قیصر صالحی نماینده مردم دیر و کنگان و جم پیش از پرواز هواپیما به سوی فرودگاه عسلویه، به خبرنگاران می گفت: «هرکس از نزدیک عسلویه را مشاهده کرده، به ایرانی بودن خودش افتخار کرده است». شبیه همین جمله را برخی از دست اندرکاران منطقه ویژه نیز تکرار میکردند.
در بازدید 6 ساعته از تأسیسات و طرح های گازی، پتروشیمی و بندری عسلویه، در یافتیم بیشتر کارشناسان و کارکنان تاسیسات عسلویه مجبورند دو سه هفته در ماه از خانواده خود دور باشند و یکی دوبار در هر ماه برای سرکشی به خانواده شان از مسیرهای نسبتاً طولانی و خسته کننده رفت و آمد کنند و البته حقوق و مزایای درخور توجهی نیز دارند.
کرباسیان رییس منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس در صحبت با ما به «کارهای خشن ساخت و ساز» در این منطقه اشاره کرد و عسلویه را «شهر مردونه» نامید. وی در وصف منطقه ویژه پارس با اعلام اینکه «گوشه ای از ایران که آینده اقتصادی و توسعه کشور را رقم می زند»، خاطرنشان کرد: بهترین جوانان تحصیل کرده کشور را جذب کرده ایم و هم اکنون نقش ایران و ایرانی در اینجا جدی است، به طوری که 70 درصد فاز 1 و 2 را خارجی ها ساخته اند، اما تا 90 درصد از پروژه هایی که الان در آستانه بهره برداری قرار دارند، به دست ایرانی ها ساخته شده اند. کرباسیان این نکته را هم اضافه کرد: ابتدا جوش های صنعتی توسط جوشکار های خارجی انجام می شد، اما اکنون بیشتر جوشکارها، ایرانی هستند.
رییس منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس هنگامی که از میدان مشترک گازی ایران و قطر سخن می گفت، کشور مقابل را «شریک پرخور» نامید که در استخراج از میدان گازی مشترک 10 سال از ایران جلوتر است. وی خاطرنشان ساخت: در آن سمت (قطر) بزرگترین شرکت های نفتی اروپا و آمریکا فعالند و ما در وضعیت تحریم کار کرده ایم. وی توضیح نداد که آیا همه مشکلات ناشی از تحریم بوده است و دست اندر کاران هیچ فرصتی را از دست ندادهاند؟
عسلویه در جنوب شرقی استان بوشهر قرار دارد که از شمال به رشته کوه های زاگرس و از جنوب به خلیج همیشه فارس محصور است. 7 سال پیش در این منطقه خبری نبود، اما به قول صالحی نماینده منطقه در مجلس شورای اسلامی - عسلویه، امروز به پایتخت اقتصادی ایران تبدیل شده است.
واقعیت این است که در کنار پیشرفت حیرت انگیز اقتصادی عسلویه، اما اهالی بومی این منطقه، جز گرفتاری ها و محدودیت های ناشی از مقررات منطقه ویژه پارس، نصیبی نبردهاند.
قیصر صالحی ـ معلم کشاورززادهای که از روستای «بیدخون» عسلویه توانسته اعتماد مردم دیر و کنگان و جم را برای نمایندگی آنها در مجلس شورای اسلامی جلب کند، در این باره گفت: عرصه طرح های پالایشگاهی و پتروشیمی و سایر طرح های پارس جنوبی در واقع محل کار و زندگی مردم بومی و اهالی منطقه بوده که اکنون به افتخار ایران درآمده و مردم منطقه هم بدون توقع حاضرند برای مصالح و منافع ملی کشور فداکاری کنند، اما وقت آن رسیده که به موازات توسعه پروژه های نفت و گاز و پتروشیمی، به فکر عمران و آبادانی شهرها و روستاهای همجوار تاسیسات عسلویه باشیم. آیا واقعا اینگونه است؟
وی افزود: ظلم است که مردم در چند صدمتری پروژه های عظیم و حتی در معرض خطر نشت گاز، از آب آشامیدن بهداشتی محروم باشند. از بوی نامطبوع گاز در عذاب، اما از لوله کشی گاز بی بهره بوده و مجبور باشند دنبال سیلندر گاز کیلومترها آنرا به دوش بکشند.
صالحی تصریح کرد: فرصت کار و اشتغال در منطقه زیاد است، اما شرکت های بومی منطقه به دلایلی نظیر نداشتن پارتی و تجربه و رتبه کافی از حضور در مناقصه ها یا محرومند یا قادر به رقابت با غیربومی های صاحب رانت و شرکت های غول پیکر نیستند، حتی تمرکز سرمایه گذاران غیربومی در منطقه باعث شده که در دل مناطق بومی نوعی استحاله و به هم ریختگی فرهنگی به وجود آید. او معتقد است کرباسیان نسبت به مدیریت قبلی منطقه ویژه بهتر توانسته از عهده اداره اقتصادی و اداره اجتماعی منطقه برآید و واقعیتی به نام ساکنان بومی را درک کند.
همه چیز برای گاز ترش
منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس بزرگترین حوزه گازی منطقه و بزرگترین منطقه ویژه اقتصادی تخصصی در جهان است. میدان گاز پارس جنوبی با 9700 کیلومترمربع به عنوان بزرگترین منبع گازی مستقل جهان به شمار می آید که روی خط مرزی مشترک ایران و قطر در خلیج فارس واقع شده و بخش متعلق به ایران 3700 کیلومترمربع می باشد. این میدان با 14 تریلیون مترمکعب گاز طبیعی و بیش از 18 میلیارد بشکه میعانات گازی، 9 درصد ذخایر گاز جهان را به خود اختصاص داده است.
کاری که ایران از لحاظ اقتصادی باید در منطقه عسلویه انجام دهد این است که گاز ترش را از میادین استخراج کرده و پس از پالایش این نعمت خدادادی از آن گاز مصرفی یا گاز شهری استحصال و به سایر مناطق کشور منتقل کند که تحقق این امر به تاسیس پالایشگاه های بسیار بزرگ با فناوری بالا و پیچیده نیازمند است که ضمن پالایش گاز ترش، گوگرد تولید می کند. گاز ترش دارای ترکیب سمی و خطرناکی است که چند دقیقه نشت آن از یک لوله می تواند جان هزاران نفر را بگیرد. یک ماده سمی در گاز ترش دارای 4 هزار درصد است که میزان این ماده بعد از پالایش به 4 درصد میرسد.
حساب کنید وقتی نشت گاز شهری با 4 درصد از این ماده سمی می تواند جان ساکنان یک منزل را بگیرد، حال این گاز با 4 هزار درصد ماده مذکور چقدر خطرناک است؟! اینجاست که حساسیت کار جوشکاری صنعتی و اهمیت ماموریت جوشکاران لوله های انتقالی معلوم میشود.
اقدام دیگری که در این منطقه اقتصادی انرژی باید صورت بگیرد و هم اکنون بدان توجه شده، تاسیس صنایع پتروشیمی است که کارکرد متفاوتی نسبت به پالایشگاه های گازی دارد. زیرا در صنایع پتروشیمی ، گاز استخراج شده پس از انجام دهها نوع عملیات شیمیایی، به صدها ماده اولیه برای تولید انواع کالاهای موردنیاز مثل لاستیک، پلاستیک، کود شیمیایی، وسایل آرایشی و بهداشتی، رنگ و... تبدیل میشود.
صنایع پتروشیمی نسبت به پالایشگاه های گازی سودآوری بیشتری برای کشور دارند.
جالب است بدانید مطابق برنامه ریزی بلندمدت قرار است 28پالایشگاه گازی و 15کارخانه پتروشیمی در منطقه پارس جنوبی با 100میلیارد دلار هزینه تأسیس شود، اما فعلاً فقط حدود 22میلیارد دلار هزینه شده است و تاکنون پالایشگاه های گازی (فازهای) 1، 2، 3، 4و 5 به بهره برداری رسیده و پیش بینی می شود فازهای 6، 7و 8 در سال 85 و نیز فازهای 9و 10 میدان گازی پارس جنوبی در سال 86 به بهره برداری کامل برسد. تأسیس سایر فازها (پالایشگاه ها) نیز یا در مرحله مطالعاتی و یا در مراحل اجرایی مقدماتی قرار دارد.
هرچقدر که پیش می رویم به علت انتقال فناوری و نیز کارکشته تر شدن متخصصان ایرانی، نیاز ایران به استفاده از توانمندی شرکت های خارجی کاهش می یابد و حتی به تدریج می توان تکنولوژی کامل احداث پالایشگاه و پتروشیمی را از مرحله طراحی تا بهره برداری به سایر کشورها صادر کرد.
درست است که قطر با ایران در میدان گازی پارس جنوبی شریک است و شرکت های نفت و گاز آمریکا و اروپا در این کشور مشغول فعالیت هستند، اما بایدبه این نکته هم توجه داشت که کل مساحت قطر از استان بوشهر خودمان هم کوچکتر است و آنها حتی نمی توانند فقط به اندازه سرمایه گذاری ایران در عسلویه هم پالایشگاه بسازند، لذا با اینکه قطری ها 10سال زودتر از ما استخراج از میدان گازی مشترک را آغاز کردهاند.
اما ادعا می شود ما همین الان به میزان آنها استخراج می کنیم و خیلی زود عقب ماندگی را هم جبران کرده و حتی از قطر جلو می افتیم!امید آن که مدیریت اجرایی کشور و مدیر منطقه ویژه کار خودشان را ازنظر تزریق کافی بودجه و به کارگیری صحیح پول و امکانات و منابع انسانی درست انجام دهند و از اتلاف پول، زمان، تجهیزات و نیروی متخصص پرهیز کنند.
گام هایی که قرار است برداشته شود
اکنون منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس از یک سو مشغول انجام وظیفه در دو بخش تخصصی و اجتماعی است. از یک سو باید طرح های پالایشگاهی، پتروشیمی و بندری را پیش ببرد و از سوی دیگر امکانات مناسب معیشتی و رفاهی را برای ساکنان منطقه- اعم از اهالی بومی یا دهها هزار کارشناس و کارگر تأسیسات ـ فراهم سازد.
شاید بتوان گفت با راه اندازی فرودگاه بین المللی خلیج فارس، ایجاد شهر جدید «سیراف» یا نای بند و تأسیس مراکز تربیت نیروی حرفه ای و ماهر، گام بزرگی در عسلویه برداشته شود. فرودگاه بین المللی خلیج فارس با 4200متر باند پروازی تا دو ماه دیگر برای فرود هواپیماهای پهن پیکر آماده می شود. طرح ایجاد یک شهر جدید با ظرفیت 120هزار نفر برای متمرکز کردن ساکنان عسلویه ـ که در اثر گسترش یافتن حریم تأسیسات گازی تا نزدیکی محل زندگی شان دچار مشکلات عدیده شده اند، نیز مراحل مقدماتی را میگذراند.
همچنین تأسیس مراکز آموزش فنی و حرفه ای برای تربیت جوانان محلی به عنوان نیروی ماهر نیز ضرورتی است که هم اینک مذاکرات و توافقاتی دراین زمینه بین مسئولان امرصورت گرفته است. یکی از گلایه ها این است که با وجود جوانان بیکار منطقه، نیروهای غیربومی جذب تاسیسات گازی می شوند، اما دست اندرکاران منطقه ویژه درپاسخ اظهارمی دارند چون به نیروی کار متخصص نظیر جوشکار صنعتی نیازدارند، امکان استفاده از جوانان فاقد تخصص وجود ندارد ضمن آنکه تعداد قابل توجهی از عناصر متخصص غیربومی نیز درآزمون های سخت مردود می شوند، زیرا به قول کارشناس فاز 2و 3 به علت حساسیت ودقت کار، نمی توان بدون اطمینان کامل از توانایی افراد، آنها را به کار گرفت.
صنایع پایین دست
حالا که صنایع پتروشیمی درعسلویه مواد اولیه را برای صنایع ـ به اصطلاح ـ پایین دست فراهم می کند، طرحی دردست اقدام است که مطابق آن 1000هکتار برای استقرار و یا توسعه صنایع پایین دست نظیر پلیمرها، لاستیک، پلاستیک، الیاف نساجی و مصنوعی، روغن های صنعتی، چسب، سموم دفع آفات، مواد بهداشتی و آرایشی، کودهای شیمیایی و... اختصاص یافته است.
به عبارت دیگرپس ازاستخراج گازترش، این محصول طبیعی را درهمین منطقه یا فرایند پالایشگاهی وپتروشیمی به صدها فرآورده مورد نیاز تبدیل می کنند، بدون آنکه نیازی به صرف صدها میلیارد تومان هزینه انتقال گاز به سایرمناطق کشورباشد.
بخشی از پروژه احداث بندرخدماتی وبندرپتروشیمی درمنطقه عملیاتی شده که امکان بارگیری یا تخلیه مواد و کالا را فراهم کرده است. برخلاف گذشته که گوگرد حاصله از پالایشگاه های گازی باید به یکی از بنادر به جنوب کشور منتقل می شد تا از آن طریق صادرشود، هم اکنون صادرات گوگرد ازبندرخدماتی پارس صورت می گیرد. ازسوی دیگر تمام تجهیزات مربوط به تاسیسات پالایشگاه ها وپتروشیمی صنایع وابسته، درهمین بندر تخلیه شد و نصب گردید.