشود.
مسئلهای که موجب بیشترین بیثباتی در اروپا شده، منازعات و درگیریهای ناشی از روند فروپاشی حکومت یوگسلاوی از زمان جنگهای صلیبی و عثمانی است که تا به امروز ادامه دارد. درگیریهایی که جنایتهایی علیه بشریت را نیز به دنبال داشته و به نظر میرسد که رهبران اروپایی قادر به مداخله و متوقف کردن آن نیستند.