ترجمه: شبنم جعفرزاده
در حالى که آمریکا به این نتیجه رسیده است که گفتوگو با ایران دیگر نتیجه نمىدهد و باید شوراى امنیت در این مورد تصمیمگیرى کند، به نظر مىرسد دغدغه و نیات اصلى آمریکا بیشتر به دلیل نفت خیز بودن ایران باشد. در حال حاضر ایران دومین ذخایر اصلى نفت در جهان را دارا است که حجم آن پنج برابر ذخایر آمریکا است. به گزارش مجله نفت و گاز در سال،۲۰۰۵ تنها 8/125 میلیارد بشکه در ایران براى صنعت نفت این کشور در صف انتظار ایستادهاند. ایران همچنین دومین تولیدکننده در سازمان کشورهاى صادرکننده نفت (اوپک) است. بیشتر ذخایر نفتى ایران در خوزستان یعنى در مجاورت مرزهاى عراق و خلیج فارس قرار دارد و داراى دو میدان نفتى یادآوران و آزادگان است.
پس چندان جاى تعجبى وجود ندارد اگر واشینگتن بخواهد به چنین خاکى دست پیدا کند. اما مشکلى که در این بین وجود دارد این است که در صورت راه یافتن ایران به شوراى امنیت و وتو شدن تحریم و اقدام علیه ایران از سوى چین و روسیه، ضربهاى اساسى به برنامههاى نومحافظه کاران آمریکا خواهد خورد. دولت چین از حالا به میدان یادآوران چشم دوخته و شرکت ملى نفت چین در این میدان عظیم نفتى سهمى۵۰ درصدى دارد. روسیه هم در جاى خود داراى سهمى در اقتصاد نفتى ایران است. روسیه در سال ۲۰۰۳ براى تغییر روش توزیع نفتى خود، نفت خام کشور را به ایران مىفرستاد تا در آنجا براى مصرف داخلى پالایش شود و در مقابل هم ایران اکنون معادل همان نفت را به روسیه مىدهد. هرگونه گمانهزنى در مورد تحریمهاى سازمان ملل به شدت بازار را تحت تاثیر قرار داده و قیمتها در چند هفته گذشته بسیار نوسان داشته است زیرا ایران تهدید کرده بود که ذخایر ارزى خود را از بانکهاى اروپا خارج خواهد کرد. ایران مىداند که این کار موجب صدمه زدن به بورس آمریکا و در نهایت به دولت بوش خواهد شد. به این ترتیب ایران از کوچکترین اقدامات براى تاثیر گذاشتن بر روند فعلى بحران فروگذار نکرده و به بازىهاى سیاسى خود ادامه مىدهد. آنچه واشینگتن را بیش از سلاحهاى هستهاى نگران کرده است، آغاز به کار بورس نفتى ایران در مارس ۲۰۰۶ است زیرا اکنون واحد پول آمریکا ارز غالب در معاملات نفتى است اما ایران و سایر کشورهاى عضو اوپک خواهان پایان دادن به این وضع هستند. با گشایش این بورس در ایران این کشور مىتواند با سیستم تجارى مبتنى بر یورو کار کند و نخستین گام را براى جایگزینى دلار با یورو بردارد و به این شکل هم به آمریکا ضربهاى دیگر بزند.
به گفته یکى از اقتصاددانان آمریکایى، این کار در صحنه اقتصاد موجب مىشود که هر کسى در صورت تمایل به خرید و فروش نفت با یورو بپردازد و به کلى ارزش دلار آمریکا را از بین ببرد. اروپا دیگر مجبور به معامله نفت با دلار نیست و از واحد پول خود استفاده مىکند و به این ترتیب یورو هم جایگاه خود را در برابر دلار پیدا مىکند. در این میان چین و ژاپن بیش از همه متمایل به استفاده از ارز جدید هستند زیرا مىتوانند دلارهاى خود را با یورو جایگزین کرده و از کاهش ارزش آن واهمهاى نداشته باشند.
اینجا است که بوش و همراهانش نمىخواهند به آن برسند. بنابراین گرچه نفت تنها دلیل آمریکا براى از بین بردن ظرفیتهاى نظامى ایران نیست ولى قطعاً یکى از اصلىترین انگیزههاى واشینگتن محسوب مىشود. آمریکا مسلماً مىخواهد که تجارت جهانى نفت به ویژه در اوپک مانند گذشته به شکلى انجام شود که این کشور بیشترین نفع را در آن داشته باشد. اکنون به نظر مىرسد که جهانى شدن اقتصاد آن را جزیى جداناشدنى از سیاستگزارىهاى جهان کرده است و آمریکا هم که بهتر از همه این موضوع را مىداند، در قبال ایران تمامى ظرفیتهاى خود را به کار بسته است.