2 ـ فعالیتهای مطبوعاتی
یکی از رسانه های موثری که نقش مهمی در گسترش و پیوند رژیم شاه با اسرائیل ایفا کرد , مطبوعات بود. در این زمینه , اسرائیلی ها با بهره گیری از پروتکل های علمای صهیون , سرمایه گذاری قابل ملاحظه ای را انجام داده و در امور فرهنگی کارها را به جهتی که تمایل داشتند , سوق می دادند. در پروتکل دوم از پروتکل های صهیون درباره مطبوعات آمده است :
« روزنامه , یکی از بهترین و مهم ترین وسایل نشر افکار ماست . روزنامه نگاری یکی از منابع سرشار فرهنگ است ; ولی چون دولت ها نتوانستند از آن به طور شایسته استفاده کنند , سرانجام به دست ما افتاد. به وسیله آن توانستیم افکار خود را در اذهان مردم بگنجانیم و صدها کرور طلا و نقره جمع آوری نماییم » . (1 )
همچنین در پروتکل هجدهم به نکته جالبی به قرار زیر اشاره شده است :
« (عمال ما) همچون گوسفند به راحتی رام می شوند و هرچه بگویی , اطاعت می کند; فقط به این شرط که از آنها تمجید , و در برابر مردم به عنوان قهرمانانان جهان سیاست از آنها یاد شود » . (2 )
بنابراین , اسرائیلی ها با بهره گیری از عنصر تملق گویی و تمجید به وسیله نشریات خود از محمدرضا پهلوی با القابی اغراق آمیز یاد می کردند. در همین ارتباط , روزنامه « الانبا » چاپ اسرائیل در مورخ 1355,4,22 گزارشی به قلم « کارول روان » با عنوان « شاهنشاه محمدرضا پهلوی امپراطور مقتدر , ولی مدرن و محبوب » منتشر کرد که بخش هایی از آن چنین بود :
« شاهنشاه ایران یکی از شخصیت های نادر جهان امروزند که سیاستشان مبتنی بر تامین رفاه میلیون ها میلیون از ابنا بشر نه تنها در ایران , بلکه در سراسر جهان می باشد... شخصیت های بزرگ جهان امروز در این امر متفق القول هستند که امپراطور محمدرضا پهلوی , یک سیاستمدار طراز اول جهان می باشند...
در کنار تبلیغاتی که با حمایت رژیم ایران به سود اسرائیل در مطبوعات انتشار می یافت , اسرائیل در نظر برخی از روشنفکران ایرانی که حتی با سیاست های شاه نیز درگیری داشتند , از جاذبه هایی برخوردار بود. این عده عبارت بود از : سوسیالیست های ایرانی که در راس آنها خلیل ملکی , حسین ملکی , داریوش آشوری و جلال آل احمد قرار داشتند. پس از انشعابی که ملکی و یارانش در آذرماه سال 1326 از حزب توده به عمل آوردند , در جست وجوی یافتن جایگزینی برای سیاست های شکست خورده حزب توده و استالینیسم , مجذوب دستاوردهای جدید واحدهای کشاورزی اشتراکی اسرائیل موسوم به کیبوتص ها و مشاوها شدند که خارج از حیطه روش های استالینی , تجربه ای کامیاب در مقابل واحدهای ناموفق کلخوز و سووخوز روسی به شمار می رفت . (3 )
در سال 1327 , مهندس حسین ملکی در مجله « اندیشه نو » مقاله ای با عنوان « کیبوتص » نگاشت و سوسیالیسم کیبوتصی را مورد تحسین قرار داد; سوسیالیسمی که با سرمایه « بارون ادموند روچیلد » بنیان نهاده شده بود. همزمانی انتشار این مقاله در ایران با حوادث تکان دهنده و خونین فلسطین نمی تواند تصادفی باشد. خلیل ملکی ـ برادر حسین ملکی ـ نیز در بهار 1332 در مجله « علم و زندگی » مقالاتی به سود کیبوتص های اسرائیلی منتشر کرد . (4 )
همچنین در مهر سال 1335 , مطالبی با عنوان « یادداشت های سفر اسرائیل » از سوی عباس شاهنده ـ مدیر روزنامه فرمان ـ چاپ و منتشر شد که اقدامی در جهت زمینه سازی افکار عمومی و مقدمه ای برای برقراری روابط اسرائیل بود. وی در یادداشت های خود می نویسد :
« روابط سیاسی ایران با اعراب با تمام تعارفاتی که طرفین به هم می کنند , طبعا نمی تواند رضایتبخش باشد... ایران از جانب مغرب در مقابل یک جبهه بزرگ عربی قرار گرفته است که گرچه از آن بیمی ندارد , اما به هر حال اگر یک کفه به نام اسرائیل در گوشه خاورمیانه و در قلب سرزمین های عرب باشد , طبعا نفع سیاسی ایران ایجاب می کند که از آن کفه سیاسی استفاده کند. بنابراین , با کمال واقع بینی و به دور از هرگونه تعصب مذهبی , از هر وسیله ای که موجب شود توازنی بین روابط ایران و اعراب در خاورمیانه ایجاد کند , باید حداکثر استفاده را کرد و به نظر من چنین می رسد که اهم این وسایل روشن شدن وضع روابط ایران با کشور نوبنیاد اسرائیل است و روی همین عقیده بود که من با کمال مسرت , دعوت اسرائیل را برای مسافرت به آن کشور پذیرفتم و اکنون نیز وظیفه خود می دانم که هموطنان خود را از آنچه در سرزمین یهود می گذرد , مستحضر سازم تا اولیای امور به آنچه مصلحت ایجاب می نماید , عمل نمایند . (5 )
وی سپس درباره تمجید اسرائیلی ها از کوروش اظهار می دارد :
« کوروش کبیر ـ پادشاه ایران ـ دولت کلده را شکست داده و یهودیان را آزاد کرد و به کشور اسرائیل بازگردانید. به همین مناسبت , کوروش کبیر در نزد یهودیان احترامی زایدالوصف دارد و قوم یهود همواره این شاهنشاه خود یاد می کنند و برای سپاسگزاری از این ]منجی [بزرگ ایران را به عنوان خدمت تاریخی در تورات او را مسیح خدا خوانده و هم اکنون زیباترین خیابان ها را در شهرهای مختلف اسرائیل به نام کوروش و ایران نام نهاده اند . » (6 )
عباس شاهنده علاوه بر این , به توصیف موضوعاتی از قبیل درختکاری , بهداشت , پرچم اسرائیل , تحصیلات , کالاهای مورد نیاز ایران در اسرائیل , کیبوتص (مزارع اشتراکی در اسرائیل ) و زنان در اسرائیل در « یادداشت های سفر اسرائیل » پرداخته است .
تجهیز مطبوعات و کمک های مالی یکی از شیوه هایی بود که اسرائیلی ها به منظور تاثیرگذاری بیشتر بر افکار عمومی در ایران به وسیله افراد وابسته انجام می دادند. به عنوان نمونه , داریوش همایون یکی از این افراد بود که حاضر شده بود در برابر حمایت های مالی و امکانات و راه اندازی روزنامه « آیندگان » , مطالب روزنامه را همیشه علیه اعراب و به نفع اسرائیل تدوین کند . در همین باره در گزارش ساواک , شماره 3048 ت , مورخ 46,7,12 چنین آمده است :
« آقای مئیر عزری ـ معاون نمایندگی اسرائیل در تهران ـ اظهار داشته است که داریوش همایون از او خواسته است که در روزنامه شرف تاسیس آیندگان تا حدود دو میلیون تومان سرمایه گذاری نمایند. او ضمنا گفته است در صورتی که این سرمایه گذاری عملی شود , تعهد می نماید که برای همیشه مطالب روزنامه را علیه اعراب و به نفع اسرائیل تنظیم نماید. داریوش همایون یازده شماره نشریه بامشاد را که در آن تفسیرهایی در مورد اعراب و اسرائیل بر له و علیه اعراب نوشته شده بود , ارائه داده است و خواهش کرده که آنها را به وزارت امور خارجه اسرائیل بفرستد و اضافه نموده که در سفری که به تل آویو کرده , با مقامات وزارت امورخارجه اسرائیل راجع به این موضوع صحبت کرده و در آن وقت , آنها از او پشتیبانی کرده و وعده کمک کرده اند . (7 )
همچنین وی در سفری به اسرائیل و ملاقات با مقامات آن رژیم , تقاضای خرید یک دستگاه رتاتیو را جهت روزنامه آیندگان مطرح کرد که این موضوع در وزارت خارجه اسرائیل عنوان شد و پس از مشورت با نمایندگی آژانس اسرائیل در ایران و با کمک (عزری ) ـ نماینده اسرائیل در تهران ـ که از دوستان داریوش همایون بود , سرانجام موافقت شد که دولت اسرائیل و یا سازمان صهیونیسم , پرداخت اقساط فروش رتاتیو را بر عهده گرفته و با پرداخت قسمتی از مخارج رتاتیو , آن را به داریوش همایون بفروشند. در مقابل این مساعدت مالی دولت اسرائیل و وزارت خارجه این کشور به داریوش همایون , او متعهد شد که حمله به اعراب را سرلوحه خط مشی روزنامه خود قرار داده و از اسرائیل حمایت کند . (8 )
به این ترتیب تلاش های داریوش همایون با ابلاغ موافقت کامل وزارت خارجه و پشتیبانی رژیم اشغالگر قدس توسط مئیر عزری به نتیجه رسید و اولین شماره روزنامه آیندگان در 25 آذر 1346 در 20000 نسخه منتشر شد. اما با وجود تلاش های بسیار با استقبال خوبی رو به رو نشد. ساواک طی بخشنامه ای به کلیه ساواک ها در 29 آذر 1346 از آنها می خواست تا میزان فروش و علاقه مندی هر یک از طبقات مردم منطقه خود را نسبت به آیندگان , تعیین و به صورت غیر محسوس از این روزنامه حمایت کنند. شایعه خریداری دستگاه رتاتیو برای روزنامه آیندگان از اسرائیل در بین مطبوعات با قبول تعهد همایون به اسرائیلی ها و نوشتن مطالبی در راستای اهداف اسرائیل , به یقین تبدیل شد . (9 )
علاوه بر این , داریوش همایون همواره مورد توجه و حمایت صهیونیست ها بود. از جمله این کمک ها فروش چاپخانه امید نوبه مالکیت یک فرد یهودی به نام نجات الله یزدانی در 28 دی 1347 بود . وزارت اطلاعات در این ارتباط طی گزارشی به ساواک نوشت :
« آقای نجات الله یزدانی طی سند شماره 8070 مورخ 47,10,28 ثبت شده در دفترخانه 308 تهران , چاپخانه امید نو واقع در خیابان ناصرخسرو , کوچه خدابنده لوها , و کلیه حقوق متصوره فرضیه آن را به آقای داریوش همایون ساکن تهران , شهرآرا , خیابان چهارم , پلاک 33 مصالحه نموده است و متاصالح تقاضای صدور کارت صلاحیت مدیریت چاپخانه مذکور را به نام خود کرده و ضمنا اعلام داشته است محل چاپخانه را به خیابان شاه , خیابان فردین , نبش کوچه دانش , منتقل ونام آن را نیز به یادگار تغییر داده است . » (10 )
به نظر نویسنده کتاب « رجال عصر پهلوی » تغییر نام چاپخانه و تغییر محل آن را می توان در راستای اختفای کمک های صهیونیستی به روزنامه آیندگان ارزیابی کرد.
مئیر عزری بر کمک به افرادی مانند داریوش همایون به فعالیت های فرهنگی چشمگیری نیز در ایران می پرداخت . وی مدیر مسئول نشریه ای فارسی زبان به نام « ستاره شرق » بود که در ایران منتشر و به رایگان توزیع می شد. نامبرده با روزنامه نگاران معروف ایران در کیهان و اطلاعات و اغلب مخبرین و خبرنگاران رابطه داشت . وی تمام نشریات ایرانی را که مطالبی درباره اسرائیل به چاپ می رساندند , به وسیله کانون فرهنگی کوروش کبیر , تهیه و به اسرائیل ارسال می کرد و در عین حال , برخی نشریات اسرائیلی را در میان صاحب منصبان سیاسی , فرهنگی , دانشگاهی و... توزیع می کرد. برخی از این افراد عبارت بودند از :
مجلس سنا : دکتر بیانی , تقی زاده , علی دشتی
لیدر حزب ملیون : دکتر اقبال
دانشکده علوم : دکتر آزاد , دکتر هشترودی
وزارت امور خارجه : دکتر آدمیت , عظیما , دکتر عاملی , خسرو افشار
دانشکده ادبیات : دکتر سیاسی , دکتر بینا
دکتر فضل الله شیروانی , خیابان حشمت الدوله
معاون وزارت امور خارجه : حمزوی
وزارت فرهنگ : گرجی , دکتر احمد پارسی سنگل پهلوی
اطلاعات : عباس مسعودی
مجله اکونومیست : دکتر باقر شریعت
سازمان برنامه دایره آبیاری : علی بیانی (12 )
انتشار اخبار مربوط به روابط ایران و اسرائیل در مطبوعات به ویژه مطبوعات اسرائیل , در بعضی موارد مشکلاتی را به وجود می آورد. مسئولان ایرانی دستور جلوگیری از انتشار هرگونه اخباری را که سبب واکنش کشورهای عربی می شد , صادر می کردند. اما مقامات اسرائیلی هر چند در برابر اصرار مسئولان ایرانی مبنی بر جلوگیری جراید اسرائیلی از انتشار اخبار , وعده هایی می دادند , اما آنها با بی اعتنایی , وعده های خود را فرموش کرده و تذکرهای متعدد نمایندگان ایران در اسرائیل هم به آنها بی اثر بود.در همین ارتباط , گزارش دکتر ابراهیم تیموری ـ رئیس نمایندگی ایران در اسرائیل ـ به وزارت امور خارجه که بیانگر خستگی و آزردگی وی از عدم مراعات جراید اسرائیل و بی توجهی مسئولان اسرائیلی نسبت به وعده هایشان بوده , خواندنی است :
« احتراما عطف به نامه محرمانه شماره 3708 مورخ 1342,4,23 موضوع تذکر به وزارت امور خارجه اسرائیل راجع به جلوگیری اسرائیل از انتشار اخبار مربوط به روابط ایران و اسرائیل به عرض می رساند این مطلب را تاکنون در موارد متعدد به مقامات وزارت امور خارجه اسرائیل گفته ام , ولی هر مرتبه ضمن اظهار اینکه سعی در جلوگیری از این انتشارات به عمل خواهند آورد , تلویحا و صریحا می گویند که جراید در اسرائیل آزاد هستند و هیچ مجوزی برای جلوگیری از آنها نیست و فقط در امور دفاعی کشور اسرائیل و مسائل نظامی , جراید حق انتشار مطلبی را ندارند. در مورد روابط ایران و اسرائیل به خصوص باتوجه به آمد و رفت هایی که می شود , نمی توان جلوی انتشار جراید را کاملا گرفت .
چند روز پیش روزنامه کثیرالانتشار عبری زبان معاریو در شماره مورخ 6 اوت (15 مرداد) ضمن درج خبر ارتقای دکتر دوریل به مقام سفیر کبیری , شرحی در اهمیت روابط ایران و اسرائیل و فعالیت هایی که در زمینه همکاری دو کشور می شود , درج کرده که ترجمه متن آن به ضمیمه تقدیم گردیده است . بعد از انتشار این خبر به وزارت امور خارجه اسرائیل رفتم و با خانم ـ رئیس اداره خاورمیانه ـ ملاقات کرده و ضمن مذاکره در VERED ورد این مورد صریحا گفتم این ترتیب به روابط ما و شما لطمه خواهد زد. نامبرده ضمن اظهاراتی که همان مطالب سابق بود , گفت : « ما تا آنجا که توانسته ایم اقدام کرده ایم ; از جمله مثلا با آنکه تیمسار سپهبد ریاحی مدت نسبتا زیادی در اینجا بودند و از همه نقاط اسرائیل هم بازدید کردند , ماسعی نمودیم که خبر آن در جراید منتشر نشود. » . در جواب گفتم : « همین خود دلیلی است که اگر بخواهید می توانید جلوی انتشارات جراید را در موضوع رابطه بین ایران و اسرائیل بگیرید » خلاصه ضمن مذاکرات مطولی که در این باره به عمل آمد , خانم ورد مطالبی گفت که مفاد و مضمونش آن است که ما آنچه که باید کرده ایم و بیش از این هم کاری نمی توانیم بکنیم , به این طریق , از بس که در این باره گفته ایم , ولی عکس العملی نشان نداده ایم , اینها که تاکنون در این موارد لااقل و عده ای در جلوگیری از این انتشارات می دادند , حالا تقریبا می گویند همین است که هست ... » (13 )
به نظر می رسد نحوه برخورد مسئولان وزارت امور خارجه اسرائیل بدین معنا نبوده است که به روابط ایران و اسرائیل آسیب وارد شود , بلکه مقامات و مطبوعات اسرائیل قصد داشتند با درج اخبار روابط , ایران را در برابر عمل انجام شده قرارداده و روابط ایران و اسرائیل را از محله پنهانکاری خارج کنند. مرتضی مرتضایی ـ رئیس نمایندگی ایران در تل آویو در گزارش سالیانه خود به وزارت امور خارجه با ابراز خشنودی از رویه مطبوعات اسرائیل نوشت : « رویه کلی مطبوعات اسرائیلی نسبت به ایران در مجموع , رویه مثبت و سازنده است و به طور کلی بسیار کم اتفاق می افتد که مقاله یا چیز ضد ایرانی داشته باشد . » (14 )