سرگه بارسقیان
روزی که سردار سرلشکر محمدعلی جعفری چمدانش را در مرکز راهبردی سپاه پاسداران بست، بسته ای را با خود به فرماندهی کل سپاه برد که نه فقط سوغاتی <راهبردی ها> برای <فرماندهی ها> که راهبردی برای فرماندهی بود؛ <استراتژی نبرد نامتقارن> که گرچه سابقه اش به دوره پس از جنگ ایران و عراق برمی گشت اما در دوره فرماندهی سردار جعفری بود که مبدعان و مدونانش در مسند مجریان نشستند. براین اساس اولین سوال از فرمانده سپاه در نخستین نشست خبری اش ادامه استراتژی نبرد نامتقارن در سپاه بود و سردار جعفری در بیان ضرورت ها و فوایدش گفت: <بحث نبرد نامتقارن که درسپاه به عنوان نبرد علوی شناخته می شود یکی ازتجربه های گرانبهای 8 سال دفاع مقدس است که بنابر نابرابری هایی که از لحاظ سلاح و تجهیزات با دشمن بعثی وجود داشت به دست آمده است. به رغم پیشرفت های سپاه در بعد نظامی، توانمندی های هوایی و تکنیکی دشمن در جنگ فراتر از ما بود که برای مقابله با توانمندی دشمن استراتژی ما به سمت دفاع نامتقارن رفت. از آنجا که توانمندی مادی و تکنولوژی دشمن نسبت به ما بالاتر است باید به سمت انتخاب سیاست ها و روش های مناسبی برویم تا در صورت نیاز بتوانیم این نیازمندی ها را کنترل کرده و همچون جنگ 33 روزه شکست را به دشمن بچشانیم.> 12/6/86) و دیگر بار اعلام شد: <با شیوه های جنگ نامتقارن با دشمن روبه رو می شویم. ما ارتش کلاسیک نیستیم و با شیوه های جنگ نامتقارن با دشمن روبه رو می شویم و کاملاتوان دشمن را خواهیم گرفت.> 2/7/1386)
جنگ نامتقارن همان <نبرد علوی> است
نبرد نامتقارن چیست؟ <نبرد نامتقارن تعاریف متعددی دارد و یکی از آن تعاریف عبارت است از رویارویی دو قدرت ناهمتراز و غیرمتوازن که طرف ضعیف تر ضمن اجتناب از مواجهه با نقاط قوت طرف مقـابل با تکیه بر عوامل قوت خود نقاط ضعف دشمن را مورد حمله قرار دهد. شناسایی نقاط قوت و ضعف دشمن و شناسایی امکانات قابل افزایش جبهه خودی و تکیه بر آن امکانات و بهره گیری از تکنیک و تاکتیک و مسـائل مخـتلف در این نبرد مجموعا حاصل آن نبرد نامتقارن است.( >علی سعیدی، نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران؛ منبع: فصلنامه پیام انقلاب، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شماره 83) و به تعریف علی شمخانی وزیر سابق دفاع: <نبرد نامتقارن یعنی به کارگیری توانمندی های ناشناخته با تکیه بر نقاط ضعف حریف؛ این نبرد همانی است که منجر به شکست اسرائیل در جنگ لبنان شد و امروز قوی ترین ارتش جهان را در عراق زمین گیر کرده است.> و بنابر توضیح سردار سرلشکر یحیی رحیم صفوی فرمانده سابق سپاه پاسداران در گفت وگو با مهر: <جنگ نامتقارن همان <نبرد علوی> است که ما حدود 4 سال و نیم پیش، آن را تبدیل به یک استراتژی بازدارنده کردیم. آن هم بعد از اینکه آمریکایی ها عراق و افغانستان را اشغال نظامی کردند و با حضور حدود 51 هزار نیرو در افغانستان و 161 هزار نیرو در عراق، شرایط جدیدی را در منطقه رقم زدند.>
از نیروی دریایی تا مرکز راهبردی
طرح ایده نبردهای نامتقارن را متعلق به دوره جانشینی دریادار علی اکبر احمدیان در فرماندهی نیروی دریایی سپاه (در زمان تصدی دریادار شمخانی) می دانند؛ کسی که امروز جانشین سردار جعفری در مرکز راهبردی سپاه شده است. احمدیان پس از پایان جنگ به تئوریزه کردن تجارب دریایی دفاع مقدس خصوصا مقابله با ناوگان آمریکا پرداخت و از جمله معماران اصلی نیروی دریایی جدید و بدیع سپاه و از اولین نظریه پردازان ایده دفاع نامتقارن بود. در همین دوران، در رزمایش بزرگ سپاه، فرماندهی یکی از قرارگاه ها را برعهده داشت و پس از آن از سوی فرماندهی کل قوا به سمت فرمانده نیروی دریایی منصوب شد. وی در این مسوولیت فرصت یافت ایده دفاع نامتقارن که در نیروی دریایی آغاز شده بود را به اوج رسانده و ظرفیت های اساسی برای مقابله با تهدیدات قدرت های بزرگ در نیروی دریایی سپاه را پایه گذاری کند. احمدیان از سال 1379 به عنوان رئیس ستاد مشترک سپاه از سوی مقام معظم رهبری منصوب شد. وی در مسوولیت ستاد مشترک سپاه علاوه بر تلاش برای تعمیم رویکرد نامتقارن تجربه شده در نیروی دریایی به کل سپاه، طرح عظیم تحول سازمانی سپاه را تهیه و پس از تصویب فرمانده کل قوا، زمینه اجرایی کردن آن را فراهم کرد.( >خبرگزاری فارس، 30/06/86) پس از واقعه 11 سپتامبر و حمله آمریکا به افغانستان و عراق و همسایگی اجباری ایران با نیروهای نظامی ایالات متحده، ایده دفاع نامتقارن، جای خود را به نبرد نامتقارن داد. سردار جعفری که در سال 1384 مامور راه اندازی مرکز راهبردی سپاه شد،علت این تغییر رویکرد را چنین بیان می کند: <بعد از حادثه 11 سپتامبر سمت و سوی همه فعالیت های نیرو تغییر کرد و تلاش مضاعفی جهت ایجاد آمادگی رزمی صورت گرفت که اولین اقدام در این راستا طرح ریزی نبرد نامتقارن بود که متعاقب آن رزمایش هایی در چارچوب نبرد نامتقارن انجام گرفت.> جعفری <بررسی و ارزیابی نکات ضعف و قوت آمریکا در حمله به افغانستان و عراق> را یکی دیگر از موضوعات مهم در این رابطه مطرح کرد. (نشریه صبح صادق، شهریور )
وی در مراسم معارفه جانشینش نیز ضرورت تغییرات ایجاد شده در آن روزها را چنین بیان کرد: <تغییر شرایط محیطی استراتژی ها را تغییر می دهد. شرایط محیطی پس از جنگ تحمیلی نیز تغییر کرد و ابتدا تهدید فرهنگی و سپس تهدیدات سیاسی علیه انقلاب اسلامی جدی شد. سپس از سال 1380 پس از حادثه 11 سپتامبر تهدیدات ماهیت نظامی گرفت. طی یک دهه 3 نوع تهدید ماهیت خود را علیه انقلاب اسلامی نشان داد. بنابراین با توجه به شرایط آینده پیش روی انقلاب اسلامی استراتژی سپاه نیز باید تغییر کند.( >خبرگزاری مهر- 3/7/86)
سردار سرلشکر صفوی، فرمانده سابق سپاه پاسداران هم تدوین استراتژی نبرد نامتقارن را با تحلیل شرایط آن دوره تبیین می کند: <در حال حاضر که تهدیدات علیه جمهوری اسلامی ایران را از سوی یک قدرت فرامنطقه ای چون آمریکا احساس می کنیم، هم ساختار و هم سازمان نیروهای مسلح کشورمان را تغییر داده ایم و در این تغییر، شیوه آموزش ها، استراتژی جنگی و دکترین نظامی نیروهای مسلح به ویژه نیروهای سه گانه سپاه تغییر یافت و در این راستا سلاح ها و تجهیزات متناسب با جنگ فرامنطقه ای طراحی شد که نام این استراتژی را <دفاع همه جانبه، نبرد علوی و جنگ نامتقارن> گذاشتیم. مفهوم این استراتژی آن است که ما ضعف و قوت های دشمن را شناسایی می کنیم تا بتوانیم به بهترین و موثرترین روش، با بهره گیری از نقاط قوت خود، برای ضربه زدن به دشمن وارد عمل شویم.> به واقع در شهریور 1383 بود که سردار صفوی نبرد نامتقارن را <به عنوان رویکرد جدید سپاه پاسداران> اعلام کرد و گفت: <مانورها دیگر به صورت اینکه تعداد زیادی تانک و نفربر و توپخانه یا حجم انبوه نیروها را به کار بگیریم، نخواهد بود... مانورهای ما در راستای استراتژی دفاعی ما و دکترین جنگ نامتقارن است.> سردار محمدباقر ذوالقدر نیز آن روزها در مقام جانشین فرمانده سپاه پاسداران با بیان اینکه سپاه تجربیات خود را در مورد مقابله با هجوم آمریکا به افغانستان و عراق بومی کرده ، افزود: <جنگ نامتقارن با چنین وضعی متناسب با مقتضیات جنگ با یک نیروی فرامنطقه ای است. در جنگ نامتقارن قرینه سازی با رفتار دشمن صورت نمی گیرد بلکه با امکانات خاص و اتکا به روش های ویژه اقداماتی استراتژیک در نقاط آسیب پذیری دشمن صورت می گیرد. از این رو شیوه ها و روش ها در جنگ نامتقارن با شیوه ها و روش های جنگ کلاسیک متفاوت است.> سال 1384 سردار جعفری از نیروی زمینی سپاه به مرکز راهبردی می رود و آنجا اصول استراتژی نبرد نامتقارن طراحی می شود: <سپاه علاوه بر توانمندی های مردمی در ابعاد نظامی دو نکته برجسته دارد که یکی اشراف اطلاعاتی نسبت به تحرک دشمنان در منطقه و دیگری توانمندی موشکی استراتژیکی است. با توجه به حضور فیزیکی که دشمنان اطراف ایران دارند این اشراف اطلاعاتی به آمادگی سپاه کمک می کند. ضمن اینکه سپاه با برخورداری از ظرفیت فراوان و استفاده از تاکتیک ها و روش های پیچیده و متنوع از جمله نبرد نامتقارن توانمندی های خود را برای مقابله هوشمندانه با دشمن افزایش چشمگیری می بخشد.> بر این اساس بود که سردار مصطفی محمد نجار وزیر دفاع در هفدهمین مجمع فرماندهان و مسوولان سپاه پاسداران در شهریور 1384 اعلام کرد: <ساخت تجهیزات مربوط به جنگ نامتقارن، موشک های دوربرد و زمین به زمین، تجهیزات جنگ الکترونیک، هواپیمای بدون سرنشین تهاجمی و توسعه فناوری نانو از مهم ترین برنامه های وزارت دفاع در برابر تهدیدات احتمالی است.> جنگ 33 روزه حزب الله لبنان و اسرائیل در سال 1385 بهترین آزمون اجرای طرح نبردهای نامتقارن بود؛ به گفته سردار جعفری: <تجربیات 33 روزه جنگ لبنان به شناسایی نقاط ضعف دشمن کمک کرد و ما نیز این تجربیات را در سازمان خود پیاده کرده ایم.>
به واقع چنین سیاست بازدارنده ای است که تحلیلگران دفاعی غرب را به این تحلیل رسانده که <حمله احتمالی به ایران، با پاسخ مرگبار و حمله تلافی جویانه نامتقارن ایران همراه خواهد بود.> به نوشته روزنامه <کریستین ساینس مانیتور> کارشناسان نظامی معتقدند که حمله به ایران با انتقام تلافی جویانه مرگبار این کشور که همان پاسخ نامتقارن است، همراه خواهد بود.
راهبرد «راهبردیها» در کسوت «فرماندهان»، سیاست نرمافزاری سپاه در دوران پیشرو است: «نبرد نامتقارن».