دکتر علی مطهری
چند سالی است که در عزاداریهای ما برای امام حسین علیهالسلام بدعتهایی پدید آمده است که باید با آنها مبارزه کرد. یکی از این بدعتها این است که تصویر بزرگ و کوچک آن حضرت به مراسم عزاداری اضافه شده و گاه در خیابانها نصب شده است. درباره پیامبر گرامی اسلام و امام علی علیهالسلام نیز این امر جاری است. این کار دو ایراد دارد. یکی اینکه معمولاً این تصاویر نمیتواند بیانگر شخصیت معصوم و انسان کامل و حجت خدا بر روی زمین باشد. گاه چهرهای شبیه رستم و اسفندیار برای آنها میسازند که با آنچه که در ذهن ماست فاصله بسیار دارد و موجب وهن این اولیای خاص خداست. ایراد دوم ـ که مهمتر است ـ این است که این تصاویر ممکن است مقدمه یک شرک خفی شود.
افرادی کمکم به این تصاویر دست میکشند و احیاناً از آنها حاجت میخواهند و ای بسا که به تدریج مانند یک بت با آنها ارتباط برقرار کنند. بتپرستان زمان جاهلیت نیز بتها را خالق نمیدانستند بلکه به الله معتقد بودند و بتها را واسطه فیض و رفع حوائج خود قرار میدادند. درست است که اکثریت قریب به اتفاق مردم ما مراقبند که در عزاداریها و زیارت مقابر معصومین علیهمالسلام به گونهای عمل کنند که با توحید افعالی منافات نداشته و حتی شائبه شرک نیز در اعمال آنها وجود نداشته باشد، ولی باید توجه داشت که پیدایش شرک، نامحسوس و در خفا و تدریجی است و شیطان نیز همواره در کمین است. در حدیث است که پیدایش شرک در دلها مخفیتر از حرکت مورچه سیاه در شب تاریک روی سنگ سخت است.
شهید آیتالله مطهری میفرمایند: «اسلام هیچ نوع شعار تصویری ندارد. تصویرهایی که منسوب به شخص مقدس رسول اکرم یا امیرالمومنین یا ائمه اطهار است و در بازار تحت عنوان شمایل پیغمبر اکرم و شمایل امیرالمومنین میفروشند هیچ کدام اساس ندارد و اسلام هم از اول تمایلی به این امر نداشته بلکه با آن مخالف بوده است. اسلام چون راجع به توحید غیور است و غیرت توحیدی زیادی دارد، از اول با مجسمهسازی و مجسمهتراشی بالاخص برای اولیای دین سخت مبارزه کرده است و در آن زمان هم ـ مخصوصاً در زمان ائمه که تمدن اسلامی خیلی توسعه پیدا کرده بود ـ افرادی بودند که اگر میخواستند تصویر بکشند با قلم میکشیدند، ولی در عین حال چنین چیزی نبوده است.»۱
آری اسلام میخواهد حریم توحید شکسته نشود، لذا هر جا که شائبهای از شرک در کار بوده دستور مناسب داده است، مثلاً میگوید وقتی میخواهی به نماز بایستی اگر چراغ یا آتشی مقابل توست، این امر مکروه است، زیرا عمل تو شباهت پیدا میکند به عمل کسی که آتش را تقدیس میکند، یا اگر عکسی مقابل توست روی آن را بپوشان. از آن شهید نقل است که مرحوم آیتالله بروجردی تاکید داشتند کسانی که به حرم امام رضا علیهالسلام میروند، هنگام زیارت، پیشانی خود را بر ضریح قرار ندهند که حالتی شبیه حالت سجده پیدا کنند.۲
ما مردم شیعه که از سوی برخی فرقهها مانند فرقه گمراه وهابیت متهم به اینگونه امور هستیم خوب است که بهانه به دست آنها ندهیم. بدعت دیگری که در عزاداریهای حادثه کربلا پیدا شده است، خواندن نوحهها با آهنگهایی است که مناسب این مجالس نیست و احیاناً ـ هر چند به ندرت ـ توأم با حرکات موزون و مناسب مجالس لهو و لعب است و گاهی آهنگ یک ترانه قدیمی است که برای کسانی که سابقهای از آن ترانه در ذهن دارند، به کلی معنویت این عزاداری نابود میشود.
مسئله دیگر، کمرنگ شدن تحلیل حادثه کربلا در مجالس عزاداری است، لذا جنبه آموزندگی و الهامبخشی و تحولآفرینی آن ضعیف شده است. باید اعمال و رفتار ما در بعد از ایام عاشورا و قبل از این ایام تفاوت اساسی داشته باشد و احساس تصفیه روحی در خود و جامعه داشته باشیم، ولی چون در اغلب مجالس عزاداری ما کمتر به تحلیل این واقعه و سخنان امام حسین علیهالسلام و بیان علل و ریشههای این حادثه از یک طرف و پیامها و درسهای آن از طرف دیگر و وظایف امروز ما با توجه به این حادثه پرداخته میشود و بیشتر وقت اکثر مجالس ما را نوحهخوانی و سینه زنی - که در جای خود لازم است - پر میکند، آثار مذکور چنانکه باید حاصل نمیشود.
ایام دهه اول محرم و شبهای احیا این خصوصیت را دارند که افرادی که در طول سال به مسجد نمیآیند، در این ایام سری به مسجد میزنند. از این فرصت باید استفاده کرد و معارف اسلامی را برای این قشر و سایر اقشار بیان نمود. اگر یک مجلس عزاداری سه ساعت به طول میانجامد، بجا است که دو ساعت آن به تحلیل این حادثه و بیان معارف و مواعظ بگذرد و یک ساعت آن به سینهزنی و نوحهخوانی، نه اینکه هر ساعت به سینه زنی و نوحه خوانی پرداخته شود. به تعبیر رهبر گرامی انقلاب در بزرگداشت این حادثه باید به سه عنصر منطق و عقل، حماسه و عاطفه پرداخته شود. در مجالس ما معمولاً فقط به بخش عاطفه و جنبه مظلومیت آن حضرت و اصحاب و اهل بیتش پرداخته میشود.
در این میان روحانیت وظیفه سنگینی از نظر نظارت بر کیفیت مجالس ایام محرم و تامین سخنران و مداح مورد نیاز را دارد. مداحان باید کلاسهای ویژه ببینند و کارت مخصوص دریافت نمایند و اینها هیچ منافاتی با مردمی بودن و خودجوش بودن عزاداریها ندارد. مسئله دیگر - که البته جدید نیست ـ حرکت دادن علمهای بسیار سنگین در دستهها است که معمولاً عامل رقابت میان دستهها است که علم ما مثلاً هجده تیغه دارد و علم مسجد رقیب هفده تیغه. قطع نظر از اینکه حرکت دادن این علمها گاه موجب نقص عضو اشخاص میشود و خود این علمها نیز شکل صلیب را تداعی میکند ظاهراً این رسم در دوران قاجار از قفقاز به ایران سرایت کرده و هیچ منشاء عقلانی ندارد.
بهتر است به جای این علمها از پرچمهای اللهاکبر و لاالهالاالله و از پارچه نوشتههای مزین به سخنان امام حسین علیهالسلام که ضمناً فلسفه و پیام قیام ایشان را مشخص میکند استفاده شود تا بر معارف مردم افزوده شود. بجا است افراد موجه، مثلاً روحانیون و دانشگاهیان موثر و محبوب در میان مردم، اینگونه دستهها را راهاندازی و ساماندهی کنند تا به تدریج خرافات از دستههای عزاداری ما زدوده شود.
خلاصه کلام اینکه باید عزاداریهای امام حسین علیهالسلام را از حالت سرگرمی و یک عادت سالانه خارج کنیم تا این منبع عظیم نیرو همچنان موجب تهذیب و جنبش جامعه اسلامی و مایه هراس ظالمان جهان باشد. این امر، عزم ملی و روشنبینی و همکاری و همدلی روحانیت و مردم را میطلبد که به فضل خدا همه این عوامل موجود است.