حسن فتحی Fathi.Blogfa.comWWW.Hassan
گروه بینالملل: چند ماه پیش که ائتلاف چپهای ایتالیا به رهبری پرودی که سالها کمیسیونر اتحادیه اروپا بود قدرت را در این کشور در دست گرفت عنوان شد که دوران راستگرایان به پایان رسیده و از این پس زمینه مساعدی برای استمرار حکومت چپها به وجود آمده و این وضعیت ادامه خواهد داشت.
چپها که ائتلافی از چند حزب را شامل میشدند در سال 2006 توانستند دولت راستگرای برلوسکونی را ساقط کرده و قدرت را در دست بگیرند. در حالی که این وضعیت چندان دوام نیاورده و عاقبت جئورجیوناپولیتانو رئیسجمهوری این کشور که در رایزنی برای بقای دولت ناکام مانده بود دست به انحلال پارلمان زده و خواستار برگزاری انتخابات زودهنگام شد. سالها بود که چپهای ایتالیا از قدرت کنار مانده و در تلاش بودند با کنار زدن راستها به قدرت برسند در همین ارتباط پیرامون پرودی که تجربه موفقی در اتحادیه اروپا داشت گردهم آمدند.
دوران چپها اگرچه با سروصدا و هیاهوی بسیار آغاز شد ولی زود افول کرد به طوری که انحلال پارلمان و حرکت به سوی انتخابات زودهنگام حکایت از بحران فزاینده سیاسی در کشوری دارد که در سالهای گذشته در زمان نخستوزیری برلوسکونی از ثبات نسبی سیاسی برخوردار بود.
یکی از شعارهایی که چپها مطرح کرده و توانستند افکار عمومی مردم ایتالیا را با خود همراه و همجهت سازند خروج سربازان ایتالیایی از عراق و افغانستان بود زیرا یکی از متحدان و حامیان بوش و آمریکا در مبارزه علیه تروریسم، برلوسکونی نخستوزیر راستگرای ایتالیا که همچون تونی بلر نخستوزیر انگلیس، خود را با خواستهها و اقدامات کاخ سفید هماهنگ کرده بودند.
در این شرایط که ستاره پرودی و چپها افول کرده بود برلوسکونی و راستها بر فعالیت خود افزوده و در تلاش هستند با کنار زدن رقبا در انتخابات آتی، مجدداً به قدرت برسند.
برای افول چپها میتوان دلایل بسیاری را برشمرد ولی یک واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت که مشکل اصلی دولتها در ایتالیا ضعف احزاب و ناتوانی آنها در تشکیل دولت واحد و یکپارچه میباشد به همین دلیل دولتها در ایتالیا ائتلافی بوده و معمولاً از چند حزب تشکیل میشوند به طور مثال ائتلاف چپها که از سال 2006 قدرت را در دست داشته شامل چندین حزب و گروه بوده است. اما هیچگاه ائتلاف و اتحاد و همبستگی احزاب دوام نداشته و به راحتی فرو میپاشند زیرا این احزاب دارای دیدگاهها و نظریات مختلفی هستند که همین مسئله اختلاف و سستی ائتلافها را در پی دارد. البته این مشکل جدیدی نیست که این روزها بروز کرده و یا گریبان دولت پرودی را گرفته باشد بلکه این مسئله گریبانگیر ایتالیا را پس از جنگ جهانی دوم که کشور با کنار گذاردن نظام سیاسی سلطنتی به جمهوریت گرایش یافت، گرفته است. اگرچه گاهی اوقات این مشکل کم رنگ شده و ائتلافی قوی و استوار از احزاب به وجود میآید و دولتها میتوانند برای مدتی طولانی روی کار باشند اما این وضعیت همیشگی نبوده است لذا در این سالها دولتهایی را میتوان یافت که فقط 3 ماه دوام آورده و پس از آن دچار اضمحلال و سقوط شدهاند.
اوضاع سیاسی ایتالیا به دلیل تعدد احزاب و دخالت کانونهای قدرت نظیر مافیا و واتیکان همواره در تلاطم بوده تا حدی که عدم ثبات سیاسی و ظهور و سقوط دولتها همراه با شکلگیری ائتلافها به مشخصه اصلی این کشور تبدیل شده است.
البته در کنار تعدد احزاب باید به ویژگیهای سیاسی این کشور اشاره کرد که این ویژگیها در روابط احزاب و دولتها نقش بسزایی داشتهاند. این ویژگیها عبارتند از:
1- وجود واتیکان در ایتالیا که یک قدرت سیاسی – مذهبی و حتی اقتصادی تلقی میشود. واتیکان که در حقیقت دولتی در دولت ایتالیاست و در محدوده میدان سن پیتر در شهر رم قرار دارد برخلاف کوچکی و محدودی که داراست از اهمیت بسیاری برخوردار است تا حدی که بسیاری از احزاب و سیاستمداران ایتالیایی از این طریق تغذیه شده و حمایت میشوند.
اگرچه نقش واتیکان در دوران جنگ سرد و زمانی که حزب کمونیست فعال و قدرتمند بود بسیار بیشتر از امروز بود اما امروزه هم این کشور کوچک بر روی احزاب و سیاستمداران تاثیر گذارده و آنها را جهت میدهد.
یکی از اهداف واتیکان در دوران جنگ سرد و در زمانی که حزب کمونیست ایتالیا از قدرتمندترین احزاب اروپایی به شمار میرفت تضعیف این حزب، جلوگیری از به قدرت رسیدنش و در نهایت تقویت جناحهای مخالف بود که در همین رابطه بارها جولیو آندرئوتی به نخستوزیری رسیده و دولتهای راستگرا را روی کار میآورد.
البته واتیکان امروزی باید خود را مدیون موسولینی رهبر فاشیستهای ایتالیا بداند. موسولینی معروف به دوچه که در جنگ دوم جهانی متحد هیتلر شد در سال 1929 براساس قرارداد و توافقنامه «لاتران» واتیکان را به رسمیت شناخته و اموال و داراییهای آن را در اختیارش قرار داد.
انگشت واتیکان در دوران جنگ سرد در تمامی انتخابات و تحولات سیاسی ایتالیا قابل دیدن بوده و یکی از عوامل و دلایل ناکامی کمونیستها در این سالها همین واتیکان بوده است.
2- در ایتالیا دو کانون قدرت در جهت حفظ راستگرایان در حاکمیت وجود دارد که دومی آن مافیاست. اگرچه پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی و رژیمهای کمونیستی شرق اروپا که چند تایی از آنها در همسایگی ایتالیا قرار داشته و در دوران جنگ سرد همواره موی دماغ بودهاند شرایط را تغییر داد اما سد مافیا و واتیکان همیشه برای آنها مشکلساز بوده است. در این میان عدهای بر این باور هستند که شرایط جدید سیاسی در جهان توانسته بر نقش واتیکان تاثیرگذار باشد اما روند و چارچوب حمایتی مافیا دارای تفاوتهای اساسی با واتیکان مقر پاپ رهبر کاتولیکهای جهان بوده است.
مافیا سعی داشته از دولتهایی پشتیبانی کند که این گروه و منافعش را محدود نکرده و مانع فعالیتش نشوند. این وضعیت توسط دولتهای راستگرا بهتر حفظ شده تا کمونیستها و چپگرایان.
بارها اعلام شده که نمایندگان مجلس و یا دولتها از مافیا حقوق دریافت کرده و در راستای منافع آنها حرکت نمودهاند اما این ارتباط قطع نشده و همواره استمرار داشته است.
با توجه به آنچه عنوان شد میتوان به دلایل فراز و فرود دولتها و موفقیت یا ناکامی آنها پی برد.
دولت پرودی رکورددار کوتاهترین بحران دولت در تاریخ جمهوری ایتالیاست زیرا بحران آن فقط 64 ساعت طول کشید در نهایت به سقوط دولت و کنارهگیری پرودی انجامید.
در ایتالیا و در شرایط کنونی که بحران سیاسی منجر به انحلال پارلمان شده دو دیدگاه متضاد وجود دارد:
- در یک سو راستگرایان به رهبری برلوسکونی نخستوزیر پیشین قرار دارند که پشتیبان انتخابات زودهنگام هستند. برلوسکونی 71 ساله معتقد است فقط برگزاری انتخابات زودهنگام میتواند بحران سیاسی ایجاد شده در کشورش در پی سرنگونی دولت پرودی را حل کند.
راستگرایان که به پیروزی در انتخابات امیدوار هستند از هم اکنون به سازماندهی پرداخته و در تلاش تهیه یک فهرست و لیست واحد متشکل از احزاب «زنده ایتالیا» و «ائتلاف ملی» برای انتخابات فروردین ماه هستند. او هرچند از حضور مستقل در انتخابات طرفداری میکند ولی عقیده دارد به تنهایی نمیتوان در انتخابات شرکت کرد زیرا شانس پیروزی وجود ندارد باید یک فهرست واحد متشکل از یک حزب بزرگ ایجاد شود و با حزب «پیوند شمال» نیز یک اتحاد ائتلافی تشکیل داد تا این جبهه کاملاً تقویت گردد.
- در حالی که اعلام شده روزهای 25 و 26 فروردین ماه آینده انتخابات زودهنگام پارلمانی برگزار میشود ولی این جناح به دلیل اختلافاتی که داراست از انسجام و هماهنگی لازم برخوردار نیست. در این سو که چپ گرایان قرار دارند پس از استعفا و کنارهگیری رومانو پرودی دو دستگی و اختلاف به تضعیف موضع آنها منجر شده است. آنها که تمایل چندانی به انتخابات زودهنگام ندارند به نفی آن پرداخته و پرودی برگزاری انتخابات زودهنگام را دیوانگی میداند و میگوید: من برای سرنوشت کشور بسیار نگران هستم. این وقفه ماهها طول خواهد کشید. او که تا آخرین لحظه به ماموریت فرانکو مازینی رئیس مجلس سنا مبنی بر به دست آوردن موافقت اکثریت برای تشکیل دولت اصلاحات امیدوار بود از شکست این تلاشها ابراز نگرانی کرده و میگوید: از آنهایی که منافع خود را مقدم بر منافع کشور میدانند چه انتظاری میتوان داشت؟
به عقیده پرودی، برگزاری انتخابات زودرس قبل از اصلاحات – انتخاباتی یک اشتباه، دیوانگی و فاجعه است. به گفته وی تنها راهحل ممکن، میتوانست ایجاد یک دولت اصلاحات باشد. در حالی که رئیسجمهوری اقدام به تشکیل یک دولت موقت کرد تا ایتالیا را به سوی انتخابات سوق بدهد.
دیدگاه متضاد دو جناح، ایتالیا را بر سر دو راهی قرار داده که در نهایت جئورجیو لیتانو رئیسجمهوری رای به انحلال پارلمان و برگزاری انتخابات زودهنگام در فروردین داد که میتواند موفقیت راستگرایان را در پی داشته باشد در حالی که راستگرایان به رهبری برلوسکونی از سال 2001 تا 2006 قدرت را در دست داشتهاند که این مسئله در کشوری متزلزل یک سابقه مثبت تلقی میشود.