تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۵  ، 
کد خبر : ۴۸۵۳۲

برابر‌سازی اجباری، آزادی را می‌کشد

مقدمه: بعضی از مردان سیاست، در ایران و حتی عده‌ای از روشنفکران تصور غلطی از اندیشه‌های اقتصاددانان آزادیخواه دارند. بر پایه این تصور نادرست است که ادعا می‌شود مقوله‌های ارزشمندی مثل عدالت، برابری و انصاف در تفکرات و نظریه‌های آزادیخواهان اقتصادی جایگاه رفیعی ندارد. واقعیت این است که در جامعه‌های آزاد ـ تنها به همین یک دلیل بنیادین که آزادی شهروندان در اندازه‌ها و کیفیت بالا تضمین شده است ـ پژوهش درباره مفاهیم بنیادین، یک دغدغه اصلی اقتصاددانان است. آزادی پژوهش، آزادی گردش اطلاعات، آزادی مالکیت و... موجب شده است اتفاقا در جامعه‌های آزاد پژوهش درباره‌ی عدالت و برابری جایگاه بلندی پیدا کند. میلتون فریدمن، اقتصاددانان آزادیخواه آمریکایی در این باره شاید بیشتر از همه بحث و پژوهش کرده است. داوری او درباره نحوه رسیدن به سطوح گوناگون برابری افراد در جامعه در سخنرانی مشهود او تحت عنوان «خلقت برابر» هنوز تازه است و می‌تواند به ویژه در جامعه روشنفکری ایران موضوع تضارب آرا باشد. گزارش حاضر بخشی از سخنرانی فریدمن است که می‌خوانید:

پس از جنگ دوم جهانی، سیاست داخلی انگلستان همواره در جست و جوی راهی بوده است تا از طریق آن به برابری هر چه بیشتر در زمینه درآمد‌ها دست یابد. در ادامه این جست‌و‌جو، انگلستان قانونی از پی قانون دیگر تصویب کرد تا از ثروتمندان بگیرد و به مستمندان بدهد. در انجام این کار، انگلستان انواع مالیات بر درآمد‌ها را آنچنان بالا برد که سرانجام به نرخ نهایی 98 درصد در زمینه درآمدهای املاک و 83 درصد در مورد «درآمدهای مکتبه» رسید. این مالیات‌ها با مالیات سنگین‌تر بر ارث تکمیل شد. در کنار این میزان، دریافت مالیات البته با رشد سریع خدمات پزشکی دولتی و سایر خدمات دولتی و پرداخت به بیکاران و سالمندان همراه شد. نتیجه این فرآیند بگیر و بده از سوی دولت پیدا شدن طبقه‌های مرفه جدید در انگلستان بود. دیوانسالاران دولتی، کارگردانان اتحادیه‌های کارگری و افراد هوشمندی که راه فرار از پرداخت مالیات را آموخته بودند ثروتمند‌تر شدند و تلاش برای برابری در انگلستان شکست خورد. از طرف دیگر، قانون‌های سفت و سخت در این عرصه چون با ارزش‌های مورد قبول مردم، سازگاری نداشت راه فرار از نیز جست‌و‌جو و پیدا شد.
سرمایه‌داری و برابری
بی‌عدالتی و نابرابری در زمینه ثروت و درآمد در همه جای دنیا آشکارا به چشم می‌خورد. این بی‌عدالتی‌ها، اغلب خاطر ما را آزرده می‌دارد. کم هستند کسانی که تفاوت میان مردمانی که از تجملات لذت می‌برند و کسانی را که از فقر در رنجند ببینند و یکه نخورند و آزرده نگردند.
از قرن گذشته افسانه‌ای بر جای مانده حاکی از آن که گویا بازار آزاد سرمایه ـ یا آنگونه که ما تعبیر کرده‌ایم، برابری فرصت‌ها ـ نابرابری‌ها را افزایش می‌دهد و گویا سرمایه‌داری نظامی است که در آن خیل ثروتمندان از قاطبه مستمندان بهره‌کشی می‌کنند.
هیچ چیز نمی‌تواند بیشتر از این افسانه از حقیقت به دور باشد. هر جا که به بازار آزاد اجازه بروز و میدان عمل داده شده، هر جا که چیزی نزدیک به برابری فرصت‌ها به وجود آمده است، در آنجا مردم عادی هم توانسته‌اند به سطحی از زندگی دست یابند که قبل از آن در خواب هم نمی‌دیده‌اند.
در هیچ جا شکاف بین ثروتمند و مستمند عمیق‌تر از جوامعی نیست که به بازار آزاد اجازه نمی‌دهند وارد عمل شود. در هیچ جا ثروتمند‌تر و بینوا‌تر از جوامعی نیستند که نمی‌گذارند بازار آزاد به آزادی عمل کند. این سخن، هم درباره جوامع فئودالی صدق می‌کند که در آن موقعیت‌های اجتماعی به عوامل ارثی و تولد وابسته است ـ مثل اروپا در قرون وسطی و هندوستان قبل از استقلال و قسمت اعظم آمریکای جنوبی امروزی و هم در مورد جوامعی که اقتصاد‌شان از مرکز، برنامه‌ریزی می‌شود ـ مثل روسیه، چین و هندوستان بعد از استقلال. در این نوع جوامع دستیابی به پست‌های دولتی تکلیف موقعیت‌های اجتماعی را معین می‌کند.
همین حکم حتی در مورد کشورهایی هم که برنامه‌ریزی مرکزی را زیر عنوان برابری در عرصه اقتصاد عرضه کرده‌اند به خوبی صدق می‌کند، مانند هر سه کشور اخیر‌الذکر.
روسیه کشوری است متشکل از دو طبقه متمایز از یکدیگر؛ یک طبقه جمع‌و‌جور و کوچک بالا که صاحب هرگونه امتیازی است و از مقامات حزب کمونیست و متخصصان فنی و هنرمندان تشکل شده است و دیگری طبقه گسترده پایین و متشکل از توده عظیم مردم که در شرایطی نه چندان بهتر از اجداد خویش زندگی می‌کنند. صاحب امتیازان طبقه بالا به مغازه‌های مخصوص، به مدرسه‌های مخصوص و بالاخره به انواع تجملات دسترسی دارند، در حالی که توده عظیم مردم از طبقه پایین محکومند تنها به رفع احتیاجات بسیار ابتدایی خود رضا بدهند.
به یاد می‌آوریم که در خیابان‌های مسکو به اتومبیل بزرگی برخوردیم و قیمت آن را از راهنمای توریست خود پرسیدیم، به ما گفت: «این اتومبیل‌ها فروشی نیستند، فقط مخصوص دفتر سیاسی‌اند» کتاب‌های فراوانی که اخیرا توسط روزنامه‌نگاران آمریکایی به رشته تحریر درآمده‌اند همگی اسناد فراوانی را حاکی از وجود شکافی عظیم میان امتیازات طبقه بالا از سویی، و فقر فرساینده توده عظیم مردم، از سوی دیگر، به دست می‌دهند. خوب است بدانیم که حتی در سطوح کارگری مشابه با سطوح کارگری در آمریکا، دستمزد متوسط یک سر‌کارگر روسی مضرب بزرگ‌تری است از متوسط دستمزد یک کارگر ساده روسی و حال آنکه متوسط دستمزد سر‌کارگر آمریکایی در مقایسه با متوسط دستمزد کارگر ساده آمریکایی رقم چندان بالایی نیست.
حق هم همین است که سر‌کارگر روسی به راستی مستحق چنین امتیازی باشد، چرا که سر‌کارگر آمریکایی در نهایت تنها نگرانی اخراج شدن را دارد، در حالی که سر‌کارگر روسی باید نگران اعدام شدن نیز باشد.
در چین نیز تفاوت میان شرایط زندگی و درآمد قدرتمندان سیاسی، از یک سو و بقیه مردم از سوی دیگر، بسیار زیاد است. همچنین است تفاوت میان شهر‌نشینان و روستاییان و تفاوت بین بعضی کارگران شهری و دیگر کارگران. یک دانشجو آگاه و باریک‌بین در زمینه امور چین می‌نویسد که «بی‌عدالتی بین مناطق ثروتمند و فقیر چین در سال از هر جامعه بزرگ دیگری در جهان، شاید به استثنای برزیل، حادتر بوده است».
او به گفته محققی دیگر اشاره می‌کند که می‌گوید: «این مثال‌ها بیانگر آنند که نظام دستمزد‌ها در چین چندان عادلانه‌تر از نظام‌های همانند در کشورهای دیگر نیست»، و نتیجه می‌گیرد که: «امروز درآمد‌ها در آنجا به برابری تایوان و کره جنوبی نیست... از سوی دیگر توزیع درآمد‌ها در چین به وضوح عادلانه‌تر از برزیل یا آمریکای جنوبی است... و بالاخره باید نتیجه گرفت که جامعه چین تا رسیدن به برابری کامل راه درازی را در پیش دارد. در واقع امر تفاوت درآمد‌ها در چین شاید دقیقا کمی بیشتر از کشور‌هایی باشد که عموما آنها را فاشیست می‌نامیم یعنی کشورهایی که در آنها بر‌گزید‌گانی چند از توده‌های عظیم بهره‌کشی می‌کنند». پیشرفت‌های صنعتی، توسعه ماشین‌ها و بالاخره همه دستاوردهای عجیب صنعت امروز، چیز چندانی به رفاه ثروتمندان نیافزوده است.
«جان استورات میل» به سال 1848 نوشت: «این سوال مطرح است که آیا تمام اختراعات مکانیکی که تاکنون تحقق یافته از بار زحمت روزانه احدی از آحاد بشر چیزی کم کرده است. این اختراعات جمعیت بیشتری را اسیر کرد، آنان را به جان کندن وا‌داشته و ثروت سرشاری را به جیب شمار فزاینده‌ای از سازندگان و دیگر افراد سرازیر ساخته است. این اختراعات آسایش طبقه متوسط را افزایش داده است، اما هنوز آنچنان تغییرات عظیم را در تقدیر بشری آغاز نکرده است که در طبیعت آنهاست و به آینده بشر تعلق دارد».
امروزه دیگر هیچ‌کس نمی‌تواند این حرف را بر زبان آورد. چرا که شما می توانید از این طرف دنیای صنعتی تا طرف دیگر آن سفر کنید و به چشم خود ببینید که تقریبا تنها کسانی که درگیر کارهای پرزحمت و کمر‌شکن هستند، آنهایی هستند که کارهای طاقت‌فرسا را به خاطر ورزش انجام می‌دهند. برای یافتن افرادی که هنوز اختراعات ماشینی زحمت روزانه آنها را سبک نکرده باشد، شما باید به کشورهای غیر‌سرمایه‌داری بروید، به روسیه، چین، هندوستان، بنگلادش یا به بعضی قسمت‌های یوگسلاوی، یا به کشور‌های عقب‌افتاده سرمایه‌داری در خاورمیانه، آفریقا و آمریکای جنوبی و تا همین اواخر اسپانیا و ایتالیا.
نتیجه
هر کشوری که برابری ـ در معنای برابری درآمدها ـ را بر آزادی مقدم می‌دارد نه به برابری خواهد رسید و نه به آزادی. به کار بردن زور به منظور دستیابی به برابری به زوال آزادی خواهد انجامید و آن زور و فشاری که به منظور‌های خیرخواهانه به کار گرفته می‌شود سرانجام به دست کسانی می‌افتد که برای پیشبرد منافع خود استفاده خواهند کرد.
از سوی دیگر، جامعه‌ای که آزادی را بر برابری مقدم می‌دارد این دومی را هم به عنوان ره‌آوردی جنبی به دست می‌آورد، یعنی هم به آزادی بیشتر می‌رسد و هم به برابری بیشتر و برابری گرچه ره‌آورد جنبی آزادی خواهد بود، باز هم یافته‌ای تصادفی نیست. یک جامعه آزاد نیرو‌ها و توانایی‌های انسانی را رها می‌سازد تا مردم همگی به تعقیب هدف‌های خویش همت گمارند. چنین جامعه‌ای مردم را زیر فشار قرار دادن خود‌سرانه همنوعان خود باز می‌دارد.
چنین جامعه‌ای راه هیچ یک از مردم را در دستیابی به امتیازاتی مخصوص سد نمی‌کند، ولی مادام که آزادی برقرار است، از ماندگار شدن و نهادی شدن آن امتیازات جلوگیری می‌کند، زیرا آن امتیازات همواره مورد حمله دیگر افراد توانا و بلند همت قرار می‌گیرد. آزادی هم به معنای چندگونگی و تنوع است و هم به معنای قابلیت تحرک. فرصتی برای بد‌اقبالان امروز باقی می‌گذارد تا خود را به جامعه صاحب امتیازات فردا درآوردند و از این رهگذر مردم جامعه را از شریف تا وضیغ قادر می‌سازد تا زندگی کامل‌تر و غنی‌تری داشته باشند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات