تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۹  ، 
کد خبر : ۴۸۵۲۲
گفت‌و‌گو با دکتر سیدحسن اسعدی، جمعیت‌شناس

کنترل رشد جمعیت همچنان یک ضرورت جدی است

داوود پنهانی مقدمه: پس از آنکه محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور در نشست مشترک دولت و مجلس خطاب به حضار از مخالفت خود با شعار «دو بچه کافی است» خبر داد، موجی از اعتراضات در این باره آغاز شد. با این حال احمدی‌نژاد در چهارمین کنفرانس مطبوعاتی خود، بار دیگر بر غلط بودن شعار مورد نظر تاکید کرد و با بیان اینکه این سوال دقیق و عالمانه است، گفت: چرا کشورهایی که در دنیا رقیب ما هستند، برای افزایش جمعیت جایزه می‌دهند، اما به ما می‌گویند رشد جمعیت خود را کنترل کنید؟ این پرسش در امتداد همان صحبتی بیان می‌شد که در جلسه مشترک دولت و مجلس عنوان شده بود. در آن جلسه، احمدی‌نژاد از ظرفیت 120 میلیونی کشور و امکانات آن خبر داده بود. با این حال آن سخنان، آنگونه که باید و شاید به مذاق دیگران خوش نیامد. این را می‌شد از اعتراضاتی فهمید که از گوشه و کنار به گوش می‌رسید. با دکتر «سیدحسن اسعدی» جامعه‌شناس درباره وضعیت رشد جمعیت در کشور، کنترل موالید و صحبت‌های اخیر به گفت‌و‌گو نشسته‌ایم. دکتر اسعدی تاکنون در مورد دو معضل رشد جمعیت و مواد مخدر تحقیقات متعدد و مفصلی انجام داده و حاصل این تحقیقات در ده‌ها عنوان کتاب و بیش از 200 مقاله منتشر شده است. وی برای بررسی وضعیت جمعیت از طرف یونسکو به کشورهای چین، هند و پاکستان هم سفر کرده است.

*آقای دکتر اسعدی موضوع افزایش نامطلوب جمعیت در کجا و از چه زمانی عنوان شد؟
**در سال 1974 کنفرانس جمعیت در بخارست برگزار شد و در این کنفرانس اعلام گردید که نرخ رشد جمعیت در دهه 1960 برابر رشد جمعیت سراسر قرن نوزدهم بوده و اگر افزایش جمعیت کنترل نشود، امکانات کره ‌زمین برای افزایش مهار گسیخته جمعیت کافی نخواهد بود، لذا قطعنامه‌ای صادر گردید و در آن تذکر داده شد در کشورهایی که نرخ رشد بالای جمعیتی دارند، برنامه تنظیم خانواده اجرا شود.
*کدام کشورها مشمول این قطعنامه شدند؟
**کشورهای پر‌جمعیتی مانند چین، هند، پاکستان، بنگلادش و بعضی کشورهای دیگر که در ردیف کشورهای توسعه نیافته بودند، باید این قطعنامه را اجرا می‌کردند.
کشورهای صنعتی که نرخ رشد جمعیتی آنها بین صفر تا یک درصد بود، نیازی به اجرای برنامه‌ی تنظیم خانواده نداشتند.
*کدام کشور در اجرای برنامه‌ی تنظیم خانواده جدی‌تر عمل کرده است؟
**در آغاز، در کشورهای چین و هند که پر‌جمعیت‌ترین کشورهای جهان بوده و هستند، برنامه تنظیم خانواده به طور جدی اجرا شد. در چین «قانون تک‌فرزندی» را تصویب کردند که این قانون تا کنون به صورت جدی اجرا می‌شود. البته موارد استثنایی نا‌چیزی هم دارد. یا اینکه در این کشور نرخ رشد جمعیت تحت کنترل است، هم‌اکنون شمار جمعیت این کشور به حدود یک میلیارد و چهارصد میلیون رسیده است.
در هند خانم گاندی در دوره اول نخست وزیری، موضوع کنترل نرخ رشد جمعیت را جدی دنبال کرد، ولی چون از حزب جاناتا شکست خورد، در دوره دوم نخست وزیری موضوع را مانند دوره اول جدی نگرفت و هم‌اکنون جمعیت این کشور حدود یک میلیارد و یکصد میلیون برآورد می‌شود.
کشورهای دیگر مانند تایلند، تایوان و بسیاری از کشورهای آسیایی برنامه تنظیم خانواده را به صورت جدی اجرا کرده و می‌کنند.
*در ایران از چه زمانی این برنامه اجرا شد؟
**در ایران به معنای واقعی پایبندی به اجرای برنامه تنظیم خانواده وجود نداشت، ولی چون حکومت وقت ایران می‌خواست تظاهر کند که از قافله جهانی عقب نیست، اجرای کمرنگ این برنامه را در سال‌های 1350 آغاز کردند و همین اجرای کمرنگ باعث شد رشد جمعیت که در سر‌شماری سال 1345، سه درصد (3%) بود، در سر‌شماری سال 1355 به 7/2 درصد کاهش یابد.
*اجرای برنامه‌ تنظیم خانواده در چه سالی و چرا تعطیل شد؟
**همان‌طور که عرض کردم، این برنامه در ایران به معنای واقعی اجرا نمی‌شد و اجرای کمرنگ آن هم بیشتر بر اثر تشویق صندوق جمعیت سازمان ملل متحد بود که پس از وقوع انقلاب مقدس اسلامی تا حدودی در معیارها و ارتباطات با سازمان‌های بین‌المللی اختلاف موقت پدید آمد و به خصوص جنگ تحمیلی آنچنان مسوولان را مشغول کرد که مهمترین مساله کشور، پیروزی در جنگ و دفاع مقدس بود که البته موضوع جایگزینی نیروهای انسانی به شهادت رسیده هم مورد توجه بود (این موضوع در ژاپن بعد از جنگ هم در زمان خودش مطرح بود).
به هر حال عوامل متعددی در بازگشت مردم به باروری طبیعی و تعطیل برنامه‌ تنظیم خانواده مؤثر بود که در فاصله سال‌های 1358 تا 1370 در ایران 892/329/26 تولد را باعث شد که حد متوسط سالانه آن از دو میلیون نفر تجاوز کرد و نرخ غیر‌معقول رشد جمعیتی حدود چهار درصدی از تبعات آن بود.
*چه تبعاتی این حجم عظیم موالید داشت؟
**علاوه بر مشکلات بهداشتی و تغذیه‌ای از همان سال‌های اولیه، باعث چهار شیفته شدن بسیاری از مدارس و افزایش دانش‌آموزان در کلاس‌ها به بیش از حد متعارف و حدود 19 میلیون دانش‌آموز در سال‌های آخر 1360 و اول 1370 شد که امکانات وزارت آموزش و پرورش برای پوشش تمام افراد لازم‌التعلیم کافی نبود و همان‌طور که خودتان می‌دانید، شمار داوطلبان کنکور نزدیک دو میلیون رسید که به علت کافی نبودن امکانات دانشگاهی مشکل مهم ماندن پشت کنکور به وجود آمد که هنوز رفع نشده است.
از طرفی مشکل بیکاری موجود و نرخ بالای آن به همین افراد متولد بین سال‌های 1358 تا 1370 برمی‌گردد.
*اگر اجرای برنامه‌ تنظیم خانواده تعطیل شود، چه تبعاتی خواهد داشت؟
**در سال 1355 جمعیت کشور 33708744 نفر بود که بر اثر موالید بین سال‌های 1358 تا 1370 به 55837163 افزایش یافت. حال در نظر بگیرید اگر یک جمعیت جوان بالای 70 میلیونی فعلی به باروری طبیعی بر‌گردند، با توجه به اینکه از سال‌های اولیه 1370 شمار زنانی که به سن باروری وارد شده، می‌شوند سه برابر زنانی است که به سن یائسگی وارد شده و می‌شوند. چه اتفاقی از نظر افزایش موالید خواهد افتاد. آیا امکانات فعلی و آتی کشور برای انبوه موالید محصول زاد و ولد طبیعی و 70 میلیون نفر فعلی کافی خواهد بود؟ اصولا آیا در ارتقای شأن بین‌المللی یک ملت جوان کیفیت کارایی و کسب تخصص‌های مورد نیاز روز، مهم است یا داشتن جمعیت زیاد ناکارا؟!
*گفته می‌شود ما کشور وسیعی داریم و این به ما کمک می‌کند. نظر شما در این‌باره چیست؟
**درست است که وسعت کشور 1684195 کیلومتر مربع است، ولی فقط حدود یک چهارم مساحت آن مانند اراضی اروپای غربی قابل استفاده است و بارندگی هم در کشور ما سالانه حدود 250 میلیمتر است که این میزان در اروپا 734 میلیمتر می‌باشد. سطح جنگل‌ها که حدود 30 سال قبل 18 میلیون کیلومتر مربع بود، به کمتر از 12 میلیون کاهش یافته است و نفت هم تمام‌شدنی است و... ما باید به نسل آینده هم بیندیشیم.
به خاطر دارم که مرحوم حاج سید احمد آقا در سخنرانی در 20/10/1370 نظر حضرت امام خمینی (ره) در مورد رشد غیر معقول جمعیت با این بیان نقل کردند که: «حضرت امام(ره) معتقد و مصر بودند که رشد جمعیت باید متناسب با رشد تولید باشد....».
در هر حال من اعتقاد دارم که موضوع تشویق مردم به باروری طبیعی یک مساله بسیار مهم است که باید به تبعات آن اندیشید. پیشنهاد می‌کنم که مجمع تشخیص مصلحت نظام، سیاست‌های کلی نظام در امور جمعیتی را مانند مبارزه با مواد مخدر بررسی کند و پس از امضای سیاست‌های کلی نظام از طرف مقام معظم رهبری و ابلاغ آنها، مقامات مسوول طبق آن عمل کنند و به اجرای سیاست‌های کلی نظام هم حتما نظارت شود.
*پس شما معتقدید که کنترل جمعیت همچنان باید ادامه پیدا کند؟
**شخصا عقیده دارم که کنترل رشد جمعیت در شرایط موجود کشور ضرورت دارد. من می‌گویم که این مساله را مجمع تشخیص باید بررسی کند و آن را برای مقام معظم رهبری بفرستد. در خود حوزه مقام رهبری باز هم کمیته‌هایی هست که مصوبات مجمع مجددا در آنجا بررسی می‌شود. یعنی این سیاست‌های کلی وقتی درباره مساله‌ای ابلاغ می‌شود، اینها کاملا چکش‌ خورده و حک و اصلاح شده است و در واقع به جایی رسیده که آدم می‌تواند به آنها اطمینان کند. در مورد مواد مخدر نیز همین کار شد. وقتی که نمایندگان مجلس نوشتند که قانون مبارزه با مواد مخدر به مجلس شورای اسلامی ارسال شود.
مقام معظم رهبری به مجمع تشخیص مصلحت دستور دادند که سیاست‌های کلی نظام را درباره مبارزه با مواد مخدر مشخص کنید. اینها را مشخص کردند، آن را فرستادند تا بررسی شود. باز آنجا هم تغییراتی داده شد و اخیرا نیز ابلاغ شده است. مساله جمعیت، به خصوص برای کشور ما یک مساله‌ای نیست که یک نفر بیاید و بگوید کنترل رشد جمعیت ضرورت دارد و برای آن این همه هزینه کند. شما می‌دانید که از سال 63 تا کنون روی این مساله لزوم کنترل رشد جمعیت چقدر کار کردیم. بالاخره در سال 67 آمده جمعیت تنظیم خانواده تشکیل شد. یعنی سیاست کلی کشور آن موقع توسط دولت مشخص شد. حالا ما همین الان هم رشدی که بالای یک درصد داریم، امکانات کشور ما برای این رشد هم کفایت نمی‌کند. چه برسد به اینکه ما برگردیم به باروری طبیعی. آنوقت چه خواهد شد. قطعا تصمیم‌گیری درباره تشویق برای بازگشت به باروری باید مبتنی بر تحقیقات کامل و مانع و جامع باشد. کارشناسان مختلف باید در این مورد کار کنند. در واقع یک گروه هم به تنهایی نمی‌تواند در این مورد کار کند ما گروه بهداشت داریم، گروه تغذیه داریم، گروه آموزش در سطوح مختلف داریم. مخصوصا مساله بیکاری. الان بیکاری ما بر‌می‌گردد که موالید سال 58 تا 70 که در حدود 27 میلیون در طی این سال‌ها داریم. یعنی در این فاصله موالید ما سالانه متجاوز از دو میلیون بوده است. این موضوعی است که مجمع وقتی در مورد آن دارد، بررسی می‌شود آن را در اختیار کمیسیون اجتماعی و سایر کمیسیون‌ها قرار می‌دهد تا آن را مورد مطالعه قرار دهند.
*جدا از طراحی سیاست‌های کلی در چنین مواردی، آیا خود مردم نیز به این نتیجه رسیده‌اند که فرزند زیاد داشتن چندان اصولی نیست؟
**من و شما به این نتیجه رسیده‌ایم. توجه داشته باشیم که جمعیت ما تنها کارمندان دولت و افرادی نیستند که به فکر آینده این بچه باشند.
*یعنی هنوز در این‌باره خطر وجود دارد...
**بله، کسانی هستند که هنوز هم معتقدند که چون امکاناتشان اجازه می‌دهد، حاضرند هشت بچه داشته باشند. این چنین افرادی توجه به این نکته ندارند که این بچه‌ها قرار است از امکانات عمومی جامعه استفاده کنند.
*پس در واقع ما زمانی که صحبت از امکانات می‌کنیم، باید امکانات عمومی جامعه را هم در نظر بگیریم، نه اینکه بگوییم چون خودمان تمکن مالی داریم، اشکال ندارد.
**بله، الان هر کسی که می‌خواهد در مورد تعداد بچه‌ها تصمیم بگیرد، باید این نکته را در نظر داشته باشد که ما متجاوز از 79 میلیون جمعیت داریم. جمعیت ما هم یک جمعیت جوان است. شمار زنانی که از سال 73 ـ 72 به سن باروری وارد شده‌اند سه برابر زنانی است که به سن یائسگی وارد می‌شوند.
باید همه این نکات در نظر گرفته شود. امکانات این مملکت هم برای همه این مردم است، نه مال بنده تنها. مدرسه، بهداشت، مواد غذایی و بیکاری. همین بیکاری را در نظر بگیرید. چه کسانی بیکارند؟ جمعیت در سن کار ما زیاد است. ما اصولا یک کشور جوان هستیم. الان باید بگوییم که 70 درصد عامل بیکاری همین کثرت موالید سال 58 تا 70 است. این مساله‌ای نیست که بنده بیایم یک شبه بنشینم فکر کنم که همه چیز برگردد به باروری طبیعی.
*نکته‌ای که در صحبت‌های رئیس‌جمهور به آن اشاره شده بود، این بود که اگر وضعیت کنترل جمعیت به همین شکل پیش برود، چند سال دیگر مثلا مدارس ما خالی می‌شود.
**وضعیت کنترل جمعیت ما حاد نیست. الان در شرایط کنونی تنها قانونی ما برای جلوگیری از افزایش موالید داریم، قانونی است که به سال 72 بر‌می‌گردد. طبق این قانون فرزند چهارم از بیمه والدین خود برخوردار نیست. شما الان اگر سه تا فرزند داشته باشید، دولت به شما حق اولاد می‌دهد. قانون آمده و گفته که ما به فرزند چهارم چنین امکاناتی را اختصاص نمی‌دهیم. ما به جز این مورد کار خاصی نکردیم. کجا آمده‌اند مردم را مجبور کرده‌اند که فقط و فقط باید دو بچه داشته باشید و بیشتر از آن ممنوع است.
*آیا ما قانون کنترلی دیگری نداریم؟
**ما یک ماده داریم و آن محروم بودن بچه چهارم از امتیازات پدر یا مادر کارمند است. کنترل دیگری نداریم. این وضع کشور است که مردم را وادار کرده به اینکه کمتر بچه‌دار شوند. وگرنه اینجا چین نیست که قانون تک‌فرزندی گذاشته باشند.
از نظر مقررات کشور هیچ‌ کس در شرایطی نیست که حق بچه‌دار شدن از او سلب شود. ما وقتی مردم را مجبور به انجام رفتاری کرده‌ایم که مثلا بگوییم که ما به بچه اول تو هم بیمه و امکانات نمی‌دهیم، آخر مگر می‌شود در این شرایط که ما از نظر اقتصادی و... مشکل داریم، به علاوه مدرسه‌های ما برای چه خالی بماند. در کشور ما همین الان متجاوز از یک میلیون بچه به دنیا می‌آید. چرا مدرسه‌های ما از نظر کیفیت بالا نرود. آن زمانی که کلاس‌ها چهار شیفته شده بود، بچه مگر می‌توانست درس بخواند.
در حال حاضر اگر به باروری طبیعی باز‌گردیم، همین چهار شیفته هم در مورد ما جواب نمی‌دهد. برای اینکه ما در سال 55،33 میلیون جمعیت داشتیم. محصول بازگشت به باروری طبیعی از سال 58 تا 70، حدود 27 میلیون است. حالا شما با این نکته با آن صحبت‌هایی که عرض کردم را در نظر بگیرید. سه برابر شدن زنان در حال زایمان، جوان و تشویق به ازدواج بدون توجه به وضعیت شغلی افراد، چه مشکلاتی ایجاد می‌کند؟ اگر جوان بیکاری بیاید ازدواج بکند، گیرم که 500 هزار تومان وام بگیرد. با آن چه می‌توان کرد؟ به نظرم باید زیرساخت را در نظر گرفت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات