غلامعباس توسلی
اگر انقلاب مشروطیت را در مرحلهای از جنبش مردمی برای استیفای حقوق سیاسی خود بدانیم و توفیق مشروطهخواهان را در تحقق دگرگونسازی نظام هزاران ساله استبداد جست و جو کنیم، می باید ابعاد مختلف این حرکت را نیز از زوایای متفاوتی مورد بررسی و ارزیابی قرار دهیم تا به میزان بیدارسازی و خودآگاهی و اثربخشی فکری و فرهنگی و اجتماعی و حقوقی اندیشه عدالتخواهانه و آزادیطلبانه مردم که در اثر این انقلاب رخ داده، تا حدی پی ببریم و اکنون که یکصد سال از مشروطیت میگذرد. لحظهای به عقب برگردیم و در مجموع تحلیل جامعهشناسانه از یک جنبش همه جانبه مدنی و تاریخی ارائه دهیم.
درست است که انقلاب مشروطیت جامعه آن روز ایران را به لحاظ سیاسی تکان داد و توانست تا حد زیادی ساختار حکومتی متصلب شده قاجار را که مبتنی بر سنتهای قرون متمادی سخت ناپذیر، به نظر میرسید را به شدت تکان دهد و پایههای کاخ ستم و بیعدالتی را درهم بشکند و برای نخستین بار طی قرون، ندای آزادی و برابری و آغاز عصر جدیدی را در گوشها بدمد و دلها را نسبت به سرنوشت آینده جامعه سرشار از امید و خوشحالی سازد، لیکن با توجه به دگرگونیها و حوادثی که پس از آن به وجود آمد و چنانچه در اکثریت قریب به اتفاق انقلابات رخ داده استبداد توانست طی چند دهه و حتی چند سال خود را باز تولید کند و به نحوی استبداد نظامی و مدرن را جانشین استبداد موروثی و سنتی گذشته نماید و از این حیث بدبینی و نومیدی را جایگزین امیدها و آرزوهای خوشبیانه ناشی از پیروزی سریع نماید، اما اثرات ژرف و درازمدت جنبش مشروطیت که به روح آزادیخواهی و پیشرفت جامعه مدنی ایران طی دهههای بعد کمک نمود و هر بار به شکل تازهای آشکار شد درخور توجه و غیرقابل انکار است.
در اینجا فرصت بررسی و ارزیابی تمامی دستاوردها و روشنفکریهایی که با آغاز و ادامه جنبش مشروطیت موجب پیشرفت و تحول فکری مردم شد وجود ندارد، لذا برای نمونه چند مورد را برای خالی نبودن عریضه یادآور میشویم.
1- تشکیل انجمنهای (مخفی) مدنی بخصوص در تهران که تعداد آن را تا حدود 400 شمارش کرده اند. این انجمن به غیر از نقش تجمع و انسجام بخشی کارکرد اطلاع رسانی سریع و همه جانبهای داشت و در نهایت در شکلگیری حرکت مشروطیت و دفاع از آن چه به لحاظ فکری و چه از جهت تقویت تجمعات بسیار موثر بود.
2- توسعه و انتشار اعلامیهها، شبنامهها، روزنامهها و... که به صورت زنجیرهای به خبر رسانی راهیابی و آگاهی بخشی میپرداخت. کسروی از قول تاریخ بیداری مینویسد: شیخ یحیی کاشانی گفتاری درباره نادرستیهای انجمن معارف و بدخواهیهای اتابک نوشته برای چاپ شدن به روزنامه حبل المتین فرستاد و چون آن گفتار چاپ شد و به ایران آمد یک انجمن نهایی که برای دشمنی با اتابک و کوشش در راه برانداختن او برپا شده بود، نویسنده آن شیخ یحیی را به انجمن خواندند و او باز گفتارهایی نوشت و به حبلالمتین فرستاد و کم کم روزنامه ثریا نیز به زبان آمد و او هم سخنانی نوشت. در نتیجه اینها، اتابک از آمدن روزنامههای فارسی به ایران جلوگیری کرد.
ولی کوشندگان از پا ننشستند و این بار شبنامهها نوشتند و در درون پاکت به اینجا و آنجا میانداختند. و چون تنی از ایشان از نزدیکان شما میبودند، به دست ایشان شبنامهها به روی میز شاه گذارده میشد... (کسروی جلد 1 ص 35)
«در عهد مشروطیت روزنامههایی همچون اختر در استانبول، حکمت در مصر، قانون در لندن، حبل المتین در کلکته، تربیت در تهران، ثریا و پرورش در مصر، الحدید یا عدالت در تبریز و غیره روشنگریهای فراوانی کردند و در رشد فرهنگ موثر بودند.
سنت روزنامهنویسی و شبنامهنویسی از آغاز جنبش مشروطیت همچنان ادامه یافت و در درون استبداد صغیر (محمدعلی شاهی) و استبداد بیست ساله رضا شاهی به اشکال مختلفی ظهور و بروز یافت تا جایی که میبینیم این حرکت بین سالهای 1320 تا 1324 شمسی گسترش وسیعی پیدا میکند و فهرست روزنامههای فارسیزبان ایران به رقم 1413 میرسد (فهرست روزنامههای فارسی، انتشارات دانشگاه تهران 1320،22)
3- اندیشه قانون در کشور هرچند کمی قبل از مشروطیت (خاصه در عصر میرزا حسین خان سپهسالار شروع شد و مردم همه جا از قانون دم میزدند، برای نخسین بار مفهوم «قانون اساسی» در اذهان شکل گرفت و ضرورت مجلس قانونگذاری همه جا احساس شد. میتوان گفت نطفه اصلاحات قانونمدار در مشروطیت ریخته شد و قانونمندسازی روابط دولت و مردم و سازمانها و ادارات و دادگستری و... نیاز به قوانین مدنی و قوانین مدون حقوقی و اجرایی و غیره را ایجاب کرد و این اندیشه همچنان در حال رشد است.
4- توسعه فرهنگ و گسترش مدارس، تاسیس دبستانها در ایران از 1314 قمری (1275) آغاز گردید و مدارس رشدیه علیرغم دشمنی برخی درباریان و روحانیون تا دیرباز از گسترش آن جلوگیری شد اما با انقلاب مشروطیت این سد شکسته شد.
روحانیون خوشنامی همچون شادروان شیخ هادی نجمآبادی و سیدمحمد طباطبایی از توسعه دبستانها پشتیبانی کردند و روحانی اخیرالذکر نخستین دبستان را به نام «اسلام» بنیاد نهاد.
کسروی مینویسد که ظرف پنج سال از آغاز پیدایش مدرسه در تهران 17 دبستان بر پا گشت در شهر تبریز چهار دبستان و به تدریج پای دولت به توسعه مدارس کشیده شد و سد مقابله با توسعه معارف به کلی شکسته شد هر چند تا سالها اینجا و آنجا حضور مقاومتهایی وجود داشت تا آغاز مشروطیت تقریبا همه شهروندان ایران دارای دبستان شد و مردم هزینههای زیادی برای توسعه آن کردند (کسروی، میان 28 و 29) این مباحث و تجزیه و تحلیلها موجب رشد زمینه تاریخنویسی جدید در ایران شد و در دوران مشروطیت پس از آن صاحب دهها تاریخ مدون و مستند شدیم.
5. طرح بحثهای نظری در عصر مشروطیت به گفتمان دموکراسیخواهی و جامعه مدنی دامن زد و مساله مداخله رابطه مذهب سیاست و مشروعیت نوع حکومت را به میان کشید و مردم به حقوق خود آگاه میشدند.
موضع تنها طرد استبداد و دفاع از آزادیطلبی نبود، بلکه بنیانهای حقوق انسانها، عدالت و برابری در برابر قانون، حق طبیعی و حقوق زنان و کودکان و حق آموزش و پرورش و بهداشت و مسکن و غیره در اذهان مطرح گردید. یکی از آثار برجستهای که در گفتمان مشروطیت مطرح شد اثر ارزنده مرحوم علامه شیخ محمدحسین نائینی بود که به صورت ریشهای حکومت مردمی را با تکیه بر مبادی اسلامی مطرح و از آن دفاع کرد و این گفتمان تا مدرس و تا برپایی جمهوری اسلامی ادامه یافت و سد یکسونگری نسبت به مسائلی نظیر آزادی و مساوات و قانون تا حدودی شکسته شد و مردم نه فقط خواستار مردمسالاری و به دنبال مشروطیت خواستار شرکت جمهور مردم در سرنوشت خود شدند بلکه زمینهای برای آگاهی نسبت به حقوق بینالمللی و جهانی خود پیدا کردند و ضدیت با استبداد به مقابله با استعمار و رهایی از سلطه بیگانگان توام و منجر شد و یکی از ثمرات تاریخی آن جنبش نهضت ملی و ملی شدن صنعت نفت و اخراج استعمارگران از ایران بود.
به طور خلاصه اگر بخواهیم مشروطیت را به درستی بشناسیم باید به جز اجزا و عناصر و عوامل متشکله و موثر بر آن را بررسی کنیم، بلکه باید مجموعه حرکت یک صد ساله اخیر را که در طول و در عرض و عمق که در جهت شکلگیری و رشد مدنیت و مطالبات مردم شکل گرفته است مورد بررسی قرار دهیم و ببینیم از مشروطیت تا به امروز چه راهی را پیموده و اکنون کجا ایستادهایم.