"زمان آن رسیده است تا به طور جدی به جنگ سوم جهانی بیندیشیم. همینک مهم ترین عناصر این جنگ وجود دارند. دقیقا همان گونه که بسیاری از کارشناسان قفقاز پیش بینی کردهاند این منطقه به یک بشکهی باروت و منبع اصلی رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل شده است."
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) پایگاه اینترنتی آسیا تایمز در مقالهای تحلیلی به قلم دکتر نیکولای سوکوف، عضو ارشد تحقیق در مرکز جیم مارتین برای مطالعات عدم گسترش سلاحهای هستهیی در موسسهی مطالعات بینالمللی مونتری و کارشناس سیاستهای امنیتی پس از دوران شوروی، تحولات اخیر منطقهی حساس قفقاز جنوبی و به ویژه جنگی را مورد بررسی قرار داد که نخست میان گرجستان و اوستیای جنوبی، استان خودمختار ولی جدایی خواه این کشور در گرفت که پای روسیه را نیز به میان کشید و علنا به جنگ میان گرجستان – روسیه تبدیل شد. دکتر سوکوف در این مقاله سعی دارد تا بگوید که جنگ سوم جهانی چگونه خواهد بود و آیا اصلا میتوان گفت این جنگ از هم اکنون آغاز شده است و یا خیر.
در این تحلیل میخوانیم: "واضح است که اختلافات میان قدرتهای بزرگ فراتر از این منطقه است و در واقع درگیریها و جنگ در قفقاز در بازیهای بزرگ و احتساباتشان معنی نسبتا کمی دارند، زیرا آمریکا، سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و روسیه در این جا منافع سمبلیک مهمی دارند که به بازیگران محلی این هراس را نوید میدهد که رها کردن این منافع میتواند به شهرت و جایگاه جهانی آنها ضربه وارد کند.
شگفت آن که از زمانی که احتمال یک جنگ تمام عیار هستهیی کاملا به صفر رسیده است، فرصت یک رویارویی عظیم جهانی و مسلح اما افزایش داشته است.
بیایید تصور کنیم که جنگ سوم جهانی چگونه ممکن است آغاز شود: جنگ نخست جهانی با ترور فرانتس – فردیناند، دوک اعظم اتریش، توسط صربها در سارایوو در گرفت. اگرچه بر اساس شایعات، بعضی از دیپلماتها و افسران اطلاعاتی روسیه از این کار اطلاع داشتند، اما روسیه که هم پیمان و حامی صربستان در آن زمان بود، این کار را تقبیح کرد. اما روسیه مجبور شد وقتی که اتریش با تمام توان نظامی به این اقدام پاسخ داد، در جانبداری از صربستان دخالت کند و جنگ جهانی نخست این گونه شروع شد.
اما در مورد قفقاز جنوبی نظر واشنگتن و بروکسل این است که پس از آن چه که تهاجم روسی خوانده شد، گرجستان به زودی طرح اقدام عضویت را در ناتو دریافت خواهد کرد. اما چشم انداز زیاد روشنی هم در این باره وجود ندارد زیرا بعضی از اعضای ناتو که دونالد رامسفلد، وزیر پیشین دفاع آمریکا، به درستی آنها را 'اروپای قدیمی' خوانده است، اشتیاقی به این کار ندارند. اما بحث بر سر دفاع از گرجستان در آمریکا خیلی طرف دارد و این به مقدار زیاد مدیون فعالیتهای انتخاباتی دو کاندیدای ریاست جمهوری آمریکاست که توانستهاند از این بحث به نفع خود استفاده کنند."
این تحلیل افزوده است: "در واقع لزومی ندارد گرجستان عضو ناتو شود؛ فرآیندی طولانی که موانع زیادی دارد. آسانتر این است که فقط دو یا سه گردان از نیروهای آمریکایی در خاک گرجستان مستقر شوند تا این کشور را به نسخه جدیدی از آلمان غربی طی جنگ سرد تبدیل کنند. پنجاه سال پیش نیروهای آمریکایی در آلمان غربی گروگان بودند و کشتار آمریکاییها در نتیجهی حمله شوروی، آمریکا را به طور غیر قابل اجتنابی به یک جنگ واقعی با شورویها میکشاند. این یکی از بهترین طرحها بود. ما نمیدانیم که آیا این طرح جواب می داد یا خیر زیرا نمیدانیم که آیا اتحاد شوروی واقعا قصد حمله داشت، ولی به نظر میرسد این گونه باشد.
هم اکنون عامل واقعا غیر قابل پیش بینی در بازی دفاع از گرجستان این است که آیا رهبری گرجستان (در آینده نزدیک یعنی میخاییل ساکاشویلی) آماده خواهد بود به عنوان بخشی از این تیم بازی کند؟ یک واقعیت غیر قابل انکار در مورد آن چه که روسها آن را جنگ پنج روزه میخوانند این است که آمریکا به گرجستان بسیار شفاف هشدار داده بود که از درگیری مستقیم با روسیه دوری کند. اما ساکاشویلی و تیمش به جنگ رفتند و وقتی متوجه شدند که در حال شکست خوردن هستند، از واشنگتن خواستند تا مداخلهی نظامی کند و این واقعا این شک و تردید را به وجود میآورد که آیا همین افراد وقتی که تضمینهای امنیتی اتوماتیک را به دست آورند، دیگر به منافع آمریکا توجه خواهند کرد؟"
در این تحلیل آمده است: "هم اکنون تکرار دقیقا همین سناریو را یک سال آینده تصور کنید: دولت آمریکا با نیروهای خود مستقر در گرجستان قادر نخواهد بود که کنار بایستد و یا کوتاه آید، بدون توجه به این که چه چیزی واقعا ایجاد خصومت را تحریک خواهد کرد. نسخهی آمریکایی حمایت از گرجستان و ضدیت با روسیه حاکم خواهد بود و این یعنی آمریکا در جنگ حضور خواهد داشت.
از سوی مقابل، روسها نیز عقب نخواهند نشست و بهانهی آنها نیز دقیقا ضدیت با تفلیس و واشنگتن خواهد بود. بنابراین طرف دیگر جنگ روسیه خواهد بود.
به طور واضح نیروهای روسی میتوانند ارتش گرجستان را له کنند، اما در برابر آمریکا هیچ شانسی ندارند. پاسخ این ادعا را دکترین فعال جنگی این گونه میدهد که روسها از تسلیحات هستهیی در برابر پایگاههای نظامی که آمریکا از آنها حمله خواهد کرد و همچنین در برابر مراکز کنترل و فرماندهی استفادهی محدودی خواهد کرد. بحث از پایگاه در این جا یک ناو هواپیمابر در مدیترانه و یا شاید هم چندین پایگاه آمریکا در اروپا است. به جنگ سوم جهانی خوش آمدید: جنگی عمدتا متعارف که چاشنی آن یک چندتایی قارچ هستهیی (بمب هستهیی) این جا و یا آن جا خواهد بود.
جنبهی بسیار مجذوب کنندهی این سناریوی تیره این است که هندوستان و چین، دو قدرت برجستهی در حال ظهور اقتصادی و سیاسی کاملا خارج از این بازی هستند؛ آنها در جنگ روسیه – آمریکا بر سر قفقاز جنوبی هیچ منافع واقعی یا خیالی نیز ندارند."
در پایان میخوانیم: "و این همان دلیلی است که ما باید امیدوار باشیم در دوران انتقال قدرت اقتصادی و نهایتا سیاسی از کشورهایی که به طور سنتی آن را در اختیار داشتند به سوی آسیا با امنیت زندگی کنیم و ممکن است بتوانیم شاهد درگیری میان قدرتهای اصلی و استفاده از تسلیحات هستهیی نباشیم. با این حال با توجه به روند اوضاع اقتصادی کنونی، ما تنها برای چند سال خوشبخت خواهیم بود."